اهمیّت و ضرورت توجه به پژوهشگری معلمان

جامعه­ی امروز ما که سرآغاز هزاره­ی سوم است از سوی بسیاری از صاحبان اندیشه، عصر دانایی لقب گرفته و پژوهش و تحقیق در عصر کنونی از مهم ترین عوامل تولید و گسترش دانش می باشد. در رویارویی با چالش­های این عصر، آموزش و پرورش سرمایه­ای اجتناب ناپذیر است؛ تحقق هر آرمانی در جوامع کنونی وابسته به آموزش و پرورش می­باشد؛ از سوی دیگر رکن و غالب اصلی ساختار آموزش و پرورش را منابع انسانی آن، یعنی معلمان می­سازند. بنابراین برای توسعه و تحقق اهداف پژوهشی در جامعه لازم است ابتدا معلمان دارای روحیّه و نگرش پژوهشی باشند، در صورت توفیق در تربیت معلمانی برخوردار از نگرش پژوهشی و مهارت­های عملی، بذر پویایی و تحول مستمر در نظام تعلیم و تربیت کاشته می­شود (مهرمحمدی، 1379). بایستی برای معلمان در نظام تحقیقات آموزشی جایگاه روشن­تر و دقیق­تری در نظر گرفته شود به گونه­ای که آن­ها به کنکاش و شناسایی و حل مشکلات و مسائل دانش آموزان و همچنین مسائل و مشکلات حرفه­ای خود تشویق شوند. باید فراموش نکرد که معلمان می­توانند اساسی­ترین اهرم­های پژوهشی در نظام آموزشی کشور باشند و باید درنظر داشت مهم­ترین استفاده­کنندگان از پژوهش­های تربیتی معلمان هستند که با گسترش فرهنگ پژوهش و ایجاد حرکت­های پژوهشی در بین آن­ها به  تقویت تفکر علمی در مجموعه­ی نظام آموزشی کمک کرده­ایم (ساکی،1372). انجام فعالیت­های پژوهشی به معلمان کمک می­کند تا بین نظریه­های آموزشی و فعالیت­های روزمره­ی آموزشی خود پیوند برقرار کنند، پژوهش نقش مستقیمی در بهسازی فعالیت­های آموزشی معلم دارد و از طریق حمایت از نقش معلم به عنوان پژوهشگر می­توان بر فاصله­ی بین محقق و معلم غلبه کرد، همچنین مشارکت معلمان در پژوهش بازتاب زیادی در فعالیت­های کلاسی آنان دارد، در نتیجه معلمانی که در پژوهش درگیر می­شوند توجه دقیق­تری به روش­های صحیح تدریس، نگرش و فهم نسبت به کاربرد رویکردهای مختلف در فرایند تدریس دارند­ (یون و همکاران، 1999). بر همین اساس می توان گفت معلم پژوهنده کسی است که به امر آموزش و یادگیری مشغول است و می خواهد در فرایند آموزش و یادگیری شخصاً و یا همراه دیگر همکاران و دانش آموزان به پژوهش بپردازد تا آموزش را اثربخش سازد. یکی دیگر از دلایل گسترش اندیشه­ی معلم پژوهنده، ناکارآمدی تحقیقات آموزشی در بهبود مسائل آموزشی است. استیگلر و هیبرت (1383) با ذکر برخی کاستی­های روش­های سنّتی پژوهش در پاسخ گویی به نیاز معلمان، این فعالیت­ها را برای بهبود آموزش و تدریس ناکافی می‌دانند، به گفته آنان ممکن است محققان بسیار باهوش باشند ولی به اطلاعات مشابهی که معلمان در مواجهه با دانش‌آموزان واقعی، در شرایط کلاس‌های واقعی و با اهداف یادگیری واقعی روبه‌رو می­شوند، دسترسی ندارند و محققان برای بهبود آموزش باید بیش‌تر به اموری که در حال حاضر برای معلمان قابل درک است، پی ببرند. بنابراین یافته­های پژوهشی که معلمان پژوهشگر در کلاس درس به منظور اصلاح جریان آموزش و یادگیری بدست می آورند  نسبت به یافته­های محققانی که در خارج از کلاس درس و به منزله­ی پژوهشگران حرفه­ای به پژوهش می­پردازند از اعتبار بیشتری برخوردار است. بنابراین آنچه می تواند در نظام آموزش و پرورش، ظرفیت تحول و ظرفیت پویایی مستمر ایجاد کند نظام پژوهشی است که نباید در سطح مسئولان ادارات آموزش و پرورش محدود شود. معلمان که تمامی وقت خود را صرف مواجهه با موقعیت­های عینی تعلیم و تربیت می­کنند ضروری است  طوری آماده شوند که خود به منزله­ی پژوهشگر و محقق آموزشی و تربیتی عمل نمایند. متین­(1382) در بیان اهمیت و ضرورت پژوهندگی توسط معلمان به نکاتی اشاره می­کند:

