اشاعه هنرهای محلی و بومی نامیده می شود، به عمل آورد. این امرضمن آن که انجام یکی از کارکردهای نظام آموزشی و مدارس را، که ناظر بر بقا و انتقال هنرهای بومی و ارزش های مرتبط بدان می باشد، تسهیل           می کند درجلب توجه و علاقه دانش آموزان و ایجاد یادگیری معنادار و ملموس با استفاده از ظرفیت ها و امکانات محلی تأثیری قابل ملاحظه دارد.

  • برنامه درسی هنر باید ابعاد وکارکردهای تلفیقی را نیز مورد توجه قرار دهد.

در واقع تأکید بر برخورداری هنر و تربیت هنری ازیک جایگاه کاملاً مشخص و تعریف شده در ساختار برنامه درسی هیچگاه به معنای انتزاع هنر و غفلت از ارتباط و پیوستگی آن با حوزه های محتوای دیگر و نادیده انگاشتن کارکردهای ثانویه آن نمی باشد و از این منظر، ضروری است که اساساً، روح و نگرش حاکم بر برنامه درسی مدرسه هنرمندانه و زیبایی شناسانه باشد. ازسوی دیگر،              برنامه درسی هنر بایدظرفیت های سایر دروس را نیز برای تحقق اهداف تربیت هنری مورد توجه قراردهد. منطق اساسی این نوع تلفیق آن است که اساساً هرماده درسی دارای ظرفیت بالقوه ای برای تحقق اهداف دروس دیگر می باشد. این ویژگی بیانگرمفهوم                فرابرنامه درسی بوده و باعث افزایش کارایی و اثربخشی نظام آموزشی در تحقق اهداف تربیت هنری می گردد.

رویکردبرنامه درسی هنر

رویکرد، دیدگاه کلی است که در سراسر برنامه حاکم است و مانند چتری همه ی عناصر برنامه را پوشش می دهد. جهت گیری کلی برنامه درسی ملی شکوفایی، تقویت و توسعه فطرت الهی(نظیر خداپرستی، زیبایی، دوستی، خلاقیت و …) است                         (برنامه درسی ملی: ص31). این رویکرد با نگاهی جامع به انسان زمینه ساز رشد متعادل انسان در چهار عرصه ارتباط با خدا، خود، خلق و خلقت است.

رویکرد برنامه درسی هنر یا همان تربیت هنری نیز درصدد شکوفایی فطرت دانش آموزان از طریق ایجاد محیط آزاد برای تقویت حواس، تخیل، خلاقیت، ظرفیت های نهفته هوش و تفکر و افزایش حساسیت دانش آموزان نسبت به ویژگی ها و ابعاد زیباشناختی اشیاء و پدیده های مختلف است. درس هنر از طریق تربیت هنری در صدد ایجاد رشد و شکوفایی قابلیت ها و حساسیت های هنرمندانه دانش آموزان است و به آن ها یاد می دهدکه چگونه ببینند، بشنوند، ارتباط برقرار سازند و در جهت رشد و کمال حرکت کنند. علاوه بر آن آشنا کردن دانش آموزان با شیوه های بیان و ابراز هنرمندانه، طراحی و اجرای هنری، کسب آگاهی از هنر و تاریخ آن، قدردانی از هنرمندان و آثار هنری و ارزشمند شمردن آن هاست.

” تربیت هنری ” را به پنج موضوع کلی می توان تفکیک کرد که عبارت اند از :

1- زیبا شناسی 2- ارتباط با طبیعت 3- آشنایی با تاریخ هنر 4- تولید محصول هنری 5- نقد هنری

مطلب مرتبط :   طبقه بندی انواع شیوه های فرزند پروری

این مباحث ، مهم ترین عناصر آموزش هنر از دوره ی ابتدایی تا دانشگاه هستند و بنابر سطح آموزش و متناسب با سنین آموزشی ، باید مطرح شوند(نواب صفوی و همکاران، 1387: ص 12).

  • زیباشناسی : یعنی درک توجیه قضاوت های افراد درباره آثار و اشیای هنری، یا طرح پرسشهایی درباره ماهیت هنر و                      قضاوت های آگاهانه درباره هنر. زیبایی شناسی را مطالعه پاسخ های فلسفی و روان شناسانه به هنر دانسته اند. حوزه ای از این            علوم که به درک زیبایی و ارزش هنر می پردازد. شاخه ای از فلسفه و روان شناسی که درصدد درک تجارب و برداشت های           هنری مان می باشد. از این رو زیبایی شناسی، اصطلاح به کار رفته برای واکنش های حسی و شناختی به هنر است (ویسلار[17]،2004؛ ص216).

2- ارتباط با طبیعت: برای درک طبیعت و پرورش حواس دانش آموزان باید به حکمت آفرینش توجه داشت که چگونه عناصر گوناگون در کنار هم قرار گرفته و برای بقای همدیگر می کوشند. طبیعت علاوه براینکه در هنر الهام بخش ماست در کسب سایر مهارت های زندگی همچون دوستی، عشق، امید، خلاقیت و نو آوری نیز می تواند معلم خوبی برای ما باشد. تعادلی که در عناصر طبیعت وجود دارد و توازن و هماهنگی بین آن ها می تواند به عنوان الگویی برای زندگی مطرح شود.

