دانلود پایان نامه

اقوی بودن سبب از مباشر مطرح است که حاکم می باشد در قوانین و وقایع حقوقی نیز چون سبب در اکراه موثر بوده لذاضمان قهری مکره که تقصیر از او می باشد زائل نخواهد شد چون طبق اصل 40 ق. ا و م 322 ق. م و اصل لا ضَرَرَ و لا ضِرارَفى الاسلام از سوی مکره فشار ناروا بر مکره وارد شده بنابراین معاف از مسئولیت مدنی نخواهد بود.
گفتار ششم: مفهوم مستی
مستی به معنی حالتی است که میان انسان و عقل او عارض می شود یا قرار می گیرد و یا حالتی است که از نوشیدن الکل اتیلیک و اقسام دیگر آن حاصل می شود،سکر اسمی است برای هر چیز که سکر آورد و مست کننده باشدسکر یعنی بند آوردن و بسته شدن مجرای آب و این تعبیر به جهت اینکه میان انسان و عقلش که آب حیات او است سد می گردد.خمر، به معنی ستر و پوشاندن چیزی است. هرچیزی که با آن یا بوسیله آن پوشانده شود خمار نیز گفته می شود که جمع آن خمر است و به روسری هم می گویند. همانگونه که خداوند سبحان در سوره نور آیه ۳۱ می فرماید « و لیضربن بخشر هن علی جیوبهن »یعنی: روپوش خویش را بایستی بر طرفین شانه ها و گریبان خود قرار دهند به هر نوشیدنی مست کننده و یا به شراب یا آشامیدنی مست کننده یا می و باده از آن جهت خمر می گویند، که عقل را می پوشاند و زایل می کند.خَمْر در لغت: مایع مسکر، از خَمَرَ: او را پوشاند، شهادت را کتمان کرد، آرد را خمیر نمود، دو چیز را در هم آمیخت، غذا یا میوه دگرگون شد.مسکر را از این جهت خمر گویند که عقل را مى‏پوشاند و یا اندیشه‏هاى در هم پدید مى‏آوردخمره در اصطلاح دین: به معنی شراب انگور نیست بلکه هر مایع مست کننده خواه ازانگور گرفته شده باشد یا هر چند دیگر. وخمر به معنی پوشانیدن است و از آنجا که شراب عقل را می پوشاند سبب مستی میشود. و پرده ای روی عقل می افکند و نمی گذارد انسان خوب و بد را تشخیص بدهد.

بند نخست: انواع مستی
مستی اتفاقی: حالتی است که فرد از روی اتفاق مست شده باشد و از تأثیری که مسکر بر روان او خواهد داشت نیز آگاه نباشد اما در عین حال کاملآ مسلوب الاراده شده باشد. چنین فردی را نمی توان برای جرمی که در حالت مستی مرتکب شده مسئول قلمداد نمود مصرف مفرط الکل در زمان طولانی ممکن است موجب دگرگونیهای روانی و جسمانی عمیق در انسان شود. این دگرگونیها در اصطلاح مستی مزمن نامیده می شوند. مهمترین و مبتلا به ترین این آشفتگیها هذیان گویی است. مستی مزمن به هر درجه و شدتی که باشد چون در اثر مصرف سابق مواد سکر آور ایجاد شده است نمی تواند رافع مسئولیت کیفری فرد باشد. البته باید در نظر داشت که اگر این دگرگونیها و آشفتگیها به مرحله ای برسد که موجب صدق عنوان مجنون بر فرد گردد از باب جنون جزء علل تام رافع مسئولیت کیفری خواهد بود
مستی تعمدی: زمانی است که بزهکار عمدآ شرب مسکر کرده تا بتواند جرم را با قوت قلب بیشتری انجام دهد. این نوع مستی قطعآ رافع مسئولیت کیفری نخواهد بود و فرد علاوه بر مجازات شرب خمر به مجازات جرم انجام شده نیز محکوم خواهد گردید.