مطلب مرتبط :   اصطلاحات خودرو؛ مخفف‌های مربوط به تجهیزات خودرو چه مفهومی دارند؟

“معلم بیش از دیگران در معرض پرسش­های آموزشی است؛ بهتر است برای پاسخ به پرسش­ها و مسائل، خود درگیر پژوهش و حل مسئله گردد.  یافته­های پژوهش توسط خود معلمان به کار می رود. پس بهتر است که خود معلم نیز دست به پژوهش بزند. مشارکت معلم در پژوهش باعث ایجاد اعتماد به نفس می­شود و در او انگیزه به پژوهش رشد می­نماید. با درگیر شدن معلم در پژوهش مساله جدایی میان نظریه و عمل از میان می­رود. نتایج حاصل از پژوهش معلمان در کلاس درس کاملاً کاربردی است. در فرآیند پژوهش، معلم هر جا لازم دانست تغییرهای لازم را اعمال می­کند.  معلم ضمن پژوهش رشد می­کند، بالفعل می­شود و چاره­یابی،  نوآوری و نوجویی اشاعه می­یابد ”

هر چقدر معلمان در پژوهش درگیر شوند به همان میزان فهم خود را از فرایند تعلیم و تربیت افزایش می­دهند و آموخته­های آنان تأثیر زیادی بر آنچه در مدرسه و کلاس درس اتفاق می­افتد می­گذارد. از این رو مسائلی که معلمان از طریق پژوهش­های انتقادی و بررسی دقیق فعالیت­های خودشان و برنامه­های مدرسه مطرح می­کنند بر جهت­یابی آینده­ی برنامه­های آموزشی کارکنان، همچنین طرح­های توسعه و بهبود مدارس تأثیر می­گذارد (یون و همکاران 1999).  پژوهشی که توسط معلم انجام می­گیرد طیفی از تغییرات را در فعالیت­های آموزشی وی بوجود می­آورد، از این طریق معلمان راهکارهای جدید در زمینه­ی تدریس را توسعه می­دهند (سیرجلا[1] ، 1996).  به اعتقاد مورای، کمپل[2]، هکستال[3]، هولم[4]، جونز[5]، ماهونی[6]، منتر[7]، پروکتر[8]، وال[9]، (2009)، سه نکته­ی مهم درباره­ی جایگاه پژوهش در حرفه­ی معلمی و تدریس وجود دارد، اول اینکه حمایت از گسترش طرز تفکر «­معلم به عنوان پژوهشگر»  برای اطمینان از پیشرفت معلمان و کسب اطلاعات پژوهشی در زمینه­ی آموزش می باشد؛ دوم اینکه پژوهشگر فعال بودن بخش اساسی از کار تدریس همه­ی معلمان است و سوم اینکه افزایش ظرفیت­های پژوهشی معلمان حق مهم آن­هاست و یکی از مؤلفه­های اساسی آن، ایجاد زمینه­ها و فرصت­های پژوهش در آموزش است. معلم با بهره­گیری از پژوهش قادر خواهد بود تا درباره­ی رویکردهای آموزشی که برای دانش­آموزان مناسب است تصمیم­گیری درستی نماید در نتیجه بیشترین تأثیرگذاری را بر عملکرد دانش­آموزان خواهد داشت (آکرسون[10]، مک دوفی[11] ، 2002). ورود معلمان در عرصه­ی پژوهش و در نتیجه تحقق یک معلم فکور و پژوهنده تأثیرات زیادی بر نحوه­ی آموزش آن­ها بر جای خواهد گذاشت از جمله اینکه:

