دانلود پایان نامه

را برگزیده است.
قانون گذار در ماده 1208 قانون مدنی «سفیه کسی است که تصرفات او در اموال و حقوق مالی خود عقلایی نباشد.
مرحوم محقق صاحب شرایع در این باره میگوید «السفیه هوالذی یصرف امواله فی غیر اغراض صحفیه» بنابراین سفیه مقابل رشید است.
از ماده 1208 قانون مدنی چند نکته مشخص می گردد.
اولاً: سفیه دارای عقل و خرد است، چون در غیر این صورت مجنون خواهد بود.
ثانیاً: باید بیش از سن بلوغ، سن داشته باشد، زیرا در غیر این صورت در عداد صغار محسوب میگردد.
ثالثاً: تصرفات او در اموال و حقوق مالی خود عقلایی نبوده هر چند در زندگی متعارف به نظر برسد. سفیه یا غیر رشید در مقابل رشید است و رشد، کلمه نفسانی است که مقتضی اصلاح مال بوده.
شافعیه معتقدند که هر گاه انسان مال خود را در امور خیر دید همچون ساخت مساجد و مدرسه… و یا کسب لذا مباح همچون استفاده از لباسهای فاخر و آشامیدنیهای گوارا صرف کند هر چند هم مناسب حال او نباشد سفیه محسوب نخواهد شد. زیرا مال برای آن است که در عمل خیر و بهره بردن از آنچه حلال شده صرف گردد .
انسان معمولاً همراه با بلوغ، رشد عقلی نیز پیدا کرده و باصطلاح رشید میگردد. البته این مطلب یک قاعده عام و کلی نبوده بلکه بستگی زیادی به محیط زندگی، طرز تربیت و ارتباطات شخص دارد.
بدین لحاظ رشد، در قبال بلوغ جسمی به عنوان شرط مستقل پذیرفته شده است و شاهد مدعی هم تبصره 2 ماده 1210 قانون مدنی لذا رشد میبایست به نحوی ثابت گردد و اثبات آن هم یقیناً به عهده همان مقامی است که رسیدگی به حجر در صلاحیت اوست. و سایرین نمیتوانند آن را اثبات نمایند از آن طرف مراجعه به دادگاه برای اثبات رشد افرادی که بالغ میشوند دشوار خواهد بود لذا میبایست امارهای در دست باشد تا با توسل به آن از پیچ و خم این مشکلات خلاصی یافت.
و در جای دیگر میگوید:
الذی تنساق تدبیراته إلی غایاتها علی سبیلالسداد من غیر إرشاد مشیر ولا تسدید مسدّدٍ؛
رشید به کسی گفته میشود که خودش بتواند بدون کمک دیگران و هدایت آنها کارهایش را به طور صحیح تدبیر کرده و آنها را به انجام برساند.
و باز در جای دیگر لسانالعرب میخوانیم:
الرشد: نقیضالغیّ والضّلال؛
یعنی واژه رشد نقیض گمراهی است و کسی دارای رشد است که راه را پیدا کرده و گمراه نباشد.
تعریف سفیه و غیر رشید: در لغت به معنی جاهل و احمق و سفه به معنی جهل، عدم حلم و بیوقاری آمده است.
بند ج) مفهوم رشد در قرآن
موارد استعمال «رشد» و مشتقات آن در قرآن کریم
1- به معنای راه درست و صحیح، راه هدایت و نجات در مقابل راه غیر صحیح و انحرافی
– (لاَ إِکْرَاهَ فِیالدِّینِ قَد تَبَیَّنَالرُّشْدُ مِنَالْغَیِّ) ؛
در قبول دین، اکراهی نیست (زیرا) راه درست از راه انحرافی، روشن شده است.
– (وَ مَا أهْدِیکُمْ إِلاَّ سَبِیلَ الرَّشَادِ) ؛
(فرعون گفت) من شما را جز به راه صحیح و درست راهنمائی نمیکنم.
– (وَ قَالَ الَّذِی آمَنَ یَاقَوْمِ اتَّبِعُونِ أَهْدِکُمْ سَبِیلَ الرَّشَادِ) ؛
کسی که (از قوم فرعون) ایمان آورده بود گفت: ای قوم! از من پیروی کنید تا شما را به راه درست هدایت کنم.
– (وَ إِن یَرَوْا سَبِیلَ الرُّشْدِ لاَ یَتَّخِذُوهُ سَبِیلاً)1 ؛
اگر راه هدایت را ببینند، آن را راه خود انتخاب نمیکنند.
– (فَقَآلُو إَنَّا سَمِعْنَا قُرْآناً عَجباًً* یَهْدِی إِلَیالرُّشْدِ فَآمَنَّا بِهِ وَلَن نُشْرِکَ بِرَبَّنَا أَحَداً)2 ؛
(جمعی از جنّ) گفتند: ما قرآن عجیبی شنیدهایم، که به راه راست هدایت میکند، پس ما به آن ایمان آوردهایم و هرگز کسی را شریک پروردگارمان قرار نمیدهیم.
– (وَ قُلْ عَسَیٰ أَن یَهْدِیَنِ رَبِّی لِأَقْرَبَ مَنْ هَذَا رَشَداً)3 ؛
و بگو: امیدوارم که پروردگارم مرا به راهی روشنتر از این هدایت کند.
– (وَ أَنَّا لاَ نَدْرِی أَشَرٌّ أُرِیدَ بِمِن فِیالأَرْضِ أَمْ أَرَادَ بِهِمْ رَبُّهُمْ رَشَداً)4 ؛
و ما نمیدانیم آیا اراده شری درباره اهل زمین شده یا پروردگارشان خواسته است آنان را هدایت کند.
– (فَمَنْ أَسْلَمَ فَأُولٰئِکَ تَحَرَّوْا رَشَداً)5 ؛
پس هر کس اسلام را اختیار کند راه درست (هدایت) را برگزیده است.
– (وَ لَقَدْ آتَیْنَا إِبْرَاهِیمَ رُشّدَهُ مِن قَبْلُ وَ کُنَّا بِهِ عَالِمِینَ)6 ؛
ما وسیله رشد (هدایت) ابراهیم را از قبل به او دادیم، و از (شایستگی) او آگاه بودیم.
– (قُلْ إَنِّی لَا أَمْلِکُ لَکُمْ ضَرَّاً وَلاَ رَشَداً) ؛
بگو من مالک زیان و هدایتی بر شما نیستم.

