اصول حسابداری یه سری از قوانین و اصول کلیه که کلیه ی حسابداران به عنوان الگوی انجام کار، در تموم مراحل حسابداری، از اونا استفاده می کنن. علاوه بر مفروضات محیطی در علم حسابداری، واسه ثبت و گزارشگری پولی، به رهنمودها و دستورالعملای روشن تر و مشخص تری نیازه که این دستورالعملا رو اصول حسابداری می گن. حسابداری طبق یه سری از مفروضات و اصول تشکیل شده که بیشتر افراد، این مفروضات و قوانین رو با نام اصول حسابداری می شناسن. آشنایی با این اصول به شما کمک می کنه تا حسابداری رو بهتر بشناسید و بخشای مختلف اونو بهتر درک کنین. بزرگ نمایی نیس اگه بگیم این اصول تقریبا در همه موارد مربوط به حسابداری نفوذ کردن. همراه ما باشین، می خواهیم شما رو با اصول حسابداری بیشتر آشنا کنیم.

 

  • آشنایی با اصول اقتصاد از دیدگاه منکیو
  • علم پولی رفتاری چیه و چه تاثیری بر بازار داره؟
  • بازار سرمایه چیه و چه ویژگیایی داره؟

۱. اصل درآمد (Revenue principle)

اصل درآمد که با نام اصل تحقق هم شناخته می شه، یکی از اصول حسابداریه و میگه که درآمد، زمانی به دست میاد که فروش انجام شه. فروش هم در صورتی محقق می شه که خدمات یا کالاهایی فراهم شده باشه. زمانی که صحبت از فروش کالا باشه، یکی از عناصر کلیدی اصل درآمد اینه که حصول درآمد زمانی اتفاق میفته که مالکیت قانونی کالا از فروشنده به خریدار منتقل شه. به این نکته توجه کنین که درآمد با جمع کردن پول نقد حاصل نمی شه.

۲. اصل هزینه (expense principle)

اصل هزینه میگه که هزینه زمانی اتفاق میفته که کسب وکارها از اجناس استفاده یا خدماتی رو دریافت می کنن. یعنی، اصل هزینه وجه مقابل اصل درآمده. درست مثل اصل هزینه، اگه محصولی رو دریافت کنین، دریافت این محصول به معنای اینه که هزینه ای بر شما مجبور شده. به همین ترتیب درمورد دریافت خدمات هم این اصل هست؛ زمانی که خدماتی رو دریافت می کنین، هزینه ای واسه اون پرداخت می کنین. فرقی نمی کنه که صورت حساب رو بعد از چند روز یا چند هفته دریافت کنین، در آخر وقتی خدمات یا کالاهایی رو دریافت می کنین، باید هزینه اونو بدین.

مطلب مرتبط :   هشتمین جشنواره تجارب برتر تربیتی | کاملترین نمونه های رایگان سالتحصیلی 97-98

۳. اصل یکی بودن درآمد و هزینه (matching principle)

اصل برابری یا یکی بودن با دو اصل هزینه و درآمد در ارتباطه. اصل برابری توضیح می ده زمانی که درآمدی رو شناسایی می کنین، باید هزینه های در رابطه رو با درآمد برابری بدین. بهترین مثال واسه اصل برابری کسب وکارهاییه که با فروش دوباره مواد نپخته در ارتباطه. مثلا فرض کنین دکه ی فروش هات داگ دارین. واسه برابری هزینه ها با درآمد، باید هزینه کلی هات داگ آماده شده رو درنظر بگیرین؛ نه هزینه خرید مواد راحت. درواقع باید هزینه های لازم واسه راه اندازی کار و کاسبی رو با درآمد حاصل از اون برابری بدین.

