حقوق و تکالیف ناشی از ریاست زوج بر خانواده

در این مبحث محقق در ابتدا به بررسی دیدگاه های مختلف در مورد مفهوم و فلسفه ریاست زوج بر خانواده می پردازد و سپس حقوق و تکالیف وی مورد بررسی قرار می گیرد و ضمانت اجراهای تخلف از هر یک از این حقوق و تکالیف عنوان می شود و قاعده اذن در شی در این حقوق و تکالیف مورد تحلیل و بررسی قرار می گیرد

 

 

.

2 -2 -1 : مفاهیم

2 -2 -1 -1 : حق و تعریف آن

در این مبحث به تعریف لغوی و اصطلاحی و فقهی  واژه حق پرداخته می شود .

2 -2 -1 -1 -1 : حق از منظر لغوی

“حق”  در لغت در معانی گوناگونی به کار رفته است. برخی از معانی لغوی این واژه، به شرح زیر است: راستی، عدالت، ثابت و یقین که در آن جای تردید و انکار نباشد.(راسخ ، 1381 ، 184 ) ، شایسته و سزاوار، راستی در گفتار، مال، ملک و سلطنت، بهره و نصیب، امر صورت پذیرفته و انجام شده، دوراندیشی، مرگ، واقع،امتیاز، باری تعالی، قرآن، امر مقضی و انجام شده، اسلام، موجود ثابت، الواجب الموجود (جبران ، 1376 ، 689)،  یقین بعد از شک، صلاحیت، قطعی، پابرجا، مصدر، کار حتمی و قطعی و واقع شدنی، نقیض باطل، گفتار حق و مطابق با واقع،مفرد (واحد) حقوق، امر نبی(ص)، صفت خدا، رویا (فرهیخته ، 1377، 352) .روشن است از نظر لغت، معانی متعددی برای واژه «حق» به کار رفته است. اما از میان معانی فوق، معانی «مطابق با واقع بودن»، «سلطنت»، «ثبوت» و همچنین «ثابت» (که معنای وصفی دارد)، ظهور و نمود بیشتری دارد (دریایی ، 1386، 332).

2 -2 -1 -1 -2 : حق از منظر اصطلاحی

در تعریف  اصطلاحی حق می توان گفت: «حق امری است اعتباری که برای کسی (لَهُ) بر دیگری (عَلَیه) وضع می شود(مصباح یزدی ، 1377 ، 26-27).» حق، گرچه ممکن است ریشه واقعی داشته، یا نداشته باشد؛ بدین معنی که در مفهوم حق، به عنوان یک امر اعتباری، وجود یا عدمِ ریشه واقعی ملحوظ نیست، اما همه احکام شرعی دارای مصالح و مفاسد واقعی هستند. همه احکام حقوقی با توجه به آن مفاسد و مصالح واقعی اعتبار می شوند. بر اساس این تعریف، اعتبار هر حقی دارای سه عنصر است:

مطلب مرتبط :   مداخلات رفتاری برای کودکان مبتلا به سرطان

الف. کسی که حق برای اوست (مَن لَهُ الحَقّ)؛ ب. کسی که حق علیه او و به نفع دیگری است (مَن عَلَیهِ الحَقّ)؛ ج. آنچه متعلَّق حق است.

برخی نیز حق را در اصطلاح حقوقی چنین تعریف کرده­اند: :4

حق، امری است اعتباری که بر حسب آن، شخص یا گروه خاصی، قدرت قانونی پیدا می کند که نوعی تصرف خارجی در شیء یا شخص دیگر انجام دهد و لازمه آن، امتیازی برای ذی حقّ بر دیگران و اختصاص متعلَّق حق به وی می باشد که نوعی اضافه است. چنان که، لازمه دیگر آن، تحقق اضافه دیگری میان «من له الحقّ» و «من علیه الحقّ» خواهد بود که بر اساس آن، «من علیه الحق» موظَّف است جانب «من له الحق» را در مورد حقّ وی رعایت کرده و از تجاوز به آن خودداری کند.

از مجموع تعاریفی که درباره اصطلاح حقوقی «حق» گفته شده، نکات ذیل به دست می آید:

حق آن است که به ذی­حق (من له الحق)، نوعی اقتدار و آزادی عمل اعطا می کند.1

2 : حق، امتیاز و نفع متعلِّق به اشخاص است که موجب می شود وی توان تصرف در موضوع حق را پیدا کرده و دیگران را از تجاوز به آن منع کند..

3 : حق، مفهومی اعتباری است که ما بازاء خارجی ندارد. هرچند منشأ انتزاع عینی و واقعی دارد، و برای کسی علیه دیگری وضع می شود. اما وضع و اعتبار آن تابع مصالح و مفاسد واقعی است.

4 : در بحث های حقوقی، اصطلاح حق، اغلب ناظر به حق های اعتباری و مجعوله است. از حق های تکوینی، که مبتنی بر اعتبار و وضع نیست، سخن به میان نمی آید( کارل ، 1380 ، 34)

مطلب مرتبط :      پیشایندها و پیامدهایی اضطراب مرگ

2 -2 -1 -1 -3 : حق از منظر فقهی

فقها حق را به توانایی و سلطنت فعلیه ­ای تعریف می کنند  که قائم به دو طرف «من له الحق» و «من علیه الحق» است و معتقد است که ممکن نیست که «من له الحق» و «من علیه الحق»، شخص واحدی باشد. به خلاف ملک که نسبت میان مالک و مملوک، نیازی به «من یملک علیه» ندارد( انصاری ، 1410 ، 52). هم چنین عنوان شده است حق عبارت است از: سلطنت فعلیه بر غیر. و فرق میان «حق» و «مِلک» در این است که ملکیت یک نوع علاقه و ارتباط میان مالک و شیء مملوک است و هیچ گونه ملازمتی با سلطه بر غیر ندارد، جز به نحو شأنیت. یعنی خود ملکیت هیچ سلطنتی بر غیر ایجاب نمی کند. اما اگر غیر، بخواهد با مالکیتِ مالک تزاحم داشته باشد، سلطنت مالک بر غیر و دفع او از شیء مملوک مطرح می شود. به خلاف مسئله «حق»، مادام که «حق»ای وجود دارد، «من له الحق» بر غیر در مطالبه حق خویش سلطه دارد( کوه کمری ، 1409 ، 23)

دسته بندی : مقالات