تعارض زناشویی:

ازدواج نخستین سنگ بنای خانواده و جامعه است و به وسیله عقد ازدواج بین مرد و زن که کلید جوانب و تشریفات مذهبی  رسمی و اجتماعی در آن منظور شده، بنیانگذاری می شود
عقد ازدواج، نقش را برای زوج ها به وجود می آوردکه جدایی از نقش قبلی را ایجاب می کند و نقطه بحرانیبرای این انتقال نقش، شروع دوره زناشویی است
نقش های تازه به نقش متجاوز افزوده شده، ارتباطات جدید میان فردی درهریک از ازدواجها گسترش می یابد وادامه معاشرت ها وسبک زندگی قبلی رادگرگون می کند
وظیفه دیگری که زوجها با آنها روبرو هستند جداشدن از خانواده های اصلی آنها و تبادل نظر و برقراری روابط متفاوتی با والدین،  خواهر، برادر و بستگان خود است
به این ترتیب وفاداری های قبلی زوجها تغییر کرده، خانواده اصلی و اولیه باید این تغییرات و اتصالها را بپذیرند
دخالت یا اعمال نفوذ خانواده های اصلی که به صورت پنهان و در پوشش های متفاوت انجام می شود، می تواند یکی از منابع تعارضات زناشویی باشد (ثنایی، 1379)

وجود تعارضات زناشویی بر

 

در این مرحله زن و شوهر بیشترین حد تنش را در همه ابعاد آن، در روابط خود دارند
ارتباط شخصی، تنازع در قدرت و سرزنش تا حد زیادی دیده می شود
انتقاد گری شدید و زیاد است
خود افشاگری وجود ندارد
مثلث سازی، به شکل ائتلاف بایک وکیل وجود دارد
دلیل بالا بودن خشم رابطه درمانی برقرار نمی شود(هی لی،1973
ترجمه
ثنایی،1378)

 

 

2-53 عوامل مؤثر بر از بین رفتن روابط عاطفی و زناشویی :(مراحل چهار گانه مرگ عاطفی )

مخالفت :در هر نوع رابطه ای که میان دو انسان شکل می گیرد همیشه درجه ای از مخالفت وجود دارد و تضاد های فکری و رفتاری جزئی طبیعی از روابط میان فردی ما را تشکیل می دهند
اما مخالفت می تواند درجات مختلفی داشته باشد
مخالفت پنهان در برابر مخالفت آشکار
صحنه ای را در نظر بگیرید که در یک مهمانی خانوادگی بزرگ نشسته اید و همسر شما در حال تعریف خاطره ای از شما می باشد که اصلاً دوست ندارید دیگران چیزی درباره آن بدانند، چندمین بار است که همسرتان این داستان را با آب و تاب تعریف می کند
شما شروع به خود خوری می کنید یا طوری به وی نگاه می کنید که بفهمد مایل به تعریف داستان وی نیستید
این درجه خفیفی از مخالفت است دربرابر اینکه شما با صدای بلند وی را از گفتن داستان منع کنید
راه دیگری وجود دارد سعی می کنید خود را آدم متمدنی نشان بدهید که این موضوعات کوچک برایش مهم نیست و از طرح شدن آنها در جمع حتی لذت می برید
بیشتر مردم مخالفت های خود را به بهانه بد جلوه کردن در نظر دیگران ابراز نمی کنند و تظاهر می کنند که چنین احساسی ندارند
آنچه در این گونه موارد افراد به خود می گویند این است: این مساله بزرگی نیست، این قدر ایراد گیر نباش، هیچکس کامل نیست، فراموش کن چرا دردسر درست می کنی
در زمینه عاطفی در زندگی زناشویی این مساله مخالفت به کرات اتفاق می افتد
زیرا تعداد تعاملات میان فردی زوجین خیلی زیادتر از دیگر روابط است و به همین نسبت احتمال بروز اختلاف میان آنها بیشتر است
اگر مخالفت های کوچک خود را بیان نکنید و با توجه به تعداد موارد پیش آمده از خیر مطرح کردن آنها بگذرید، این مخالفت های کوچک جمع شده کم کم به علامت هشدار دهنده بعدی یعنی رنجش و عصبانیت تبدیل می شود
حال کمی به زندگی با شریک عاطفی خود فکر کنید
اتفاقات هفته گذشته را مرور کنید و مواردی را که با همسرتان در زمینه آنها اختلاف داشتید به یاد آورید
طرز برخورد شما با این اختلافات چگونه بوده است ؟ طرز برخورد شما با این مخالفتها در وهله اول شاخص خوبی برای سلامتی ازدواج شما می باشد (گری، 2009
ترجمه
گنجوی،1388)

