دانلود پایان نامه

دانلود پایان نامه

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوندبرای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  40y.ir  مراجعه نمایید.

رشته حقوق همه گرایش ها : عمومی ، جزا و جرم شناسی ، بین الملل،خصوصی…

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

نیز نخواهند بود.
و) معاهده بینالمللی میتواند عناوین مختلفی داشته باشد:
دولتها در تنظیم روابط قراردادی خود میتوانند اسناد مورد قبول خود را تحت عناوین مختلفی چون عهدنامه، پروتکل، یادداشت تفاهم، کنوانسیون و … قرار دهند. (موسی زاده،137 ؛39-41)
با توجه به اهمیّت مفاهیم اخیر، بخش آتی را تحت عنوان «واژه شناسی معاهدات» به بررسی این مفاهیم اختصاص میدهیم.
2-2-8- : اصطلاح شناسی معاهدات:

طبق مادهی 2 عهدنامه 1969 وین، یک توافق بینالمللی مکتوب میان کشورها میتواند هر نام و عنوانی داشته باشد و این امر تأثیری در ماهیت آن ندارد. عرف بینالمللی و رویهی قضایی بینالمللی نیز مبین همین نظر میباشند. از جمله دیوان بینالمللی دادگستری در 21 دسامبر 1962 در قضیهی افریقای جنوب غربی (نامیبیا) اعلام داشت: «اصطلاح یک عنصر تعیین کننده در مورد خصیصهی یک توافق یا یک تعهد بینالمللی نمیباشند». اما با این حال، در روابط بینالمللی از اصطلاحات زیر با معانی کم و بیش متفاوتی استفاده شده است:
1) معاهده: واژهای که مورد استعمال زیاد داشته و غالباً مبیّن موضوعاتی مهم است؛
2) عهدنامه: واژهای که برای بیان مشترک دولتها در قبول قواعد حقوق بینالملل عام به کار میرود؛
3) میثاق: واژهای که بعد از جنگ جهانی اول برای پیمان بنیادین دولتها در ایجاد جامعهی ملل ابتکار شد و جنبهای تشریفاتی داشت؛
4) منشور : همان تعبیر (برای سازمان ملل متحّد)
5) اساسنامه : برای پیمان چند جانبهای که به منظور تأسیس سازمانی بینالمللی منعقد میشود؛
6) سند : برای زمانی که بخواهند قاعدهای حقوقی را اعلام کنند؛
7) اعلامیه : برای بیان اصول حقوقی یا تأیید عملی مرسوم؛
8) پروتکل : موارد استعمال این واژه مختلف است، چنان که گاه مبیّن قاعدهای حقوقی و زمانی آشکارکنندهی قواعدی است که دولتها برای اجراء، تمدید، تکمیل، تفسیر یا اصلاح پیمانی موجود برسرِ آن تراضی کردهاند و از این لحاظ مکمّل آن پیمان است؛
9) توافقنامه : سندی دیپلماتیک که معمولاً حاوی مقررات مربوط به نحوهی اجرای پیمانهای موجود یا ایجاد نظامی موقّت است؛
10) موافقتنامه : واژهای که محتوای فنی مبهمی دارد؛
11) قرار : عهدی است موقّت؛
12) اصلاحیه : برای پیمان مقرراتی که پیمانی تجاری را اصلاح میکند؛
13) پیمان اساسی : حاوی مقررات اساسی تأسیس سازمانی بینالمللی؛
البتّه همانطور که گفته شد هیچ دلیلی برای نامگذاریها وجود ندارد. از این رو دولتها به سهولت میتوانند برای هر عمل حقوقی و همچنین هر موضمونی که در قالب پیمانی درآمده است نامی برگزینند، اعم از آنکه منظورشان استقرار صلح باشد یا برقراری روابط دیپلماتیک، تنظیم روابط بازرگانی باشد یا تعیین حدود مرزها. نتیجه آنکه تمام این اسناد ارزشی یکسان دارند و به طریق اولی از یک نیروی الزامآور برخوردارند. (فلسفی،1370؛95-96)
دیوان دایمی دادگستری بینالمللی لاهه در نظریهی مشورتی 5 سپتامبر 1931 دربارهی قضیهی طرح اتحادیهی گمرکی اتریش و آلمان (آنشلوس) میگوید:« از نظر طبیعت لازم الاجرایی تعهدات بینالمللی، روشن است که چنین تعهداتی میتوانند تحت عناوین عهدنامه، معاهده، اعلامیه، موافقت، پروتکل و یادداشت مبادله و … نامیده شوند».
هیمنطور دیوان بینالمللی دادگستری میگوید:« ترمینولوژی یک عنصر تعیین کننده در خصوص تعهدات بینالمللی نیست».
هرچند بعضی حقوقدانان از جمله پروفسور شارل روسو و لرد مک نر سعی کردهاند که رابطهای بین اصطلاح به کار رفته و موضوع و فرم قرارداد بینالمللی برقرار سازند و مثلاً بگویند که پروتکل بیشتر به معنای سند ضمیمه یک قرارداد بینالمللی است و غیره، اما خود این حقوقدانان بلافاصله اضافه کردهاند که اینگونه اطلاقها هیچگونه تأثیری در ماهیت حقوقی تعهدات ندارد.(میرعباسی،1376؛50-51)

