توجه به ماهیت اجرای این روش و دخیل بودن عوامل متعدد از ابعاد مختلف در روند اجرای پروژه ومتمایز بودن سازمان طراح و ساخت پروژه و همچنین منفک بودن این ارکان از سازمان کارفرما اعمال مهندسی ارزش در این روش تا حدی پیچیده بوده و نیازمند مساعی طرفین و یا حتی مشارکت بالای سازمان کارفرما می باشد البته بدیهیست سازمان کارفرما نیز به عنوان یکی از ارکان پروژه حساسیت های ویژه خود را در خصوص به کارگیری مهندسی ارزش دارد که از اصلی ترین دغدغه های کارفرما می توان به نگرانی های رایج از طولانی تر شدن مرحله طراحی و پیچیده تر شدن فرآیند اجرای پروژه اشاره نمود. البته همواره باید در نظر داشت که کارفرما اولاً توقع دارد مشاور و پیمانکار اجرای پروژه در همان مرحله اول بهترین گزینه را انتخاب کرده باشند و توجیهی در خصوص دلایل اجرای مهندسی ارزش را به سختی می پذیرد که عملاً این نگرش می تواند ناشی از برداشت نامناسب کارفرما از تعریف و خواستگاه مهندسی ارزش باشد. با توجه به اینکه مشاور به عنوان یکی از ارکان سازمان پروژه نیز نقش قابل توجهی در اعمال مهندسی ارزش دارد بررسی دیدگاه های احتمالی او نیز حائز اهمیت می باشد عموماً اصلی ترین دلیل ممانعت برخی مشاوران از همکاری در مطالعه مهندسی ارزش ترس از تغییر در طرا حی و به نوعی طولانی شدن روند طراحی می باشد که عموماً با دریافت حق الزحمه متناسب همراه نیست که این عدم دریافت توام با ترس از طولانی تر شدن روند کار به نوعی می تواند مانع از مشارکت فعال مشاور باشد از طرفی متاسفانه به غلط این تصور رایج می باشد که مهندسی ارزش نوعی باز نگری طراحی جهت بررسی مجدد طرح مشاور و مشخص کردن ایرادات احتمالی آن می باشدکه همین موضوع مشاور را به صورت غیر مستقیم در حالت تدافعی نسبت به روند اجرای مهندسی ارزش قرار می دهد که اگر به صورت کنترل شده نباشد مطمئناً نتیجه مطلوبی از روند اجرای مهندسی ارزش حاصل نمی گرد د.از طرفی نتایج بررسی و مطالعات ارزش در برخی از موارد می تواند منتهی به استفاده از یک تکنولوژی و یا فرآیند جدید باشد که عدم داشتن تجربه مناسب می تواند مانع مهمی از سوی مشاور طراح در پذیرش این نتیجه باشد. ناشناخته بودن روش های جدید و در نتیجه افزایش ریسک و احتمال بروز مشکل در روند اجرای پروژه و همچنین ترس از تاخیر به همراه عدم مشارکت احتمالی در منافع اعمال تغییرات ناشی ازمهندسی ارزش می تواند از عوامل عدم انگیزه پیمانکار در مشارکت فعال در روند اجرای مهندسی ارزش باشد. علاوه بر این تجهیز پیمانکار به ماشین آلات و ابزار و همچنین کارکنان مسلط به روش های اجرای متداول را نیز می توان به عنوان دیگر مانع مشارکت پیمانکار در روند اجرای مهندسی ارزش در نظر گرفت. همچنین چنانچه زمان اجرای کارگاه های مهندسی ارزش بدون برنامه ریزی قبلی و اعمال در برنامه زمانبندی پروژه باشد می واند به یکی از عوامل اصلی عدم پذیرش ریسک آن توسط مشاور و کارفرما مطرح باشد. با توجه به اینکه معمولا در این روش یکپارچه نگری کامل بر پروژه حاکم نیست، مهندسی ارزش به عنوان یک تکنیک برای حاکم کردن دید جامع نگر می تواند موثر باشد، همچنین با توجه به اینکه بهترین زمان جهت مطالعه ارزش درپایان فاز یک طراحی می باشد اعمال مهندسی ارزش در این روش می تواند نقش موثری در توجه سیستماتیک به مسایل اجرا و بهره برداری در خلال طراحی داشته باشد (فرزاد،1392).