2- رشید به معنای فهمیده، دانا و آگاه و بردبار
– (فَاتَّقُوا اللهَ وَلاَ تُحْزُونِ فِی ضَیْفی أَلَیْسَ مِنکُمْ رَجُلٌ رَشِیدٌ) ؛
پس از خدا بترسید و من را در مورد میهمانانم رسوا نسازید آیا در میان شما یک مرد فهمیده و آگاه وجود ندارد.
– (أَو أَن نَفْعَلَ فِی أَمْوَالِنَا مَا نَشَاءُ إِنَّکَ لأنتَالْحَلِیمُالرَّشِیدُ) ؛
یا آنچه را میخواهیم در اموالمان انجام دهیم؟ تو که مرد بردبار و فهمیدهای هستی!
3- رشید به معنای مایه رشد و نجات
– (فَاتَّبَعُوا أَمْرَ فِرْعَوْنَ وَ مَا أَمْرُ فِرْعَوْنَ بِرَشِیدٍ) ؛
آنها از فرمان فرعون پیروی کردند، در حالیکه فرمان فرعون، مایه رشد و نجات نبود.
4- رشید به معنای صلاح
– (قَالَ لَهُ مُوسَیٰ هَلْ أَتَّبِعُکَ عَلَیٰ أَن تُعَلِّمَنِ مِمَّا عُلِّمْتَ رَشْداً) ؛
موسی به او گفت: آیا از تو پیروی کنم تا از آنچه به تو تعلیم داده شده و مایه رشد و صلاح است، به من بیاموزی؟
5- رشد به معنای قادر بودن بر انتخاب خیر از شر و صلاح از فساد (رشد مالی و اقتصادی)
– (وَاَبْتَلُوا الْیَتَامَیٰ حَتَّیٰ إِذَا بَلَغُوالالنِّکَاحَ فَإِنْ آنَسْتُمْ مِنْهُمْ رُشْداً فَادْفَعُوا إِلَیْهِمْ أَمْوَالَهُمْ) ؛
و یتیمان را چون به حدّ بلوغ برسند بیازمایید، اگر در آنها رشد (کافی) یافتید، اموالشان را به آنها بدهید.
بند د) مفهوم رشد در اصطلاح فقهی
1) مفهوم رشد در فقه امامیه و اقوال فقهاء
مرحوم محقق اول در کتاب شریف مختصرالنافع میفرماید: “الرشد و هوان یکون مصلحاً لما له و فی اعتبار العداله تردد.” همچنین فقهای عظام رشد را به ملکات نفسانی تفسیر کردهاند که اقتضای اصلاح مال و منع از صرف آن در راههای غیر متعارف به افعال عقلاء میباشد .
در کتاب شریف مجمعالبیان نیز رشد به معنی عقل و اصلاح مال آمده است، نکته دیگر اینکه رشد را باید از دیگر کمالات اخلاقی که با تمرین و ریاضت حاصل میشود جدا کرد. لذا تکرار میکنیم که در اینجا رشد در مقابل سفهای است که به معنی نقصان عقل عملی است. ضمن اینکه در مباحث بعدی خواهیم گفت که رشد نیاز به تمرین و ممارست ندارد بلکه تشخیص آن با اختیار و امتحان خواهد بود.
همچنین در بعضی از روایات شارب خمر را سفیه و فاسق دانستهاند ولی مسلماً منظور سفاهتی نیست که ما در معاملات از آن یاد میکنیم پس نمیتوان آن را قیاس برای دیگر کبائر دانست.
بر اساس نظر صاحب جامعالمدارک از بعضی از اخبار که صحت معامله فاسق را اجازه داده است مثل خرید و فروش چوب برای کسیکه مجسمه میسازد و یا انگور و خرما برای کسی که از آن خمر میسازد میتوان فهمید که باید چنین معاملاتی را جایز دانست.
مرحوم علامه در قواعدالاسلام میفرماید: “و اما الرشد فهو کیفیه نفسانیه تمنع من افسادالمال و صرفه من غیرالوجوه اللائقه بالفعالالعقلاء. فلا تعتبرالعداله.”
از تعریف فوق برای رشد میتوان چند مسئله مهم را استنباط کرد:

