دانلود پایان نامه

بطور فطری و یکسان ازآن برخوردار هستند، و کرامت اکتسابی آن نوع شرافت و حیثیتی است که انسانها به صورت ارادی و از طریق به کار انداختن استعدادها و توانایی ذاتی خود درمسیر رشد و کمال و کسب فضایل اخلاقی آن را بدست می آورد، یعنی اگر چه همه انسانها از شئون واحد باالقوه برخوردارند، اما کسانی که نیروی درونی و استعدادهای جمیله خود را به ثمر برساند به کمال و کرامت واقعی دست می‏‏یابد و این‏جاست که تفاوت بین افراد بوجود می آید و افراد دارای مراتب گوناگون و درجات مختلف و مقامات متفاوت نسبت به سعی و تلاش شان در جهت رسیدن به کمال می‏باشد. در کرامت اکتسابی مهم‏ترین معیار برطبق رهنمودهای قرآنی و دینی( تقوا و ایمان) است، طوریکه در سوره حجرات آیه 13 می فرماید:« ای مردم همانا شما را از مرد وزنی آفریدم وبرای آنکه همدیگر را بشناسید شمارا قوم، قوم وقبیله قبیله قرار دادیم بدرستیکه گرامی ترین شما باتقوا ترین شماست وخداوند به همه چیز دانا وآگاه است». ؛ از تأمل درین آیه بدست می‏آید که جنسیت، حریت، بردگی، قوم، و نژاد نمی تواند پایه برای کرامت باشد و درثانی ازآیه کریمه که فرموده است اکرمکم بدست می آید که قرآن کرامت ذاتی را پذیرفته و بعلاوه آن باکرامت ترین شما باتقواترین شما می باشد، و همچنین از دقت درآیه کریمه بدست میآید که کرامت اکتسابی مبتنی به ایمان و تقوا بوده و می تواند در نزد خداوند و روز قیامت ملاک برتری انسانها از همدیگر باشد.و یا باتوضیح بیشتر می توان گفت که کرامت ارزشی هیچ تأثیری درحقوق اجتماعی افراد ندارد، در حقوق اجتماعی ، افراد( صرف نظر از میزان ایمان و تقوای شان ) از حقوق اجتماعی مساوی بهره مندند.
مبحث دوم : مبانی نظری کرامت ذاتی انسانی
نظریه های مختلفی درجواب این سوال که چرا و به چه مبانی انسان دارای کرامت ذاتی است مطرح گردیده است که به بعضی از آنها اشاره می کنیم.
گفتار اول: نظریه کرامت مبتنی بروحی
مکتب وحی کرامت ذاتی انسان را تنها درقدرت تفکر و تعقل و نه فقط در آزادی اراده و اختیار او می داند بلکه این مکتب کرامت ذاتی انسان را بیشتر در وجهه الهی بودن انسان می داند یعنی «خداوند آدم را بر صورت خویش آفریده است » طرفداران این نظریه نه انسان را درمقابل خداوند و نه خداوند را در مقابل انسان قرار نمی دهد بلکه