دانلود پایان نامه

ه متهم ضرورتاً قصد حصول نتیجه خاصی از عمل خود را داشته باشد، و سوء نیت خاص به قصد روانی متهم برای حصول نتیجه خاصی از فعل خود تعریف شده است . برای مثال، در حقوق آمریکا قتل غیر عمدی اختیاری، تنها با سوء نیت عام و قتل عمدی درجه یک با سوء نیت خاص محقق می شوند . باید دانست در جرائمی که نیاز به سوء نیت خاص دارند، در حالت شروع به جرم نیز باید این قصد وجود داشته باشد ؛ لذا شروع به قتل عمدی باید با قصد مرگ مجنی علیه و شروع به کلاهبرداری با قصد بردن مال دیگری باشد، هر چند در عمل، جرم کامل محقق نمی شود.
4-1-2- سوء نیت معین و سوء نیت نامعین: مراد از سوء نیت معین، کشش و تمایل فاعل به تحصیل نتایج معلوم و معین است؛ مانند کشتن شخص معین و یا ربودن مال غیر؛ و مراد از سوء نیت نامعین این است که مرتکب صریحاً خواستار نتیجه ای از فعل خود نیست؛ هر چند می تواند آن را پیش بینی کند؛ مانند زدن ضربه به دیگری به قصد آزردن او و حصول مرگ بدون قصد مرگ، که در نهایت فاعل را در معرض اتهام ایراد ضرب عمدی قرار می دهد .

