دانلود پایان نامه

اصطلاحات فقهی و اسلامی ما دو تعبیر داریم یکی تمییز و دیگری رشد.
هر چند تمییز هم مرحلهای نازل از تکامل و رشد است ولی در اصطلاح این دو مقوله از یکدیگر جداست. تمییز عبارت است از اینکه کودک در مراحل نازل شناخت، اجمالاً بین خوب و بد تفاوت میگذارد و سود و زیان را میشناسد، به عنوان مثال از اینکه درباره او جملاتی که مستلزم ذم است گفته شود، ناراحت و خجالتزده میشود و حتی ممکن است واکنش نشان دهد و همینطور از شنیدن چیزی که مستلزم مدح است، خشنود میشود ولی رشد، مرحله خیلی بالاتر از تمییز است و حتی ممکن است و بسیار اتفاق میافتد که فردی به بلوغ هم میرسد ولی هنوز به مرحله رشد نرسیده و به اصطلاح رشید نباشد.
از آنچه گفته شود معلوم میشود که نسبت بین رشد و تمییز عموم و خصوص مطلق است، یعنی هر رشیدی ممیّز هم هست ولی هر ممیّزی رشید نیست.
ب) تفاوت رشد با بلوغ و عقل1
«بلوغ» یک امر طبیعی و تکوینی است و مربوط میشود به تکامل قوای تناسلی و غریزی انسان که در اختیار انسان نیست و نمیتواند آن را عقب و یا جلو بیندازد، بلکه یک سیر طبیعی دارد و وقتی فرد بالغ میشود، توانائی غریزی برای تولید مثل دارد.
امّا رشد، یک امر اکتسابی است که انسان باید آن را تحصیل کند، و در اختیار انسان است، یعنی انسان بالغ عاقل، باید در جهت رسیدن به رشد در ابعاد مختلف تلاش کند و آن را اکتساب نماید، و رشد یافتن یعنی اینکه انسان لیاقت و توانائی بهرهبرداری صحیح از امکانات مادی و معنوی را بدست آورد، و وقتی چنین لیاقتی را بدست آورد میگوئیم این فرد «رشید» شده است.
و همینطور رشد با عقل هم تفاوت دارد.
رشد در مقابل «سفاهت» قرار دارد و آدم رشید کسی است که سفیه نیست ولی عقل در مقابل جنون قرار دارد و آدم عاقل کسی است که مجنون و دیوانه نباشد نه اینکه سفیه نباشد. آدم مجنون هیچ تکلیفی ندارد و سر و کارش با طبیب و دارو است و حتی نمیشود به او گفت برو و خودت را معالجه کن بلکه این وظیفه اطرافیان است که برای معالجه (او چنانچه ممکن باشد) تلاش کنند، ولی رشد در مقابل جنون قرار ندارد، بلکه رشد، به این معناست که انسان در عین اینکه عاقل است نه دیوانه، ولی ممکن است، لیاقت و توان بهرهبرداری از امکانات مادی و معنوی خویش را نداشته باشد، به چنین شخصی فرد رشد نیافته یا غیر رشید میگویند نه مجنون و دیوانه.

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوندبرای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  40y.ir  مراجعه نمایید.

