دانلود پایان نامه

انسان را در عالم خلقت سبب شد
و حرکت تکاملی به سوی خداست که به او ارزش می بخشد و مرتبه او را در بین دیگر آفریده ها بالا می برد. در رویکرد اسلامی٬ بین حقوق بشر و وابستگی انسان با سرچشمه هستی در دو بعد مادی و معنوی پیوند ژرف و ناگسستنی وجود دارد و حقوق بشری که در آن٬ پیوند انسان با خدا دیده نشود٬ بی اساس و بی معناست. بنا بر این٬ آن نوع نظام های حقوق بشری که محصول پندار مادی محض هستند٬ معنویات را کاملاً فرعی و به منزله آرایش و پیرایش تجملی برای زندگی خود تلقی می کنند. اینان هر اندازه هم بخواهند خود را «انسان محور» معرفی کنند٬ نمی توانند برای انسان٬ از آن جهت که یک موجود شریف و وابسته به ارزش های عالی است٬ کاری انجام دهند.
ج: اختیار و مسئولیت پذیری انسان
از ویژگی های اساسی انسان که زیر بنای اصول اساسی حقوق بشر٬ مانند حق آزادی٬ تعلیم و تربیت و حق تعیین سرنوشت به حساب می آید٬ اختیار و انتخابگری است. انسان٬ موجود آمیخته از روح و جسم و دارای توان انتخاب و گزینش است. همین ویژگی٬ یکی از تفاوت های اساسی انسان از حیوانات شمرده می شود. در همین قلمرو می توان حقوق بشر و تکالیف او را تعریف کرد و شناخت.
در اندیشه اسلامی بر واقع نگری در حقوق تأکید شده است. هر چند مسائل حقوقی٬ خود٬ از امور اعتباری است اما در امور تکوینی و تشریعی ریشه دارد و منشأ آنها امری عینی و واقعی است. حقوق در بینش اسلامی٬ بر هماهنگی نظام تکوین و تشریع استوار است و تمام قانون های حقوقی بر واقعیاتی نفس الامری استوار است که در عین داشتن منشأ الهی و وحیانی٬ بر بنیاد ویژگی های طبیعی بشر استوارند.
د: شناخت حقوق بشر
در رویکرد اسلامی٬ توانایی انسان در شناخت٬ همچون اصل هستی او محدود است و خطاپذیر. از سوی دیگر٬ به دلیل ظهور و بروز سبب ها و انگیزه های کژگرایانه عقل و لغزش آن٬ مانند تقلید٬ تعصب٬ کدورت٬ چیرگی شهوت ها و میل های جسم و حجاب شدن آنها٬ انسان از درک تمام حقایق٬ ناتوان است.
حقیقت انسان به ویژه جهت روحانی او را با خرد خودبنیاد بشر نمی توان شناخت و حقوق او که بر شناخت کامل انسان استوار است٬ از مرز ادراک انسان٬ فراتر است. از این رو٬ «وحی» از طریق برانگیخته شدن پیامبران٬ به کمک عقل آمد و زندگی نابسامان بشر را که جز در پرتو هدایت وحی سامان نمی گیرد٬ با دور اندیشی و تدبیر وحیانی و قانون های ماورایی سامان بخشید. بنا بر این٬ حقوق بشر٬ پیوند بنیادی با وحی دارد و حقوق بشر٬ حقوق الهی به حساب می آید.
هـ : اصل عدالت٬ محور حقوق اسلامی

