انتخاب رشته تحصیلی و عوامل مؤثر برآن :

«دانش آموز زمانی در تحصیلاتش موفق خواهد شد که علاوه بر انجام دادن و رعایت موارد مطرح شده درباره آیین نامه ها و مهارتهای تحصیلی ، رشته تحصیلی مناسبی را نیز که با استعداد و رغبت او و نیازهای جامعه هماهنگ باشد انتخاب کند و در آن رشته به تحصیل ادامه دهد. راهنمایی تحصیلی در این زمینه نقش مهمی دارد و با توجه به شناختی که از دانش آموز و محیط او در زمینه استعداد، رغبت، امکانات و نیازهای شغلی جامعه دارد با مراجعه به افراد و منابع مربوط، نسبت به صدور توصیه نامه تحصیلی برای دانش آموز اقدام می کند» (شفیع آبادی،1387).

عوامل مؤثر در انتخاب رشته تحصیلی را می توان به دو بخش تقسیم کرد: عوامل فردی و عوامل محیطی عوامل فردی عبارتند از: 1) استعداد و توانایی ذهنی 2) علاقه و رغبت 3) ویژگیهای شخصیتی 4) معلومات و مهارت 5) سوابق تحصیلی 6) نیازهای شخصی 7) جنسیت 8) تجارب شخصی. عوامل محیطی عبارتند از : 1) مبانی فرهنگی 2) طبقه اجتماعی 3) موقعیت جغرافیایی 4) وضعیت اقتصادی 5) تغییرات صنعتی 6) دین 7) اقوام و دوستان 8) مدرسه 9) خانواده 10) هدایت و راهنمایی تحصیلی که همه این عوامل دست به دست هم می دهند تا فرد رشته تحصیلی خود را انتخاب کند (بیدختی و دارایی،1390).

با توجه به موضوع پژوهش سعی می شود تا در مورد عوامل مرتبط با موضوع مورد بحث توضیح بیشتری داده شود.

  1. رغبت :

«رغبت[1] عبارت است از احساسی است که با توجه و علاقه زیاد نسبت به چیزی همراه باشد. رغبت زمانی بوجود می آید که انسان چیزی را دوست داشته باشد، آن را مورد توجه قرار دهد و مشاهده کند، درباره آن بیندیشد و سرانجام از آن لذت ببرد» (شفیع آبادی،1392).

رغبت یکی از مفاهیم مهم در آموزش و پرورش است که از زمان کلاپارد و کرولی و جان دیویی وارد آموزش و پرورش شده است که اساس یک آموزش و پرورش پویا و فعال را تشکیل می دهد. از بررسی رغبت ها می توان گفت: (1) رغبت جلب کننده دقت است. (2) رغبت پویا و سازنده است. (3) رغبت سازش دهنده خود با محیط است. (4) رغبت نیازهای روانی و جسمانی را ارضاء می کند. (5) رغبت در بر دارنده هدفها و مقاصد روشن است (جدیدیان،1385).

افراد رغبت شان را از طریق فعالیت هایی رشد می دهند که در آن فعالیت ها خودشان را با کفایت بدانند و معمولا از آنها نتایج ارزشمند حاصل شود. رغبتها زمانی با شکست مواجه می گردند که نتایج ضعیف و منفی از یک فعالیت مورد انتظار است. فعالیتهای مولد نتایج ارزشمند که تحت عنوان رغبت فردی رشد می کنند، توسط افراد و از طریق اهدافی که مشارکت در فعالیت ها را تقویت می نماید، حفظ می شوند.به پیوست این منطق، تمرین عملی رغبت را تحکیم کرده و به خودکارآمدی شکل داده و آن را تقویت می نماید (زونکر،2006،ترجمه نظری،1388).

علایق یا ناشی از انگیزه های درونی است یا از عوامل بیرونی تأثیر می پذیرند. علائق ناشی از انگیزه های درونی پایداری بیشتری دارند. علائق ناشی از انگیزه های بیرونی ممکن است به علائق درونی تبدیل شوند(یوسفی،1386).

رغبت در راهنمائی و مشاوره شغلی و حرفه ای انواع متعددی دارد.سوپر (1949) به چهار نوع رغبت در زمینه راهنمائی شغلی و حرفه ای اشاره می کند که عبارتند از:

1-1 رغبت بیان شده رغبت هایی هستند که بطور شفاهی بر زبان جاری می گردند و با گذشت زمان تغییر می کنند. تغییر رغبتها در کودکان و نوجوانان بیشتر است. با افزایش سن رغبتهای بیان شده ثبات بیشتری پیدا می کنند.

2-1 رغبت نمایان شده رغبتی است که بصورت یک عمل و یا انجام یک شغل ظاهر می گردد. رغبت نمایان شده می تواند در راهنمایی شغلی منبع و منشاء تصمیم گیری شغلی قرار گیرد.

