بررسی نیمرخ روانی والدین با و بدون کودک عقب مانده ذهنی بر اساس پرسشنامه چند محوری میلون در تبریز در سال ۱۳۹۴-۱۳۹۳- قسمت ۳

هر چند که گزارش های قبلی بر وجود مشکلات روانی در والدین کودکان تاکید کرده اند اما مشکلات شخصیتی والدین کودکان عقب مانده ذهنی بررسی جامعی انجام نشده است. اما با توجه به نتایج مطالعات قبلی بنظر می رسد که وجود استرس مداوم ناشی از ابتلا فرزند به عقب ماندگی ذهنی، احتمال بروز علایم و حتی اختلالات شخصیتی در والدین کودکان عقب مانده ذهنی را افزایش می دهد. چنانچه مجومدار[۱۱]، سیلواپریرا[۱۲] و فرناندز[۱۳] (۲۰۰۵) کوهسالی و همکاران (۱۳۸۷) گزارش کرده اند که والدین کودکان عقب مانده ذهنی نسبت به والدین کودکان کنترل بهنجار از اضطراب و استرس بیشتری برخوردار هستند. همچنین مطالعه بن تابت[۱۴] و همکاران (۲۰۱۳) حاکی از آن است که مشکلات خلقی و اضطرابی در والدین کودکان دارای مشکلات ناتوانی بیشتر است و از کیفیت زندگی پایین تری برخوردارند. تحقیق بحرینیان و همکاران (۱۳۹۱) حاکی از آن است که مادران کودکان عادی افردی خویشتن دارتر در حالی که مادران دانش آموزان عقب مانده ذهنی افرادی مهربان، محتاط، کمرو، منزوی، مضطرب، هیجانی تر، دلمشغول، تنیده و دارای تنش عصبی بیشتری هستند. همچنین گزارش شده است که مادران دارای دختر عقب مانده ذهنی نسبت به مادران دختران عادی سازگاری اجتماعی کمتری (کوهسالی و همکاران (۱۳۸۶، ۱۳۸۷) و نشخوار ذهنی بیشتر برخوردار هستند (آقابابایی، استکی آزاد و عابدی، ۱۳۹۲).
 تصویر درباره جامعه شناسی و علوم اجتماعی
با توجه به شیوع بالای عقب ماندگی ذهنی در کودکان و اهمیت ایجاد بستر خانوادگی و همچنین آموزشی مناسب برای کودکان عقب مانده ذهنی، در کنار ایجاد زندگی توام با آرامش برای والدین و خانواده ها اهمیت دارد که حصول چنین هدفی به شناخت دقیق نیمرخ شخصیتی والدین نیازمند است. در حالی که مطالعات اندکی درباره شدع علایم و اختلالات شخصیتی والدین کودکان عقب مانده ذهنی وجود دارد. بر این اساس، تحقیق حاضر با هدف مقایسه نیمرخ روانی والدین با و بدون کودک عقب مانده ی ذهنی براساس پرسشنامه چند محوری میلون صورت گرفته است.

