تعریف یادگیری :‌

یادگیری عبارت است از اثراتی که محیط از طریق حواس بینائی ـ شنوائی، بویائی، چشایی و بساوایی بر ذهن انسان می‌گذارد. این اثرات که به صورت تغییراتی کم و بیش دائمی‌در رفتار بالقوه یادگیرنده بوجود می آید. با نتیجه ی عوامل موقتی و زودگذر مانند خستگی، دارو، عوامل انگیزشی و تغییرات ناشی از رشد ( پختگی ) یا بلوغ نیست یادگیری فقط آن چیزی نیست که به صورت تغییرات رفتار  – عملکرد تجلی می‌کند بلکه آن چیزی است که جزئی از یادگیرنده می‌شود. یادگیری تغییری است که در توانایی انسان ایجاد می‌شود و برای مدتی باقی می ماند و نمی‌توان آن را به سادگی به فرایندهای رشد و نمو نسبت داد. نوع تغییری که یادگیری نامیده می‌شود در رفتار ظاهر می‌گردد و استنباط یادگیری با مقایسه ی اینکه چه رفتاری قبل از قرار گرفتن فرد در موقعیت یادگیری وجود داشته و چه رفتاری می‌تواند پس از قرار گرفتن او در این موقعیت از او سر بزند. صورت می‌گیرد، این تغییر ممکن است افزایش توانایی برای نوعی عملکرد باشد و غالباٌ هم چنین است همچنین می‌تواند تمایل تغییر یافته ای از نوع آنچه که نگرش یا علاقه یا ارزش نهادن نامیده می‌شود باشد. چنین تغییری باید عملکردی نسبتاٌ ‌پایدار باشد و برای مدتی در فرد حفظ گردد سرانجام اینکه این گونه تغییر باید از نوع تغییری که قابل اسناد به رشد و نمو است، مانند تغییر در قد یا قوی شدن ماهیچه ها بر اثر ورزش، متفاوت باشد.

بیشتر رفتارهای انسان از راه یادگیری شکل می‌گیرد. یادگیری تغییر رفتار است و بر اثر تجربه حاصل می‌شود. انگیزش در یادگیری که تأثیر بسیار زیادی دارد. هر چه انگیزه بیشتر و قویتر باشد میزان یادگیری بیشتر است نحوه تمرین و پاداش جزو عوامل مهم یادگیری هستند. انجام دادن کار با جدیت و در زمانی که سرحال هستیم در یادگیری مؤثر است. هر قدر میزان دقت و تمرکز بیشتر باشد میزان یادگیری بیشتر است.

مفاهمیم یادگیری عبارتند از : انتقال مفاهیم علمی از فردی به فرد دیگر. 2- کسب اطلاعات و مهارتهای ویژه. 3- تغییر در رفتار قابل مشاهده و قابل اندازه‌گیری. 4- کسب بینش های جدید با تغییر دادن بینش های گذشته. 5- فرایندی که از طریق آن رفتار موجود زنده در اثر کسب تجربه تغییر می‌یابد. 6- فرایند تغییراتی نسبتاٌ پایدار در رفتار بالقوه انسان در اثر کسب تجربه .

مطلب مرتبط :   چرا فرد دچار اتیسم میشود؟

 

 

اصول مهم در یادگیری :

  • علاقه و انگیزش فراگیر. 2- شرکت فعال فراگیر در امر یادگیری. 3- یادگیری بیشتر از طریق تداعی فعال صورت می‌گیرد. 4- وقتی فراگیر به پاداش به عنوان نتیجه ی رفتار خود دست یابد یادگیری تسهیل خواهد شد. 5- اگر فراگیر مفاهیم بنیادی که یادگیری بر آن مبتنی است یاد بگیرد یادگیری او آسان تر صورت می‌گیرد. 6- وقتی فراگیر مواد یادگیری را به مثابه جزیی از کل دریابد یادگیری تسهیل می‌یابد. 7- وقتی موضوع یادگیری در ارتباط با آنچه که فراگیر از قبل می‌داند باشد یادگیری تسهیل می‌یابد. 8- اگر مواد یادگیری برای فراگیر مفهوم باشد یادگیری تسهیل می‌یابد. 9- وقتی موارد یادگیری بلافاصله مورد استفاده قرا رگیرند یادگیری پایدارتر خواهد بود.  10- یادگیری برای اینکه حفظ‌گردد باید با تدارک تمرین های کافی مهارت ها، تکرار موارد یادگیری ومورد پرسش قرار دادن موارد یادگیری تقویت گردد.