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوندبرای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  40y.ir  مراجعه نمایید.

رشته حقوق همه گرایش ها : عمومی ، جزا و جرم شناسی ، بین الملل،خصوصی…

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

مستی خشک: حالتی است شبیه مستی الکلی که در اثر مصرف مواد مخدری که به صورت داروهای آرام بخش و خواب آور در دسترس عموم قرار دارند حاصل می گردد. مهمترین این داروها انواع باربیتوریک ها هستند که نمونه های شاخص آن عبارتند از: آسپرین، اپتالیدون ،….
بند دوم- عوارض مستی
عوارض جسمی الکل ـ مقدار الکل در خون به هر میزانی که باشد به همان نسبت درجه ی دقت، قدرت ادراک و فهم را ضعیف می نماید. مصرف کنندگان نوشابه های الکلی به دلیل مسمومیت ناشی از مصرف این ماده به بیماریهای عروقی، کبدی، قلبی، اختلال غدد تیروئیدی، سوء هاضمه و بی اشتهایی، حالت تهوع،کاستریت، لرزش و گرفتگی عضلات دچار شده و در اثر کاهش قدرت تدافعی بدن در برابر بیماریها، معمولآ عمر کوتاهتری نسبت به افراد عادی دارند.
عوارض روانی الکل: الکلیسم موجب زوال شخصیت و انحطاط شعور و اخلاق و قیود اجتماعی و شخصی شده و اختلال حواس، حافظه و عاطفه را در پی دارد. به تدریج شخص قضاوت نادرستی نسبت به مسائل پیدا کرده و حس مسئولیت پذیری در وی از بین می رود.
عوارض جسمی باربیتوریک ها: داروهای آرام بخش نیز اثری مشابه الکل دارند. مصرف کنندگان این مواد به بیماریهای قلبی، سوء هاضمه، بی اشتهایی، حالت تهوع، لرزش و انقباض عضلات مبتلا می شوند. توهم این افراد در حس بینایی و شنوایی گاهی منجر به هذیان گویی آنها می شود. این همان حالتی است که در مستی مزمن نیز دیده می شود. این داروها قدرت سمی و اثرات تخریبی قوی داشته و رخوت و سستی بدن و در صورت اعتیاد بی خوابی، خواب آلودگی و به هم خوردن تعادل بدن را به همراه دارند.
گفتار هفتم: خواب و بیهوشی
بیهوشی نوعی شلی عضلات بدن است که با خواب و بی دردی همراه است.در بیهوشی عمومی بدن در تمام قسمت ها باید این سه خاصیت وجود داشته باشد،اما در بی حسی موضعی فقط محل مورد نظر این سه خاصیت را دارد.
تا مدت ها گمان بر آن بود که خواب، یک دوره زمانی یکنواخت است که در آن انسان هشیاری خود را از دست می دهد. به لطف پژوهش هایی که در طول چند دهه گذشته در مورد خواب به انجام رسیده است، امروزه می دانیم که خواب از چند مرحله مجزا تشکیل شده که به صورت مشخصی در طول شب اجرا می شود. کیفیت خواب و نیز کیفیت عملکرد روزانه ما فقط به مدت زمان خوابیدن بستگی ندارد، بلکه کیفیت و کمیت هر یک از این مراحل در خواب شبانگاهی نیز از اهمیت برخوردار است. مغز ما در طول خواب همچنان فعال باقی می ماند و در طی هر یک از مراحل خواب، فعالیت های الکتریکی مغز شکل مشخصی دارد.