مطلب مرتبط :   پایان نامه رشته حقوق : مسئولیت کیفری

2-3 : مفهوم ایالات و مناطق خودمختار:
در ابتدا لازم است جهت تصریح موضوع تعریفی در خصوص مفهوم ایالات و مناطق خودمختار ارائه گردد.
2-3-1- : ایالات:
به منظور تعریف ایالات لازم است که مفهوم فدرالیسم مشخص گردد زیرا که ایالات، اجزاء و واحدهای تشکیلدهنده کشور فدرال میباشند و در نتیجه تعریف این دو بایکدیگر ارتباط تنگاتنگی دارند و در حقیقت با تعریف مفهوم فدرال و فدرالیسم میتوان به مفهوم ایالات پیبرد.
فدراسیون ساختاری است که براساس قانون اساسی، یک کشور به مناطق مختلف – در کشورهای گوناگون نامهای مختلفی مانند ایالت در آمریکا، استان در کانادا، سرزمین در آلمان و کانتون در سوئیس به خود گرفته است – تقسیم میشود. در فدراسیون، قانون اساسی وظیفه تخصیص و تعیین قدرت برای دولت مرکزی (فدرال) و بخشهای فدرال را بر عهده دارد که براساس آن هر ایالت و ناحیه، مسائل داخلی خود را از طریق نهادهای مخصوص خویش حل نموده و صلاحیت امور داخلی با بخشهای فدرال است اما مسائل سیاست خارجی، امور امنیتی و نظامی بر عهدۀ دولت مرکزی میباشد و از نظر حقوق بینالملل تمامی بخشهای فدرال یک کشور را تشکیل میدهند و حکومت فدرال مسئول انجام تعهدات و برخوردار از مزایای معاهدات بینالمللی است و مسئولیت بینالمللی اقدامات بخش های فدرال تنها متوجه حکومت مرکزی است.( عزیزی،1393)
خودمختاری به مفهوم حق اقدام در برخی موضوعات بنابر صلاحدید خود میباشد. (Lapidoth,1996;p33) خودمختاری از دو واژه یونانی( auto) به معنای خود، و ( nomos ) به عنوان قانون یا قاعده اخذ شده است. بنابراین معنای اولیه این واژه حق تدوین قوانین خویش است.( Ibid, p.29)
«واژه فدراسیون از واژه لاتین Foedus به معنی قرارداد یا موافقتنامه برآمده است». (عالم،1376؛338)
اجتماع دولتها و یا گروههایی( اعم از ورزشی و کارگری) را که با هم متحد میشوند و یا به تشکیل انجمن و یا جمعیتی میپردازند، «فدراسیون» میخوانند.( خوبروی پاک، 1389؛14) از اینرو «فدرالیسم» هم به معنی «ساختار» و هم به معنای «نظام حکومتی» است.(John Kincaid,2002; 510)
به منظور روشن شدن دقیق مفهوم «فدراسیون» و «فدرالیسم» یا عدم تمرکز سیاسی و ارائه تصویری روشن از این اصطلاح در ذهن خواننده در ذیل به چند نمونه از تعاریف موجود از این اصطلاح در فرهنگها و سایر کتابههای علوم سیاسی اشاره میشود.
