ه اپیتلیالی بیان ‌شده است. و همچنین mmp2 برای ترمیم زخم‌های معمولی لازم نیست.
به همین علت یکی از مطالعات صورت گرفته اثر PL را روی mmps و تخریب ماتریکس خارج سلولی است. داده‌های این بررسی نشان داده است که PL رابطه بین سلول‌های پوستی و ماتریکس خارج سلولی را تنظیم می‌کند و مهم‌ترین اثرش up regulation mmp9 در کراتینوسایت‌ها است. که این mmp9 موردبحث، در مهاجرت سلول‌های التهابی و جایگزینی در محل زخم دخیل است. بیان mmp9 سلول‌های اپیتلیال در شروع مهاجرتشان القاشده، و پیشرفت اپیتلیالهای سطحی باعث پیشرفت بازسازی زخم می‌شود.
به‌منظور روشن شدن برخی از مکانیسم‌های زیربنایی توسط پلاکت‌ها، با استفاده از سلول‌های کراتینوسایت haca T به نمایندگی از یک مدل آزمایشگاهی تکثیر و مهاجرت کراتینوسایت را بررسی کردند. این سلول‌ها قبلاً در مطالعات بهبود زخم به‌عنوان نماینده شاخص مهاجرت اولیه کراتینوسایتهای انسانی به شمار می‌رفتند.
در آزمایش‌های سلول‌های haca T از عصاره پلاکتی به‌عنوان یک پانسمان در بالین مورداستفاده شد. در بررسی‌هایشان داده ‌شده است که در تیمار کراتینوسایت با PL (PI3K) نقش کمی در جلوگیری اسکار دارد.
همچنین مسیرهای ErK1/2 و P38 بیان و القای mmp را در کراتینوسایت‌ها تنظیم می‌کنند، نهایتا از مجموع داده‌ها این نتیجه برمی‌آید که PL باعث فعال شدن مسیرهای (ErK1/2 و P38) در کراتینوسایت می‌شود.
اهمیت P38 در تیمار PL از PI3K برای ترمیم زخم بیشتر است. در یک بافت دچار جراحت شده، شناخت اینترکشن‌های بین ماتریکس و سلول، کلید مکانیسم‌های ترمیم زخم است. به‌عنوان ‌مثال adhesion مرکزی مشتق شده از syndecan4 نقش عمده‌ای در ترمیم زخم ایفا می‌کند. syndecan4 یک تنظیم‌کننده در مدت ترمیم بافت است، و نقش ضروری‌اش در ترمیم زخم‌های پوستی و آنژیوژنز21 تأییدشده است. (۳۶)
اطلاعات نشان می‌دهند که syndecan4 در هر دو سلول کراتینوسایت و فیبروبلاست، احتمالاً به‌عنوان یک نشانه برای تحول در تغییر فازهای ترمیم زخم بکار می‌روند. به‌طور خاص اثر PL روی syndecan4 در کراتینوسایت‌ها باعث تغییر پروسه هموستاز به پروسه اپیتلیوم سازی مجدد22 می‌شود.
همچنین یکی دیگر از اثرات PL روی syndecan4 این است که باعث افزایش سرعت مهاجرت کراتینوسایت‌ها و فیبروبلاست ها به ناحیه زخم می‌شود. به همین علتsyndecan4 به‌عنوان یک مارکر برای خصوصیات ترمیم زخم به شمار می‌رود. همچنین PDGF در دو مرحله رونویسی و ترجمه syndecan4 را در فیبروبلاست پوستی انسان بالغ، تنظیم می‌کند. (۳۷)
در مورد ورود کراتینوسایت‌ها به ناحیه زخم up regulation mmp9 نیز نقش کمکی دارد. در مقابل فقدان تنظیم ژلاتیناز در فیبروبلاست همزمان با تحریک سنتز کلاژن تیپ 3 همراه می‌شود، که این نشانگر این امر است که PL فعالیت تخریب ماتریکس خارج سلولی پیشین بافت التهابی را تنظیم می‌کند. درنهایت می‌توان نتیجه گرفت که PL در پروسه ترمیم زخم به‌وسیله سرعت بخشیدن انتقال فاز التهابی به فاز شکل‌گیری بافت جدید، قادر است که زخم را بهبود ببخشد و از ایجاد اسکار جلوگیری کند.