در بینش اسلامی٬ عدالت٬ محور و مبنای حقوق و قوانین است. عدل یکی از ارکان و اصول دین اسلام به شمار می رود. همان گونه که عدل الهی مطرح است٬ عدل در اجتماع نیز جزو پایه های زندگی اجتماعی است و دستور اسلام در روابط اجتماعی و اصل حقوق و رعایت آن٬ مطابقت با عدالت است. اقامه قسط در قرآن کریم٬ هدف انبیا شمرده شده است و حاکمیت آن در گفتار و رفتار مورد تأکید قرار گرفته است بدیهی است اقامه قسط تنها با مقررات عادلانه٬ امکان پذیر است.
مبحث پنجم : ماهیت، معیار و اقسام کرامت انسانی
هر گونه اظهار نظر در باره حفظ حرمت و شأن انسان و رابطه آن با مجازات بدنی٬ با نوع نگاه به ماهیت و مبانی کرامت انسان و اقسام آن پیوند نزدیکی دارد. از این رو٬ ضروری است معیار و ماهیت کرامت انسان٬ انواع کرامت انسان٬ رابطه اقسام کرامت انسان با مجازات از منظر اسلام و اسناد حقوق بشری بررسی شود. این مباحث با رویکرد اسلامی بیشتر جنبه کلامی دارد٬ اما تبیین مبانی و ملاک کرامت در این موضوع٬ راه گشاست. از این رو٬‌ تلاش می شود با استفاده از نظریه های اندیشمندان اسلامی و منابع غربی٬‌ مبانی نظری کرامت انسانی و اقسام آن را ارزیابی کنیم.
گفتار اول : ماهیت و معیار کرامت انسانی

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوندبرای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  40y.ir  مراجعه نمایید.

