عوامل مؤثر در ارزیابی رخداد های فشارزا

برخی از مهمترین ویژگی هایی که احتمالاً باعث می شوند تا رخداد های فشارزا بیشتر کمتر فشارزا تلقی شوند عبارتنداز:
(1) پایداری           برخی از موقعیت های فشارانگیز مانند مصاحبه ی استخدامی چندان پایدار نیستند اما برخی دیگر مانند درگیری میان زن و شوهر ممکن است ساعت ها ، روزها و حتی ماه ها به درازا بکشد.

(2) شدت             موقعیت ها بر حسب شدت و اوضاع و احوالی که شخص با آن روبرو می شود با یکدیگر متفاوتند. برای نمونه شدت تنیدگی یا فشار روانی حاصل از بریدگی سطحی انگشت دست ، بسیار اندک تر از جراحت های ناشی از گلوله خوردن است .

  • پیش بینی پذیری برخی از موقعیت ها قابل پیش بینی و پاره ای دیگر غیر قابل پیش بینی هستند که نتایج آنها از نظر فشار آفرینی متفاوت است. برای نمونه فشار روانی ناشی از یک سخنرانی برنامه ریزی شده ،با دعوت شدن ناگهانی به ایراد سخنرانی یکسان نیست.
  • بروز ناگهانی یا تدریجی بروز ناگهانی یک موقعیت میزان آمادگی خود را برای رویارویی با آن تحت تأثیر قرار می دهد یا ترکیبی از چند حادثه ی فشار آفرین و عوامل شخصیتی با یکدیگر می توانند موجب اضطراب وحشت زدگی در فرد شده ، منتهی به نتایج جبران ناپذیر گردد. لذا تحقیقات نشانگر آنند که کسانی که در گذشته ی نزدیک فشارهای روانی چندگانه داشته اند ، نسبت به اوضاع و اصول اضطراب آور حساس می شوند و فعالیت های فیزیولوژیایی در آن ها افزایش می یابد.
  • عوامل فردی از جمله عوامل فردی که در ارزیابی رخدادهای فشارزا نقش دارند، می توان به ویژگی های هوشی ، انگیزشی و شخصیتی اشاره کرد. برای مثال کسی که از عزت نفس بالا برخوردار است هنگام رویارویی با موقعیت های فشارزا به جای تهدید برانگیز شمردن این موقعیت ها آنها را فرصتی برای چالش گری قلمداد می کند . در واقع بر اساس تجربه و درک خودش از زمینه ی تجربی نسبت به آن واکنش نشان می دهد . هیچ فردی به واقعیت صرف و مطلق پاسخ نمی دهد ، بلکه به ادراکی که خود از آن واقعیت دارد واکنش نشان می دهد . انسان ها تا حد زیادی خود موجب اختلاف و ناراحتی های روانی خود هستند . وقتی که تفکر و رفتارش عقلانی باشد موجودی کارآمد ، خوشحال و توانا خواهد بود. لذا الیس ، اضطراب و اختلالات عاطفی را نتیجه ی طرز تفکر غیر منطقی و غیر عقلانی می داند .
  • مطلوبیت رخداد انواع گستردهای از موقعیت های مطلوب و نا مطلوب وجود دارند که ممکن است برای شخص فشارزا باشند . مانند خرید یک خانه ، یا از دست دادن تمام دارایی در یک آتش سوزی ، به طور کلی روان شناسان اجتماعی معاصر ظاهراّ بر این نکته توافق دارند که خصوصیت نگرش ماهیت ارزشیابی (خوشایند، ناخوشایند ) بودن آن است . لذا رخدادهای نامطلوب (ناخوشایند) معمولاّ بیش از رخدادهای مطلوب،فشارزا یا استرس آفرین می شوند ( شفیع آبادی ، 1377) .

بسیاری از پژوهشگران این فرض را به چالش می کشند که تنها تغییری خاص در زندگی سبب استرس می شود و اینکه حادثه برای همه ی افراد ، استرس به وجود می آورد . شناختها نقش مهمی در ایجاد تداوم هیجانات دارند. به همین ترتیب ، عوامل شناختی نقش مهمی در اینکه به چه میزان افراد استرس را تجربه کنند ، دارند. هیجاناتی که در هنگام مواجهه با استرس تجربه می شوند به میزان زیادی متأثر از شیوه های ارزیابی افراد از موقعیتی است که در آن قرار گرفته اند . برخی افراد به وسیله حوادثی دچار استرس می شوند که افراد دیگر به آنها به دیده هیجانی یا چالش نگاه می کنند. بنابراین ، استرس به این بستگی دارد که چگونه موقعیت ارزشیابی شود .  هنگامی که یک موقعیت استرس انگیز و تهدید آمیز ارزیابی شود. آنگاه واکنش استرس قدرتمندی به دنبال خواهد داشت.