تأثیرات مختلف PL روی انواع سلول‌ها بیانگر این است، که فاکتورهای رشد و سیتوکین های درون PL هماهنگ‌کننده اصلی مسیر ترمیم زخم است.(۳۶) در بافت جراحت یافته به‌محض شروع جراحت، آبشار وقایعی مثل التهاب، تشکیل بافت جدید و جایگزینی بافت جدید رخ می‌دهد، که به‌واسطۀ یک الگویی از مسیرهای سیگنالیگ اتفاق می‌افتد.
این واسطه‌گرها شامل فاکتورهای رشد و سیتوکین‌ها هستند که باعث تحریک فعالیت‌های درون‌سلولی می‌شوند، که به‌عنوان فرایند ترمیم شناخته‌شده‌اند. (۳۸)
در تیمار سلول‌های Haca T با PL نشان داده‌شده است که PL هیچ اثر سمی روی سلول‌های کراتینوسایت ندارد، و این عدم سمی بودن PL باعث عدم توقف ترمیم زخم می‌شود. اولین مرحله فوری ترمیم زخم، پوشاندن منطقه زخم به‌وسیله مهاجرت سلول‌های اپیتلیالی و مرحله بعدی تکثیر سلولی است. سلول‌های کراتینوسایت لبه زخم، به‌محض ایجاد زخم فعال می‌شوند و اتصالات بین سلولی خودشان را می‌شکنند و به نظر می‌رسد که با ایجاد پاهای کاذب شروع به خزیدن می‌کنند، به‌طوری‌که برای بازگرداندن تمام اپیتلیال بین منطقه زخم پراکنده می‌شود.(۳۲)
نتایج به‌دست‌آمده از مطالعات تأیید می‌کند که PL باعث تحریک کراتینوسایت‌ها به بستن زخم به‌وسیلهی پراکنده کردن آن‌ها می‌شود. علاوه بر تأثیر PL روی مهاجرت کراتینوسایت، مکانیسم مسیر سیگنالینگ دخیل در این امر نیز مورد بررسی قرارگرفته شده است. کلسیم خارج سلولی نقش اصلی در جایگزینی در پروسهی ترمیم بافت و مهاجرت سلول‌های اپیتلیالی دارد. همچنین کلسیم آزاد سیتوسولیک مهاجرت، تکثیر و تمایز سلولی را تنظیم می‌کند. به‌طور ویژه کمبود سیگنال‌های کلسیمی باعث تأخیر در ترمیم زخم در سلول‌های موشی می‌شود. (۳۹)
در سلول‌های اپیتلیالی برونشیال انسان، توسط رسپتورهای اختصاصی بااتصال به کلسیم درون‌سلولی به ترمیم زخم کمک می‌کنند. در مطالعات انجام‌ شده نشان داده‌اند که کلسیم درون‌سلولی در مکانیسم‌های ترمیم زخم کاملاً درگیر است. (۴۰)
نقش کلسیم سیتوزولی در PL که باعث ارتقا ترمیم زخم شده بود، توسط تصویربرداری canfocal تأیید شده است و دینامیک بودن سلول‌های کراتینوسایت در این تصویربرداری کاملاً قابل ‌مشاهده است. دیگر اجزای سیگنالینگ سلولی درگیر در ترمیم زخم، MAPKs شناخته‌ شده‌اند. که فعالیت آن‌ها برای پروسه
ترمیم زخم یک عملکرد ضروری محسوب می‌شود.
در بررسی‌های صورت گرفته نشان داده ‌شده است که تیمار سلول‌ها با PL، مسیر سیگنالینگ P38 نسبت به 2/1 Erk سریع‌تر فعال می‌شود. فعالیت P38 باعث مهاجرت سلولی می‌شود در حالی ‌که فعالیت 2/1 Erk موجب تحریک تکثیر سلولی می‌گردد.