۳-۱ اهمیت و ضرورت پژوهش
یکی از مهمترین لوازم سلامت روانی، وجود محیط خانوادگی سالم است. این محیط زندگی را باید طوری تنظیم کرد که هرچند بهبود وضع افراد موثر نباشد لااقل موجب تخریب آنها نگردد. در جامعه اعتقاد بر این است که حمایت از نظام اجتماعی خانواده، حمایت از همه اعضای آن است. بر این اساس، خانواده کودک عقب مانده ذهنی به لحاظ داشتن کودکی متفاوت از سایر کودکان مشکلات فراوانی در زمینه نگهداری، آموزش، تربیت، آنها روبه رو است و این مسایل همگی بر والدین فشار وارد می کند که سبب برهم خوردن آرامش و یکپارچگی خانواده می شود و در نتیجه انطباق و سازگاری آنان را تحت تاثیر قرار می دهد (اصانلو، ۱۳۹۰). بر این اساس بررسی مشکلات شخصیتی والدین دارای عقب ماندگی ذهنی به شناخت بیشتر این خانواده ها و برنامه ریزی برای کمک به آنها مفید می باشد.
نتیجه تصویری درباره سلامت روانی
با اینکه گزارش های قبلی حاکی از آن است که والدین کودکان عقب مانده ذهنی در مقایسه با والدین کنترل بهنجار از مشکلات روانی بیشتری رنج می برند (چاندورکار[۱۵] و چاکرابورتی[۱۶]، ۲۰۰۰). اما در رابطه با وضعیت علایم اختلالات شخصیت والدین پزوهش خیلی اذندکی صورت گرفته است و بیشتر پژوهش ها شخصیت سالم در والدین را بررسی کرده اند و نیمرخ شخصیتی مختل (اختلالات شخصیتی) بررسی نشده است. چنان که بحرینیان، حاجی علیزاده، ابراهیمی، هاشمی گرجی (۱۳۹۱) گزارش کره اند که مادران کودکان عقب مانده ذهنی در عوامل شخصیتی کتل، ادوار خویی، برونگرایی، ادوار خویی متهورانه، کولی گری- رغبت های عملی، بی اعتمادی اضطراب آمیز، تنش عصبی در مقایسه با مادران کودکان عادی در سطح بالاتری قرار داشته اند. همچنین مادران کودکان عقب مانده ذهنی در عوامل شخصیتی هوش عمومی، پایداری هیجانی با نیروی منف خلق استوار، و مهار کردن اراده و پایداری خلق و خو نسبت به مادران کنترل بهنجار از نمرات کمتری برخوردار بودند. به عبارت دیگر مادران کودکان عادی اصولی، باهوش تر و خویشتن دارتر در حالی که مادران دانش آموزالن عقب مانده ذهنی افرادی مهربان، محتاط، کمرو، منزوی، مضطرب، هیجانی تر، دلمشغول، تنیده و دارای تنش عصبی بیشتری هستند.
از آنجائی که خانواده های کودکان عقب ماندگی ذهنی بخش زیادی از افراد اجتماعی را شامل می شوند اما مطالعه خیلی اندکی برای شناخت این گروه اجتماعی و افرادی که بواسطه عقب ماندگی ذهنی کودکان دچار مشکل هستند انجام شده است. لذا توسعه شناخت در این باره، نیازمند انجام پژوهش های جدید در این باره می باشد.
وجود کودک معلول و عقب مانده ذهنی در روابط خانوادگی تغییر های ایجاد می کند. اگر معلولیت شدید باشد یا کودک دارای معلولیت چندگانه باشد، این تغییرات شدیدتر خواهند بود. معمولاً اولین واکنش والدین در مقابل ناتوانی کودک، ضربه ی روانی است که می تواند حالت هایی همچون یاس و ناامیدی، غمگینی ،افسردگی ،احساس تنهایی، ترس، خشم، ناکامی و جا خوردن احساس نابودی، گیجی، تردید در همه چیز و احساس افتادن در تله ای که راه فراری از آن نیست، در پی داشته باشد (هالاهان و کافمن، ۱۹۹۳، ترجمه جوادیان ۱۳۸۳). به تدریج که کودک بزرگتر می شود والدین دل مشغول استقلال کودک کم توان ذهنی می شوند که ممکن است برای مدت طولانی ادامه پیدا کند و متاسفانه نمی توان به راحتی بر آن غلبه کرد (درکه ایلامی، ۱۳۸۶). لذا شناخت دقیق از مشکلات والدین و نیمرخ روانی آنها به صورت بررسی اختلالات شخصیت به توسعه علمی و در نهایت کمک به آنها مفید خواهد بود.