بند نخست: تفاوت خواب و بیهوشی
به طور کلی خواب انصراف روح از بدن است و این انصراف گاه شدید و قوی است و گاه ضعیف و خفیف، گاه طولانی مدت است و گاه کوتاه مدت. در خصوص بی هوشی انصراف روح از بدن شدید است هرچند زمان و مدت آن بسته به نوع و عمل جراحی می تواند متفاوت باشد ولی مهم این است که داروی بی هوشی به دلیل اثرگذاری عمیق بر جسم، ارتباط روح با بدن را در حد بسیار ضعیفی نگه می دارد و به قدری فعالیت جسم را ضعیف می سازد که گویا روح بدون ابزار و بدون بدن می گردد و از این رو تا مدت زمانی که بدن قابلیت کامل و تمام را برای ابزار بودن روح به دست نیاورد توجه روح به آن بسیار ضعیف خواهد بود. بر این اساس به دلیل انصراف شدید روح از بدن و توجه ضعیف روح به بدن در حالت بی هوشی حتی عمل های سنگین و جراحت های سخت بر جسم روح را منفعل نساخته و باعث بیداری فرد نمی شود.
۱. نحوه ارتباط روح با بدن و عملکرد آن نه تنها در خواب، بلکه در بیداری هم برای ما به خوبی مشخص نیست.
۲. تنها رؤیاهایی که در مرحله خواب متناقض دیده می شوند به خاطر می مانند و رؤیاهای خواب متعارف کمتر به یاد می مانند و شرط به خاطر سپاری رؤیا نیز در خواب متناقض بیدار شدن سریع بعد از دیدن رؤیاست.
۳. علت اینکه رؤیاهای مرحله متعارف به یاد نمی مانند این است که در این مرحله خواب عمیق است و انصراف روح از بدن نسبت به خواب متناقض بیشتر است، لذا در حال بی هوشی که انصراف روح از بدن بسیار شدیدتر است و از طرفی شخص بی هوش به مرور زمان به حالت هوشیاری باز می گردد و لذا رؤیاهای احتمالی به یاد شخص نمی ماند.
بند دوم: انواع خواب
الف) خواب آرام که آن را موج کوتاه می نامند. در این دوره، مغز در وضعیت استراحت به سر می برد. امواج مغزی الگویی آرام و آسوده را نمایش می دهند و خستگی فعالیت های روزانه از بدن در می رود. خواب آرام در ابتدای ورودمان به بستر طولانی است، اما به تدریج در دوره های نود دقیقه ای بعدی درازایش کاهش می یابد.
ب) خواب متناقض یااین خوابی است که در جریان آن اتفاقات ضد و نقیضی در بدن رخ می دهد. چون از مغز امواجی تند و فعال تراوش می شوند که به زمان بیداری شباهت دارند، و چشم هم زیر پلکهای بسته مانند زمان بیداری به چپ و راست و بالا و پایین حرکت می کند. اما بدن در این دوره هیچ حرکتی نمی کند و در واقع عضلات اسکلتی بدن فلج می شوند. ما در این زمان رویا می بینیم. خواب متناقض نیمه ی دوم چرخه ی نود دقیقه ای یاد شده را تشکیل می دهد.خواب متعارف خود دارای چهار مرحله است که در آن حرکات لرزشی سریع چشم مشاهده نمی شود و در مجموع خواب آدمی دارای پنج مرحله است که با یکدیگر دارای تفاوت بوده و موج های الکتریکی مغز در این مرحله ها با یکدیگر متفاوت است و این دو مرحله به طور متناوب در مدت زمان خواب تکرار می شوند.