ایجاد انگیزه، پرورش حواس، استعداد و تخیل در طبیعت، سلامت و بهداشت روانی و آموزش را تضمین می کند و تأثیرگذار در یادگیری درس هنر و سایر دروس می باشد. توصیف و تفسیر طبیعت، توجه به زیبایی طبیعت، تقویت حس زیبادوستی، و یافتن استدلال های علمی و منطقی از ارکان مورد توجه در این بحث می باشد(محمدپور، نیکان پور:13282؛ ص 24-22).

3- آشنایی با تاریخ هنر: یعنی کسب دانش درباره نقش هنرمندان و فرهنگ و جامعه در آثارهنری، یا آگاهی از نقش هنر در          فرهنگ گذشته و معاصر. از طریق تاریخ هنری، دانش آموزان به این درک نایل می آیند که تمام اَشکال هنری، بعد ضروری              فرهنگ هستند و اینکه تمام فرهنگ ها، هنر را رهنمون هستند حال، در پاسخ به اینکه چرا باید تاریخ هنر را مطالعه کرد،          می توان گفت: هنگامی که دانش آموزان تاریخ هنری را مطالعه می کنند، آنها ارزش و نقش بی همتای فرهنگ شان رامی آموزند به عبارتی دیگر، تاریخ هنری« چه کسی، چه چیز، چه وقت، کجا، و چرا[18] » را به ما می گوید(گانتر[19]، 200؛ ص95).

تاریخ هنری به نقشی که هنر و هنرمند در توسعه میراث فرهنگی جهان و جامعه معاصر ایفا کرده اند، می پردازد. از راه بررسی آثار هنری، دانش آموزان پذیرش تفاوت ها و شباهت های موجود میان مردم در زمانها، فرهنگها، مذاهب، و قومیت های مختلف را درک می کنند. آموختن درباره هنرمندان خاص و آثارشان، دوره زمانی شان، ممکن است برای برخی از دروس مناسب به نظر آید. اما هدف اصلی، درک اهمیت هنر و هنرمند در پیشرفت بشری گذشته و حال است(فینسترا وگویدموند[20]، 2006؛ ص7).

مطلب مرتبط :   اصطلاحات خودرو؛ مخفف‌های مربوط به تجهیزات خودرو چه مفهومی دارند؟

4- تولید محصول هنری: یعنی ایجاد و خلق آثار هنری، یا ساخت آثار هنری. به منظور کسب رضایت از خلق هنر، دانش آموزان از              راه تولید آثار هنری، آموزه هایی را درباره فرایند هنری می آموزند و از این روی می توانند در سطحی مطلوب تر، آثار و                         کوشش های سایر هنرمندان را پاس بدارند. مادامی که تمامی دانش آموزان، عملاً هنرمند نخواهند شد، اما همه آنها ساکنان          دنیای هنر خواهند بود و از تجارب تولید هنری شان در سطح مدارس بهره مند خواهند شد. اِمپوه معتقد است که آثار هنری خلق       شده در هر دوره ای، تبیینی از تمدن را ثبت و ضبط کرده اند. از این رو می توان گفت که تولید هنری نقشی اساسی و اولیه در            فهم هنر دارد(اِمپوه[21]، 2002؛ ص29).

5- نقد هنری: یعنی واکنش و قضاوت درباره ویژگیهای موجود در اَشکال و آثار هنری، یا تفسیر و تحلیل هنر. به باور فیسترا و گویدموند نقد هنری، شکلی از سواد تجسمی[22] است که طی آن دانش آموز درباره اشکال هنری به مشاهده، توصیف، تحلیل، تفسیر و قضاوت می پردازد. تحلیل مکتوب[23] از سوی منتقدان مشهور، به اندازه آثار هنری ارزشمند فرهنگی، می تواند در حوزه مطالعه انتقادی هنر مؤثر واقع گردد(فینسترا وگویدموند، 2006؛ ص41).

دابس(به نقل از اسکاپل[24]، 2006 : ص15) اظهار می دارد، « نقد هنری، توانایی درک و پذیرش هنر، نقش آن در جامعه را ارتقاء می دهد. اساساً نقد هنری، ارتباطی است بین مخاطب و اثر هنری. مخاطب یک اثر هنری به طرح پرسش هایی پیرامون این که آن چیست، به چه منظور است، و چه ارزشی دارد، می پردازد.»

 

 

[1] – Lundholm

[2] – Schiller

[3] – Spencer

[4] – Marshal

[5] – Baldwin

[6] – Long Field

[7] – Alexander

[8] – Freud

[9] – McDougall

[10] – Heeren

[11] – Karl Heinrich Marx

[12] – Max Weber

[13] – Michel Foucault

[14] – Diego Velázquez

[15] – Marguerite

[16] – Pierre Bourdieu

[17] – Wislar. A.

[18] – Who, What, When, Where, Why

[19] – Gunter

[20] – Feenstra & Guidmond

[21] – Mpowe, L

[22] – Visual literacy

[23] – Written Analysis

[24] – Schappelle. L

  • 2
دسته بندی : مقالات