همه ما انجام دهنده اشتباه می شیم. اشتباه کردن خودداری ناپذیره و اشتباهات ما از نظر اندازه و اهمیت، فرقای زیادی دارن. اما درک این اشتباهات به ما کمک می کنه از اونا درس بگیریم و دوباره تکرارشان نکنیم. ما نمی تونیم اشتباه نکنیم، اما می تونیم علم مون درباره ی اشتباهات رو بیشتر کنیم تا بتونیم از اونا درس بگیریم.

  • محققان و دانشمندان درباره بهترین روش مطالعه چه نظراتی دارن؟
  • بهترین روشای یادگیری؛ چه جوری هر چیزی که می خواهیم یاد بگیریم؟
  • بهترین تکنیکای یادگیری؛ ۱۰ پیشنهاد ای که بهترین رتبه رو از اون شما می کنه

اینجا به دو نقل قول جالب درمورد اشتباهات اشاره می کنیم که اگه منظورمان رو از اونا خوب روشن نکنیم، ممکنه برداشت اشتباهی از اونا بکنیم:

زندگی ای که صَرف کارهای اشتباه شده، نه تنها افتخارآمیزتر، بلکه مفیدتر از زندگی ایه که صرف هیچ کاری نشده.

– جورج برنارد شاو

 

 

چه خوب می شه اگه با آغوش باز به استقبال خطاها -این همراهان همیشگی زندگی- بریم و این همراهی رو دوری ناپذیر و هدفمند ببینیم که به واقع هم همین طوره.

– ماریا مونته سوری

 

 

از این نقل قولا اینجور برداشت می شه که اشتباه چیز خوبیه و این پیامی مثبت و بخشی از چیزیه که باید درک کنیم. ارزش قائل شدن واسه اشتباهات به ما کمک می کنه بتونیم بر ترس مون از اشتباه کردن مسلط شیم و خطر کنیم. اما علاوه براین، باید یاد بگیریم مفیدترین نوع اشتباهات کدوم ان و چه جوری باید از اونا درس بگیریم.

انواع اشتباه

اشتباهات به دلیل ارتقای تواناییا

این نوع اشتباهات زمانی رخ میدن که می خواهیم تواناییای فعلی مون رو پیشرفت دهیم. در این موارد ما دلمون نمی خواد اشتباه کنیم یا کاری رو به روش نادرست انجام بدیم، بلکه سعی می کنیم کاری بالاتر از توانایی عادی مون رو بی کمک بقیه انجام بدیم و پس خواه ناخواه انجام دهنده اشتباهاتی می شیم. وجود این اشتباهات مثبته. اگه هیچوقت انجام دهنده این دسته از اشتباهات نشویم، به این معناست که هیچوقت خودمون رو واسه یادگیری مهارت ها یا دانشی جدید به رقابت نکشیده ایم. بعضی وقتا در یک نقطه گیر می کنیم و دوباره و چندباره انجام دهنده همون اشتباه می شیم. این شکست ممکنه به خاطر این باشه که به جای تمرکز بر ارتقای توانایی هامون، داریم حرکات رو بی فکر انجام میدیم. در موارد دیگر، شاید دلیل این باشه که راه درستی واسه رسیدن به هدف انتخاب نکرده ایم و باید راه حل دیگری واسه یادگرفتن اون مهارت در پیش بگیریم. شاید هم کاری که سعی داریم انجام بدیم، خیلی بیشتر از حد توانایی مونه و هنوز واسه چالشی به این بزرگی آماده نیستیم. اشکالی نداره که محدود کردنا و سرعت رشد مون رو امتحان کنیم تا فهمیده چقدر سریع می تونیم پیشرفت کنیم. اما اگه به بن بست خوردیم، کاری که می تونیم بکنیم، اینه که درجه رقابت رو کمی پایین بیاریم و درعین حال اونو بالاتر از علم و توانایی فعلی مون نگه داریم. میدون مبدأیی پیشرفت ما (ZPD) کمی وسیع تر از میدون کارهاییه که بی کمک بقیه می تونیم انجام بدیم و این، رقابت مفیدی رو واسه یادگیری جلو ما قرار می ده.

