2 انواع بزهکاری

بزهکاری را می توان از زوایای مختلف و براساس معیارهای متفاوت به انواع گوناگونی تقسیم نمود، که این تقسیم بندی بر پایه علومی مانند روان شناسی یا روان پزشکی ، مؤلفه های جنس، سن ، درجه خطرناکی، نوع جرم ارتکابی ، تعداد عاملین و …. انجام می گیرد. با درنظر گرفتن برخی مقتضیات و مبانی می توان بزهکاری را به انواع ذیل تقسیم نمود.

 

 

  • بزهکاری اتفاقی و حرفه ای

طبقه بندی انسانها براساس رفتار عملی از قدیم الایام مرسوم بوده و این امر در مورد افراد بزهکار نیز وجود داشته است. اولین تقسیم بندی علمی مجرمین توسط سزار لمبروزو[1] پزشک و جرم شناس ایتالیایی صورت گرفت. او بزهکاران را به بالفطره ، مجنون، اتفاقی و عاطفی تقسیم نمود.

  • بزهکاری اتفاقی

این نوع بزهکاری معمولاً به اعمالی اطلاق می گردد که مرتکب بدون داشتن ویژگی یک تبهکار، به طور اتفاقی و تصادفی و در اثر وجود شرایط خاص و فشارهای خارجی که امکان فرار از تأثیرات آن برای یک فرد عادی امری مشکل است، به ارتکاب عمل دست می زند. مرتکبین این گونه جرایم عمدتاً در زندگی اجتماعی افرادی سازگار بوده و با همنوعان خود تفاوت چندانی نداشته و در اجتماع دارای هنجارهای مطابق با موازین و اخلاق عمومی هستند (نجفی توانا، 1389).

بزهکاران اتفاقی همان طوری که پیناتل[2] می نویسد«تمایل به ارتکاب بدی ندارند و انگیزه آنان در ارتکاب بزه مقتضیات خارجی است، ارتکاب بزه اتفاقی آنان مخصوصاً ناشی از عدم پیش بینی است»(پیناتل، 1963).

بزهکاران اتفاقی را مرتکبین جرایم غیرعمدی ، اشخاصی که از روی جهالت و ناشی گری، غفلت، تصادف، فورس ماژور، شبه موضوعی، اعمال حق، انجام وظیفه، دفاع مشروع یا ضرورت و اضطرار مرتکب جرم  می گردند تشکیل می دهند(کی نیا، 1370).

  • بزهکاری حرفه ای

در مقابل بزهکاران اتفاقی ، مجرمانی قرار دارند که به دلیل سابقه فراوان و تجربه بزهکاری به صورت مجرم بالعادت درآمده و بدون تأثیرپذیری از تحمل مجازات و اقدامات تامینی با آگاهی و اطلاع از نتایج جامعه از عمل بزهکارانه با فراغ بال و طیب خاطر مبادرت به انجام عمل خلاف می نمایند(نجفی توانا، 1389).

پیناتل جرم شناس فرانسوی در رابطه با این دسته از بزهکاران می گوید: « این گروه از بزهکاران اولین جرم خود را در سنینی که روش ملایمی دارند مرتکب می شوند و تقریباً جرم آنان منحصراً علیه اموال است و کمتر تحت تأثیر تمایلات فطری هستند و انگیزه آنان ضعف روحی خاص آنان است، ولی پس از ارتکاب اولین جرم، عوامل مختلف دست به هم می دهند تا از چنین فرد بزهکاری تکرار کننده جرم بسازند. اینان عادت فرض با ارتکاب جرم پیدا می کنند و بزهکاری را شغل حقیقی خود می سازند(پیناتل، به نقل از نجفی توانا، 1389).

