عوامل موثر در تکوین شخصیت:

در تکوین شخصیت دو عامل کلی نقش دارند: زیستی  و اجتماعی، عوامل زیستی معمولاً به ارث می رسند و از همان ابتدا در فرد وجود دارند.

عوامل اجتماعی محصول محیط اجتماعی هستند، محیطی که فرد اولین سال های زندگی خود را در آن گذرانده است، یعنی خانواده، مدرسه و اشخاصی که با او ارتباط داشته اند، موفقیت ها و شکست های اولین دوران زندگی (اسکندری،1389).

– عوامل زیستی شخصیت

مهم ترین این عوامل عبارتند از:

الف- جنس: یکی از عناصر زیستی که آشکارا در تعیین شخصیت نقش دارد، جنس است. تفاوت های زیستی میان زن و مرد بسیار متفاوت است. این تفاوت ها در شکل ظاهری بدن، فیزیولوژی و مخصوصاً غدد درون ریز آشکارا به چشم می خورد. تفاوت های مربوط به جنس را می توان از جنبه های مختلف اعم از اعمال جنسی- حرکتی، اعمال ذهنی، عواطف، نگرش ها و رغبت ها، مورد بررسی قرار داد. هر یک از این تفاوت های جنسی بر شخصیت تأثیر می گذارد.

ب- سن: ساخت شخصیت هر فرد به همراه افزایش سن او تغییر می یابد. این تغییر، بلکه تحت نفوذ مجموعه ساخت های بدنی دستگاه غدد درون ریز و دستگاه عصبی است، بیشتر تحت تأثیر بلوغ زیستی است. در این خصوص نقش برخی مراحل اهمیت ویژه ای دارد، مراحلی که طی آن بحران های زیستی به وجود می آید، مثل تولید اسپرم در پسرها و شروع عادات ماهانه در دخترها.

ج- عوامل عصبی- غددی: در تعیین مزاج هر فرد، نقش غدد درون ریز، که عملکرد آن ها به وسیله دستگاه عصبی مرکزی هماهنگ می شود، از اهمیت خاصی برخوردار است. یکی از علل اصلی تفاوت های جنسیت، تفاوت در ترشح غدد درون ریز است و حتی رشد عمومی هر فرد نیز تا اندازه زیادی توسط همین غدد کنترل می شود. اختلال در ترشح غدد درون ریز تغییراتی را در شخصیت به وجود می آورد. برخی مولفان سعی کرده اند نشان دهند که غدد درون ریز نقش بسیار قطعی در تعیین شخصیت دارد اما هنوز به نظر می رسد که یافته های آن ها از طرف همه صاحب نظران مورد قبول واقع نشده است (باقیانی مقدم،1390).

مطلب مرتبط :   حسابداری ذهنی[1]

– عوامل اجتماعی شخصیت:

عوامل اجتماعی موثر در شکل گیری شخصیت عبارتند از:

الف- تعلیم و تربیت: مجموعه اقداماتی که به وسیله گروه اجتماعی اتخاذ می شود تا کودک با برخی موقعیت ها رو به رو شود و به کمک یادگیری، شخصیت او شکل بگیرد. اصطلاحاً تعلیم و تربیت در معنای وسیع کلمه نامیده می شود (خوانساری،1390).

ب- نقش های اولین سال های زندگی: یکی از نظریاتی که مکتب روان کاوی ارائه کرده و کمتر مورد اعتراض قرار گرفته، اثر بنیادین اولین سال های زندگی در رشد و شکل گیری شخصیت است. از نظر مکتب روان کاوی، دو عامل تعیین کننده اصلی عبارتند از: توالی مراحل رشد جنسی و همانند سازی.

مراحل رشد جنسی: از نظر مکتب روان کاوی، کلیه اقدامات اجتماعی، بر روند شکل گیری شخصیت اثر بنیادین دارد. در واقع انواع مختلف شخصیت های نابهنجار نوعی اختلال در مراحل اولیه رشد جنسی دارند. همچنین روانکاوان معتقدند که شیوه تغذیه کودک، تاریخ و شیوه از شیر گرفتن، تاریخ و میزان سخت گیری در کنترل مدفوع، همه می توانند در شکل گیری شخصیت نقش داشته باشند.

همانندسازی: دومین عاملی که اهمیت آن مورد تأیید روانکاوان قرار گرفته، فرآیند همانندسازی است. همانندسازی در واقع نوعی تقلید ناآگاهانه از نمونه های رفتاری والدین است که به کمک مکانیسم فرافکنی انجام می گیرند. در خانواده هایی که شرایط مساعد همانندسازی فراهم نمی شود، شخصیت نابهنجار رشد می کند (عظیمی نیا، 1390).

ج- محیط اجتماعی عمومی: می توان عوامل این محیط را چنین خلاصه کرد: موقعیت جغرافیایی، نوع زندگی مدنی، نظم و اوضاع اجتماعی نسبتاً ثابت مانند: دین، زبان، نظم سیاسی و اقتصادی، معیارهای اخلاقی و اجتماعی موجود در جامعه و غیره.

مطلب مرتبط :   اصول کلی واکنشهای استرس

تمام عوامل مذکور از جنبه کمی و کیفی متحد شده و به صورت واحد کل درمی آیند و «شخصیت» فرد را تشکیل می دهند. شخصیت چنانچه مورفی می گوید نه تنها زیستی و نه فقط اجتماعی است بلکه امری «زیستی- اجتماعی» است (همان).

دسته بندی : مقالات