5-1-2- سوء نیت احتمالی و سوء نیت جازم: سوء نیت جازم زمانی است که احراز شود نفس ارتکاب جرم، مطلوب عامل بوده است ؛ ولی در سوء نیت احتمالی فاعل خواستار نتیجه ای از فعل خود نیست، اما می تواند آن را احتمال دهد و این احتمال به حدی قوی است که باید قطعاً از ارتکاب آن امتناع کند؛ مانند به راه انداختن ماشین با سرعت زیاد با علم به نقض ترمز آن .
6-1-2- تفاوت انگیزه و سوء نیت خاص: مراد از انگیزه در حقوق کیفری، دلیل و محرک اصلی ارتکاب جرم است. به عبارت دیگر، انگیزه آن است که فکر ارتکاب جرم را به مرتکب ارزانی می کند و در نتیجه همیشه مقدم بر اراده است . در حالیکه سوء نیت خاص، قصد رسیدن به نتیجه خاصی از انجام فعل است، که در صورت تحقق نیافتن آن، جرم بطور کامل محقق نمی شود. حقوقدانان آمریکا نیز قصد را هدف روانی و یا طراحی ارتکاب جرم و انگیزه را سبب، محرک و علت جرم دانسته اند . با توجه به اختلاف در خصوصیات، شخصیت و تمنیات افراد، انگیزه آنها در ارتکاب جرم نیز متفاوت است؛ در حالیکه سوء نیت خاص در جرائمی که وجود این سوء نیت جهت تحقق آنها ضروری است، بین تمامی مرتکبین یکسان است؛ زیرا سوء نیت خاص مربوط به جرم بوده و توسط قانونگذار معین می شود. لذا در قتل عمدی، سوء نیت خاص تمامی مرتکبین، کشتن است؛ در حالیکه به تعداد قاتلین انگیزه آنها متفاوت است . لذا شخصی ممکن است بعلت انتقام، دیگری به علل مالی و سومی به علل دیگری مرتکب قتل شود . راه دیگر پی بردن به تفاوت بین سوء نیت خاص و انگیزه، توجه به مطلق و مقید بودن جرم است. در جرائم مطلق، به علت منتفی بودن نتیجه، نیازی به سوء نیت خاص نیز نمی باشد؛ در حالیکه در جرائم مقید، اصولاً وجود قصدی خاص برای ارتکاب جرم لازم است. لذا اگر در جرم مطلقی، قانونگذار از وجود قصد خاص برای لزوم تحقق جرم سخن به میان آورد، باید دانست منظور قانونگذار انگیزه و نه قصد در معنای سوء نیت خاص بوده است؛ زیرا با منتفی بودن نتیجه، نیازی به سوء نیت خاص نیز نمی باشد . به همین دلیل حقوقدانان در جرم نشر اکاذیب بر خلاف ظاهر ماده، قصد اضرار به غیر و تشویش اذهان عمومی را انگیزه و نه سوء نیت خاص، دانسته اند . در پایان این بحث لازم به ذکر است که در حقوق ایران، بر خلاف سوء نیت خاص، انگیزه اصولاً در تحقق جرم بی تاثیر بوده و تنها در تعزیرات و بازدارنده ها، می تواند از علل تخفیف و تبدیل مجازات و یا تعلیق اجرای آن باشد. در حقوق ایالات متحده آمریکا نیز همین موضع پذیرفته شده است و برخلاف قصد که باید ورای از هر شک و شبهه معقولی ثابت شود، اثبات انگیزه ای خاص، به ندرت برای محکومیت متهم لازم است .
2-2- عنصر روانی در جرایم غیر عمدی: حقوقدانان عنصر روانی در جرائم غیر عمدی را خطای کیفری گفته اند . قانونگذار از عنصر روانی جرائم غیر عمدی به ” تقصیر” تعبیر کرده است. به موجب تبصره ماده 336 ق.م.ا: « تقصیر اعم است از بی احتیاطی، بی مبالاتی، عدم مهارت، عدم رعایت نظامات دولتی». لذا در هر مورد که فردی، مرتکب یکی از موارد فوق شود و این امر موجب وقوع حادثه گردد، عنصر روانی جرائم غیر عمدی محقق شده است. به هر حال در تشخیص بی احتیاطی، بی مبالاتی و عدم مهارت، عمل مرتکب و فاصله آن از رفتار متعارف جامعه سنجیده می شود و در مورد عدم رعایت نظامات دولتی، به فاصله عمل مرتکب از مقررات توجه می شود. در ذیل این موارد را به اختصار مورد بررسی قرار می دهیم:
1-2-2- بی احتیاطی: انجام فعلی است که انسان متعارف در شرایط و اوضاع و احوال قبل یا مقارن حادثه از انجام آن امتناع می کند؛ به عبارت دیگر، عرفاً احتیاط در ترک آن است و لذا انجام آن بی احتیاطی به حساب می آید.
2-2-2- بی مبالاتی: همان بی احتیاطی به صورت ترک فعل است . به عبارت دیگر ترک عمل در جایی است که عرفاً انجام آن ضروری است و لذا فرد با ترک آن مرتکب بی احتیاطی می شود (البته بصورت ترک فعلی).

3-2-2- عدم مهارت: مهارت در لغت به معنای ماهر بودن، زبر دست بودن و استادی آمده است . و عدم مهارت، عدم استادی و زبردستی در انجام اموری است که انجام آن ها مستلزم داشتن استادی و زبردستی است. حقوقدانان مهارت را به مهارت بدنی که مستلزم داشتن چابکی و ورزیدگی است و مهارت روانی که مستلزم آگاهی و اطلاع بر موضوع است، تقسیم کرده اند . به هر حال به نظر می رسد عدم مهارت خود تحت شمول بی احتیاطی و بی مبالاتی بوده و منجر به آنها خواهد شد.
4-2-2- عدم رعایت نظامات دولتی: منظور از نظامات، هر نوع مقررات کلی اعم از قانون و تصویب نامه یا آیین نامه یا دستور کار الزامی است . عدم رعایت نظامات دولتی اصولا منجر به نوعی بی احتیاطی و بی مبالاتی است؛ ولی حتی در صورتی که عدم رعایت نظامات دولتی، عرفاً بی احتیاطی و بی مبالاتی نیز نباشد، با توجه به عنوان جداگانه آن، خود به تنهایی تشکیل دهنده عنصر روانی در جرائم غیر عمدی است.