یکی دیگر از مسیرهای فعال مسیر PI3K/AKT است، که یک جزء حیاتی برای تکثیر و بقای سلول‌های اپیتلیال به شمار می‌رود. نقش PI3K/AKT در بهبود سلول‌های بدن ازجمله سلول‌های روده، سلول‌های اپیتلیال قرنیه و اپیتلیال رنگ‌دانه چشم گزارش ‌شده است.(۳۲)
عوامل رشد برای تحریک اپیتلیال قرنیه و سلول‌های اپیتلیال و بسته شدن زخم موثرند، و فاکتور رشد اپیدرمال خود باعث تحریک ترمیم زخم سلول‌های اپیتلیال قرنیه می‌شوند. با وجود اینکه مقالات زیادی دربارهی تأثیر PL روی ترمیم زخم منتشرشده، همچنان در بهره تعامل کنسانتره23 پلاکتی با فیبروبلاست اطلاعات محدودی در دست هست. همچنین هنوز غلظت مشخصی از فاکتورهای رشد در درمان زخم‌های طولانی‌مدت، در دسترس نیست.
مثلاً در بیماری‌های خاص از جمله دیابت که در آن سلول‌ها کمتر به عوامل رشد پاسخگو هستند؛ عدم پاسخ به عوامل رشد، منجر به پیری سلول و کاهش میزان تکثیر و استرس اکسیداتیو یا آسیب‌های DNA شده که احتمالاً در نهایت منجر به شکست ترمیم بافت زخمی می‌شود. در بافت جراحت یافته به‌محض شروع جراحت، آبشار وقایعی مثل التهاب، تشکیل بافت جدید و جایگزینی بافت جدید رخ می‌دهد، که به‌واسطهی یک الگویی از مسیرهای سیگنالیگ اتفاق می‌افتد. این واسطهگرها شامل فاکتورهای رشد و سیتوکینها هستند که باعث تحریک فعالیت‌های درون‌سلولی می‌شوند، که به‌عنوان فرایند ترمیم شناخته ‌شده‌اند.(۳۸)

مطلب مرتبط :   منابع پایان نامه دربارهبافت جدید، کیفیت زندگی، فیزیولوژی

۱-۱۸ فاکتورهای رشد و مسیر سیگنالینگ اختصاصی‌شان
به‌طورکلی پلاکت‌ها از قطعات بدون هسته سلول‌های مگاکاریوسیتی24 که در مغز استخوان هستند مشتق شده‌اند. عمر پلاکت‌ها در سیستم گردش خون تقریباً ۷ – ۹ روز است. در شکل استراحتشان، شکل اولیه خودشان رادارند اما زمانی که به اپیتلیوم‌ها می‌چسبند و یا توسط موادی فعال می‌شوند، تغییر شکل داده و محتویاتشان را آزاد می‌کنند، و همه فاکتورهای رشد و سیتوکین‌ها به محیط اطراف پخش می‌شوند، که این امر باعث گردهمایی و تجمع پلاکتی می‌شوند. شروع وقایع سیگنالینگ درون پلاکتی باعث سازمان‌دهی سیتواسکلتون‌های پلاکتی می‌شود، که این امر منجر به تغییر شکل سریعشان می‌شود. گردهمایی پلاکت‌ها به‌واسطه یکسری مولکول‌ها و فیبرونوژن‌ها که با همدیگر در تماس هستند، به‌وسیله یکسری پل‌های بین سلولی صورت می‌گیرد. بنابراین پلاکت‌ها در زمان ایجاد زخم یکی از عملکردهایی که برای بهبود ترمیم زخم انجام می‌دهند علاوه بر گردهمایی خودشان و انقباض عروق منطقه زخم، آزادسازی فاکتورهای رشد به منطقه زخم است. که هرکدام از این فاکتورها به ‌نوبه خود باعث راه‌اندازی مسیر سیگنالی می‌شود که در ترمیم زخم مؤثر است.(۳۶)

۱-۱۹ فاکتور رشد رگ زایی25
آنژیوژنز (رگزایی) عبارت است از رشد و تکامل عروق خونی جدید از طریق جوانه زدن از سلول‌های اندوتلیال عروق. رگ زایی در افراد سالم و بالغ پدیده نادری است که فقط به‌صورت موضعی و موقت، تحت شرایط فیزیولوژیک مشخص مانند ترمیم زخم، التهاب و چرخه جنسی زنان صورت می‌گیرد.(۴۱, ۴۲)