رنجش و عصبانیت :عصبانیت و رنجش نوع شدیدتر مخالفت هایی است که روی هم جمع شده اند و به صورت احساس تنفر موقتی ابراز می شود
در این مرحله شما فرد مقابل را سرزنش و ملامت می کنید و فرد مقابل هم عکس العمل نشان می دهد و شما را مورد حمله قرار می دهد
خیلی مواقع که سر موضوع کوچک و بی ربطی دعوای بزرگی راه می افتد علت آن را باید در جایی  دیگر و موضوع دیگر جستجو کرد
ازاثرات رنجش و عصبانیت می توان به جدایی عاطفی موقت بین شرکای عاطفی اشاره کرد
عصبانیت با فشار روحی زیاد همراه است و انرژی زیادی از شما می گیرد
اگر رنجش و عصبانیت، مدام تکرار شود شما مقام جلوگیرنده آن، با به درون ریختن اینعصبانیت و رنجش و انرژی منفی بسیار در درونتان پا به مرحله سوم می گذارید  (گری، 2009
ترجمه
گنجوی،1388)

مطلب مرتبط :   اشتباهات ارزشمندی که منجر به یادگیری می‌شوند

عدم پذیرش و طرد :بعداز یک دعوای مفصل، در را به هم می کوبید و از منزل خارج می شوید درحالی که احساس یاس و پوچی سرتاسر وجودتان را فرا گرفته است
این درحالی است که از جارو جنجال و دعوا هم خسته اید و منزل را برای رسیدن به آرامش ترک کرده اید، در حقیقت از همسر خود فرار کرده اید
این مرحله ممکن است به صورت دیگر و در درون منزل اتفاق بیافتد، شما در منزل و در زیر یک سقف هستید ولی به یکدیگر بی اعتنایی می کنید و یکدیگر را مورد بی توجهی قرار می دهید، در واقع وی را هم از دیده و هم از دل بیرون می کنید
این مرحله می تواند یک ساعت به طول بیانجامد
ولی تا چند روز و چند هفته می تواند طول بکشد
بیشتر جدایی ها و طلاق ها در این مرحله اتفاق می افتد
این دوره بحرانی ترین دوره اختلافات در حقیقت زمان به زانو در آوردن آخرین تلاشهای عاطفی طرفین برای بقای زندگی مشترکشان می باشد، در طرد و عدم پذیرش آنقدر فشار روحی و تنش زیاد می شود که فرد برای خود فضایی و آرام طلب می کند و اینگونه از زندگی زناشویی خود عقب نشینی کرده، میدان مبارزات را ترک می کند در حالی که پیوند های عاطفیش آخرین نفس ها را می کشد
اما طرد و عدم پذیرش هم می تواند لاینحل باقی بماند و با تکرار و انباشت در طول یک دوره زمانی، شما را به مرحله نهایی گسست عاطفی تان سوق دهد (گری، 2009
ترجمه
گنجوی،1388)

سرکوب :نوعی احساس کرفی و بی حس است
شما دیگر احساسات منفی خود را حس نمی کنید اما در مقابل بهای بزرگی می پردازید ودیگر احساسات خود را درک و لمس نخواهید کرد
شما از نظر عاطفی فلج شده اید و تا پایان عمر، یکنواخت و بی احساس به نمایش کسالت بار زندگی خود ادامه می دهید
ماسکی از لبخند و احترامات ساختگی را به چهره می زنید و دیگر شور و نشاط سابق را ندارید
زندگی تان قابل پیش بینی و کسل کننده می شود و خستگی مزمن جسمی به سراغتان می آید
آنچه این مرحله را فاجعه آمیز می کند نوع رابطه ای است که بین زوجین وجود دارد
به این ترتیب که همه چیز خوب و مرتب به نظر می رسد و طرفین ظاهر زندگی خوبی در کنار یکدیگر دارند اما در واقع بسیاری از استعدادها و مهارتهای عاطفی خود را فراموش کرده اند و به یک نیمه مرده ماشینی تبدیل شده اند که زندگی محدود و بی طراوتی را دنبال می کند و جالب این است که در این مرحله خود فرد هم احساس می کند خوشبخت است و زندگی خوبی دارد، غافل از اینکه بسیاری از قسمت های وجودش در حالت نیمه خاموش به سر می برد
هر دو طرف در این مرحله یاد گرفته اند چه انتظاراتی داشته باشند و چه انتظاراتی نداشته باشند  (گری، 2009
ترجمه
گنجوی،1388)

Fincham

Gari

دسته بندی : مقالات