آموزش و تربیت کودکان دارای اختلال درخودماندگی و ناتوانی­های ارتباطی

این روش که اغلب به برنامه آموزش ساختار مشهور است در سال 1972 توسط اریک اسکاپلر تهیه شده است. این برنامه به عنوان برنامه جامع مبتنی بر جامعه ایالتی به منظور ارائه خدمات و آماده سازی کودکان دارای اختلال درخودماندگی و سایر اختلال­های وابسته به آن به منظور انجام فعالیت­های موثر در خانه، مدرسه و جامعه توصیف شده است( صمدی و مک کانکی، 1390). این روش بر اساس نشانه­های بصری به منظور تکمیل گفتار فرد استفاده می­شود و این روش بر روی محیط ساختار یافته تاکید زیادی دارد و کودکان را تشویق می­کند تا مستقل­تر در محیط عمل کنند. این روش به صورت فرد به فرد است و قبل از شروع کار، ارزیابی دقیقی از مهارت­های فرد و شیوه­ی یادگیری کودک، نیازها و علایق­اش صورت می­گیرد( تورکینگتون، 2007).

 

2-7-3- سیستم مبادله تصویر

این روش در سال 1994 توسط فراست و باندی پایه گذاری شده است و از طریق تصویر به کودکان درخودمانده که نمی­توانند صحبت کنند، کمک می­کند آغازگر ارتباط باشند و بتوانند از طریق این روش نیازهای خود را در محیط بر طرف کنند.این برنامه برگرفته از دیدگاه رفتاری است و به فرد آموزش می­دهد که با استفاده از تصویر شی یا خوراکی مورد علاقه بتوانند آن را در محیط به دست آورند و این روش دارای شش مرحله است که هر مرحله بر اساس مرحله قبل پایه­گذاری شده است( سالزر[1]، 2009).

 

2-7-4- داستان­های اجتماعی

داستان­های اجتماعی که برای اولین بار توسط کارول گری در سال 1991 پایه­گذاری شد، نوعی ابزار آموزشی برای کودکان و بزرگسالان درخودمانده و طیف درخودمانده است که اطلاعاتی را از محیط اطراف در اختیار کودکان قرار می­دهد و شرایط و  مفاهیمی که در محیط وجود دارد را برای آنها توضیح می­دهد. هر داستان اجتماعی به صورت انفرادی و بر اساس مشکلات فردی و شخصیتی هر فرد نوشته می­شود. داستان های اجتماعی بر نیازهای افراد درخودمانده تمرکز دارد. در واقع افراد درخودمانده در رفتارهای اجتماعی مشکلاتی دارند و این مشکلات باعث به­جود آمدن چالش­های برای این افراد می­شود. به همین دلیل داستان­های اجتماعی به افراد درخودمانده کمک می­کند تا این مشکلات را در محیط اطرافشان کاهش دهند و به آنها آموزش می­دهد تا چگونه با افراد دیگر ارتباط برقرار کنند.هدف از داستان­های اجتماعی در اختیار قرار دادن اطلاعات مرتبط با محیط به افراد درخودمانده است. اطلاعاتی مانند اینکه این افراد درکجا، چه موقع، درچه شرایطی وچه کسی و چه اتفاقی چه دلیلی می­افتد است. زیر بنای این رویکرد تئوری ذهن است. افراد درخودمانده درتئوری ذهن نقص جدی دارند و افکار و احساسات دیگران را درک نمی­کنند. به همین دلیل گری یک ارتباطی بین داستان­های اجتماعی و تئوری ذهن ایجاد کرده است و داستان­های اجتماعی می­تواند سبب بهبود این نقص در کودکان درخودمانده شود. داستان اجتماعی به کودک کمک می­کند تا افکار و احساسات و حالت­های چهره افراد دیگر را درک کنند و همین درک سبب می­شود که رفتاری مناسب با شرایط اجتماعی داشته باشند. آشکار است که داستان اجتماعی سبب افزایش درک و شناخت اجتماعی می­شود. داستان­های اجتماعی مبتنی بر سبک یادگیری افراد درخودمانده است، و از طریق دیداری آموزش می­دهد. روش داستان­های اجتماعی به این گونه است که افراد درخودمانده را قادر می­سازد که قضاوت اجتماعی را در خود رشد دهند و قدرت پیش­بینی پذیری و درک و فهم اجتماعی­شان را افزایش می­دهد. گری بیان می­کند که موقعیت­های قابل پیش­بینی می­تواند برای رفتارها و واکنش­های اجتماعی کودکان درخودمانده مناسب­تر باشد و داستان­های اجتماعی این امکان را فراهم می­کند تا فرد بتواند قبل از وارد شدن به آن موقعیت اجتماعی مورد نظر آن موقعیت را پیش بینی کند و خودش را برای روبرو شدن با موقعیت جدید آماده کند. برای مثال در موقعیتی که اولین بار برای فرد درخودمانده رخ می­دهد( مانند سفر کردن با قطار)، داستان­های اجتماعی موقعیت و شرایطی را که برای فرد درخودمانده گیج کنند است را معرفی می­کند. به طوری که در حالت عادی افراد درخودمانده قادر نیستند آن را درک کنند  و این کار باعث کاهش اضطراب افراد درخودمانده و افزایش درک و فهم اجتمتعی­شان می­شود. اسکاپلر بیان می­کند برای رسیدگی به مشکلات رفتاری کودکان درخودمانده باید بر مشکلات پایه­ای این افراد که باعث بروز رفتارهای نامناسب آنها می­شود تمرکز داشت. بر همین اساس داستان­های اجتماعی بیشتر بر مشکلات شناختی تمرکز دارد تا بر روی خود رفتار، یعنی بیشتر تمرکز بر روی این دارد که چه چیزی باعث وقوع چنین رفتاری می­شود(هالی و آرنولد[2]، 2005).