معتقدند که خدای انسان با او نوعی پیوستگی و ارتباط دارد و همین پیوند و خویشاوندی که مبانی متافزیکی و هستی شناختی کرامت انسانی را در جامعه بشری و دریک حکومت دینی تبیین می کند، این رابطه خداوند با انسان ازآیه 29 سوره حجر که می فرماید: «از روح خودم در او (انسان ) دمیدم »به خوبی استفاده می‏شود. این کرامت از آنجهت است که انسان خلیفه خداست و این خلافت چیزی نیست که بافساد و خونریزی نفی گردد چون فساد و خون ریزی امور عارضی است و نمی توانند امر ذاتی را که خلافت و کرامت باشد از میان بردارد، زیرا وقتی خداوند بافرشتگان در مورد خلقت انسان سخن گفت آنان به پرسش و اعتراض برخواسته و می‏گویند:«آیا بر روی زمین کسی را قرار می دهی که درآن خون ریزی می کند ؟» خداوند درجواب می گوید « هما نا آنچه من می دانم شما نمی دانید» پاسخ خداوند بیانگر این حقیقت است که مقام خلافت یک مقام ذاتی است و مقام ذاتی با افعال مثل فسادو خونریزی ازبین نمی رود، درواقع آنچه مورد سرزنش قرار می گیرد وجود انسان نیست بلکه افعال ناپاک انسان است، پس معلوم می شود که مقام ذاتی خلافت مورد نفی قرار نمی گیرد چون فعل انسان از ذات او جدا است خلاصه آنکه خداوند انسان را بخواطر درک حقایق و ابزار هستی و داشتن استعداد ذاتی و فطری خلیفه خود قرار داده است، به عبارت دیگر(تعلیم تکوینی اسرار و حقایق هستی به انسان در ابتدای آفرینش موجب گردیده است که انسان برای اجرای این مقام شایسته تر از فرشتگان گردند) البته این معنی یعنی اینکه انسان خلیفه خدا بوده و خداوند او را بصورت خود آفریده در ادبیات دینی سایر ادیان مانند یهودیت و مسیحیت نیز مورد تأکید قرار گرفته است از آنچه تاکنون گفته شد می‏توان به این نتیجه رسید که انسان مظهر حق و در واقع آینه ای در برابر وجود الهی است و نابود ساختن و درهم شکستن هرفرد گوی شکستن آن آینه و جلوگیری از تجلی انوار حق از طریق آن است.
ثانیا کرامت انسان یک امر ذاتی است و هیچ ربطی به افعال و کردار انسان ندارد، بنابراین رفتار مجرمانه نافی کرامت ذاتی انسان نمی باشد .
ثالثا نظریه کرامت انسان مبتنی بر وحی از نظریه های دیگر جامع تر می باشد چون کرامت انسان براساس این نظریه هم به سبب آزادی اراده و اختیار انسان و قدرت تعقل و تفکر او و هم بخواطر وجهه و نفخه الهی است.