حسابداری تعهدی یا طبق تعهد کلمه ایه که شاید تابه حال به گوش تون خورده س. این حسابداری زمانی تحقق پیدا میکنه که اصل درآمد، اصل هزینه و اصل برابری رو به کار می بندید. به طور خلاصه، حسابداری طبق تعهد به این معناه که درآمد رو زمانی ثبت کنین که خدمات یا کالاهایی رو فروخته باشین و مخارج رو زمانی ثبت کنین که اجناس یا خدماتی رو دریافت کرده باشین.

۴. اصل بهای تموم شده (cost principle)

اصل بهای تموم شده توضیح می ده که مقادیر، در سیستم حسابداری باید با استفاده از بهای تموم شده ی تاریخی اندازه گیری شن. مثلا، اگه شما صاحب کار و کاسبی هستیدی و این کسب وکار، ساختمانی رو در اختیار داره، این ساختمان طبق اصل بهای تموم شده، در ترازنامه و در بخش بهای تموم شده ی تاریخی قرار میگیره.

۵. اصل عینیت (objectivity principle)

اصل عینیت میگه که در گزارشای حسابداری باید از داده های عینی، واقعی و سنجیدنی استفاده شه. یعنی، حسابداران، سیستمای حسابداری و گزارشای حسابداری باید با کمترین تکیه بر تصور ارائه شن. یک حسابدار، همیشه درصدده که از داده های عینی به جای داده های ذهنی استفاده کنه. حتی اگه داده های عینی بد باشن و داده های ذهنی به مراتب بهتر به نظر برسن.

مطلب مرتبط :   اصول کلی واکنشهای استرس

۶. فرض موندگاری فعالیت (continuity assumption)

فرض تدام فعالیت میگه، در سیستمای حسابداری فرض بر اینه که کسب وکاری به مدت طولانی به فعالیت خود ادامه میده. اهمیت فرض موندگاری زمانی روشن تر می شه که نتایج بی تداومی کسب وکاری رو درنظر بگیرین. اگه فعالیت کسب وکاری ادامه پیدا نکنه و داراییا ارزش فروش دوباره نداشته باشن، نحوه ی ارزش گذاری داراییا خیلی پیچیده می شه. اگه کسب وکاری به فعالیت خود ادامه نده، هیچ تضمینی وجود نداره که مواد راحت به فروش برسن. اگه موجودی جنسای انبار و مواد نپخته به فروش نرسه، ارزش سهام صاحب کسب وکار در ترازنامه حساب شدنی و نمایشی نیس.

۷. فرض واحد اندازه گیری (unit-of-measure assumption)

در فرض واحد اندازه گیری، فرض بر اینه که پول عادی جایی که کسب وکار در اون فعاله، واحد اندازه گیری مناسبی واسه کسب وکار و استفاده در حسابداریه. یعنی فرض واحد اندازه گیری به این معناه که واسه کسب وکاری که در آمریکا قرار داره، واحد اندازه گیری مناسب در حسابداری دلار آمریکاس. فرض واحد اندازه گیری به طور ضمنی میگه که حتی تورم و بعضی وقتا کاهش قیمتا قدرت خرید واحد اندازه گیری مورداستفاده در سیستم حسابداری رو تغییر می ده، ولی با وجود این، استفاده از اون، مناسب اون کسب وکاره.

۸. فرض جدا شخصیت (separate entity assumption)

فرض جدا شخصیت توضیح می ده که یک کسب وکار، شخصیتی جداگونه داره و شخصیت اون از صاحب اون کسب وکار مجزاه. این فرض به هر واحد اقتصادی (چه دارای شخصیت حقوقی یا بی اون باشه) به عنوان واحدی جداگونه از مالک یا مالکان اون و هم جدا از مؤسسات دیگر نگاه می کنه. طبق این فرض، شراکت هم شخصیت جداگونه از هر دو طرف حاضر در شراکت داره که بخشی از کسب وکار رو دراختیار دارن. پس، کسب وکارها جدا، تشخیصی و تعریف پذیر هستن و میشه اونا رو از صاحبان کسب وکارها جدا کرد.



دسته بندی : مقالات

دیدگاهتان را بنویسید