در بافت‌های نرمال فاکتورهای آنتی آنژیوژنیک بیشتر از فاکتورهای آنژیوژنیک بوده بنابراین آنژیوژنز اتفاق نمی‌افتد. عواملی (مانند هیپوکسی وموتاسیون در انکوژن‌ها و سرکوب کننده‌های تومور) که باعث افزایش غلظت فاکتورهای آنژیوژنیک و کاهش غلظت فاکتورهای آنتی آنژیوژنیک شوند این تعادل را به هم زده و آنژیوژنز صورت می‌گیرد. مهم‌ترین فاکتورهای آنژیوژنیک عبارت‌اند از:
فاکتور رشد اندوتلیال عروقی
فاکتور رشد فیبروبلاستی
فاکتور رشد مشتق از پلاکت‌ها آنژیوپوئیتین
VEGF یکی از مهم‌ترین تنظیم‌کننده‌های اختصاصی رگ زایی است. فاکتورهای رشد اندوتلیال عروقی عمل بیولوژیک خود را بر روی سلول‌های هدف از طریق میان کنش با گیرنده‌ها پس از اتصال به لیگاند خود به‌صورت دیمر درآمده واتو فسفریله می‌شوند
که این امر در نهایت منجر به ایجاد وقایع آبشاری درون‌سلولی می‌شود. A – VEGF فاکتور اصلی در فرایند رگ زایی است و اثر خود را از طریق فعال کردن دو گیرنده VEGF-1 و VEGF-2 به انجام می‌رساند.(۴۳, ۴۴)
۱-۲۰ فاکتور رشد اپیدرمی26
فاکتورهای پپتیدی زیادی در فرآیند ترمیم زخم دخیل هستند که مهم‌ترین آن‌ها، فاکتور رشد اپیدرمی است.(۳۳) خانواده EGF از بیش از ۱۳ عضو تشکیل‌شده که مهم‌ترین آن‌ها عبارت‌اند از: فاکتور رشد اپیدرمی، فاکتور رشد انتقالی بتا27 و فاکتور شبه EGF متصل شونده به هپارین.
تمام اعضای این خانواده به‌صورت پروتئین‌های لنگری غشایی سنتز می‌شوند که در نهایت برای ایجاد فاکتورها عملکردشان را از طریق گیرندهای سطح سلولی ویژه به انجام می‌رسانند. ۴ دسته از گیرنده‌های تیروزین کینازی مرتبط با این فاکتور شناسایی‌ شده‌اند که آن‌ها عبارت‌اند از: 4erbB/HER4،/HER3،erbB/HER2/neu2،EGFR/erbB/HER1/1 هر یک از لیگاندهای خانواده EGF با درجه‌ای از اختصاصیت به این گیرنده‌ها متصل می‌شود.
EGF به شکل اختصاصی به گیرنده erbB1 متصل می‌شود. با اتصال لیگاند به گیرنده هترو دایمر می‌شود که موجب ترانس اکتیواسیون گیرنده شده و متعاقب آن فرآیند انتقال پیام به‌واسطه EGF اتفاق
می‌افتد توسط پلاکت‌ها، ماکروفاژها و فیبروبلاست‌ها EGF ترشح می‌شود و این فاکتور رشد به شکل پاراکرین بر سلول‌های اپیتلیالی اعمال اثر می‌کند. (۴۵)
یکی از محصولات این واکنش پروتئولاتیک EGF است که مشتمل بر ۵۳ اسیدآمینه است. EGF قابلیت اتصال به گیرنده خود در سطح خارجی غشا پلاسمایی سلول‌های هدف را داراست. تاکنون نقش‌های فیزیولوژیک متعددی برای این فاکتور رشد مشخص‌شده است که از مهم‌ترین آن‌ها می‌توان به القا تقسیم میتوزی تنظیم Ph اسیدی معده اشاره نمود. از همان ابتدای شناسایی چنین فاکتور ارزنده‌ای و فراوانی اندک آن در مایعات بدنی، از سال ۱۹۸۸ میلادی باعث شد محققین روی به تولید این پروتئین به‌صورت نو ترکیب توسط موجودات زنده تراریخت آوردند تا بتوانند با تکیه‌ بر این پلی پپتید داروهای جدیدی را برای ترمیم زخم و تسریع بهبودی آسیب‌های پوستی تولید نمایند.(۴۶)

مطلب مرتبط :   منابع و ماخذ پایان نامهتحت درمان

۱-۲۱ فاکتور رشد مشتق از پلاکت
هرکدام از این فاکتورهای رشد باعث به راه افتادن مسیر سیگنالیگ درون‌سلولی‌هایی می‌شوند، که یکی از این فاکتورها توسط واکنش PDGF با گیرنده اختصاصی تیروزین کینازی خود که از نوع ترنس ممبرانی نیز هست است که باعث شروع آبشار درون‌سلولی می‌شود.