گفتار دوم: نظریه حقوق طبیعی
نظریه حقوق فطری یا طبیعی اولین بار توسط فلاسفه یونان بصورت یک نظریه علمی مطرح گردیده است، اندیشه حقوق طبیعی این‏گونه تبیین می‏شود که مجموعه از قواعد با موضوعیت جهانی وجود دارد، که کاملاً معقول و منطقی است، و چون قواعد و مفاهیم مربوط به حقوق طبیعی ریشه در شعور انسان دارد، لذا این قواعد را نمی توان به یک ملت یا گروه خاص محدود ساخت براساس این نظریه قواعد فطری و طبیعی از طبیعت و فطرت انسان نشأت گرفته و توسط عقل کشف می شود . لذا عقل بدون مددگیری از منبع دیگر چون احکام الهی بر آنان حکم می‏راند و چنان از بداهت برخوردار است که جای هیچ‏گونه تردید در آن نمی ماند.یکی از نظریه پردازان حقوق طبیعی سیسرون رومی می گوید:« آنچه را که عقل سلیم در هماهنگی باطبیعت انشاء می کند قانون حقیقی و جاویدان می باشد چنین قانون جهان‏شمول تغییر ناپذیر و ابدی می باشد، تصویب مجلس و اراده مردم نمی تواند مارا از تعهد نسبت به این قانون رها سازد. اوامر این قانون باید عملی و نواهی آن باز دارنده باشد تلاش برای بی اعتبار کردن آن غیرمجاز و مخالفت با قانون طبیعی گناه است. برای تغیر و تفهیم آن به خارج از طبیعت خود نیازمند نیستیم بلکه یک قانون جاوید و ابدی برای تمام زمانهای متغیر خواهد بود کسی که از این قانون اطاعت نکند ازخود می گریزد و بشریت راهی جز تمکین از این قانون را ندارد ، متخلف اگرچه از مجازات های متداول رهایی یابد اما او از بدترین مجازات ها رنج خواهد برد» با تأمل و دقت در نظریات سیسرون فهمیده می‏شود که به عقیده وی قواعد طبیعی عقلانی می‏باشد و عقل قابلیت استنباط و استخراج آن را دارا می باشد، و همچنین حقوق طبیعی جهان‏شمول و ابدی می‏باشد نه به گروه خاص و نه برای زمان خاص محدود نشده است. و هم‏چنین تخلف از حقوق طبیعی علاوه برضمانت اجراهای متداول و کیفری از ضمانت اجرای اخلاقی و وجدانی نیز برخوردار است . اگرچه ازلی و ابدی بودن و هم‏چنین جهان‏شمولی، عقلانی و اخلاقی بودن حقوق طبیعی مورد تأیید و تاکید سایرنظریه پردازان حقوق طبیعی نیزقرار گرفته است.
گفتار سوم : نظریه مکتب اصالت فرد
فرد گرایی از نظر سیاسی بیانگر نظر افراد و گروههای است که معتقدند آنچه اصالت دارد فرد است نه جامعه لذا باید از حقوق و آزادی های فرد دربرابر تجاوز دولت و قدرت سیاسی حمایت نمود. طرفداران این نظریه می گویند «این افراد است که به منظور بهرمندی از مزایای زندگی اجتماعی هرکدام ازبخشی از آزادی های خود می گذرند و باقصد و رضای خود اقدام به انعقاد قرار داد اجتماعی، جامعه و تشکیل دولت می نمایند، حکومت بارأی افراد تشکیل گردیده و درصورت کوتاهی دردفاع از حقوق افرادمسلماً از مشروعیت خواهد افتاد.»آنچه مسلم است آزادی افرادتاجای و زمانی تأمین می‏گردد که درتضاد باآزادی فرد دیگر قرار نگیرد لذا دولت باید از آزادی افراد در انعقاد قراردادها و هم‏چنین آزادیهای رفتاری افراد حمایت نماید و تاآنجا که ممکن است دولت از مداخله در فضای زندگی و محدود ساختن ساحات شخصی افراد دوری گزیند، طرفداران این نظریه معتقدند که آزادی بیان، آزادی عقیده و اندیشه از حقوق طبیعی و نظری افراد است که قابل تغیر نیست.« فرد گرایی دینی و اخلاقی که با نوع نگرش استقلالی به انسان و اعتقاد به مقام رفیع انسان هم‏راه بوده و مورد تأکید ادیان آسمانی خصوصاً اسلام و مسیحیت قرار گرفته بود. پس از زوال و سقوط در دوره قرون وسطی که همزمان با حاکمیت روحانیون کلیسای کاتولیک بود، باردیگر در قرن شانزدهم باجنبش اصلاح کلیسای عیسوی دوباره احیاء و تقویت شد و زمینه را برای آزادی فرد از تسلط کلیسا فراهم کرد»