مطلب مرتبط :   اصول تبلیغات در اینستاگرام؛ راهنمای استفاده از اینستاگرام برای کسب‌وکارها

ما واسه ارتقای توانایی هامون ناگزیر انجام دهنده این اشتباهات می شیم! البته قصد نداریم سعی کنیم کارا رو از قصد، اشتباه انجام بدیم، بلکه در سعی واسه انجام کارهای رقابت برانگیز، بعضی وقتا انجام دهنده این اشتباهات می شیم. وقتی انجام دهنده اشتباه شدیم، باید اونا رو بررسی کنیم: ببینیم چه چیزی می تونیم از اونا یاد بگیریم. بعد، تمرینات مون رو کنترل کنیم تا به مرحله جدیدی از توانایی برسیم. بعد هم دنبال رقابتایی جدید در مورد ای دیگر بریم و توانایی هامون رو گسترش دهیم.

اشتباهات به دلیل آگاهی لحظه ای

اینم نوع دیگری از اشتباهات مثبته. اما آماده شدن و مقابله با این نوع اشتباه سخت تره. این اشتباهات وقتی رخ میدن که چیزی رو که می خواهیم، به دست آورده ایم، اما با اطلاعاتی که قبلا نداشتیم و الان واسه مون رو شده ، می فهمیم کارمون اشتباه بوده. نمونه های زیادی واسه این مورد هست:

اطلاعات کافی نداریم: مثلا چون آب پیدا نمی کنیم، سعی می کنیم آتیش رو با الکل خاموش کنیم.

بعدا متوجه می شیم جزئیات بیشتری وجود داشته و بی خبر بوده ایم: مثلا موقع کشیدن نقاشی، خورشیدِ در حال بالا اومدن رو زردرنگ می کنیم و بعدا متوجه می شیم خورشید همیشه زرد نیس.

اشتباه نتیجه گیری می کنیم: با این تصور که شخصی به کمک ما نیاز داره، به اون کمک می کنیم، اما بعدا متوجه می شیم اون در اون لحظه اصلا به کمک نیاز نداشتهه.

انجام دهنده اشتباهات سیستماتیک می شیم: مثلا معلمی رو در نظر بگیرین که همکارش بعد از یه مدت مشاهده ی کار اون، با دلایل زیاد می تونه به اون اثبات کنه که دانش آموز خاصی رو بیشتر واسه درس جواب دادن صدا می کنه.

چیزی رو اشتباه به یاد میاریم: واسه تبریک تولد دوست مون، در روز درست اما در ماه اشتباهی به اون زنگ می زنیم.

با آگاهی، می تونیم چیزای بیشتری از اشتباهات لحظه غافلگیری یاد بگیریم. می تونیم از خودمون بپرسیم چه انتظاری می رفت؟ چرا این اتفاق افتاد؟ تا کجا خوب پیش رفت و از کجا اشتباه کردیم؟ چیزی هست که دفعه ی بعد بتونیم اونو متفاوت انجام بدیم؟ می تونیم از دور و بریا مون اطلاعات بیشتری بگیریم یا نظرشون رو درمورد راه هایی واسه بهبود عملکردمان بپرسیم.

اشتباهات به دلیل بی دقتی

اشتباهات شلخته رو وقتی انجام دهنده می شیم که میدونیم کار رو چه جوری انجام بدیم، اما به دلیل بی دقتی، اشتباه می کنیم. همه ما بعضی وقتا دچار اشتباهات شلخته می شیم؛ آخرش آدم جایز الخطاست. اما بعضی وقتا زیاد دچار این نوع خطا می شیم، به ویژه وقتی سعی داریم روی انجام کار خاصی تمرکز کنیم. این اشتباهات به ما کمک می کنن تمرکز، روند پیشرفت، محیط یا عادات مون رو بهبود ببخشیم.

بعضی وقتا ممکنه اشتباهات شلخته تبدیل به لحظه غافلگیری شن. اگه به خاطر ازدست دادن تمرکز یا خستگی یا حواس پرتی دچار اشتباه شیم، می تونیم از لحظات غافلگیری واسه پیشرفت مون استفاده کنیم، مثلا ممکنه فهمیده کارهای خاصی رو بعد از خواب خوب شبونه، بهتر می تونیم انجام بدیم یا اگه درِ اتاق رو ببندیم و وسایل الکترونیکی رو به حالت سکوت درآوریم، بهتر می تونیم تمرکز کنیم.