مونتسکیو فدراسیون را چنین تعریف کرده: «قراردادی که بدان وسیله چند دولت کوچک موافقت میکنند عضو دولت بزرگی بشوند که میخواهند بوجود بیاورند».
به عقیده گارنر، حکومت فدرالی حکومتی است که «در آن حاکمیت یا قدرت سیاسی میان حکومت مرکزی و حکومتهای محلی به نحوی تقسیم شده است که هریک از آنها در حوزه خود مستقل از دیگری است».( عالم،1376؛339)
لغتنامه سیاسی آکسفورد به تعریف از واژه فدرالیسم پرداخته و مینویسد: «این اصطلاح {فدرالیسم} عنوان میدارد که فرد میتواند از طریق ترکیب مطلوب علایق ملی و محلی/ ارضی در چارچوب یک بافت مرکب از کنترلها و موازنههای موجود در بین یک دولت فراگیر، یا محلی، یا فدرال از یک طرف و یک مجموعه از دولتهای محلی از طرفی دیگر منتفع گردد و یا به طور دائم متضرر نگردد» (Mclean,Iain,1996,p:179)
دانشنامه سیاسی آشوری تعریف زیر را از واژه فدراسیون ارئه داده است: «فدراسیون، دولتی که از اتحاد چند واحد سیاسی(ایالت، کشور) پدید میآید».( آشوری،1382؛237)
فرهنگ سیاسی آرش نیز فدراسیون را با این عبارات تعریف کرده است: «فدراسیون مرکب از کشورهایی است که هریک از آنها دارای ارکان خاص و قوه حاکمه برای سرزمین مشخص خود و افراد آن هستند». (علی بابایی،1382؛403)
فرهنگ علوم سیاسی نوشته علی آقابخشی و مینو افشاری راد نیز فدراسیون را توصیف کرده، مینویسد:
«1- واحد یا سازمان سیاسی که با فدرالیسم مشخص میشود.
2- واحد سیاسی متشکل از چند واحد سیاسی کوچکتر که دارای حکومتی به نام حکومت فدرال است».
این فرهنگ علوم سیاسی تعریف زیر را نیز در مورد فدرالیسم ارائه داده است: «1- نظام سیاسی ویژهای که به موجب آن : الف- در کنار یک حکومت مرکزی، حکومتهای خودمختار و محلی وجود دارد. ب- اقتدارات و وظایف دولت، میان حکومت مرکزی و حکومتهای محلی تقسیم میشود». (آقابخشی،1379؛1095)
ابوالفضل قاضی در کتاب بایستههای حقوق اساسی مینویسد: «در صورتی که چند کشور مستقل و حاکم تصمیم بگیرند بنا به ملاحظاتی سرنوشت سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و نظامی خود را به هم پیوند دهند وبا کمک و معاضدت یکدیگر قدرت بزرگتر و فراگیرتری به وجود آورند و مرتبه شایستهتری در خانواده بینالمللی برای خود کسب کنند، گام اساسی به سوی ایجاد کشور فدرال برداشته شده است». (قاضی،1390؛93)