1- رشد مجموع حالات و کیفیات نفسانی است که مانع فاسد شدن و از بین رفتن اموال و دارائی می‏شود.
2- افساد و اتلاف مال با صرف آن در راههای غیر عقلایی تحقق مییابد پس اگر حالات و کیفیات مذکور بتواند مانع از صرف اموال و دارایی در راههای موصوف باشد رشد نیز محقق است.
3- مرحوم علامه برای احراز رشد، عدالت در دین را لازم نمیداند و حتی در آن تردید هم نکرده است و با قاطعیت عدم عدالت را ذکر نموده و میفرماید: “فلا تعتبرالعداله”.
اما درباره ملکه یا عدم ملکه بودن کیفیات و حالات نفسانی در تحقق رشد بین فقهاء اختلاف است. عدهای ملکه را لازم و برخی قائل به عدم ملکه میباشند. مرحوم مقدس اردبیلی در تعریف رشد معتقد است که حفظ مال به تنهایی در اثبات رشد کفایت میکند و احتیاجی نیست که این مسئله بعنوان ملکه نفسانی باشد . به هر حال عدم اعتبار عدالت در احراز رشد مطلبی است که اکثر فقهاء و علماء بدان معتقد هستند کما اینکه در تذکره و مسالک نیز بدان اشاره شده است.
ولی عدهای از فقهای بنام همچون شیخ طوسی در مبسوط، عدالت را شرط احراز رشد میداند و می‏فرماید: “و ایناسالرشد منه ان یکون مصلحاً لماله عدلاً فی دینه فاما اذ کان مصلحاً لماله غیر عدل فی دینه او کان عدلاً‌ فی دینه غیر مصلح لما له لا یرفع الیه ماله “.
از نظر شیخ طوسی اثبات و تحقق رشد در این است که شخص صلاح و خیر مال خود را بداند و در دین وصف عدالت بر او صدق کند. به هر حال این دو وصف لازم و ملزوم هم هستند و اگر شخصی صلاح و خیر مالش را بخوبی بداند و در دین خود عادل نباشد و عکس آن یعنی اگر در دین عدالت او محرز باشد ولی صلاح و خیر اموال و دارایی خود را نداند و مالش را به او تسلیم نخواهیم کرد.
بعقیده صاحب جواهر در اینکه آیا در رشد عدالت نیز شرط است یا خیر؟ بین فقهای امامیه اختلاف است و هر چند که برخی قائل به اجماع شدهاند .
شهید اول قدس سره در کتاب شریف لمعه میفرماید: “ویرشد بان بصلح ماله و ان کان فاسقا” و مرحوم شهید ثانی در شرح لمعه و در ذیل عبارت فوق معتقد است که صلاح و خیر مال را دانستن باید به گونهای باشد که ملکه نفسانی شخصی اقتضای چنین اصلاح و خیری را داشته باشد، بطوریکه این ملکه شخصی را از فساد و تضییع اموالش دور نگه دارد و در غیر راههایی که شایسته عقلاء است امتناع ورزد.