رشته حقوق همه گرایش ها : عمومی ، جزا و جرم شناسی ، بین الملل،خصوصی…

مطلب مرتبط :   پایان نامه حقوق درباره : رفتار شهروندی

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

یکی از بحث های مهم و اساسی در باب کرامت٬ بحث از معیار کرامت است؛ یعنی دلیل اینکه انسان در میان دیگر موجودات٬‌ از کرامت و صفت ویژه ای برخوردار است٬‌ چیست؟در ارتباط مجازات با کرامت ذاتی انسان باید این مطلب روشن شود که ماهیت و معیار کرامت چیست؟ کدام ویژگی سبب شده است این موجود٬‌ کریم باشد؟ تا این مقوله ها روشن نباشد و معیار کرامت از غیر کرامت را نشناسیم٬‌ چگونه می توان فهمید نقض کرامت بر اثر مجازات در جامعه رخ داده است یا نه؟از سوی دیگر٬‌ در نگاه صرف به مسائل نظری کرامت٬‌ باز مشکل ضابطه حفظ کرامت یا نقض آن به قوت خود باقی است. بنا بر این٬‌ ضروری است همراه با مسائل نظری کرامت٬‌ به مسائل عینی و کاربردی آن در جامعه توجه کافی شود و با عنایت به مبانی نظری و معیار کرامت در اسلام و اسناد حقوق بشری بتوان گفت در کجا کرامت نقض شده و کجا نقض نشده است. اکنون معیار کرامت را از دیدگاه مفسران و اندیشمندان اسلامی بررسی می کنیم.
الف) معیار کرامت ذاتی انسان از نگاه مفسران اسلامی
چنان که اشاره شد٬ در باره اصل مطلب (ارزش ذاتی) اتفاق نظر وجود دارد٬ اما نسبت به معیار آن٬ تفسیر های گوناگونی ارائه شده است که اکنون به مهم ترین معیار ها اشاره می شود:
۱ . ویژگی های ظاهری انسان
میمون بن مهران از ابن عباس روایت کرده است که کرامت انسان: « به این دلیل است که انسان با دست غذا می خورد و حیوانات با دهان». عطا می گوید: «به خاطر اندام معتدل و قامت راست اوست» از جابر بن عبدالله روایت شده که: «به واسطه انگشتان است؛ زیرا اگر انگشت ها نبود٬ بسیاری از کارها را نمی توانستند انجام دهند». در این نظر٬‌ تنها به ویژگی های ظاهری توجه شده است.
۲. ترکیبی از ویژگی های ظاهری و باطنی
برخی می گویند: «با اینکه دربین اولاد آدم٬‌ افراد کافر و گمراه بسیارند٬ مع الوصف٬ همه را به خلعت کرامت٬ مفتخر ساخته است؛ زیرا منظور از کرامت این است که آنها به نعمت های دنیا و صورت های زیبا و تسخیر موجودات و وجود پیامبران گرامی داشته شده اند و لقد کرمنا بنی آدم. تفضلاتی که خداوند در حق اولاد آدم فرموده٬ بسیار است. عقل و ادراک ، فهم و علم و قدرت به او عنایت شده و صورت زیبا٬‌ قامت رسا٬‌ حسن و جمال که خداوند در ظاهر٬ انسان را با آنها آراسته ساخته است».
این دیدگاه٬ اصل کرامت ذاتی را پذیرفته٬ اما معیار کرامت را مبعوث شدن پیامبران برای انسان و عقل و قدرت تسخیر دیگر موجودات و قامت زیبا و دیگر ویژگی های ظاهری می داند. بنا بر این٬ مطابق این دیدگاه٬ معیارکرامت٬ ترکیبی از ویژگی های باطنی و ظاهری است.
۳. ویژگی های باطنی انسان
برخی مانند ابن عباس و ضحاک٬ احترام و کرامت را به عقل٬ نطق و تمیز می دانند. علامه طباطبایی در ذیل آیه لقد کرمنا می فرماید: «انسان در میان سایر موجودات عالم، خصوصیتی دارد که در دیگران نیست و آن٬ داشتن نعمت عقل است در مقابل٬ معنای تفضیل انسان بر دیگر موجودات این است که انسان به جز «عقل»٬ در دیگر خصوصیات و صفات٬ با دیگر موجودات مشترک است. منتها برتری از آنِ انسان است و حد اعلای هر کمالی که در دیگر موجودات هست٬ در انسان وجود دارد و این معنا (برتری انسان) در مقایسه بین انسان و دیگر موجودات در استفاده از خوراکی ها٬ لباس٬ مسکن و ازدواج کاملاً روشن می شود. همچنین نظم و تدبیری را که انسان در زندگی اجتماعی خود دارد٬ در هیچ موجود دیگری نمی بینیم». بنا بر این٬ انسان برای دستیابی به این اهداف٬ دیگر موجودات را به خدمت می گیرد٬ ولی دیگر حیوانات و نباتات و غیر آن دو٬ این توانایی را ندارند٬ بلکه دارای آثار و تصرفاتی ساده و یک نواخت و مخصوص به خود هستند.اینها از آن روزی که خلق شده اند تا کنون٬ از موقف و موضع خود قدمی فراتر نگذاشته و تحول محسوسی نداشته اند٬ حال آنکه انسان در تمامی ابعاد زندگی خود٬ قدم های بزرگی به سوی کمال برداشته است و همچنان بر می دارد. از این رو٬‌ بنی آدم در میان دیگر موجودات عالم٬‌ به دلیل بهره مندی از عقل٬ از دیگر موجودات جهان امتیاز یافته است و به وسیله آن حق را از باطل و خیر را از شر و نفع را از ضرر تمیز می دهد. فلاسفه معانی مختلفی برای عقل ذکر کرده اند. منظور از عقل در این جا٬‌ آن عقلی است که جزو قوای انسان شمرده می شود؛ عقلی که در وجود انسان٬ هم سر چشمه استدلال و هم منشأ دین و معنویت و هم آن چیزی است که می تواند انسان را به واقعیت برساند. عقل در تعریف کانت عبارت است از: «سر چشمه تمام عناصر و فاعل شناخت که دو جنبه نظری و عملی دارد؛ اما کانت به جنبه عملی عقل که بین تمام انسان هاست٬‌ توجه شایان دارد».
آیت الله جوادی آملی٬ کرامت ذاتی را به ظاهری و باطنی تقسیم می کند و می فرماید:
۱ . «کرامت ذاتی ظاهری مثل ایستاده راه رفتن٬ خوردن و آشامیدن با دستان٬ قدرت بر نوشتن٬ اعتدال مزاج٬‌ خوش ترکیبی٬ تسلط بر طبیعت٬‌ تهیه اسباب معاش و … که در کلام برخی مفسران آمده است».
۲. «تکریم معنوی انسان که به عقل است و بسیاری از تکریم های ظاهری از آن نشئت می گیرد و انسان را بر سایر حیوانات برتری می بخشد. این نعمت که بزرگ ترین و محبوب ترین نعمت خداوند است٬ انسان را در تشخیص حق و باطل٬‌ خیر و شر٬‌ صلاح و فساد راهنمایی می کند. تکامل زندگی بشر از این نعمت سر چشمه گرفته است».
ایشان نیز مانند علامه طباطبایی٬ در حقیقت٬ کرامت ظاهری را به باطنی و نیروی عقل بر می گرداند.