مطلب مرتبط :   جایگاه هنر در جامعه از دیدگاه روانشناسی

“معلمان مفروضات مربوط به استانداردهای فنی تدریس را بیش از پیش درک خواهند کرد. مزایای پژوهش –  به ویژه رابطه­ی آن با فهم هر چه بیشتر عواملی که بر آموزش و تدریس اثر دارند – را بیشتر خواهند شناخت و از تجربه بیش از پیش می­آموزند. توان آن­ها برای حضور در عرصه­ی تحقیقات آموزشی درک می­شود، موقعیت معلم به عنوان یک یادگیرنده­ی فکور، به جای کارگزاری که از بالا به پایین و بدون هیچ سؤالی صرفاً مصرف کننده­ی نظرات دیگران است درک می­شود. به عنوان کارکنانی دانش محور در نظر گرفته می­شوند که بر عمل حرفه­ای خود ژرف­اندیشی می کنند و دانش حرفه­ای خود را متناسب با نیازمندی­های کلاس درس به­روز می­سازند. پیچیدگی­های فرایند مدرسه بیشتر درک می­شود و فهم اینکه این پیچیدگی­ها جدا از زمینه­های اجتماعی، تاریخی، فرهنگی، فلسفی، اقتصادی، سیاسی و روانی که آن را در­برگرفته اند، قابل درک نخواهد بود. پژوهش در عمل حرفه­ای جایگاه خود را می­یابد.  فرصتی برای تحلیل پدیده­های کلاس درس و کوشش در جهت تفسیر آن­ها فراهم می­شود. فرصت تحلیل و ژرف­اندیشی درباره­ی دیدگاه­ها و عقاید دیگران فراهم می­شود. معلمان با حضور فعال و از نزدیک، تجربیات و دانش خود و دیگران را برای حل موانع و مشکلات تدریس به کار می­گیرند وبه این ترتیب دانش بومی ناظر بر توسعه­ی عمل تدریس گسترش می­یابد (ساکی، 1389).

علی­رغم مواردی که ذکر شد و با توجه به اهمیت پژوهشگری معلمان، آموزش و پرورش کشور ما به عنوان یکی از ساختارهای علمی- فرهنگی و آموزشی، با وجود برخورداری از مدیران و معلمانی تحصیل کرده و مستعد، راهبرد روشنی برای پژوهش ندارد و این امر موجب شده است تا نتواند جایگاه پژوهش و پژوهشگر و نقش آن ها را در پیشرفت، توسعه و تعالی جامعه مشخص و نهادینه نماید. لذا گاهی به پژوهش به عنوان یک فعالیت روبنایی و سطحی نگریسته می­شود و جو مناسبی برای تحقیقات وجود ندارد و این مسئله موجب دوریِ بخش عظیمی از فرهنگیان از پژوهش و کاهش انگیزه­ی مطالعه وتحقیق آن ها را به دنبال دارد (فضل الهی قمشه­ای و همکاران، 1391). بنابراین بایستی با تغییر و تحول در برنامه­ها و سیاست­های آموزش و پرورش زمینه­ی لازم برای توسعه­ی ظرفیت پژوهش و در نتیجه تحقق سیاست­ها و اهداف آموزش و پرورش را به وجود آورد. چنین ظرفیت و استعدادی در صورتی به وجود خواهد آمد که معلمان انگیزه و توانمندی لازم برای انجام پژوهش و به موازات آن فرصت­ها و امکانات مورد نیاز برای پژوهش در محیط آموزشی را دارا باشند.

1- Syrjala

2- Campbel

3- Hextall

4- Hulme

5- Jones

6- Mahony

7- Menter

8- Procter

9- Wall

10- Akerson

11-McDuffie

دسته بندی : مقالات