استفانی[3] و همکارانش معتقدند: «بزهکاری برای چنین فردی اشتغالی است لذت بخش و مطبوع طبع او که با خلق و خو و استعدادهایش سازگار است». تبهکار حرفه ای در شروع به طور اتفاقی و سپس به علت مزایای حاصله از اولین بزهکاری آن را ادامه می دهد و چون از نظر روانی خود را کامیاب دیده، دیگر راهی را که برگزیده رها نمی کند استفانی بعد از بیان استدلال فوق می گوید:« در هر حال بزهکاری حرفه ای یک واقعیت اجتماعی است که بدبختانه غیرقابل تردید می باشد» (استفانی و بکر ، 1994).

مطلب مرتبط :   انتخاب رشته تحصیلی و عوامل مؤثر برآن

2-2-2 ب) بزهکاری فردی و بزهکاری گروهی

بزهکاری فردی یا انفرادی به جرمی اطلاق می گردد که فاعل اصلی آن یک نفر باشد. در حالیکه بزهکاری گروهی یا دسته جمعی توسط چند نفر انجام می شود. بزهکاری گروهی شامل دسته های دونفره تاگروه های بسیار متشکل سازمان یافته ملی یا فراملی می باشد.

بزهکاری گروهی می تواند به وسیله یک گروه تصادفی و غیرسازمان یافته و یا یک باند سازمان یافته مشتکل ارتکاب گردد. در بحث بزهکاری گروهی باید از بزهکاری توده ای یا دسته جمعی نیز نام برد این نوع بزهکاری برعکس نوع سازمان یافته باندی که معمولاً متشکل از افراد حرفه ای و مشخص می باشند. عمدتاً غیرمتشکل ، و در شرایط خاصی توسط تعدادی از افراد یک محله، ده و …. به وجود می آید و تحت هدایت یک فرد یا چندنفر به ارتکاب اعمال جنایتکارانه و بعضاً سبعانه دست می زنند (نجفی توانا، 1389).

شازال[4] جرم شناس و حقوقدان و متخصص حقوق اطفال در فرانسه ، بعد از بررسی و مطالعات فراوان در زمینه بزهکاری در مورد کنش آنها بسوی بزهکاری می نویسد؛ «در باند، جوانان کمبودهای محیط خانوادگی و مشقت فقر را در گردهمایی ها و دوستیهای خود جبران می کنند. باند برای جوانان بزهکار نشانگر یک قدرت و ثروتی است که نیازهای امنیتی وی را تأمین و تأکیدی بر اصالت وجود وی   می باشد.»(شازال، 1970).

3-2-2 ج) بزهکاری بزرگسالان و بزهکاری اطفال

بزه پدیده اجتماعی بسیار پیچیده ای است که نیرو و وقت زیادی در سالهای اخیر برای تبیین و تشریح و توضیح علت وجودی آن صرف شده است. بررسی اثرات دوران مختلف زندگی افراد بر رفتارهای بزهکارانه آنها یکی از موضوعات بسیار مهم تلقی می شود.مطالعات انجام شده در این زمینه بیانگر این مطلب است که هیچ شرایط سنی منافات با ارتکاب عمل بزهکارانه ندارد بچه ها، نوجوانان، جوانان ، بزرگسالان و پیران همه

می توانند مرتکب بزهکاری شوند. معذالک کیفیت و کمیت جرم ارتکابی هر کدام از این گروه های سنی با هم متفاوت است این تفاوت نه تنها در کمیت بلکه در نحوه ارتکاب ، انگیزه عمل و هدف مورد جستجو نیز مشاهده می شود.به طور کلی جرایم اطفال از سه ویژگی مهم برخوردار است که توجه به آنها تفاوت موجود بین بزهکاری بزرگسالان و اطفال را توجیه می نماید:

  • بزهکاری اطفال در بیشتر موارد اتفاقی است و به همین جهت در اکثر موارد بعد از گذشت مدتی تکرار نمی شود، در میان اطفال بعضاً افرادی هستند که به دلیل سابقه تکرار جرم، شرایط سنی ، آلودگی جنایی به یک بزهکار نیمه حرفه ای تبدیل شده و در انجام جرم با تهیه و توجه به جوانب امر اقدام می نمایند؛ و در این قسمت بزهکاری اطفال به بزهکاری بزرگسالان نزدیک می شود.
  • بزهکاری اطفال نسبت به بزرگسالان از پیچدگی کمتر و از سادگی بیشتری برخوردار است به همین جهت ارتکاب قریب به اتفاق این گونه جرایم مختص کودکان است و بزرگسالان به ندرت مرتکب آن می شوند تخریب وسایل نقلیه عمومی و خصوصی. سرقت از مغازه های بزرگ دعواها و زدوخوردهای مقطعی از آن جمله اند.
  • اطفال خردسال در ارتکاب جرایم معمولاً کشش فراوانی به انجام دسته جمعی آنها دارند و از انجام عمل خلاف به تنهایی احتراز می کنند. حضور در جمع، به طفل قدرت و شجاعت بیشتری می دهد و دست زدن به عمل خلاف آسانتر به نظر می رسد طفلی که با دوستان مرتکب یک عمل مجرمانه می شود، شاید هرگز به تنهایی قادر به انجام آن نباشد(نجفی توانا، 1389).
مطلب مرتبط :   -، هنر، هنری، هنری،، درسی

4-2-2 د) بزهکاری مردان و بزهکاری زنان

شکی نیست که در اکثر جوامع نسبت بزهکاری زنان به مردان کمتر بوده و این رابطه در بین دختران و پسران بزهکار نیز جاری است. مع الوصف؛ این حالت در جوامع مختلف ، همانند تمام پدیده های اجتماعی تابع زمان و مکان بوده و بسته به فرهنگ و شرایط زندگی و اعتقادات مذهبی متفاوت است. این امر را می توان با مقایسه جمعیت کیفری زنان در کشورهای مختلف به خوبی مشاهده نمود. با این حال آمارها بیانگر اختلاف فاحش سطح بزهکاری مردان نسبت به زنان است(ملک محمدی، 1388).

در فرانسه تعداد زنانی که در دادگاه های جنایی محاکمه و محکوم شده اند تقریباً یک سیزدهم تعداد مردان محکوم در همان مراجع است، و تعداد زنانی که در دادگاه های جنجه محکومیت پیدا کرده اند هشت برابر کمتر از تعداد مردان محکوم در آن دادگاه بوده است. زیلینگ[5] جرم شناس اتریشی می گوید، این ارقام از یک سو کم و بیش بستگی به شدت و ضعف رژیم کیفری نسبت به زنان در کشورهای مختلف دارد. در ممالکی که برای زنان احترام بیشتری قائل هستند و نسبت به آنان با رأفت و مهربانی و ادب رفتار می شود و زنان بیشتر در حمایت مردان و پلیس قرار می گیرند مسلماً در آن کشورها زنان کمتر محکومیت کیفری پیدا می کنند و از سوی دیگر صور مختلف زندگی اجتماعی زن را در کشورهای مختلف نباید از یاد برد(زیلینگ، 1956).

دانشمندانی چون ساترلند[6] – اختلاف فاحش جرایم زنان و مردان را ناشی از اختلاف موقعیت

اجتماعی این دو جنس دانسته و می گویند: « در کشورهائیکه مساوات بین زنان و مردان برقرار شد و زنان استقلال یافتند، مانند کشورهای اروپایی و آمریکای شمالی ، نرخ جنایی زنان خیلی به نرخ جنایی مردان نزدیک می شود.»(ساترلند،1966).

علت اصلی را نه تنها در شرایط اجتماعی جنس بلکه در فرهنگ و تربیت خانوادگی دختران که معمولاً نظم پذیر و محبوب تر بوده و در زندگی اجتماعی و اقتصادی بخصوص در سنین جوانی کمتر از مردان در امور دخالت می نمایند و در زندگی مشترک مسئولیت را متوجه شوهر می دانند و خود در معرض مسائل و مشکلات روزمره به میزان مردان قرار ندارند ، باید دانست(نجفی توانا، 1389).

[1] – Cesare Lombrose

[2] – Pinatel

[3] – Stefani

[4] – Chazal

[5] – Zeeling

[6] – Satherland

دسته بندی : مقالات