فخر رازی٬ بیست دلیل بر اثبات اشرفیت و ارزش ذاتی انسان – به دلیل قوه عاقله خود نسبت به دیگر اشیا ذکر می کند. این استدلال ها نشان می دهد وی٬‌ کرامت و ارزش ذاتی انسان را در نیروی عقل او می داند. آیت الله مصباح یزدی نیز منشأ و معیار کرامت ذاتی انسان را نعمت عقل و شعور می داند که با استفاده صحیح از این نعمت٬ می تواند خشکی و دریا را به تسخیر خویش در آورد و از هر کدام به تناسب نیازها و شرایط٬‌ از ابزار لازم خودش بهره بگیرد. آیه «لقد کرمنا» در صدد بیان این نکته است که خداوند به انسان٬ عقل٬‌چشم٬‌ گوش و … داده است تا او در پی سپاسگزاری از خداوند و استفاده شایسته از این نعمت ها باشد و در مقام بیان این مطلب نیست که کرامت و نعمت های ممتازه انسان٬‌ موجب اثبات حقی برای اوست که هرگز و در هیچ شرایطی نباید از آن چشم پوشی کرد.به این ترتیب٬ بیشتر مفسران و اندیشمندان اسلامی٬ معیار کرامت ذاتی انسان را قدرت عقل و اراده می دانند و از آیه شریفه «لقد کرمنا» چنین تفسیری ارائه داده اند. برخی از همین مفسران٬ به نقد معیار های ظاهری پرداخته و ایراد هایی بر آنها وارد کرده اند. برای نمونه٬‌ علامه طباطبایی در نقد دیدگاه کرامت انسان بر اساس معیار های ظاهری می فرماید:
«اما اینکه مفسرین گفته اند و یا روایتی هم بر طبق آن رسیده که مقصود از آن خصیصه (معیار کرامت انسان)٬‌ مسئله «نطق و گویایی» است و یا «بر دو پا راه رفتن»٬ و … است٬‌ هیچ کدام صحیح نیست٬‌ بلکه در روایات٬‌ اینها به عنوان مثال ذکر شده٬ نه اینکه مراد از آن خصیصه٬ این امور باشند. چون بعضی از آنها که شمرده شد٬ بعد از داشتن عقل٬‌ پیدا می شود؛ یعنی ابتدا باید عقل وجود پیدا کند و سپس «خط» و «نطق» و «تسلط بر سایر مخلوقات» مطرح می شود. بعضی دیگر آنها از مصادیق تفضیل است٬ نه تکریم و ربط به کرامت ندارد؛ چون در سایر مخلوقات هم درجه و اندازه کمتر آن وجود دارد و بعضی دیگر آنها اصلاً از اصول مدلول و مفاد آیه خارج است٬ مانند «آفریده شدن پدر آدمیان به دست خدا»٬ و یا «قرار گرفتن خاتم انبیا (علیهم السلام) در میان آنان»؛ چرا که اینها همه جزو تکریم های معنوی و آخرتی است و آیه شریفه پیرامون خصیصه های مادی و دنیوی سخن می گوید.»
همچنین برخی دیگر از صاحب نظران در مورد اینکه ملاک کرامت ذاتی انسان٬‌ عقل و درک اوست٬‌ نه بقیه صفات و خصایصش٬ استدلال کرده اند. برخی حیوانات نیز از ویژگی هایی برخوردارند که انسان ندارد؛ مانند راه رفتن اسب٬ قدرت بدنی فیل٬ شجاعت شیر و… . پس اگر قرار باشد٬‌ راست قامت بودن

دسته بندی : پایان نامه حقوق

دیدگاهتان را بنویسید