عبدالرحمن عالم در کتاب بنیادهای علم سیاست مینویسد: «اگر اقتدار حکومت در یک جا متمرکز باشد، حکومت تک ساخت و اگر میان مرکز و چند واحد محلی تقسیم شده باشد، حکومت فدرالی خواهد بود». (عالم،1376؛335)
فدرالیسم، واگذاری، استقلال و دیگر آرایشهای تسهیم قدرت به طورکلی به عنوان آرایشهای سیاسی و قانونی برای حل مجادلات محلی و قومی در نظر گرفته میشوند. سیستمهای تسهیم قدرت ممکن است مجادلات نظامی را حل کند و اغلب با مقررات استقلال و فدرالیسم در ارتباط هستند. بسیاری از سیاست مداران و عالمان، غیرمتمرکز شدن سیاسی را به عنوان وسیلهای برای حل اختلاف در نظر میگیرند.(Joachim,2009;389)
به گفتهی یکی از پژوهشگران، معرفی و به دست دادن آمار از کشورهایی که نظام فدرالی را برگزیدهاند، کار دشواری است؛ چرا که نمیتوان تنها ادعای کشورها را پذیرفت. افزون بر آن، این ادعا، در مواردی، ناروا و بیجاست.(Maurice Croisat, 1998, in http//www.taurillon.org)
امروزه در دنیا 25کشور فدرال وجود دارد که شهروندان آنها 40% از جمعیت جهان را تشکیل میدهند و درجهی توسعه و پیشرفت آنان با یکدیگر متفاوت است.(خوبروی پاک،1389؛14) جمهوری فدراتیو برزیل به 26 ایالت و منطقه فدرال برزیلیا تقسیم میشود. کشور فدرال چین از 22 ایالت و 5 منطقه خودمختار تشکیل شده است، سه شهرداری مستقل( پکن، شانگهای، چونگ کینگ و تیانجین)، و منطقه جدید اداری ویژه هنگ کنگ. اتیوپی به 9 منطقه اداری بر اساس قومیت تقسیم میشود. فرانسه 96 حوزه دارد که مرکب از 22ناحیه میباشد. آلمان دارای 16 ایالت میباشد. هند 25ایالت و هفت سرزمین اتحادیه دارد. اندونزی شامل 13500 جزیره و 24 ایالت و دو منطقه خاص و منطقه ویژه شهرستان جاکارتارایا (پایتخت) میشود. ایتالیا شامل 20 ایالت میشود. کشور ژاپن شامل 47 ایالت میگردد. کشور فدرال مکزیک از 31 ایالت و منطقه فدرالی پایتخت، مکزیکو سیتی تشکیل شده است. قبل از سال 1994، آفریقای جنوبی به 4 ایالت و 4 سرزمین تقسیم میشد اما امروزه آفریقا به 9 ایالت تقسیم میشود( کیپ شرقی، ایالت آزاد، گائوتنگ، کوازولو-ناتل، پومالانگا، شمال غرب، شمال کیپ، استان شمالی و کیپ غربی). اسپانیا از 17 جامعه خودمختار تشکیل شده 9تا از این جوامع به 2تا9 ایالت تقسیم میشود. پادشاهی متحده که شامل بریتانیا( جزیره شامل انگلیس، اسکاتلند و ولز) و ایرلند شمالی میشود. هر منطقه از پادشاهی متحده دارای ساختار داخلی خاص خود است، انگلستان از 39 شهرستان و هفت شهرستان شهری تشکیل شده است و ایرلند شمالی از 26 شهرستان و ولز از 8 شهرستان تشکیل شده است و در نهایت اسکاتلند شمال 9 منطقه و 3 جزیره میشود. ویتنام از 50 ایالت و سه شهرداری تشکیل شده است.(ویکیپدیا، دانشنامه آزاد)
فدرالیسم به دوگونه تقسیم میشود: « فدرالیسم متحدکننده و الحاقی» و «فدرالیسم جداکننده» که این دومی، در کشوری با نظام سیاسی متمرکز به وجود میآید و آخرین نمونهی برقراری بیجنگ و انقلاب این نوع از فدرالیسم، نظام حکومتی کشور عراق است که در سال 2003 از کشور متمرکز به کشور فدرال تغییر یافت. (خوبروی پاک،1389؛14)
پیشینهی تاریخی ایجاد فدرالیسم را به یونان باستان میرسانند که در آن دولتشهرها، اتحادیههایی را با انعقاد قراردادهایی به وجود میآورند. این قرارداد

دسته بندی : پایان نامه حقوق

دیدگاهتان را بنویسید