رشته حقوق همه گرایش ها : عمومی ، جزا و جرم شناسی ، بین الملل،خصوصی…

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

بنابراین عقل و جنون یک چیز است و رشد و بیرشدی چیز دیگر. جنون، بیماری است و چارهاش طبیب و دارو و بیرشدی معلول نقص در تعلیم و تربیت، بیرشدی ناآگاهی است و بیهنری نه بیعقلی و چارهاش آموختن و تعلّم است.
ج) تفاوت غیر رشید (سفه) با جنون
سفه و جنون هر دو از موارد عدم اهلیت تلقی می شوند، حقوقین نیز سفیه و مجنون را محجور می دانند بنابراین هر دو آنها از تصرف در اموال و حقوق مالی خود ممنوعاند اما اینکه این دو چه افتراقی با یکدیگر دارند، حقوقدانان گفتهاند سفه نقصان عقل است اما جنون فساد عقل.1
بنابراین سفیه عقل دارد اما میزان خروشی نسبت به دیگران ضعیف است در حالیکه مجنون عقل مختل و تباه است، نمیتواند واقعیات خوب از بد را تشخیص دهد، فاقد درک وضع و روابطش با دیگران مبنای اندیشه نیست. اما سفیه خوب، و بد را میفهمد، با مردم روابط منطقی دارد.
د) ارتباط بین عقل و رشد در غیر رشید (سفیه)
برای اینکه اولاً عقل دارای مراتبیای است و سفیه مرتبه آن را دارد به بیان دیگر، اصل عقل امری است و کمال آن امر دیگر، سفیه دارای عقل است اما به حد کمال نرسیده است بلکه ناقص است مانند میوهای که کمال آن رسیده و شیرین بودن آنست اما نرسیده و کامل باشد.2
ثانیاً مرتبه رشد بالاتر از عقل است و اگر کسی مرتبه نازلی از عقل داشته باشد باید او را عاقل غیر رشید نامید نه عاقل رشید. برای اینکه انسان در آغاز عمر خود و در زمان صغر بد و خوب را کمکم تمیز میدهد و دوم، پس از مدتها که از مرحله اول گذشت کمکم نفع و ضد را تشخیص میدهد.
پس قیاس عقل تشخیص بدی و خوبی است و مقیاس رشد تشخیص نفع و ضرر است و ممکن است کسی به سن کبر برسد و بدو خوبی خود را ضعیف تشخیص بدهد. سفیه با اجازه ولی میتواند معاملاتی، نکاح یا طلاق را انجام بدهد.
هـ) فرق سفاهت با صغر
از آنجائیکه صغیر تحت ولایت دیگری قرار دارد و از رشد لازم برای انجام معاملات برخوردار نیست بنابراین حالات وضعیت فکری و روانی او کمتر مورد بررسی قرار میگیرد، هر چند که او از زمان طفولیت، از لحاظ قوه دماغی اختلال داشته باشد، یا از همان دوران ضعف فکری داشته باشد اما بدلیل اینکه از نظر حقوقی در وضعیت او تغییری حاصل نمیگردد، لذا توجهی به آن نمیشود و از سوی دیگر سفاهت معمولاً در دوران بعد از بلوغ مطرح میگردد. بنابراین، عدم اهلیت صغیر به خاطر عدم تکافوی سنی و عقلی او برای انجام معاملات است اما عدم اهلیت سفیه، بدلیل عدم رشد او بوده و ارتباطی به سن ندارد. بلکه سفیه باید بالغ باشد تا به او غیر رشید اطلاق شود والا صبی است نه سفیه .
– معیار تشخیص سفیه
همانطور که اشاره شد، کفر، فسق، صرف مال در معاصی از ویژگیهای عدم رشد محسوب نمیشود زیرا که سفاهت تنها ناشی از نقص عقل شخص است و موارد مذکور نمیتواند دلیل کافی برای اثبات عدم رشد اشخاص محسوب شوند، به طوری که افرادی وجود دارند که اموال خود را در معاصی خرج میکنند و در عین حال به خوبی از عهده اداره اموال خود بر میآیند و در معاملات خود مغبون واقع نمیشوند.
معیار سفه، عدم تمیز نفع و ضرر است. اگر شخص کبیری نفع و ضرر خود را تشخیص ندهد و مجنون نیز نباشد او را عاقل غیر رشید یا اختصاصاً غیر رشید مینامند.
به بیان دیگر غیر رشید کسی است که نفع و ضرر خود را تمیز نمیدهد معمولاً در معاملات و تعهدات خود مغبون میشود. بنابراین عدم تشخیص نفع و ضرر معیار خوبی برای اثبات سفه است.
گفتار سوم) ابعاد و اقسام رشد