رغبت هایی را شامل می شود که بصورت یک عمل و کار ظاهر می شوند.

 3-1 رغبت فهرست شده این نوع رغبت را می توان از طریق پاسخ گوئی فرد به جدولی ازمشاغل تعیین کرد. یعنی لیستی از مشاغل مختلف در اختیار فرد قرار می گیرد و از او خواسته می شود تا بر اساس ترجیحات خود مشاغل را درجه بندی کند (شفیع آبادی،1392).

4-1 رغبت آزمون شده رغبت های هستند که از طریق آزمون های معیار شده بدست می آیند. این روش از فرد می خواهد که علاقه ها، عدم علاقه ها و یا ترجیحات خود را در میان ماده هایی که در لیستی از فعالیت ها و مشاغل وجود دارد ثبت نماید. این روش پر طرفدارترین و گسترده ترین روش مورد استفاده است (والش[2]،1999 به نقل ازحق شناس، عابدی و باغبان،1387).

طبقه بندی رغبتها:

در فهرست رغبت های شغلی کودک کار به سه طبقه تقسیم شده است : 1) کار مکانیکی 2) کار هنری3) کار علمی

فهرست رغبت های کودر[3] عبارتند از: کار در فضای آزاد، امور فنی، امور محاسباتی، امور علمی، امور ترغیبی(امور تبلیغاتی)، امور هنری، امور ادبی، امور موسیقیایی، خدمات اجتماعی و امور دفتری.

مطلب مرتبط :   عوامل کلیدی نوآوری دانشگاه از دیدگاه روانشناسی

فهرست رغبت های استرانگ[4] عبارتند از 1) ادبی 2) اجتماعی 3) اداری 4) تجاری 5) هنری 6) علمی 7) فنی 8) صنایع دستی 8) کشاورزی

فهرست دیگری در این زمینه وجود دارد طبقه بندی گایست[5] است. در این طبقه بندی رغبت های شغلی به این صورت است : 1) ادبی 2) کارمندی، منشیگری 3) مکانیکی 4) موسیقی 5) کارهای آزاد 6) اجتماعی 7) حسابداری 8) هنری 9) خدمات اجتماعی 10) هنر پیشگی

در فهرست دیگری بنام رغبت های شغلی مرد و زن یا فهرست کلتین[6]، شغلها به ده طبقه تقسیم شده است. از قبیل علوم فیزیکی، علوم تشریحی، علوم هنر و غیره (جدیدیان،1385).

هالند[7]  رغبت های اساسی افراد را به 6 مقوله شغلی که با 6 خصوصیت شخصیتی همخوانی دارند، تقسیم می کند. در رغبت سنج هالند سعی می شود غلبه یکی از تیپ های شخصیتی بر سایر تیپ ها تعیین شود. رغبت سنج هالند شامل پرسشنامه ای است که از بخشهایی بنام فعالیت ها، تجربه ها، تصورات درباره مشاغل مورد علاقه، مشاغل، خودسنجی ها و حرفه یاب تشکیل شده است (کرمی،1388).

تحقیقاتی که اهمیت رغبت ها را در انتخاب شغل یا انتخاب رشته مقایسه می نمایند نشان می دهند بر خلاف متغیرهای روان شناختی دیگر مثل توانائی و شخصیت به رغبت از طرف فرد توجه بیشتری مبذول شده است (باراک[8]1981، به نقل از حق شناس و همکاران،1387).

مطالعات گوناگون مؤید این فرضیه اند که رغبت ها تأثیر مهمی برای انتخاب رشته در مدارس دارند (عابدی و همکاران،1387).

اهمیت علاقه در انتخاب رشته به حدی است که حتی گاهی سایر عوامل مؤثر مانند استعداد  تحت پوشش قرار می دهد. رغبت ها در برنامه ریزی تحصیلی و حرفه ای اهمیت بسیاری دارند. به طوری که به هنگام طرح ریزی و اتخاذ تصمیمات تحصیلی و شغلی ، آگاهی از توانایی ها، تنها بخشی از مجرا است (بیدختی و دارایی،1390).

چون رغبت بین دوست داشتنی ها و دوست نداشتنی ها تمایز ایجاد می کند به نظر استرانگ مهمترین عامل در انتخاب شغل می باشد(شفیع آبادی،1392).

  1. خانواده :

انتخاب های تحصیلی و شغلی در خلاء شکل نمی گیرد، بلکه در متن فرایند رشد اجتماعی و شناختی فرد بروز می کند(لنت[9]، بروان و هکت[10] ؛ 1994،1996 به نقل از محمدی کاجی و کامکاری،1390) و تحت تأثیر تشکیلات خانواده همچون نحوه ازدواج، رابطه والدین و …. است (تی سن و لوکر[11]، 1999 به نقل از محمدی کاجی و کامکاری،1390).