مطلب مرتبط :   الگوهای ارتباطی زوجین از دیدگاه روانشناختی

2-8- مداخلات تکمیلی

دسته­ای دیگر از مداخلات وجود دارند که به مداخلات تکمیلی مشهور هستند که شامل روش­های زیر هستند:

1)مداخلات غذایی

2) روش دی.آی.آر

3) برنامه­سان رایز[3]

4) درمان به شیوه یکپارچگی حسی

در زیر توضیح کامل در ارتباط با هر کدام از این روش­ها آورده شده است.

2-8-1- مداخلات غذایی

این روش بر اساس این دو دیدگاه است که حساسیت­های غذایی عاملی برای ایجاد علائم درخودماندگی است و اینکه کمبود یک ماده غذایی ویژه و یا نوعی از ویتامین­ها می­تواند عاملی برای ایجاد دسته­ای از علائم اختلالات طیف درخودماندگی باشد( صمدی و مک کانکی، 1390).

رژیم غذایی که برای این افراد تایید شده برنامه­ی غذایی عاری از گلوتین که در مواد غذایی مانند غلات وجود دارد و کازوئین نیزکه پروتئین موجود در شیر است. اغلب والدین ویتامین ب 6 با منیزیوم را برای فرزندانشان مفید گزارش دادند. البته نتایج پژوهش همگی مفید بودن این ویتامین را گزارش نکرده و دسته­ای دیگر منفی بودن این روش را گزارش کرده­اند. سکرتین نیز یک ماده دارویی است که برای کمک به مشکل دستگاه گوارش افراد درخودمانده که توسط مرکز فرآورده­های دارویی و غذایی آمریکا مورد تایید قرار گرفته و تحقیقات گزارش­هایی را در مورد بهتر شدن الگوی خواب، ارتباط چشمی­، مهارت­های زبانی و گفتاری داده­اند(تورکینگتون، 2007).