نتیجه تصویری برای موضوع افسردگی
در جریان تربیت کودک، والدین معمولاً حسن تفاهم دارند و کودک خود را می پذیرند در حالی که موضوع در خانواده کودک کم توان ذهنی و معلول پیچیده و مشکل تر است عقب ماندگی و کم توانی ذهنی کودک و کندی رشدی و نیاز به امکانات ویژه برای مراقبت از او دارد و شاید آرامش خانوادگی را به هم بزند. علاوه بر این رابطه ی کودک کم توان ذهنی و والدین ممکن است بر اثر جدایی کودک از افراد هم سن و سال و مراقبت دراز مدت والدین از وی خدشه دارگردد (میلانی فر، ۱۳۹۱). رابطه ای میان کودک کم توان ذهنی و خانواده نه تنها پیچیده تر از رابطه ای میان کودک عادی و خانواده است بلکه به مراتب سخت تر نیز می باشد (هالاهان و کافمن، ۱۹۹۳، ترجمه جوادیان ۱۳۸۳).
واکنش های والدین در برابر معلولیت فرزند و داشتن کودک کم توان ذهنی بطور معمول عبارت است از: از دست دادن عزت نفس، داشتن احساسات متضاد و دوگانه، افسردگی، احساس حقارت و بهداشت روان پایین سردرگمی و شوکه شدن والدین دارای فرزند ان معلول احساس گناه و فروپاشی خانواده به ویژه مادر و تجربه استرس بیشتر در والدین کم توان ذهنی نسبت به والدین عادی در تحقیقات مختلف و متعدد گزارش شده اند. والدین نه تنها نسبت به فرزند عقب مانده ذهنی خود واکنش عاطفی نشان می دهند. فشار گروه ها خواه واقعی باشد خواه غیرواقعی، اغلب والدین را به کناره گیری از تماس های عادی اجتماعی شان وادار می سازد. خانواده بی اختیار گوشه گیر می شود و به دلیل افزایش این طرد اجتماعی و گوشه گیری، والدین تمایل به تمرکز دائمی و بیش از حد بر فعالیت های کودک پیدا می کنند. این افزایش توجه و تمرکز به ناتوانی های کودک، موجب بروز اختلالات شخصیتی و روانی در والدین می گردد (اشکان، ۱۳۹۳).
در این تحقیق نیمرخ روانی والدین کودکان عقب مانده ذهنی با در نظر گرفتن وجود الگوهای شخصیتی معیوب، پرسشنامه میلون سه در نظر گرفته شد. نیم رخ های شخصیتی که توسط مقیاس آزمون میلون سه بیان می شود شامل اختلال شخصیت اسکیزوئید، دوری گزین، افسرده، وابسته، نمایشی، خود شیفته، ضد اجتماعی، دیگر آزار، وسواسی، منفی گرا، تهاجمی، خود آزار، اسکیزوتایپال، مرزی، پارانویید و اختلال های بالینی شبه جسمی، مانیک، افسرده خویی، وابستگی به الکل و مواد مخدر، اختلال استرس پس از ضربه، اختلال هذیانی و افسردگی اساسی می باشد (شریفی، ۱۳۸۶). از آنجایی که آزمون میلون سه ابعاد گسترده ای از مشکلات روانی و شخصیتی را ارزیابی می کند می تواند نگاه جامع تری نسبت به وضعیت روانی افراد ارائه نماید.
بنابراین در جمع بندی کلی از اهمیت و ضرورت، این تحقیق از دو جنبه حائز اهمیت است. از بعد نظری این تحقیق می تواند پیرو پژوهش های قبلی باشد که در صدد شناخت بیشتر نیمرخ روانی والدین کودکان عقب مانده ذهنی است (کوهسالی، کریملو و میرزمانی، ۱۳۸۷؛ نامجویان شیرازی و کشاورز، ۱۳۹۲؛ بحرینیان، حاجی علیزاده، ابراهیمی و هاشمی گرجی، ۱۳۹۱). از طرفی، از یافته های این تحقیق می توان در مراکز بالینی برای کمک به خانواده ها و والدین دارای کودک عقب مانده ذهنی استفاده کرد.