مطلب مرتبط :   تعارض زناشویی وعوامل مؤثر بر از بین رفتن روابط عاطفی و زناشویی

مدیریت اجرا

بنا به کارکرد مشابه این روش با روش سنتی عملاً مشکلات اعمال مهندسی ارزش نیز مشابه روش سنتی می باشد البته با توجه به اضافه شدن سازمان مدیریت بر اجرا به ارکان پروژه هرگونه ضعف مدیریتی و عدم شناخت این رکن نسبت به مهندسی ارزش می تواند مشکلات مدیریتی را مضاعف نماید از آن گذشته تعدد عوامل دخیل در اجرای پروژه که با ورود تیم مهندسی ارزش تشدید می گردد، هماهنگی و مدیریت کل پروژه را تحت شعاع قرار می دهد و این دشواری شرح وظایف می تواند از عوامل بروز مشکل توسط تیم مدیریت اجرا باش د. از آن گذشته با توجه به این که معمولاً در این روش از قراردادهای متعدد با پیمانکاران مختلف جهت پیشبرد پروژه استفاده می گردد تقسیم منافع حاصل از مهندسی ارزش با سازوکار پیچیده ای مواجه می گردد که حتی ممکن است سهم کم هریک از ارکان به نوعی انگیزه مشارکت را کم کند و همچنین همین تعدد ارکان باعث عدم شفافیت ریسک آن نیز می گردد. به عبارت دیگر با توجه به اینکه معمولا در پروژه های پیچیده یا بزرگ که معمولا مشاورین و یمانکار ان متعددی در آن دخیل هستند و سیستم کارفرمایی ظرفیت مدیریتی کافی برای مدیریت پروژه را نداشته باشد از این روش استفاده می شود، معمولا مهندسی ارزش برای چنین پروژه هایی حتما توصیه می گردد چرا که در این روش مهندسی ارزش می تواند به عنوان ایفا کننده نقش یکپارچگی و افزایش ارزش نقش به سزایی در انجام پروژه داشته باشد (جهانبخش،1392).

2-26 روش های تامین مالی، طرح، ساخت و راهبری

مطلب مرتبط :   فرآیندهای واسطه خودکارآمدی

با توجه به اینکه اصولاً این روش به عنوان یک سیستم جهت تامین منابع مالی پروژه های طرح و ساخت می باشد و به عنوان یک روش مجزا قابل بحث نبوده بنابراین موارد مطروحه در خصوص روش طرح و ساخت نیز در خصوص ا ین روش صادق می باشند.

ولی باید توجه داشت که حساسیت های سرمایه گذار جهت حصول اطمینان از کارکرد مناسب پروژه و همچنین بازگشت سرمایه یکی از پتانسیل های بالقوه موجود در این روش ها جهت استفاده از مهندسی ارزش می باشد که با توجه به تنوع کارکردهای متفاوت در روش های تامین اعتبار مطروحه این درخواست و نیاز به انجام مهندسی ارزش در انواع مختلفی در پروژه ها مطرح می شود و با توجه به اینکه نوع سرمایه گذاری و سازمان سرمایه گذار در این روش ها از گستردگی بالایی برخوردار است استفاده از روش شناسی «برنامه ارز ش» کمک شایانی به انتخاب روش مناسب تامین سرمایه و انتخاب سریع و دقیق روش بهینه خواهد نمود، همچنین با توجه به تاکید مهندسی ارزش بر هزینه طول عمر پروژه استفاده از این تکنیک جهت تحلیل و ارزیابی عملکردهای مالی هر روش بسیار مناسب می باش د. از آن گذشته با توجه به اینکه عموما در این ر وش ها سرمایه گذاری خارج از بخش کارفرما مطرح می باشد، در برخی از موارد اجرای پروژه ها می تواند منجر به کاهش و یا افزایش نا متعادل ریسک های جامعه گردد ویا حتی به صورت مستقیم و یا غیر مستقیم باعث ایجاد فرصت های جدید گردد و از آنجاییکه معمولا سرمایه گذار درا ندیشه بازگشت سرمایه خود می باشد استفاده از مهندسی ارزش به عنوان فراهم نمودن بستر مناسب جهت مشارکت کلیه ذینفعان پروژه، امکان بررسی همه جانبه مسایل مختلف اجتماعی، زیست محیطی، سیاسی، ملی و حقوق نسل های آینده را فراهم می کند (عا ملی،1392).

 

  • 2
دسته بندی : مقالات