مطلب مرتبط :   اصول تبلیغات در اینستاگرام؛ راهنمای استفاده از اینستاگرام برای کسب‌وکارها- قسمت 2

اشتباهات پرخطر

اگه در بعضی موقعیتا اشتباه کنیم، ممکنه با فاجعه ای روبه رو شیم، مثل وقتی که در موقعیتی خطرناک می خواهیم امنیت خودمون رو حفظ کنیم. اشتباه مأموران امنیتی ایستگاه انرژی هسته ای ممکنه باعث فاجعه ای اتمی شه. راننده های اتوبوس نباید خطر کنن و سر پیچا بیش ازحد سریع برن. بچه ها نباید یهو هوس کنن وقتی پدران شون در حال رانندگی ان، جلوی چشمای اونا رو با دست بپوشونن. در این موقعیتا ما باید کارایی بکنیم که اشتباهات پرخطر رو به کمه کم برسانیم. باید به مخاطب مون توضیح بدیم که چرا نباید در این موقعیتا رفتارهای نادرست و پرخطری از خود نشون دهیم و اینکه فرق اینجور موقعیتایی با فرصتای یادگیری چیه.

به غیر از موقعیتایی که زندگیِ آدم رو تهدید می کنن، موقعیتای دیگری هم هستن که پرخطر حساب می شن. واسه کسی که قصد داره به دانشگاه برود، کنکور موقعیت پرخطریه، چون نحوه ی کارکرد اون موقع انجام اون، نتایج مهمی به دنبال داره. یا مثلا واسه تیمی که خیلی وقت سخت تمرین کرده، مسابقه ی فینال، موقعیتی پرخطره. بهتره این موقعیتا رو موقعیتای عملکردی در نظر بگیریم، نه موقعیتای یادگیری؛ سعی کنیم در این رویدادها اشتباهات رو به کمه کم و بازدهی رو به بیشترین حد برسانیم. سعی مون باید این باشه که بهترین کاری رو که از دست مون برمیاد، انجام بدیم و آخر سعی مون رو به کار بگیریم. نتیجه ای که از این رویدادها می گیریم، به ما نشون می ده که سعی و همت مون چقدر مؤثر بوده. البته میشه در موقعیتای پرخطر هم، فرصتایی واسه یادگیری پیدا که امنیت ما رو تهدید نمی کنن. می تونیم کاری رو امتحان کنیم که بالاتر از دانسته های مونه، و ببینیم چه نتیجه ای می ده و اثر مثبت یا منفی اون بر عملکردمان رو . البته همیشه می تونیم با بررسی و بحث درمورد این موقعیتا، بعد از تموم شدن اونا چیزای جدیدی یاد بگیریم.

اگه در کنکور رتبه دلخواه رو به دست نیاوردیم یا جام قهرمانی رو برنده نشدیم، بیایید یک بار دیگر پیشرفت مون در طول زمان رو مرور کنیم: کارایی رو بررسی کنیم که به رشد ما کمک کردن و کارایی که مانع ما شدن. از خودمون بپرسیم چه کاری می تونیم بکنیم تا مؤثرتر رشد کنیم. بعد باید دوباره وقت مون رو صرف تمرین کنیم. خودمون رو به رقابت بکشیم و از اشتباهات کششی درس بگیریم. ازطرف دیگر، اگه در کنکور موفق شدیم یا جام قهرمانی رو به دست آوردیم، بیایید پیشرفت و پیروزی مون رو جشن بگیریم و بعد بازم همین سؤالات رو از خودمون بپرسیم. دوباره برگردیم به تمرین کردن و به رقابت کشیدن خودمون و پرورش توانایی هامون.

ما همه خوشبختیم که می تونیم بی قید وبندِ تواناییای راحت، از یادگیری و رشد در طول زندگی لذت ببریم. هیچکی نمیتونه این منبع لذت و رضایت رو از ما بگیره.

همه اشتباهات مثل هم نیستن و اشتباه کردن همیشه خوب نیس. ضمنا، ما به شکل خودکار از اشتباهات درس نمی گیریم. واسه اینکه بیشترین بهره رو از اشتباهات مون ببریم، باید به اونا فکر کنیم و از اونا عبرت بگیریم.

برگرفته از: kqed


دسته بندی : Uncategorized

دیدگاهتان را بنویسید