گفتار دوم: تعریف قتل عمدی و اجزاء عنصر مادی آن
اگر جرم را رفتاری برهم زننده نظم اجتماعی بدانیم، بی شک قتل عمدی از جمله مهم ترین جرائم و شاید مهمترین آنهاست؛ زیرا قربانی این جرم، حیات انسان به عنوان والاترین و باارزش ترین دارایی او به شمار می رود. قرآن کریم نیز در راستای هرچه اهمیت بخشیدن به این سرمایه نایاب، و تقبیح هرچه بیشتر، حمله ناحق به آن، کشتن یک انسان را، بسان کشتن تمامی انسان ها دانسته است . به نظر می رسد بهترین تعریف ارائه شده از قتل عمدی، تعریفی است که توسط پروفسور گارو ارائه شده است؛ مطابق این تعریف: «قتل عمدی سلب عمدی حیات از شخص زنده است؛ به وسیله دیگری و بدون مجوز قانونی ». قانونگذار ایران، بدون تعریف از قتل عمدی، اقدام به وضع بندهای سه گانه ماده 206 قانون مجازات اسلامی به پیروی از نظر مشهور فقهای امامیه نموده است. به موجب این ماده:” قتل در موارد زیر قتل عمدی است:
الف- مواردی که قاتل با انجام کاری قصد کشتن شخص معین یا فرد یا افرادی غیر معین از یک جمع را دارد خواه آن کار نوعا کشنده باشد خواه نباشد ولی در عمل سبب قتل شود.
ب- مواردی که قاتل عمدا کاری را انجام دهد که نوعا کشنده باشد هرچند قصد کشتن شخص را نداشته باشد.
ج- مواردی که قاتل قصد کشتن را ندارد و کاری را که انجام می دهد نوعا کشنده نیست ولی نسبت به طرف بر اثر بیماری و یا پیری و یا ناتوانی یا کودکی و امثال آنها نوعا کشنده باشد و قاتل نیز به آن آگاه باشد.” .
با توجه به بندهای فوق الذکر، که انجام عمل نوعا کشنده، با علم به نوعا کشنده بودن را نیز قتل عمدی دانسته است، تعریف زیر با استفاده از تعریف پروفسور گارو، در حقوق ایران صحیح به نظر می رسد: « قتل عمدی سلب بدون مجوز حیات از شخص زنده است با قصد کشتن وی و یا با انجام عمل نوعا کشنده و با علم به اینکه حصول مرگ بر عمل مرتکب، نوعا واقع می گردد»
مجازات قتل عمدی در حقوق ایران اصولا قصاص نفس است ؛ به موجب ماده 257:” قتل عمد موجب قصاص است لکن با رضایت ولی دم و قاتل به مقدار دیه کامله یا به کمتر یا زیادتر از آن تبدیل می شود “. در صورت عدم قصاص به هر دلیل، مجازات قتل عمدی 3 تا 10 سال خواهد بود. به موجب ماده 612 ق.م.ا:” هر کس مرتکب قتل عمد شود و شاکی نداشته یا شاکی داشته ولی از قصاص گذشت کرده باشد و یا به هر علت قصاص نشود در صورتی که اقدام وی موجب اخلال در نظم و صیانت و امنیت جامعه یا بیم تجری مرتکب یا دیگران گردد دادگاه مرتکب را به حبس از سه تا ده سال محکوم می نماید. ”

مطلب مرتبط :   پایان نامه ارشد حقوق : اسناد بین الملل

دانلود پایان نامه

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوندبرای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  40y.ir  مراجعه نمایید.