بند الف) ابعاد مختلف رشد
در یک دستهبندی کلی میتوان دو بعد اصلی برای رشد ذکر نمود:
1- بعد جسمانی (رشد جسمانی)
(البته در قرآن کریم موردی دیده نشده که واژه رشد در مورد رشد جسمانی به کار رفته باشد).
2- بعد عقلانی (عقلائی)
رشد جسمانی: عبارتست از تغییرات تدریجی در جهت کمال که در بدن انسان و شکل ظاهری او پدید میآید و با حواس ظاهری قابل مشاهده است مثل: افزایش قد، وزن، رشد و نمو استخوانها و …
رشد عقلانی: عبارتست از تکامل تدریجی قوای فکری انسان و رسیدن او به مرحلهای که قدرت تشخیص خیر و شر و مصالح و مفاسد را داشته باشد و بتواند از امکانات و سرمایههای مادی و معنوی که در اختیار دارد به نحو احسن و شایسته بهرهبرداری و استفاده نماید.
3- ارتباط رشد عقلانی و رشد جسمانی
پیوستگی و ارتباط متقابل و کامل رشد عقلانی و جسمانی از جمله موضوعات بسیار روشن است که از قدیم هم مورد توجه نه تنها دانشمندان و اطباء بوده بلکه توده مردم نیز به آن توجه داشتهاند و حتی در بین مردم ضرب المثل شده که: عقل سالم در بدن سالم یافت میشود.
امّا امروزه با پیشرفت سریع علم و خصوصاً علم پزشکی و روانپزشکی و روانشناسی، بیش از هر زمان ارتباط این دو با یکدیگر برای بشر روشن گردیده است و خیلی از یافتههای جدید در گذشته برای انسان روشن نبوده است.
بند ب) اقسام رشد به اعتبارات مختلف
در بحث گذشته رشد را از یک دیدگاه و نگاه کلی به رشد جسمانی و رشد عقلانی تقسیمبندی کردیم و ارتباط متقابل آن دو با یکدیگر را هم بیان کردیم. اکنون میخواهیم رشد را از یک نگاه و اعتبار دیگری به اقسام مختلفی تقسیم کرده و به توضیح اجمالی آن بپردازیم، در این تقسیمبندی دیگر رشد جسمانی مطرح نیست بلکه سخن از رشدی به میان میآوریم که جنبه عقلانی و معنوی و به تعبیر دیگر رشد انسانی مد نظر است.
انسان در جهات گوناگون قابلیت رشد دارد و هرقدر بتواند رشد خود را از نظر کمی و عددی و کیفی افزایش دهد به مقام واقعی که برای آن خلق شده یعنی مقام خلیفه اللهی نزدیک میشود. در گذشته اشاره شد که یکی از تفاوتهای اساسی انسان و حیوان از نظر رشد همین اکتسابی بودن رشد در انسان است یعنی انسان باید استعدادها، قابلیتها و توانائیهای خود را بشناسد و از آنها استفاده کند و کمالات بالقوه را به فعلیت برساند.