به گفته لازاروس دو گام مهم در مدیریت موقعیت تهدید آمیز وجود دارد. گام اول، ارزیابی اولیه است. در طی ارزیابی اولیه، فرد سوال می کند « آیا مشکلی نیست یا من در مشکل هستم؟ این موقعیت برای من چه معنایی دارد؟» اما در ارزیابی ثانویه فرد سوال می کند « با توجه به این موقعیت چه می توانم انجام دهم؟ و یا چه منابعی برای مواجهه با آن در اختیار دارم؟»

ارزیابی اولیه می تواند به سه نتیجه گیری درباره مربوط بودن استرسور به شخص منتهی شود موقعیت الف) نا مربوط است یا مشکلی برای من نیست. ب) خطرناک و مضر نیست بلکه حتی مفید است. ج) استرس زا است، مشکل وجود دارد. زمانی که فرد با موقعیت استرس زا مواجه میشود منابع رویارویی را برای حذف تهدید و اضطراب همراه با آن بسیج میکند. ارزیابی یک موقعیت استرس زا به عنوان یک چالش یا موقعیت مفید می تواند هیجانات مثبت مانند شوق و هیجان را به وجود آورد که به نوبه خود به مواجهه با اثرات ترس و اضطراب کمک می کند. ارزیابی ثانویه پس از ارزیابی اولیه انجام می شود. در این حالت فرد امکانات خود را می سنجد و راهی برای مواجهه با تهدید یا چالش انتخاب می کند.

رویارویی به شیوه های اشاره دارد که برای تغییر شرایط استفاده می شود تا آن شرایط، مطلوب تر و کمتر تهدید آمیز تلقی شود. رویارویی فرآیندی پویا و مداوم است. فرد در راهبردهای رویارویی ارزیابی می نماید که آیا تلاشهای صورت گرفته  موقعیت استرس زا را بهتر یا بدتر کرده است و اینکه آیا                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                               راهبردهای به کار گرفته شده سازگارانه است یا خیر. زمانی که رویارویی موثر است  فرد با موقعیت سازگار می شود و استرس کاهش می یابد. متاسفانه تلاشهای رویارویی همیشه به سلامت روان کمک نمی کنند، رویارویی نا بهنجار می تواند شامل افکار یا رفتارهایی باشد که ناراحتی را تشدید یا تداوم می بخشند و یا اینکه منجر به شکست فرد می شوند.

لازاروس و فلکمن دو نوع رویارویی را تحت عنوان راهبردهای مساله مدار و راهبرد های هیجان مدار توصیف کرده اند که هر یک اهداف متفاوتی را دنبال می کنند. راهبردهای مساله مدار به واکنش هایی اشاره دارند که هدف آنها تغییر یا حذف موقعیت استرس انگیز است. نوع دیگر از روشهای رویارویی، راهبردهای هیجان مدار است و آن وقتی است که موقعیت استرس انگیزی وجود دارد که فرد هیچ کنترلی بر آن ندارد یا کنترل کمی  بر آن وجود دارد. در این گونه موارد، فرد اغلب بر ابعاد هیجانی موقعیت تمرکز می نماید.

هدف همه اشکال مختلف رویارویی هیجان مدار کاهش یا تنظیم تاثیر هیجانی استرسور است. اکثر افراد از چندین راهبرد رویارویی در موقعیت های استرس زا استفاده می کنند که اغلب ترکیبی از اشکال رویارویی مساله مدار و هیجان مدار است. راهبردهای رویارویی مختلف در مراحل متفاوتی از مواجهه استرس زا استفاده می شوند. در مراحل ابتدایی یک تجربه استرس زا اغلب بر راهبردهای هیجان مدار تکیه می شود که به افراد کمک می کند تا از نظر هیجانی از مشکل دوری کنند. زمانی که تعدل هیجانی برقرار شد بر راهبردهای رویارویی مساله مدار تکیه می شود تا راه حل های ممکن شناسایی شوند.

در مدل لازاروس و فلکمن متغیرهای شخصیتی به عنوان قوی ترین تعیین کننده های راهبردهای رویارویی با سلامت روان محسوب نمی شوند.بلکه بر عکس این محققان اعتقاد دارند که راهبردهای رویارویی در هنگام مواجهه با یک موقعیت استرس انگیز ابتدا توسط ارزیابی های مربوط به آن استرس تعیین می شود که پاسخ های رویارویی نیز به نوبه خود تعیین کننده سلامت روانی می باشند (موسوی نسب و دیگران،1386).

انواع روش های مقابله:

لازاروس (1981) 4 شیو ه را برای مقابله شرح داد:

1-راهبردهای ابزاری:فعالیت مستقیم که معطوف به اداره کردن و مهار تهدید توسط خود محرک های تنش زاست.

2-راهبردهای درون روانی، که از ابتدا هدفش تنظیم یا به حداقل رساندن آشفتگی هیجانی همراه با تنش روانی است.

3-مهار فعالیت: اشاره به توانایی مقاومت در برابر فعالیت در زمانی که آن فعالیت احتمال صدمه، خطر یا تعارض یا قیود اخلاقی را افزایش می دهد می باشد.

4-جستجوی اطلاعات: به آن دسته از فعالیت های ابزاری مربوط می شود که پایه و اساس عامل را فراهم می سازد و همچنین نوعی حمایت را جهت تسکین و تعدیل آشفتگی هیجانی ارائه می دهد.

 

مطلب مرتبط :   تعریف سیستم های مغزی بازداری یا فعال سازی رفتاری
دسته بندی : مقالات