۱-۴- اهداف تحقیق
۱-۴-۱- هدف کلی: مقایسه نیم رخ روانی والدین با و بدون کودک عقب مانده ی ذهنی براساس پرسشنامه چند محوری میلون
۱-۴-۲- اهداف اختصاصی
۱ . مقایسه نیم رخ شخصیتی والدین دارای کودک عقب مانده دختر با والدین دارای کودک عقب مانده ذهنی پسر
۲ . مقایسه نیم رخ شخصیتی مادران کودکان عقب مانده ذهنی با پدران کودکان عقب مانده ذهنی
۱-۵- سوال های تحقیق

 

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت 40y.ir مراجعه نمایید.

 

 

    1. آیا بین نیم رخ شخصیتی والدین با و بدون کودک عقب مانده ذهنی تفاوت وجود دارد؟

 

    1. آیا نیم رخ شخصیتی والدین دارای کودک عقب مانده ذهنی دختر با والدین دارای کودک عقب مانده ذهنی پسر تفاوت دارد؟

 

  1. آیا نیم رخ شخصیتی مادران کودکان عقب مانده ذهنی با پدران تفاوت دارد؟

 

۱-۶- متغیرهای تحقیق
متغیر مستقل: والدین کودکان با و بدون عقب مانده ذهنی
متغیر وابسته: نیمرخ شخصیتی (شدت علایم اختلالات شخصیت) والدین کودکان عقب مانده ذهنی