در طی خواب REMفلج می شویم و بیشتر نورون های حرکتی مغز و نخاعی به شدت بازداری می شوند، در همین حال مغز بسیار فعال است. جریان خون مغزی و مصرف اکسیژن افزایش می یابد و…» همچنین «در انسان به هنگام مرحله خواب متناقض بیشتر کنش های احشایی از جمله فرکانس قلب و تنفس، فشار خون، نعوظ و ترشح واژینال کمی افزایش می یابد، آدرنالین در اندام های پیرامونی بیشتر ترشح می شود و فعالیت معده روده ای فزونی می یابد در طی حالتی عجیب دیده می شود، ضربان قلب نامنظم غالباً در این دوره دیده می شود و نیز در صورتی که بیماری قلبی وجود داشته باشد ممکن است حمله ای قلبی اتفاق بیفتد. میزان مرگ ها در شب ها بیشتر از روزهاست.
فصل دوم:
سیر تاریخی عوامل رافع مسئولیت کیفری در حقوق ایران
اولین قانون مجازات در ایران در تاریخ 23 دی ماه 1304 به تصویب رسید. این قانون و متمم آن، جمعا دارای 289 ماده است که قسمت اول آن، از ماده 1 تا ماده ۱۶۹ در تاریخ مذکور، و قسمت دوم آن از ماده 170 تا ماده 280 در تاریخ 7 بهمن ماه همان سال و از ماده 281 تا ماده 288 در تیرماه 1310 به تصویب کمیسیون عدلیه مجلس شورای ملی رسیده و قابل اجرا شد. این قانون در 7 خرداد ماه 1352، مورد بازنگری و اصلاح قرار گرفت.
پس از پیروزی انقلاب اسلامی در بهمن ماه سال 1357، نسیم اسلامیت و فقاهت همراه با موج انقلابی‌گری حوزه قانونگذاری را درنوردید و قانون مجازات عمومیِ دوره پهلوی که آن نیز ملهم از فقه بود، پسوند اسلامی گرفت. این دگرگونی، باعث ورود موازین فقهی به قوانین موضوعه شد و مجازات‌هایی چون حدود و قصاص و دیات و جرائمی مانند محاربه و افساد فی‌الارض را نیز وارد قلمرو قانون مجازات اسلامی کرد.قانون مجازات اسلامی، مهمترین قانون کیفری جمهوری اسلامی ایران است که در سه دهه گذشته تغییرات فراوانی را به خود دیده و از سال 1370 به بعد به صورت آزمایشی به اجرا درآمده است، اجرای آزمایشی یعنی براساس اصل 85 قانون اساسی، این قانون در کمیسیون‌های داخلی مجلس به تصویب رسیده و به تصویب نهایی مجلس نرسیده است. تاکنون بارها اجرای آزمایشی این قانون مهم تمدید شده و برای تصویب در صحن علنی مجلس آماده نشده است.گویا این قانون دغدغه قانونگذاران نبوده‌است، چرا که با گذشت 33 سال، هنوز یک قانون جامع و منسجم که توسط اکثریت نمایندگان ملت در مجلس شورای اسلامی به تصویب رسیده باشد، وجود ندارد. مجلس که وظیفه اصلی‌اش قانونگذاری و نظارت بر اجرای قانون است، به دلیل ابتلا به سیاست زدگی، روزمرگی و جزئی‌نگری، وقت و انرژی خود را در وضع قانون برای امور غیرمهم صرف کرده و قوانین مهم و دائمی چون قانون مجازات اسلامی را به صورت هشتاد و پنجی یعنی بر اساس همان اصل 85 قانون اساسی تصویب می‌کند.
بخشی از مصوبات شورای انقلاب جمهوری اسلامی ایران به صورت لایحه قانونی به تصویب رسید. لایحه قانونی مربوط به صلاحیت دادسراها و دادگاه‌های انقلاب و آیین‌نامه دادگاه‌ها و دادسراهای انقلاب مشتمل بر 34ماده و 22 تبصره مصوب 27/3/1358 و لایحه قانونی تشکیل پلیس قضایی مصوب 5/4/1358 و نحوه رسیدگی به جرائم پاسداران کمیته و پاسداران انقلاب مصوب 24/4/1358 از جمله این موارد هستند.قانون حدود و قصاص، شامل 218 ماده که 195 ماده آن مصوب سوم شهریور 1361 و مواد 196 تا 218 آن، مصوب بیستم مهرماه 1361 بود.قانون راجع به مجازات

دسته بندی : پایان نامه حقوق

دیدگاهتان را بنویسید