شیوع کمرویی:

کمرویی در میان دانش آموزان خردسال شایع تر از بزرگسالان است. ممکن است این پدیده در میان کودکان آشکارتر باشد، زیرا آنان عموما نسبت به بزرگسالان در معرض بررسی دقیق تر روزانه اعمالشان قرار دارند. اما کمرویی در میان بخش قابل ملاحظه ای از جمعیت بزرگسالان ادامه می یابد. برخی شواهد تحریک آمیز نشان می دهند که در دوران نوجوانی کمرویی بیشتری در میان دختران پدید می آید تا پسران. در یک نمونه گیری از دانش آموزان پایه چهارم، پنجم و ششم یک مدرسه ابتدایی حد متوسط افرادی که در حال حاضر کمرو بودند42 درصد بود-مانند نمونه اصلی. این دختران و پسران به طور مساوی خود را به عنوان کمرو معرفی می کردند. اما زمانی که به دانش آموزان پایه هفتم و هشتم می نگریم، نه فقط سطح متوسط کمرویی به 54 درصد افزایش می یابد بلکه این دختران نوجوان هستند که موجب این افزایش شده اند. شاید دلیل این امر آن باشد که نیاز به محبوب بودن در مدرسه  و از نظر جسمانی جذاب بودن به گونه ای جا افتاده است که فشار بیشتری بر دختران وارد می شود تا پسران (زیمباردو،1990).

از طرف دیگر در سیستم آموزش و پرورش،مفهوم کمرویی نقش مهمی را ایفا می کند.کمرویی یک هیجان پنهانی است که نادیده گرفته شده است، درحالیکه در زندگی بسیاری از افراد، موجب شکست، آشفتگی و هرج و مرج شده است. طبق تحقیقات انجام شده، بیش از 50 درصد افراد در زندگی خود کمرویی را در درجات مختلف تجربه می کنند. به علاوه 80 درصد از مردم اعلام نموده اند که در بعضی از موقعیت ها در زندگی شان احساس شرم و خجالت را تجربه کرده اند. به تعداد زیادی از این افراد می توان نسبت”کمرویی برون گرایانه”داد. اینها افرادی هستند که در میان عموم حاضر می شوند؛ اما در درون، افکار دردناکی را تجربه یا احساس می کنند. افراد کمرو، در رابطه با گسترش انواع مختلف مسائل روان شناختی از قبیل افسردگی و یا اضطراب، بیشتر آسیب پذیرترند. تعداد بسیاری از مردم کمرویی را تجربه می کنند و این احتمال وجود دارد که مقدار زیادی از رفتار کمرویی تثبیت شده و یا به صورت انواع دیگر پاسخ های غیر انطباقی گسترش یابد. دو عامل در رابطه با این که بیشتر مردم خود را کمرو توصیف کنند مورد توجه می باشد که عبارتند از: فرهنگ و تکنولوژی. فهم آداب و سنن فرهنگی بسار مهم است، زیرا براساس آن می توانیم کمرویی را توصیف و تبیین کنیم. آشکارا فرهنگ های مختلف براساس آنچه به عنوان هنجار میان فردی و اجتماعی پذیرفته شده است، تعاریف متفاوتی را از کمرویی خواهند داشت. بنابراین، این نکته مهم می باشد که وقتی با افراد دارای فرهنگ های متفاوت خاص خودشان برخورد می کنیم این نکته را مورد توجه قرار بدهیم (رابین، 2001).

مطلب مرتبط :   نه ویژگی افراد دارای سازگاری اجتماعی

آستین (2000) در مطالعه خود آشکار کرد که 8 درصد جامعه دچار کمرویی هستند و 11 درصد دانش آموزان مدرسه ابتدایی در ارتباط هایشان نگرانی و دلهره را تجربه می کنند و به عبارت دیگر 20 درصد، اضطراب مربوط به کمرویی را تجربه می کنند و بدین دلیل باید مورد کمک قرار بگیرند. زیمباردو و همکارانش در دانشگاه استانفورد  زمینه یابی، با نمونه ای از 817 دانش آموز دبیرستانی انجام داده اند و از آنها پرسیده اند که آیا خود را کمرو ارزیابی می کنند و به کمرویی به عنوان یک مشکل می نگرند؟ 40 درصد از پاسخ دهندگان خود را به شدت کمرو ارزیابی کردند، 63 درصد اذعان داشتند که کمرویی برای آنها مشکل آفرین بوده است. تحقیقات بعدی این یافته ها را تایید کرده است. زمینه یابی استانفورد همچنین از پاسخ دهندگان پرسیده که آیا قبلا هم کمرو بوده اند؟ اکثریت پاسخ دهندگان بر صدق این سوال صحه گذاشتند (زیمباردو، 1990 ).