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوندبرای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  40y.ir  مراجعه نمایید.

رشته حقوق همه گرایش ها : عمومی ، جزا و جرم شناسی ، بین الملل،خصوصی…

مطلب مرتبط :   دانلود پایان نامه رشته حقوق با موضوع: توسعه اقتصادی

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

پیشوایان جنبش اصلاحات دینی در مذهب مسیحیت یعنی مارتین لوتر در آلمان و کالوین درسویس و جان فاکس در اسکاتلند جان و روح ملیون ها انسان را که سالهای سال زیریوغ ظالمانه کلیسا بسر می بردند. آزادی و استقلال ذاتی شان را به ارمغان آوردند. اصلاح گران ضمن اثبات ارزش های ذاتی فرد معتقد بودند که افرادبشر توانایی آنرا دارند که بدون توسل به کلیسا و طی مراحل رسمی دینی با خدا ارتباط برقرار نموده و عبودیت و بندگی خود را ابراز دارند.
گفتارچهارم: مکتب خود آیینی کانت
کانت هرشخص را برخوردار از کرامت فردی می داند وی در مقابل افکار رایج زمانه خود ایستاد که در آن زمان چنین باوردرذهنیت ها تثبیت شده بود که کرامت برای کسی ثابت بود که درتقابل و تضاد با ظالم و یا حکومت مستبد و جابر قرار گرفته باشد و یا از جایگاه اجتماعی مناسب بر خوردار باشد مثلا از خاندان سلطنتی ، نجیب زاده یا اشراف باشد از کرامت برخوردار است، لذا برای فرد، قطع نظر از مقام و جایگاه اجتماعی اش کرامت قایل نبودند، کانت دربرابر این پندار گفت:« هرکس ازهرنژاد، طبقه و خانواده اجتماعی که باشد کرامت و ارزش ذاتی دارد، زیرا «نیروی فطری عقل » است که به انسان کرامت می دهد، نه مقام اجتماعی و استعدادهای ویژه و نیز توان هرکس از زن و مرد برای این‏که می تواند بیاندیشد و تصمیم اینکه نه تنها به زندگی خود شکل بدهد بلکه با وضع قوانین، حفظ و ترویج احترام متقابل میان مردم نیز یاری برساند.» مبناو زیر ساخت نظریه کانت در مورد انسان نشأت می گیرد از دیگاه او در مورد « غایت وهدف فی نفسه » دانستن انسان، به باور وی انسان از آن جهت که انسان است کرامت دارد، به عقیده او غایت هر عمل و برنامه ریزی باید انسان باشد به همان جهت که انسان غایت است شخص و یا اشخاص گفته می شود لذا انسان ارزش عینی دارد هرگز به عنوان یک وسیله مورد استفاده قرار نخواهد گرفت، بصورت مطلق انسان چون انسان است از ارزش ذاتی برخوردار است وعموما انسان را باید غایت بدانند واین غایت بودن وارزش داشتن انسان بخواطر انسانیت اووشخصیت اخلاقی انسان است. خلاصه انسان از دیدگاه کانت از ارزش ذاتی و یکسان برخوردار است و تمام انسان ها از هر نژاد و طبقه ارزش ذاتی و مطلق دارد، کانت ارزش انسان را دراستقلال دراراده او می‏داند و آنچه می‏خواهد بجا آورد آزادی داشته باشد و بر او چیزی تحمیل نگردد.
از تأمل در نظرات کانت آنچه بدست می‏آید اینکه توانای تفکر مستقل برای تشخیص اینکه چه چیز خوب و چه چیز اخلاقا بد، است به توان عقل و استقلال آدمی در همه انسانها ذاتا وجود دارد، همه را دارای توان خود آیینی دانستن بدین معناست که قوانین بنیادی دولت باید به طور یکسان و برابر شامل همه کس شود البته به نظر کانت برابری مدنی و سیاسی به معنای برابری افراد ازحیث مال و قدرت جریمه کردن و…نیست بلکه برابری مدنی و سیاسی یعنی برای افراد اجازه داده شود که درچارچوب قانون به هرجای که آرزومندند برسند و جلوگیری از رسیدن افراد به آرزوهایش از طریق غیرقانونی مسدود گردد و کسی که توان تلاش و پیشرفت را دارد برای پیشرفت او و رسیدنش به جاهای بالا تر مانع ایجاد نشود و این فرصت بصورت برابر، برای تمام افراد فراهم شود.
گفتار پنجم : مبانی نظری کرامت از نظراسلام
کرامت ذاتی در رویکرد اسلامی بر اصول زیر استوار است:
الف) خدا محوری

در اندیشه اسلامی٬ کرامت ذاتی خاستگاه الهی دارد و در بدو آفرینش٬ او را کریم آفرید

دسته بندی : پایان نامه حقوق

دیدگاهتان را بنویسید