۱-۷- تعاریف متغیرهای تحقیق
۱-۷-۱- تعاریف مفهومی
عقب ماندگی ذهنی: عقب ماندگی ذهنی اختلالی که از کودکی نمایان می شود، با عملکرد عقلانی زیر متوسط مشخص می شود. با محدودیت های در عملکرد انطباقی حداقل در دو مورد. ملاک های DSM-IV-TR برای عقب ماندگی ذهنی
الف) عملکرد هوشی بسیار کم تر از متوسط: بهره هوشی تقریبا ۷۰ یا کمتر در یک آزمون هوش انفرادی
ب) تقایص یا تخریب های همزمان در عملکرد انطباقی موجود (یعنی کارایی فرد در برآوردن معیارهای مورد انتظار در سن یا گروه فرهنگی او حداقل در دو زمینه ارتباط، مراقبت از خود، زندگی روزمره، مهارتهای اجتماعی بین فردی ،استفاده از منابع جامعه، خود گردانی، مهارتهای تحمیلی علمی، کار، فراغت، بهداشت و ایمنی
پ) شروع قبل از ۱۸ سالگی (انجمن روانپزشکان امریکا، ۱۳۹۱).
اختلالات شخصیت: الگویی پایدار از رفتار و تجربه درونی است که با انتظارات فرهنگی، به میزان قابل توجهی مغایرت دارد، فراگیر و نافذ است، و در دوران نوجوانی یا اوایل بزرگسالی آغاز می شود، در طی زمان پایدار است و به پریشانی یا اختلال منجر می شود (انجمن روانپزشکان امریکا، ۱۳۹۱). بر اساس طبقه بندی راهنمای آماری و تشخیصی اختلالات روانیف اختلالات شخصیت شامل ده اختلال می باشد.
اختلال شخصیت پارانویایی: خصوصیت اصلی این اختلال میل نافذ و بی مورد به تعبیر اعمال دیگران به عنوان عمل تحقیرآمیز و تهدید کننده عمدی است. این میل در اوایل جوانی شروع شده و خود را در زمینه های مختلف نشان می دهد. تقریباً همه آنها نگران نوعی آسیب دیدن و سوء استفاده از جانب دیگران هستند. مبتلایان به این اختلال به کرات وفاداری و قابل اعتماد بودن دوستان و بستگان خود را مورد پرسش قرار می دهند. چنین افرادی غالباً حسادت بیمارگونه دارند و بدون دلیل در وفاداری همسو و شریک جنسی خود تردید می کنند (انجمن روانپزشکان امریکا، ۱۳۹۱).
اختلال شخصیت اسکیزوئید: شخصیت اسکیزوئید با کناره گیری، عدم دخالت در امور روزمره و اهمیت ندادن به دیگران مشخص است. چنین کسی آرام، مردم گریز، درونگرا، و غیر اجتماعی است. ممکن است زندگی خود را با جزئی ترین وابستگی عاطفی با دیگران سپری کند (انجمن روانپزشکان امریکا، ۱۳۹۱).
اختلال شخصیت اسکیزوتایپال: اختلال شخصیتی که با علایم تفکر سحرآمیز، عقاید انتساب، تفکر سحر آمیز، عقاید انتساب، اشتباه حسی و مسخ واقعیت قسمتی از دنیای روزمره این افراد است. از نظر مردم این افراد افرادی عجیب و غیرعادی هستند (انجمن روانپزشکان امریکا، ۱۳۹۱).
اختلال شخصیت ضداجتماعی: ویژگی این اختلال الگوی نافذ بی اعتنایی و زیر پا نهادن حقوق دیگران است که از ۱۵ سالگی شروع می شود و حداقل سه ویژگی از خصوصیات زیر را دارد. ۱- ناتوانی برای سازگاری با موازین اجتماعی در ارتباط با رفتار قانونی ۲- فریبکاری، دروغگویی، استفاده از نام های غیرواقعی ۳- داشتن رفتار تکانشی و تحریک پذیری ۴- عدم احساس مسئولیت و پشیمانی ۵- بی اعتنایی به ایمنی خود و دیگران (انجمن روانپزشکان امریکا، ۱۳۹۱).
اختلال شخصیت مرزی: ویژگی افرد مبتلا داشتن حداقل ۵ مورد از ویژگی های زیر را می باشد. ۱- اقدام های دیوانه وار برای اجتناب از ترک شدن خیالی یا واقعی ۲- الگوی بی ثبات از نوسان خلق ۳- داشتن رفتار تکانشی در ول خرجی، سکس، سوء مصرف مواد، رفتارهای انتحاری ۴- احساس مزمن پوچی ۵- خشم شدید و نامناسب با ناتوانی در کنترل آن ۶- تفکر پارانوئید موقت وابسته به استرس، یا علایم تجزیه ای (انجمن روانپزشکان امریکا، ۱۳۹۱).