عوامل مؤثر در یادگیری 1- آمادگی جسمانی، عقلانی، عاطفی فراگیر. 2- تجربیات گذشته. 3- شرایط و محیط یادگیری. 4- فعالیت یادگیرنده. 5- محرک ( نیازمندیهای اساسی مثل تعلق به گروه ـ ابراز خود، امنیت، میل، رغبت و علایق. 6- انگیزه و هدف. 7- روش تدریس معلم. 8- تمرین و تکرار. 9- تقویت و یادگیری.

بررسی اصول یادگیری به ما کمک می‌کند تا علت های رفتارمان را بفهمیم.  آگاهی ازفرایند یادگیری نه تنها در فهم رفتار بهنجار و انطباقی به ما کمک می‌کند، یادگیرنده تحریک شده باشد، وقتی که او سهمی‌در جریان یادگیری دارد. یادگیری مناسب با رشد یادگیرنده باشد وقتی که یادگیری با استعداد بدنی و عقلانی یادگیرنده متناسب است، یادگیری از طرفی پیروی کند. وقتی که یادگیری بتواند روابط با معنا را در میان فعالیتها و هدف تشخیص دهد. یادگیری مورد ارزیابی قرار گیرد. وقتی یادگیرنده راهی برای آگاهی از پیشرفت خود در اختیار داشته باشد .

5- یادگیری با رشد شخصی و اجتماعی ارتباط پیدا کند وقتی که یاگیرنده رشد و سازگاری رضایت بخشی را احساس کند. معلمان باید بر مهارتهای تفکر مطالعه و یادگیری مجهز باشند چون وظیفه ی آنها آموزش، رشد و یادگیری به دانش آموازن است نه آموزش موضوعات درسی. یادیگری متضمن فکر کردن و دوباره ساماندهی ذهنی است. آموزش فکر کردن و حل مسأله باید به عنوان هدف اصلی کلاس درس و به طور جدی مورد توجه معلمان باشد نه آموزش موضوعات درسی.

مطلب مرتبط :   آموزش صلح در برنامه­ های درسی

اختلالات یادگیری

میتوان گفت به دانش‌آموزی اختلال یادگیری دارد که. 1- تنها در یک یا چند ماده درسی مشکل داشته باشد نه همه دروس. 2- و از نظر هوشی در حد متوسط یا بالا باشد. 3- از نظر بینائی، شنوایی و مغزی سالم باشد. 4- از نظر عاطفی و سازگاری مشکل نداشته باشد. 5- در برخی از فرایندهای روانی پایه ادراک دیداری، شنیداری، درک زبان شفاهی و کتبی مشکل وجود داشته باشد. 6- بین میزان پیشرفت تحصیلی و توانائی او تفاوت زیادی وجود داشته باشد. اختلال در خواندن یکی از اختلالات یادگیری ویژه است، و یا عده ای از دانش‌آموزان هستند که در میزان پیشرفت و یادگیری دروس دچار عقب ماندگی می‌باشند بدون اینکه از نظر ذهنی دچار عقب ماندگی هوشی باشند.

نداشتن هدف برای یادگیری :‌ هدف ایجاد انگیزه می‌کند. وقتی هدف متناسب با علایق، تواناییها و امکانات اجرایی یادگیرنده باشد در او علاقه برای یادگیری بوجود می‌آورد در بسیای از مواقع نداشتن هدف مشخص، روشن، قابل دسترس و متناسب با یادگیرنده و امکانات او باعث می‌شود که یادگیری به خوبی صورت نگیرد. نداشتن زمینه ی قبلی برای یادگیری. توانایی فرد برای یادگیری در موارد بسیار به زمینه، پیشینه، معلومات بستگی دارد. اگر بخواهیم به شخص راجع به رشد کودک چیزی بیاموزیم باید ابتدا او را با اصول و مبانی رشد جسمانی ـ روانی کودک آشنا و بعد مطالب پیچیده را مطرح کنیم.

عوامل مربوط به اختلالات یادیگری را می‌توان این چنین بیان نمود. 1- بهره هوشی پایین. 2- شرایط مربوط به دوران پیش از تولد. 3- محیط نامساعد و نامطلوب.              4- مشکلات عاطفی. 5- نقائص بینائی و نقائص شنوایی. 6- نقائص گفتاری، کلامی.              7- تأخیر در شعور. 8- وصدمات مغزی پس از تولد. 9- مشکلات برتری جانبی دست و وضع جانبی بدن. 10- آموزش ناقص. متداولترین عامل در اختلالات یادگیری بهره ی هوشی پائین است از این رو در تشخیص اختلالات ویژه یادگیری، انجام تستهای روانی اساسی و ضروری است که در این رابطه به عوامل مربوط به پیش از تولد بویژه مسمومیت خونی مادر، نارس بودن جنین، حاملگی چندگانه و عوامل هنگام تولد مانند محرومیت از اکسیژن کافی نیز توجه شود.

 

دسته بندی : مقالات