دانشگاه و تولید علم

 

دانشگاه به محلی اطلاق می­گردد که بر اساس دید اصولی، وارده های آن شامل سرمایه ساختمان، تجهیزات، برنامه، امکانات، نیروی انسانی و نهایتاً جوانانی به نام دانشجوست. کارکرد دانشگاه شامل آموزش، پژوهش، خدمت، انتقال میراث فرهنگی، علوم فنون است. صادره های دانشگاه نیز شامل نیروی انسانی متخصص و ماهر در زمینه های مختلف و همچنین اختراع و اکتشاف و نوآوری علمی و گسترش دامنه علم و دانش است.

تقی پور ظهیر هدف­های اساسی آموزش عالی را به شرح زیر برشمرده است:

  • ارتقای سطح دانش و معرفت و ابداع دانش نوین
  • انتقال دانش یعنی آموزش علوم و فنون در سطح پیشرفته
  • تربیت نیروی انسانی متخصص برای دنیای کار
  • ارائه خدمات علمی و فنی
  • فراهم آوردن امکان آموزش مستمر برای دانش آموختگان دانشگاه
  • تربیت دانشمندان، پژوهشگران و مدیران برای ابداع، توسعه دانش و فن آوری، و هماهنگی فعالیت ها به منظور نوسازی جامعه و ایجاد تغییرات و تحولات عمیق در نظام اقتصادی و اجتماعی جامعه (تقی پورظهیر، 1370).

دانشگاه ها و موسسه های تحقیقاتی به لحاظ دارا بودن دانش اعتبار زیادی کسب کرده اند و پویندگان راه علم و ترقی محسوب می گردند. از آنجا که ارتقای فن آوری بر نوعی زمینه سازی علمی در جامعه متکی است، دانشگاه به عنوان بستر واقعی تربیت نیروی انسانی در این رابطه نقشی غیرقابل انکار ایفا می نماید (مردوخی، 1372).

از این رو، امروزه این واقعیت در طیف بسیار گسترده ای پذیرفته شده است که دانشگاه نقش حیاتی و کلیدی در ایجاد تغییرات فن آوری جامعه بازی می کند. بخش اعظم و ملموس این نقش را باید در همکاری مستقیم و غیر مستقیم آنها در گسترش مرزهای دانش از طریق بازنگری مداوم دستاوردهای فنی و علمی دانست (شفیعا، 1372). در غالب کشورهای پیشرفته و در حال توسعه، حل مسایل و رفع نیازهایی که برای پیشرفت و توسعه ملی لازم است، دانشگاه و دانشگاهیان تحقق بخشیده اند. البته، حصول این مقصود در سایه اصلاح بنیادی دانشگاه و هماهنگ نمودن فعالیت های آن با حرکت به سوی دانش، داشتن نیروی انسانی آشنا به پیشرفت های علمی پیچیده و فن آوری پیشرفته میسر است (کنس[1]، 1977).

به هر حال، دانشگاه ها برجسته ترین سازمان علمی و انسان ساز و مترقی در هر کشور است و مهم­ترین هدف دانشگاه ها تولید و ترویج علم و گسترش تحقیقات است تا به این وسیله ارتباط نزدیکتر با جامعه پیرامون خود برقرار نمایند. در سایه این نگرش امکان بهره گیری هرچه بیش تر از ظرفیت­های بالقوه و فن آوری دانشگاه فراهم ­می­شود. دستاوردهای دانشگاه از دوطریق فعالیت­های جامعه را تحت تاثیر قرار می دهد. ابتدا با ارایه خدمات آموزشی، رشد سرمایه انسانی را موجب می گردد، سپس به عنوان یک مرکز تحقیقاتی و در قالب تحقیق و توسعه، امکان بکارگیری دستاوردهای جدید علمی در عرصه های گوناگون به خصوص اجتماعی را فراهم می نماید و باید جهت گیری دانشجویان را به سمتی سوق داد تا با تفکرات خود در حرکت رو به رشد جامعه نقش ویژه ای ایفا نمایند.

 

2-1-2-1- اعضای هیات علمی و نقش آنان

مطلب مرتبط :   اصول مدیریت ژاپنی و تفاوت آن با شیوه‌های غربی

 

اقتصادانان و جامعه شناسان نیروی انسانی متخصص را یکی از مهم­ترین شاخص های توسعه در هر جامعه می دانند چرا که هرگونه پیشرفتی در جنبه های مختلف به کیفیت و میزان منابع انسانی بستگی دارد. از آنجا که تربیت نیروی انسانی متخصص و ماهر مورد نیاز حال و آینده در دانشگاه ها صورت می گیرد، از این لحاظ دانشگاه ها از اهمیت خاصی برخوردارند. به طوری که برخی از کشورها با افزایش کیفی آموزش های دانشگاهی توانسته اند ظرف یک یا دو دهه گام های بلندی در جهت پیشرفت و توسعه بردارند.

عواملی همچون مدیریت دانشگاه ها، وضعیت معیشتی و حقوق اعضای هیات علمی، وضع اداری و مالی دانشگاه ها، دسترسی به منابع و مآخذ و آخرین پدیده های علمی، حجم کار اعضای هیات علمی، و کیفیت آموزش و سطح علمی دانشجویان ورودی نظام آموزش عالی، از جمله عواملی هستند که در رشد کیفیت علمی اعضای هیات علمی موثرند.

امروزه وقتی موضوع کاهش ارزش کیفی آموزش مطرح می شود، بیشتر نظرها و چاره جویی ها پیرامون اصول برنامه ریزی و شیوه های نظام انتخاب دانشجو دور می زند و نقش آموزش دهنده گنگ یا مسکوت باقی می ماند. درحالی که موفقعیت هر جهش کیفی مستلزم یک کادر آموزشی تواناست که هم در شناخت علوم و هم در بکارگیری شیوه های نوین، ماهر و ورزیده باشد. دانشگاه ها وقتی می توانند در تامین و تربیت نیروی انسانی ماهر و متخصص مورد نیاز موفق شوند که خود نیز از کادر آموزشی کارا و متخصص برخوردار باشند. هیات علمی به مثابه قلب دانشگاه می باشد و مهمترین سرمایه آن به شمار می رود ( فرمهینی فراهانی،1373).

دانشمندان در هر جامعه ای جزو افراد عالم و دانای آن جامعه محسوب می شوند. عملکرد اصلی آنان شامل کشف واقعیات جدید در مورد جهان طبیعی، زیستی و اجتماعی، تنظیم معرفت به یک نظام نظری منسجم و کاربرد این معرفت در حل مسائل علمی که در هر جامعه ای انسان ها با آن مواجهند، می باشد (سلیمانی، 1387).

مقام معظم رهبری در دیداری که با استادان در تاریخ 6/8/1388داشته اند به بیان نقش استادان در دانشگاه ها پرداخته و نکاتی به شرح زیر بیان کردند:

  1. فرماندهی­ و ­­­­طراحی­ کلان

رهبر انقلاب اسلامی ‌از استادان دانشگاه ها ‌به عنوان فرماندهان جنگ نرم و از دانشجویان به عنوان افسران جوان نام بردند و فرمودند: “اگر در زمینه‏های مسائل اجتماعی، سیاسی و مسائل کشور آن چیزهائی که به چشم باز و بصیرت کافی احتیاج دارد، جوان دانشجوی ما، افسر جوان است، شما که استاد او هستید، رتبه بالاترِ افسر جوانید؛ شما فرمانده‏ای هستید که باید مسائل کلان را ببینید؛ دشمن را درست شناسائی کنید؛ هدف­های او را کشف کنید؛ احیاناً به قرارگاه‏های دشمن، آنچنانی که او نداند، سر بکشید و بر اساس او طراحی کلان کنید و در این طراحی کلان حرکت کنید”. ایشان استادی را که بتواند این نقش را ایفا کند، استاد شایسته حال و آینده نظام جمهوری اسلامی دانسته و اضافه کردند که : “توقع از استادان محترم این است که جوان­ها را توجیه کنند و به جای معرفی زید و عمر سیاسی به آنها قدرت تحلیل بدهند (خامنه ای، 1388)”.

  1. ایجاد امید
مطلب مرتبط :   حل مساله و کاربرد آن در کیفیت زندگی

ایشان یکی از وظایف استادان دراین زمینه را دادن توان کار و نشاط به دانشجویان دانسته و راه‌کار آن را ایجاد امید در میان دانشجویان دانستند:

“با امید دادن، با امید بخشیدن، فضای کلاس و محیط درس و دانشگاه را فضای امید کنید، امید به آینده. بدترین بلائی که ممکن است بر سر یک نسل در یک کشور بیاید ناامیدی و یأس است… یأس از آینده سمّ مهلک همه فعالیت­هاست؛ چه فعالیت­های اجتماعی و سیاسی، چه فعالیت­های علمی و پژوهشی. کسانی که کشفیات بزرگ را در زمینه‏های علوم تجربی و دانش­های گوناگون انجام دادند، اگر از نتیجه ناامید بودند قطعاً به اینجا نمی‌‌رسیدند. امید، نیروی عظیمی است که انسان را پیش می‌برد “(خامنه ای، 1388).

  1. ایجاد فضای اظهار نظر برای دانشجو

ایشان در ادامه بیاناتشان متذکر شدند که یکی دیگر از کارهائی که باید در زمینه مسائل گوناگون اجتماعی، سیاسی و علمی انجام بگیرد، میدان دادن به دانشجو برای اظهارنظر و تحقق کرسی‏های آزاداندیشی در دانشگاه‏هاست:

“اگر چنانچه بحث­های مهم تخصصی در زمینه سیاسی، در زمینه‏های اجتماعی، در زمینه‏های گوناگون حتّی فکری و مذهبی، در محیط‌های سالمی بین صاحبان توان و قدرتِ بحث مطرح بشود، مطمئناً ضایعاتی که از کشاندن این بحث­ها به محیط­های عمومی و اجتماعی ممکن است پیش بیاید دیگر پیش نخواهد آمد. وقتی که افراد با عامه مردم، مواجه می‌شوند، همه نمی‌‌توانند خودشان را حفظ کنند. مواجهه با عامه مردم، انسان­ها را دچار انحراف‌ و انحطاط‌ و لغزش‌های زیادی می‌کند که متأسفانه ما شاهد بودیم. خیلی از افرادی که شما می‌‏بینید در مواجهه با عامه مردم حرفی می‌زنند و چیزی می‌‌گویند، چه بسا در اعماق دلشان خیلی اعتقادی هم ندارند. به تعبیر بعضی‏ها جوگیر می‌‌شوند؛ این خیلی چیز بدی است”(خامنه ای، 1388).

  1. ایجاد محیط معنوی در دانشگاه

به اعتقاد ایشان یکی دیگر از وظایف استادان ایجاد محیط معنوی در دانشگاه‌هاست: “باید محیط دانشگاه، محیط معنویت باشد. این امنیت و احساس امنیتی هم که بعضی از دوستان به درستی بیان کردند، یقیناً با معنویت به دست خواهد آمد. جوان­ها را هر چه می‌توانیم با خدا، با یاد خدا، با توجه به عالم غیب، با تعبد به مبانی و احکام دین و شریعت و تسلیم در مقابل احکام الهی، ظرفیت معنویشان را بیشتر کنیم. جوان ما هرچه بیشتر متعبد، متدین و به یاد خدا باشد و بیشتر به خدا احساس نیاز کند و بیشتر دست نیاز به سوی خدا دراز کند، عمل، رفتار و فکر او، از آسیب کمتری برخوردار خواهد بود و جامعه از او بهره بیشتری خواهد برد” (خامنه ای ، 1388).

امروزه از استادان و اعضای هیات علمی انتظار می رود که مراکز آموزشی و پژوهشی را به صورت فعال درآورند و در راستای اهداف دانشگاه حرکت کنند. رسالت اصلی همه دانشمندان و همه اعضای هیات علمی در جامعه امروز همان اهداف دانشگاه است، یعنی تولید دانش، تربیت نیروی انسانی ماهر و متخصص، و تزریق این نیروها و دانش برای اثر بخشی مثبت در جامعه و برطرف کردن نیازهای جامعه است.

 

2 Kenneth

دسته بندی : مقالات