اختلال شخصیت نمایشی: الگوی نافذ هیجانزدگی و توجه طلبی، که در اوایل بزرگسالی شروع شده و در زمینه های گوناگون وجود دارد و حداقل ۵ مورد از ویژگی های زیر را دارا می باشد. ۱- در موقعیت هایی که کانون توجه نیست احساس ناراحتی می کند. ۲- تعامل او با دیگران معمولاً با رفتار اغواگرانه و برانگیزاننده جنسی مشخص است. ۳- هیجانات را بطور سطحی و با تغییرات سریع ابراز می کند. ۴- مستمراً از ظاهر فیزیکی خود برای جلب توجه استفاده می کند. ۵- سبک گفتار او برداشتگرایانه و فاقد جزئیات است. ۶- بیان هیجانات مبالغه آمیز، نمایشی و توام با خودنمایی است. ۷- تلقین پذیر است. ۸- روابط را صمیمانه تر از آنچه که است تلقی می کند (انجمن روانپزشکان امریکا، ۱۳۹۱).
تعریف نظری اختلال شخصیت خودشیفتگی: الگوی نافذ فقدان هم حسی که در اوایل بزرگسالی شروع شده و در زمینه های گوناگون خصوصیات زیر را دارا می باشد. ۱- احساس خودبزرگ بینانه ۲- اشتغال ذهنی با تخیل موفقیت و قدرت استعداد ۳- نیازمند تمجید افراطی ۴- استعمارگر در روابط بین فردی ۵- حسادت به دیگران ۶- نگرش و رفتارهای خودخواهانه و پرنخوت (انجمن روانپزشکان امریکا، ۱۳۹۱).
اختلال شخصیت اجتنابی: الگوی نافذ مهارشدگی، احساس بی کفایتی و حساسیت مفرط که در اوایل بزرگسالی شروع می شود حداقل ۴ ویژگی از خصوصیات زیر را دارا می باشد. ۱- اجتناب از فعالیت های شغلی که مستلزم تماس با دیگران است. ۲- بدون اعتماد به اینکه مورد محبت قرار گیرد میل به معاشرت ندارد. ۳- به جهت ترس از شرمساری و مورد تمسخر شدن در روابط صمیمانه محدودیت نشان می دهد. ۴- اشتغال ذهنی با طرد شدن از جانب دیگران دارد. ۵- به جهت احساس بی کفایتی از موقعیت های بین فردی تازه حالتی مهار شده دارد. ۶- خود را از نظر اجتماعی نالایق می داند. ۷- در اقدام به ریسک شخصی در فعالیت های تازه بدلیل احساس شرمندگی بسیار مردد است (انجمن روانپزشکان امریکا، ۱۳۹۱).
تعریف نظری اختلال شخصیت وابسته: نیاز عمیق به مورد مراقبت شدن و ترس از جدائی که در اوایل بزرگسالی شروع می شود حداقل ۵ ویژگی از خصوصیات زیر را دارا می باشد. ۱- بدون راهنمایی قادر به تصمیم گیری نیست. ۲- احتیاج دارد که دیگران مسئولیت همه زمینه های مهم زندگی اورا بر عهده بگیرند. ۳- در ابراز مخالفت با دیگران دچار اشکال است. ۴- به تنهایی قادر به شروع برنامه ها و انجام کار نمی باشد. ۵- در جلب محبت و حمایت دیگران افراط می کند. ۶- موقع تنهایی احساس ناراحتی و درماندگی می کند. ۷- وقتی رابطه اش با دیگری به هم می خورد فوراً به حامی دیگری بعنوان منبع مراقبت روی می آورد. ۸- اشتغال ذهنی با ترس از رها شدن دارد (انجمن روانپزشکان امریکا، ۱۳۹۱).
تعریف نظری اختلال شخصیت وسواسی: الگوی نافذ اشتغال ذهنی با نظم و ترتیب، کمال طلبی که در اوائل بزرگسالی شروع می شود و حداقل ۴ ویژگی از خصوصیات زیر را دارد. ۱- اشتغال ذهنی با جزئیات اصول و ترتیب که نکته اساسی فعالیت گم می شود. ۲- کمال طلبی ۳- علاقمندی مفرط به کار و کارائی ۴- در امور اخلاقی جدی و وظیفه شناس است. ۵- از بدور انداختن اشیاء بی ارزش و فرسوده ناتوان است. ۶- تردید در واگذاری امور به دیگران. ۷- خست در خرج پول برای خود یا دیگران. ۸- ابراز سرسختی و عدم انعطاف پذیری (انجمن روانپزشکان امریکا، ۱۳۹۱).
۱-۷-۲- تعاریف عملیاتی
عقب ماندگی ذهنی: به دانش آموزانی مدارس کودکان استثنایی گفته می شود که ضریب هوشی آنها در محدوده ۵۰ الی ۷۰ قرار دارد و در پرونده آنها بر اساس ارزیابی های متعدد روانشناسان موجود می باشد.
اختلالات شخصیت: در این تحقیق منظور از اختلالات شخصیت، نمره ای است که هر کدام از والدین در زیرمقیاس های مربوط به اختلالات شخصیت از پرسشنامه چند محوری بالینی میلون سه[۱۷] (MCMI-III) دریافت می کنند.
کودکان عقب مانده ذهنی: در این تحقیق افرادی که بر اساس آزمون های استاندارد هوش اختلال عقب ماندگی ذهنی آموزش پذیر را گرفته و زیر نظر آموزش و پرورش تحت درمان می باشد.