2-3-3-پیامدهای کمرویی:

فیلیپ زیمباردو(1982؛به نقل از موسوی،1388)،پیامدهای زیر را برای کمرویی عنموان می کند.

1-مشکلات اجتماعی:افراد کمرونسبت به افراد غیر کمرو از موقعیت های اجتماعی بهره مند نمی شوند،کمتر قرار ملاقات می گذارند،از نظر کلامی و غیر کلامی کمتر ابراز وجود می کنند و علاقه کمتری به افراد دیگر نشان می دهند.آنها توانایی خود را برای مقابله با موقعیت های اجتماعی دست کم می گیرند و نسبت به موقعیت های اجتماعی بدبین هستند.از ملاقات و آمیزش با دیگران اجتناب می کنند زیرا گمان می کنند مردم مدام از آنها انتقاد می کنند و درصدد کشف خطاهای وی هستند تا مسخره اش کنند(زیمباردو و هندرسون ،1996).

مطلب مرتبط :   &، Baldwin.,، Sarraj[128].، Andersson.,، Steinhausen[124].

2-اشکال در تفکر:خجالتی بودن فرد کمرو موجب می شود که در حضور دیگران افکارش دچار ابهام و تیرگی شود و در برقراری رابطه مؤثر ناتوان گردد.

3-محدودیت در ارزیابی های مثبت:کمرویی باعث می شود دیگران ارزیابی مثبتی از خصوصیات فرد نداشته باشند علیرغم آنکه وی دارای توانایی ها و ویژگی های مثبتی است.

4-ارزیابی منفی دیگران:نه تنها نکات مثبت فرد کمرو به چشم نمی آید بلکه به دلیل عدم برخورد گرم و صمیمانه با دیگران،به طور غیرواقعی تصویر غلطی از او در ذهن ها شکل می گیرد.به عنوان مثال گمان می کنند او فردی سرد و بی عاطفه،خودخواه و جاه طلب است.

5-اشتغال ذهنی:افراد کمرو اشتغال ذهنی زیادی نسبت به خود و واکنش های دیگران دارند که منجر به نگرانی و درخود فرو رفتگی آنها می شود.

6-بی جراتی:فرد کمرو نمی تواند به راحتی عقاید خود را مطرح سازد و از ارزش های منفی مورد قبولش دفاع کند.

7-عواطف ناخوشایند:معمولا کمرویی همراه با احساس افسردگی،گوشه گیری و تنهایی است.کمرویی می تواند یک تاثیر علی بر افسردگی داشته باشد.هم مستقیم و هم غیر مستقیم از طریق تنهایی.افراد کمرو در ایجاد روابط اجتماعی ضعیف عمل می کند که منجر به اجتناب از مواجه های اجتماعی و در نتیجه تنهایی می شود.

از نظر زیمباردو و هندرسون(1996)افراد کمرو به دلیل نقص شبکه اجتماعی که برای حفظ سلامتی ضروری است،دچار مشکلات مربوط به سلامت جسمی و روحی می شوند.در شغل های نامناسب تر قرار می گیرند،پیشرفت شغلی محدودی دارند و پول کمتری به دست می آورند،چون کمتر درخواست ترفیع می کنند.اگر کمرویی مزمن شود و تا سال های بعدی زندگی ادامه یابد ممکن است منجر به انزوای اجتماعی مزمن و آسیب روانی وابسته به آن و حتی بیماری مزمن و طول عمر کوتاه تر شود(زیمباردو و همدرسون،1996؛به نقل از موسوی،1388).

کمرویی به عنوان یک عامل خطرناک روانی-اجتماعی می تواند پیامدهای مهمی از لحاظ عملکرد اجتماعی داشته باشد و به آسیب دیدگی توانایی و مهارت اجتماعی منجر شود (گلدبرگ و اشمیت،2001).

افراد کمرو در تعامل های اجتماعی و روابط بین فردی خود ناشیانه رفتار می کنند و به عبارت دیگر فاقد مهارت های اجتماعی هستند و میزان اضطراب و افسردگی در آنها بالاتر است (شیومی و دیگران،2000).

دسته بندی : مقالات