با اونا چانه می زنیم

هر زمان کودک ما خواستی داره، با اون چانه می زنیم. جمله «اگه دختر خوبی باشی، برات می خرم» در غرفها و مغازها زیاد شنیده می شه. وقتی هم که کودک مون رفتارش رو تغییر نمی ده، ما بازم ادامه میدیم، «عالی، یک شانس دیگر به تو میدم!» و البته این فرصت به فرصتای دوم و سوم و… هم می رسه. راه حل مورد علاقه من، این جمله: قول میدم که بعدا این کار رو انجام دهم. چانه زنی وسیله مفیدیه به شرط اینکه مؤثر باشه. شما باید خط قرمزی تعریف کنین و مراقب اون باشین. اگه از خط قرمز عبور کردین، چانه زنی نتیجه ای در بر نخواهد داشت.

اتاق شون رو منظم می کنیم

بعضی وقتا دیگر نمی تونیم این همه ریخت و پاش رو تحمل کنیم. انگار در اتاق کودک مون بمب منفجر شده. لباسای کثیف، حوله ی خیس، تخت خواب نامرتب، همه جا به هم ریخته و دیوار لک شده. همه جا کثیفه و کثیف تر هم می شه؛ اما فرزندمان هنوز اجازه داره به همه برنامه ها و بازی هاش بده! هنوز اجازه داره چندین ساعت تلویزیون تماشا و با دوستانش بازی کنه. اینکه از اون بخوایم اتاقش رو منظم کنه، بی نتیجه پس خودمون دست به کار می شیم. نکته ی این ماجرا اینه: اون به اینکه همیشه کسی شلوغ کاری هاش رو منظم کنه، عادت می کنه. نتیجه چیزی نیس جز یک بچه لوس.



کیف شون رو همه جا حمل می کنیم

درسته که ممکنه کیف کودک مون سنگین باشه. بعضی وقتا بعضی چیزها سنگین هستن. کودک ما باید مسئولیت اونا رو به عهده بگیره. وقتی هنگام برداشتن اونا از مدرسه، کیف و لباس و هر چیز دیگری رو خودمون تا ماشین می بریم، زیاده روی می کنیم. ما خدمتکار بارکشِ اون نیستیم. با این کار اون بیشتر از اندازه احساس راحتی می کنه و خود رو مستحق همیشگیِ اینجور لطفی می دونه.

از اونا می پرسیم واسه غذا چه دوست دارن بخورند!

مطلب مرتبط :   نمونه های تجارب برتر تربیتی | کاملترین نمونه های رایگان سالتحصیلی 97-98

من به یاد نمی آورم که کسی ازم پرسیده باشه چه غذایی واسه شام می خواستم. وقتی من بچه بودم، بیرون غذا خوردن اتفاق ویژه ای بود! انتخابای محدودی واسه شام داشتیم و من از بعضی از اونا هم متنفر بودم. همه چیز در یک دیگ بزرگ با تکهای بزرگ گوجه و لوبیا سبز پخته می شد. اما من هر چیزی رو که جلویم گذاشته می شد می خوردم؛ بی هیچ حرف اضافه.



همیشه برنامه های کودک رو در اولویت می ذاریم

«برنامه تغییر کرد، باید به مسابقه ی فوتبال ببریمش.» و البته بیشتر وقتا اصلا اشکالی نداره. درسته که ما دوست داریم مسابقه ی فرزندمان رو تماشا کنیم اما نه همیشه. بعضی وقتا کودک ما باید در اولویت بعدی قرار بگیره. حتما راهی واسه رساندن فرزندمان به مسابقه پیدا می کنیم، اون به فوتبالش می رسه و شاید بهتر از همیشه بازی می کنه چون ما اونجا نیستیم که هر ۵ دقیقه با فریادهایمان حواسش رو پرت کنیم. اگه بعضب وقتا به تماشای مسابقهای اون نروید، بازی اش بهتر می شه.

می خواهیم اونا همیشه به هر قیمتی خوشحال باشه

نکته ی مهم: قرار نیس بچه ها همیشه خوشحال باشن. اشکالی نداره اگه اونا همیشه به چیزی که می خوان نرسند، یا نتونن کاری رو که دوست دارن بکنن یا به جایی که دل شون می خواد برن. اونا بعضی وقتا باید کارهای خونه رو بکننن، با خونواده وقت بگذرونن و با ما به خرید بیان، پس به چشم غرها و صدای پُف کردنای شون به نشونه عصبانیت توجه نکنین و کارتون رو بکنین. هیچ اشکالی نداره چون قرار نیس همیشه همه چیز برابر میل اونا و واسه خوشحال کردن اونا باشه.

با همسر خود هماهنگ عمل نمی کنیم

این یک اشتباه رایجه. کودک می خواد شب خونه ی دوستش بمونه، مادر می گه «نه»؛ پدر می گه «حتما، چه اشکالی داره؟!» ما پدر و مادرها همیشه از یک دید به قضایا نگاه نمی کنیم، اما اگه در مقابل فرزندان مون متحد و هم نظر باشیم، اونا کمتر بهونه گیری می کنن. ما باید سعی کنیم که در کوتاه ترین زمان به توافق برسیم و بحث رو درباره ی فرق باور مون به بعد موکول کنیم. وگرنه بچه ها یاد می گیرن والدین رو در مقابل همدیگه بذارن.

مطلب مرتبط :   کافئین به عنوان یک ماده مورد سوء مصرف

هیچ مسئولیتی به کودک مون نمی سپاریم

بچه ها باید در کارهای خونه مثل چیدن میز، جمع کردن اون، گذاشتن ظرفا در ظرف شویی و منظم کردن نقش داشته باشن.

بدرفتاری و نمرات بد اونا رو توجیه می کنیم

ما زیاد دچار این اشتباه می شیم. رفتار غلط، غلطه. «پسرم خسته و عصبانیه» دلیل وحشتناکیه. «دیشب تا دیروقت مشغول تمرین بود و بخاطر این نتونست تکلیفش رو (که از یک ماه پیش تعیین شده بود) بکنه» اصلا قابل قبول نیس. ما نباید رفتار بد و کم کاری فرزندمان رو توجیه کنیم. بی نظم و انظباط، فرزندان ما لوس و بهونه گیر بار بین.



با معلم یا مربی کودک مون بحث و جنگ می کنیم

مطمئنا باید از فرزندمان پشتیبانی کنیم اما نه پیش از اینکه اونا از حق خودشون دفاع کرده باشن. وقتی معلم فرزندمان تأکید می کنه که اون به اندازه کافی سعی نمی کنه، باید به حرفش اعتماد کنیم. بر خلاف باور عادی، بیشتر معلما دوست دارن به جوونا و نوجوونا کمک کنن. وقتی درباره ی تکلیف انجام نشده یا دیر رسیدن به کلاس با معلم بحث می کنیم، فرزندمان نتیجه میگیره که می تونه به این رفتارش ادامه بده چون والدینش کار اونو توجیه می کنن. اون نتیجه میگیره که احترام گذاشتن به معلم و انجام گفته های اون لازم نیس. به همین سادگی!

توجه کردن به فرزندان خیلی خوبه. پدر و مادرهایی که درگیر مسائل فرزندان شون هستن واقعا شگفت انگیزند. اما اینکه چقدر توجه نشون میدیم و چه اندازه خود رو درگیر می کنیم ممکنه خراب کردن کننده باشه. اگه به اونا اجازه چانه زنی بدیم، اشتباه کردیم، اگه اونا زیادی آسون و آسون ان، ما شک نداشته باشین در اشتباه هستیم. توجیه رفتار غلط اونا اشتباهه. تا زمانی که اتاق شون رو تمیز می کنیم، از اونا دستور غذا می گیریم و همسران مون رو در مقابل اونا کم می کنیم، فرزندانی لوس و بهونه گیر داریم.
همه بچه ها باید یاد بگیرن بعضب وقتا خورش اسفناج بخورند؛ این کار شخصیت اونا شکل می ده.

برگرفته از: scarymommy.com


10000تومان


5000تومان

دسته بندی : مقالات

دیدگاهتان را بنویسید