چندین signal توسط این گیرنده تعیین‌شده، فعال می‌شود که از مهم‌ترین آن‌ها مسیر mitogen است.
اعضای خانواده 28MAPK شامل:
ErK 29
SAPK30
و مسیر p38 است. MAPKS فاکتورهای رونویسی زیادی را که برای تکثیر و مهاجرت سلولی مهم هستند را فسفریله می‌کند.(۴۷)
به‌موازات ترمیم زخم با تولید زیاد کلاژن31 نوع I و III توسط مهاجرت و تکثیر فیبروبلاست‌ها مقدار ماتریکس خارج سلولی زیاد می‌شود.(۴۸) یک ترمیم موفق به تنظیم و تبدیل و تعمیر ECM32 برمی‌گردد و یکی از اجزای اصلی ECM همین کلاژن نوع I است. (۳۳)
تحقیقات نقش مثبت فاکتورهای رشد از طریق تحریک تولید کلاژن ۱ را نشان داده‌اند که این کلاژن نقش مؤثری در فرایند ترمیم زخم دارد.(۴۹) همچنین فیبروبلاست‌های خون محیطی نقش تولید تنظیم‌شده کلاژن نوع ۱و سیتوکین‌های التهابی را در ترمیم زخم داد(۴۴) PDGF به همراه TGF-B باعث سنتز کلاژن می‌شوند. (۴۷)
همان‌طور که در قبل گفته شد PDGF باعث فعال شدن یکسری signal pathways در سلول می‌شود که یکی از این مسیرها مسیر [Erk /MEK/ RAF/ RAS] است که به‌وسیله باند شدن PDGF با رسپتور تیروزین کینازی اختصاصی خود صورت می‌گیرد و این امر منجر به فعال شدن(small- G protein) (RAS) می‌شود که به دنبال آن ‌یک آبشار فسفریلاسیونی از Erk – MEK- RAF نیز فعال می‌شود.(۵۰)
در نهایت از این ‌بین ErK وقایع سلولی را ازجمله تکثیر، تمایز و بقا را تنظیم می‌کند. مقدار و مدت فعالیت ErK مهم است. تحقیقات نشان داده‌اند که PDGF باعث فعال شدن ErK در انواع سلول‌هایی که بیان رسپتور PDGf رادارند می‌شود و ErK فعال‌شده منجر به پاسخ mitogen در سلول می‌شود. در فیبروبلاست ErK برای تکثیر سلولی ضروری است بنابراین می‌توانیم ErK را کلید تنظیم‌گر رفتارهای سلولی بدانیم.
PDGF بر روی القای تحرک سلولی نیز تأثیرگذار است البته به‌واسطه مسیر p38 ,Erk 1/2 که این مسیر Ras/P38 مستقل از مسیر Ras/Erk است. در واقع p38را باعث القا مهاجرت سلولی می‌دانند و ErK را در القا تکثیر سلولی دخیل می‌دانند.(۵۱)
۱-۲۲ فاکتور رشد تراریختی33
فاکتور رشد TGFβ یک فاکتور چندمنظوره است که نقش مهمی در تنظیم تکثیر سلولی، تمایز و بیوسنتز بافت همبند خارجی دارد. در پستاندارن سه ایزو فرم TGFβ شناخته ‌شده است. عبارت‌اند از TGFβ1،


دیدگاهتان را بنویسید