خانواده می تواند موجبات پیشرفت  یا محدودیت فرد را بوجو آورد. مشکلات خانواده به طور مستقیم و غیر مستقیم در زندگی افراد تأثیر دارد و دانش آموز باید با در نظر گرفتن شرایط و امکانات موجود، رشته تحصیلی و شغلی مناسب را انتخاب نماید (رادمرد،13929).

برخی از پژوهشگران در مدارس و دانشگاه ها سعی کرده اند تا عوامل مؤثر بر انتخاب رشته دانش آموزان و دانشجویان را مورد بررسی قرار دهند. این پژوهش های انجام شده توسط آنها بیانگر این است که بین فضای عاطفی خانواده، استعداد، ذوق، علاقه و انگیزه شخصی، رتبه آزمون داوطلب کنکور، میزان آگاهی از وضعیت شغلی رشته و شناخت رشته تحصیلی، تشویق و پیشنهادات والدین، سطح تحصیلات والدین ، شغل والدین و جنسیت با انتخاب رشته های تحصیلی توسط دانش آموزان رابطه وجود داشته است (ریاحی،1386).

ایدرس و اریف [12](2012)، در تحقیقی با هدف شناسایی عواملی که بر انتخاب رشته توسط دانش آموزان سال اول در مقطع کارشناسی، در دو مرحله مختلف یعنی قبل از ورود و بعد از ورود به دانشگاه تأثیر دارد، به این نتیجه رسیدند که در معیارهای انتخاب قبل از ورود، معلم و عوامل خانوادگی مهمتر هستند.

والادز [13](2002)، در تحقق خود فرایندهایی که در انتخاب دانش آموزان آمریکای لاتین، که درگیر انتخاب رشته ریاضی هستند را بررسی نموده و به این نتیجه رسید که جنبه های مشارکت والدین، ممکن است برای دانش آموزان سفید مؤثر باشد اما برای دانش آموزان لاتین مؤثر نیست.

اخوان تفتی و مرادی (1390)، در پژوهشی تحت عنوان بررسی رضایت دانش آموزان دوره متوسطه نظری از انتخاب رشته خویش به این نتیجه دست یافت که نظر والدین در  مورد رشته بر رضایت دانش آموزان از انتخاب رشته شان تأثیر دارد.

خانواده به ویژه پدر ومادر در امر تحصیل فرزندان شامل : پیشرفت تحصیلی و انتخاب هدف ها و رشته تحصیلی فرزندان خود، دخالت می کنند، گاه این دخالت ها مناسب و در پیشرفت و جهت گیری صحیح فرزند مؤثر است ولی گاهی این دخالت ها موجب عقب ماندگی و یا انتخاب نادرست می شود که نتیجه آن نارضایتی و عدم موفقیت خواهد بود. مشکلات اقتصادی، اختلافات خانودگی، جدایی والدین، تبعیض بین فرزندان، تسلط بیش از حد والدین، مرگ والدین، بیسوادی والدین نیز بر روی انتخاب فرد اثر می گذارد. دانش آموز باید با در نظر گرفتن این محدودیت ها و امکاناتی که در اختیار دارد به انتخاب شغل و رشته تحصیلی متناسب با شرایط زندگی خود بپردازد، به طوری که بتواند هم به علایق و آرزوهای واقعی خود جامه عمل بپوشاند و هم بر اساس توانایی ها و استعدادهایش موقعیت بهتری را در زندگی اتخاذ کند (امین بیدختی و دارایی،1390).

مطلب مرتبط :   دیدگاه سنتی و نظریهای جامعه شناختی درباره گناه کاری

تآثیر والدین در انتخاب رشته تحصیلی، از چند جهت است به صورتی که آنها در یک حالت غیر قابل کنترل و قابل کنترل می توانند بر جهت گیری و گرایشات دانش آموز تأثیر گذار باشند. غیر قابل کنترل از آن جهت که والدین باعث بوجود آمدن شرایطی برای فرزند می شوند و فرزند چاره ای جز تبعیت از آنان ندارد و اما قابل کنترل از آن رو که دانش آموز می تواند در جهت گیری تحصیلی خود از والدین خود به عنوان افراد مرجع و مطلع تأثیر بپذیرد و این تأثیر در اختیار اوست ( نعمت اللهی، 1386).

یوسیم[14] (2010) با بررسی تأثیر مشارکت و خط مش های مدرسه در انتخاب رشته ریاضی دانش آموزان، به این نتایج دست یافت که در بسیاری از مناطق آموزش و پرورش بوستون پدر و مادر بیش از روند توانایی های دانش آموز، در انتخاب رشته اعمال نفوذ می کنند. میزانی که قابلیت های دانش آموز مورد استقبال قرار گیرد محدود است و بطور معناداری وابسته به خط مش های مدرسه است. نفوذ والدین و همچنین خط مش های مدرسه، ثبت نام کم دانش آموزان در رشته ریاضیات را در ایالت متحده توجیه می کند.

والدین گاهی مداخله نامناسب و نادرست در جهت گیری تحصیلی فرزندانشان دارند، از جمله این موارد می توان به هدایت فرزندان در رشته هایی که در خانواده معمول است اشاره کرد (هاشمی و همکاران،1386).

عامل دیگر می تواند تعیین اهداف تحصیلی جاه طلبانه برای فرزندان باشد که امکان حصول آن وجود ندارد، این گروه از والدین با حمایت مالی افراطی سعی در الزام فرزندان خود به تحصیل در مقاطع عالی دارند. علاوه بر خانواده نقش اقوام و دوستان در قالب رقابت های سازند و یا مخرب در انتخاب رشته تحصیلی، غیر قابل انکار است. اهداف تحصیلی فرزندان طبقات مرفه اقتصادی و طبقات بالای اجتماعی در مقایسه با طبقات کارگر و فقیر متفاوت است. طبقات اجتماعی بالای جامعه به رشته های تحصیلی که وجه اجتماعی دارد روی می آورند و از حداکثر توان خود به منظور ادامه تحصیل در مقاطع عالی بهره می گیرند در حالی که در طبقات کم درآمد تلاش به منظور ورود هر چه سریع تر به بازار کار می باشد (کلی[15]،1976، به نقل از هاشمی و همکاران،1386).

شفیع آبادی(1371) در باب نقش عوامل فرهنگی در انخاب رشته های تحصیلی عنوان می کند که خانواد های مذهبی که از یک فرهنگ اعتقادی برخورداند، کمتر به سمت رشته های تحقیقی گروه هنر روی می آورند و خانواده های روستایی بیشتر به رشته های کشاورزی علاقه مندند. تحصیلات و شغل والدین هم به عنوان یکی از عوامل مهم در انتخاب رشته تحصیلی دانش آموزان در نظر گرفته شده است (بیدختی و دارایی،1390).

  1. استعداد :

«سوپر و کرایتز[16]  (1962) معتقدند کلمه توانائی را می توان بجای استعداد بکار بست. زیرا از توانائی مفهوم استعداد و نیز مهارت استنباط می گردد. از سوی دیگر، مهارت و استعداد با هم تفاوت دارند. مهارت عبارت از میزان تبحری است که فرد در گذشته برای انجام کاری بطور موفقیت آمیز کسب کرده باشد. در حالیکه استعداد عبارت از توانائی فطری است که به امر یادگیری کمک می کند و آن را تسریع می نماید. به بیان دیگر استعداد نحوه و میزان یادگیری فرد را در زمینه های گوناگون در آینده پیش بینی می کند» (شفیع آبادی،1389).

استعداد هر فرد مجموعه ای از آمادگی های طبیعی و اکتسابی یا قابلیت های او برای استفاده از موقعیت های یادگیری و پیشرفت تا سطحی است که قبلا برای آن آمادگی داشته است (شریفی،1376، به نقل ازکرمی،1388).

استعداد مفهوم گسترده ای دارد و از دیدگاه فیزیولوژی و روان شناسی قابل بررسی است. استعداد به معنای توانایی فطری است که به یادگیری کمک می کند. به نظر پیاژه آنچه که دو فرد دارای بهره هوشی را از هم متمایز می کند، استعداد است. استعداد میزان پیشرفت نسبی فرد را در یک فعالیت مشخص می سازد. اگر چند نفر برای کسب مهارت در یک فعالیت در شرایط و موقعیت یکسانی قرار بگیرند، مسلما در میزان کسب آن مهارت بین آنان تفاوت وجود دارد. در این مورد تفاوت در استعداد افراد مشخص می شود و اهمیت آن در انتخاب شغل معلوم می گردد (شفیع آبادی،1392).

استعداد در انتخاب شغل و انتخاب رشته تحصیلی عنصر بسیار مهمی به شمار می آید. احراز هر شغل به میزان معینی به استعداد و توانائی ذهنی نیازمند است (امین بیدختی و دارایی،1390).

  1. 23. interest

24.Walsh

  1. 25. Kuder

26.Strong

  1. 27. Guist

28.Cleeton

  1. 29. Holland

3.Barak

  1. 31. Lent
  2. 32. Brown & Hackett

33.Ttiessen & Looker

  1. 34. Idris & Ariff
  2. 35. Valadez
  3. 36. Useem
  4. 37. Kelly
  5. 38. Super & Crites
دسته بندی : مقالات