1) رشد فردی و اخلاقی
اولین رشدی که انسان باید شرایط و کیفیت تحصیل آن را بشناسد و در جهت بهرهمند شدن از آن گام بردارد، رشد فردی و اخلاقی است که به منزله زیربنا و شرط لازم رشد در سایر زمینههاست، یعنی اگر رشد فردی و اخلاقی بدست نیاید هرگز نمیتوان در جهت تحصیل سایر رشدها (مثل رشد اجتماعی) موفق بود.
2) رشد در عبادت
از جمله چیزهائی که رشد داشتن در آن فوقالعاده اهمیت دارد رشید بودن در امر عبادت است، حال باید دید معنی رشد در عبادت چیست؟
شکی نیست که بهترین اعمال عبودیّت و بندگی و عبادت خداوند متعال است، ولی باید توجه داشت عبادت آن وقتی اثر مطلوبی خویش را بر روی روح و جان آدمی میگذارد که اوّلاً توأم با معرفت باشد تا حقیقت عبادت صادق باشد، و ثانیاً همراه با نوعی اکراه و تحمیل بر خود انجام نپذیرد و گرنه چه بسا ممکن است نه تنها مثمر ثمر واقع نشود بلکه اثرات مخرّب و زیانآوری برای انسان داشته باشد. استاد شهید مطهری (رحمه الله) در این باره مینویسد :
بسیاری چنین خیال میکنند که چون عبادت خوب است پس هرچه بیشتر بهتر، غافل از آنکه عبادت آنگاه اثر خود را میبخشد که جذب روح شود و روح از آن به طور صحیح تغذیه کند، همان طور که معنی استفاده از غذای خوب این نیست که هرچه بیشتر بهتر، معنی استفاده از عبادت نیز آن نیست که هرچه بیشتر بهتر. عبادت باید توأم با نشاط باشد. البته مقصود این نیست که قبلاً باید نشاطی وجود داشته باشد تا عبادت شروع شود. بسا افرادی که هیچ وقت نشاط پیدا نکنند، نشاط تدریجاً با عادت و انس با ذکر خدا پیدا میشود. ظرفیت انسان برای عبادت یک ظرفیت محدود است، فرضاً که انسان عبادت را با نشاط آغاز کند، پس از مدتی که بدن خسته شد، نشاط هم از بین میرود و عبادت جنبه تحمیلی پیدا میکند و در حکم خوردنی نامطبوع میگردد که عکسالعمل بدن این است که آن را به وسیله استفراغ دفع نماید، نه در حکم غذای مطبوع که عکسالعمل بدن این است که آن را جذب کند.
خوب عبادت کردن و از مواهب آن بهرهمند شدن حساب و قاعده و به اصطلاح مکانیسمی دارد و تنها کسانی میتوانند از مواهب آن بخوبی بهره گیرند که دارای رشد عبادی باشند.
3) رشد از نظر آموزش و پرورش
حیوانات هم در شعاع حیات خود از نوعی رشد بهرهمندند، به طور غریزی سود و زیان خود را تشخیص میدهند و به طور غریزی آمادگی و لیاقت نگهداری و بهرهبرداری از امکانات خود را دارند، آنچه را که آگاهی ندارند و لیاقت بهرهبرداری ندارند چیزهائی است که در نظام خلقت جزء امکانات آنها قرار نگرفته است، ولی رشد انسان اکتسابی است، باید انسان آن را تحصیل کند، آگاهیهای لازم انسانی کسبی است، همچنانکه قدرتها و توانائیها و لیاقتها و آمادگیهای انسان برای نگهداری و بهرهبرداری از امکاناتی که در نظامات خلقت در خور فعالیت او قرار داده شده نیز اکتسابی است. و آنچه که عهدهدار این دو مسئولیت یعنی آگاهی و شناخت و پرورش استعدادهای آدمی است آموزش و پرورش است.
استاد شهید مرتضی مطهری در این باره میگوید :
«آموزش و پرورش به طور کلی متوجه این دو جهت است. آموزشها متوجه آگاهی بخشیهاست که یک رکن رشد است. و پرورشها متوجه توانائی بخشیهاست که رکن دوّم آن است»
4) رشد ملّی
همانطور که یک فرد رشد میکند و احیاناً ممکن است به مراحل عالیه رشد انسانی هم برسد، گاهی هم یک ملت خود و امکانات خدا داد خویش را میشناسد و استعدادها را از قوه به فعل میرساند و با استفاده صحیح از

دسته بندی : پایان نامه حقوق

دیدگاهتان را بنویسید