رشته حقوق همه گرایش ها : عمومی ، جزا و جرم شناسی ، بین الملل،خصوصی…

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

اما در حقوق آمریکا، موارد زیر قتل عمدی محسوب می شوند:
1. قتل عمدی ناشی از داشتن قصد قتل: در این نوع از قتل، مرتکب با سوء نیت قبلی اقدام به کشتن غیر قانونی انسان زنده می نماید . مرتکب زمانی قاصد در قتل شناخته می شود که یا منظور مرتکب از انجام عمل، ایجاد نتیجه زیانبار باشد و یا اینکه مرتکب عالم باشد که نتیجه زیانبار قطعا محقق خواهد شد . مفهوم سبق تصمیم در حقوق آمریکا نیز با گذشت زمان برای تحقق قتل عمدی حذف شده است و در حال حاضر، قصد قتل بدون تهیه مقدمات برای تحقق قتل عمدی همراه با قصد کافی است . در پایان لازم به ذکر است که سوء نیت مورد نیاز برای تحقق قتل عمدی با قصد قتل، ممکن است به صورت تصریح متهم و یا به صورت ضمنی استنباط شود ؛ در آینده در این مورد بیشتر سخن خواهیم گفت.
2. قتل عمدی جنایی: در این نوع از قتل، متهم با قصد قتل مبادرت به کشتن مجنی علیه نمی نماید؛ اما با توجه به اینکه عمل او در جریان وقوع جنایت دیگری صورت گرفته است، قتل واقع شده عمدی محسوب خواهد شد . مانند زمانی که متهم در جریان سرقت، مجنی علیه را ببندد و این بستن موجب مرگ وی گردد . لازم به ذکر است در صورتی که قتل عمد در جریان ارتکاب یا شروع به ارتکاب یکی از جرائم تجاوز به عنف، سرقت مقرون به آزار و تهدید، آدم ربایی، تحریق و یا ورود با هتک حرز به قصد ارتکاب جنایت، صورت گیرد، قتل عمدی درجه یک و در صورتی که در جریان جنایتی غیر از جرائم فوق، مانند قتل در جریان سرقت ساده و یا سقط جنین صورت گیرد، از جمله قتل های عمدی درجه دو خواهد بود .
3. قتل عمدی ناشی از قصد ایراد صدمات شدید بدنی: در این نوع از قتل، قصد ایراد صدمات شدید کمتر از مرگ، علی رغم فقدان قصد قتل، قتل عمدی محسوب خواهد شد؛ منظور از صدمه و جراحت شدید نیز چیزی بیشتر از جرح بدنی ساده است و می توان آن را قریب به مرگ دانست .
4. قتل عمدی ناشی از بی پروایی شدید: در این مورد هرچند ممکن است مرتکب قصد قتل و حتی قصد ایراد صدمه بدنی را نداشته باشد، اما با انجام رفتاری که متضمن خطری شدید برای حیات انسان هاست، موجب مرگ مجنی علیه می گردد؛ مانند کسی که با سرعت بسیار بالا در خیابان اصلی شهر اقدام به رانندگی می کند و موجب مرگ کسی می شود .
همچنین در حقوق ایالات متحده آمریکا برخلاف حقوق ایران، قتل دارای دو درجه 1 و 2 می باشد. هدف از درجه بندی قتل در حقوق آمریکا، تحدید بیشتر مجازات های سخت مانند مرگ، برای قتل عمدی درجه یک و مجازات اخف تر برای قتل عمدی درجه دو است . این دو درجه را به اختصار بررسی می نماییم:
1. قتل عمدی درجه یک: قتل در حقوق آمریکا در دو مورد درجه یک است :
الف- زمانی که قتل همراه با قصد قتل باشد.
ب- زمانی که قتل عمدی در جریان یکی از جنایت های مصرح صورت گیرد(قتل عمدی جنایی در جریان جرائم مصرح).
2. قتل عمدی درجه دو: در این نوع از قتل، کشتن دیگری با قصد قتل نبوده و در جریان یکی از جنایات مصرح نیز صورت نگرفته است؛ بلکه در این نوع از قتل، کشتن دیگری با خطر حتمی کشتن صورت گرفته است ؛ به عبارت دیگر زمانی که شخصی بداند که عمل او برای زندگی دیگران خطرناک است، و با این وجود عمدا به عمل خود ادامه دهد، قتل واقع شده، قتل عمدی درجه دو خواهد

دسته بندی : پایان نامه حقوق

دیدگاهتان را بنویسید