مطلب مرتبط :   پایان نامه رشته حقوق : مسئولیت کیفری

دانلود پایان نامه

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوندبرای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  40y.ir  مراجعه نمایید.

رشته حقوق همه گرایش ها : عمومی ، جزا و جرم شناسی ، بین الملل،خصوصی…

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

پس صرف اصلاح مال و عدم افساد را نمیتوان رشد دانست و ملکه نفسانی لازم است. اما درباره “و ان کان فاسقا” مشهور فقهاء امامیه است که اگر چه فرد فاسق هم باشد ولی صلاح و خیر مالش را بداند به او تسلیم خواهد شد.
بعقیده شهید ثانی (قدس سره) دلیل قول مشهور بر عدم اشتراک عدالت در احراز و اثبات رشد استناد به آیه شریفه “وابتلو الیتامی حتی اذا بلغو النکاح فان آنستم رشدا” فادفعوالیهم اموالهم” میباشد. در آیه کریمه فوقالاشاره بطور مطلق امر شده است که اموال یتیم را به مجرد رشد به آنان بپردازند بدون اینکه هیچ امری در آن دخالت داشته باشد. بطوریکه گفته شد دو وصف بلوغ و رشد باعث تسلیم اموال به صغار میباشد در حالیکه اگر امر دیگری نظیر عدالت و عدم فسق شرط میشد باید در آیه شریفه بدان اشاره میگردید، پس همین اطلاق و عدم تعرض به شرط دیگر خود دلیل بر عدم اعتبار آن است. در آیه شریفه عدالت برای احراز رشد شرط نشده است و اعتباری نخواهد داشت. در مقابل رای مشهوری که ذکر شد عدهای از فقها، عدالت را شرط میدانند و یا در وجود آن تردید کردهاند که شرح آن گذشت. ولی به اختصار یادآور میشویم که عمده دلیلشان در اشتراط عدالت استناد به آیه شریفه: ولاتوتوالسفهاء اموالکم التی جعل الله لکم قیاماً وارزقوهم فیها واکسوهم و قولو الهم قولاً معروفاً (نساء/6) میباشد. زیرا در این آیه از دادن مال به سفیه نهی شده است.
شهید ثانی (قدس سره) نکته جالبی را یادآور میشود و میفرماید حتی اگر عدالت هم شرط شده و اعتبار داشته باشد صرفاً در ابتدا عدالت معتبر خواهد بود و استدامت آن لازم نیست . به عبارت دیگر اگر در موقع تسلیم اموال به شخص

دسته بندی : پایان نامه حقوق

دیدگاهتان را بنویسید