ماده­ای دیگر به نام سالیسات تشدید کننده­ی فعالیت­های کودک هستند و خوراکی­های حاوی این ماده باید از لیست غذایی ک.دک حذف شوند. این خوراکی­ها مانند( خشکبار، توت، مرکبات و داروهایی مانند آسپرین) می­باشد( صمدی و مک کانکی، 1390).

 

2-8-2- روش دی.آی.آر

به این روش رویکرد رشدی مبتنی بر ارتباط انفرادی نیز گفته می­شود. پایه و اساس این رویکرد بر اساس روش بازی درمانی است و این روش برای اولین بار توسط دکتر استانلی گریسپان و سرنا ویدر به کار برده شد است. فلسفه این روش این است که به کودک کمک می­کند تا بتواند با جهان اطراف خود ارتباط برقرار کند( یاپکو، 2003). این روش که به روش فلور تایم نیز معروف است. روش فلور تایم به جلسه­ی غیر رسمی افراد بر روی موکت اشاره دارد که در این جلسه کودک و بزرگسال از طریق فعالیت­های بازی متناسب با سطح رشد کودک به طور طبیعی باهم ارتباط برقرار می­کنند. این رویکرد به طور عمده توسط والدین در خانه اجرا می­شود، اما می­تواند توسط معلمان و متخصصان در مراکز پیش­دبستانی نیز مورد استفاده قرار گیرد(وستوود[4]، 2009؛ ترجمه همتی علمدارلو و شجاعی، 1391).

مطلب مرتبط :   ارزیابی عملکرد چه فایده ای دارد؟

 

2-8-3- برنامه­سان رایز

این روش نوعی برنامه مبتنی بر خانه است که برای کودکان با اختلال­های طیف درخودماندگی و سایر ناتوانایی­های رشدی توسط باری نیل کافمن[5] و سماهاریا کافمن[6] تهیه شده است. در واقع  نوعی برنامه بازی درمانی مبتنی بر ارتباط است که توسط والدین اجرا می­شود( وستوود، 2009؛ ترجمه همتی علمدارلو و شجاعی، 1391)

روش سان رایز شامل پنج مرحله است و هر مرحله خود به چندین زیر بخش تقسیم می­شود. بخش­های موجود در سه مرحله اولیه عبارتند از ارتباط چشمی، ارتباط کلامی، توجه دوجانبه، انعطاف و مدارا و آمادگی برای آموزش. مرحله چهارم و پنجم علاوه بر پنج بخش ذکر شده پیشین هر یک دارای یک بخش اضافی هستند. بخش اضافی مرحله چهارم امل آمادگی برای رفتن به مدرسه است و بخش اضافی مرحله پنجم شامل آغاز مدرسه می­شود( صمدی و مک کانکی، 1390).

 

2-8-4- روش یکپاچگی حسی

این روش در دهه­ی 1960 میلادی توسط جین آیرس[7] ارائه شد. این روش می­توان با افراد دارای اختلال ذهنی و جسمی نیز مورد استفاده قرار داد و روشی خاص برای افراد درخودمانده نیست(صمدی و مک کانکی، 1390).

هدف این روش کمک به کودک درخودمانده به منظور پردازش کارآمدتر درونداد حسی و جلوگیری از واکنش­های افراطی به صداهای بلند یا نورهای روشن و توانمندسازی آنها برای تعامل بهتر با محیطاست. این روش برنامه فعالیت­های حسی و فعالیت­های حرکتی درشت و ظریف است. این برنامه معمولا توسط کاردرمانگر و هفته­ای سه یا چهار بار ارائه می­شود( وستوود، 2009؛ ترجمه همتی علمدارلو و شجاعی، 1391).

 

[1] Sulzer

[2]Holly and Arnold

[3] Son-Rise programme

[4]Westwood

[5] Barry neil kaufman

[6] Samaharia kaufman

[7] Jean ayres

دسته بندی : مقالات