فصل دوم
ادبیات پژوهش
۲-۱- مقدمه
در این فصل از پایان نامه ابتدا متغیرهای تحقیق شامل عقب ماندگی ذهنی و تاثیر عقب ماندگی کودک بر والدین و سپس اختلالات شخصیت به تفصیل آورده شده است.
۲-۲- عقب ماندگی ذهنی
عقب ماندگی ذهنی اختلالی که از کودکی نمایان می شود. با عملکرد عقلانی زیر متوسط (هوشبهر ۷۰ یا کمتر) مشخص می شود. تقریبا ۱ درصد جمعیت به عقب ماندگی ذهنی مبتلا هستند و در مردان شایع تر است. عقب ماندگی ذهنی اصطلاح کلی است که درجات گوناگون عملکرد عقلانی و رفتار انطباقی را در بر می گیرد، که در سیستم طبقه بندی انجمن نارسایی ذهنی آمریکا انعکاس یافته و در سیستم نام گذاری روان پزشکی وارد شده است (سادوک و سادوک، ۲۰۰۷، ترجمه رضایی، ۱۳۹۲).
۲-۲-۱- ملاک های تشخیصی DSM-IV-TR برای کم توانی ذهنی
الف) عملکرد هوشی بسیار کم تر از متوسط: بهره هوشی تقریبا ۷۰ یا کمتر در یک آزمون هوش انفرادی
نمرات آزمون هوش: اولین مولفه در ملاک های DSM-IV-TR مستلزم برآورد کردن هوش است حدود دو سوم جمعیت، نمرات هوشبهر بین ۸۵ و ۱۱۵ کسب می کنند. اشخاص دارای نمره پایین تر از ۷۰ تا ۷۵، دو انحراف معیار پایین تر از میانگین جمعیت ،واجد ملاک عملکرد عقلی عمومی بطور معنا دار زیر متوسط هستند. تقریبا ۳ درصد جمعیت در این مولقه قرار می گیرند.
ب) تقایص یا تخریب های همزمان در عملکرد انطباقی موجود (یعنی کارایی فرد در برآوردن معیارهای مورد انتظار در سن یا گروه فرهنگی او) حداقل در دو زمینه زیر: ارتباط، مراقبت از خود، زندگی روزمره، مهارت های اجتماعی بین فردی، استفاده از منابع جامعه، خود گردانی، مهارتهای تحمیلی علمی، کار، فراغت، بهداشت و ایمنی
پ) شروع قبل از ۱۸ سالگی (سادوک و سادوک، ۲۰۰۷، ترجمه رضاعی، ۱۳۹۲).
۲-۲-۳- ویژگی های عقب ماندگی ذهنی
افراد مبتلا به عقب ماندگی ذهنی، علاوه بر نارسایی هایی عقلانی، در قابلیت های گوناگونی که به سازگار شدن با زندگی روزمره مربوط می شوند، اختلال قابل ملاحظه ای دارند. برای مثال، آنها فاقد مهارت های اجتماعی یا قضاوت هستند، در برقراری ارتباط مشکل دارند، یا نمی توانند از خودشان مراقبت کنند بسیاری از افراد عقب مانده ذهنی برای مراقبت شغلی و سلامتی به دیگران وابسته هستند. عقب ماندگی ذهنی یک وضعیت و حالت ذهنی خاص است که در اثر شرایط مختلف قبل از تولد و هنگام تولد و یا پس از تولد کودک پدید آید، عقب ماندگان ذهنی افرادی هستند که به علت وقفه یا کمبود رشد ذهنی در شرایط عادی قادر به استفاده مطلوب از برنامه های معمولی آموزش و پرورش، سازگاری اجتماعی و تطبیق با محیط نمی باشند. تعریفی که از نظر اکثریت قریب به اتفاق مجامع علمی و صاحب نظران روانشناسی مورد قبول می باشد تعریفی است که از سوی انجمن آمریکایی عقب ماندگی ذهنی[۱۸] ارائه شده: «عقب ماندگی ذهنی سطحی از عملکرد هوش عمومی است که میزان آن بطور معنادار (دو انحراف معنادار) پایین تر از میانگین بوده و همزمان با نقایصی در رفتار سازشی (سازش یافتگی های فردی و اجتماعی) همراه بوده و در دوران رشد (تشکیل نطفه تا ۱۸ سالگی) ظاهر می گردد» (گنجی، ۱۳۹۲).
۲-۲-۴- عقب مانده ذهنی آموزش پذیر[۱۹]
عقب ماندگان ذهنی آموزش پذیر افرادی هستند که بهره هوشی آنان ۷۰-۵۰ می باشد و قادر به فراگیری حداقلی از اطلاعات عمومی و درس های رسمی کلاس از قبیل خواندن و نوشتن و حساب کردن و مهارت های مناسب شغلی بوده و می توانند در اداره زندگی خود از تحصیل خویش بهره مند شوند. این افراد از لحاظ دانستن لغات ضعیف اند، مفاهیم را خود درک نمی کنند، آموزش کلامی عادی ندارند و از لحاظ عاطفی واکنش های لازم را بدست نمی آورند. کودک عقب مانده ذهنی آموزش پذیر به دلیل اینکه رشد وتحول او کمتر از متوسط است،در استفاده از برنامه های مدارس ابتدایی عادی ناتوان است. لیکن او می تواند ظرفیت یادگیری خود را در سه زمینه تکامل بخشد.

 

 

  • آموزش پذیری در موضوعات تحصیلی آموزشگاه در یک سطح حداقل

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *