بررسی و ساماندهی اسکان غیر رسمی نمونه موردی محله قلعه کامکار در شهر قم- قسمت ۱۶

با توجه به جو اجتماعی منطقه، آمارگیری در این محلات بسیار مشکل و گاهاً ممکن است با حادثه و برخورد فیزیکی منجرشود و حمایت نیروی انتظامی و شورای محله از اهمیت بسیاری برخوردار است.
 تصویر درباره جامعه شناسی و علوم اجتماعی

 

 

  1. محدوده موضوع پژوهش:

 

موضوع پژوهش از محدوده بسیار بزرگی برخوردار است که شامل اطلاعات اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی، کالبدی، حقوقی می‌باشد.
عکس مرتبط با اقتصاد

 

 

  1. عدم پاسخگویی صحیح به سئوالات آمارگیر:

 

معمولاً کسانی که مورد پرسش قرار می‌گیرند از سطح سواد بالایی برخوردار نبوده و معمولاً بیسواد یا کم سواد هستند از طرفی نوعی بدبینی و شک و تردید در انجام پژوهش و سئوالاتی از این قبیل دارند لذا پاسخ به سئوالات را بدرستی انجام نمی‌دهند و نیاز به صبر و حوصله و دقت خاصی در آمارگیری دارد.

 

 

  1. مسائل مالی و هزینه‌های پژوهش:

 

برای یک پژوهش خصوصاً اگر پایان‌نامه باشد و نیاز به آمارگیری و جمع‌ آوری اطلاعات داشته باشد حمایت مالی لازم نمی‌شود.
فصل دوم: اسکان غیر رسمی در جهان وایران
۲-۱-اسکان غیررسمی در جهان
بنا به اعلام مرکز اسکان بشر ملل متحد(Habitat) در سال ۱۹۹۶ یک پنجم جمعیت جهان فاقد خانه ای در شان زندگی انسان بودند که دامنه گسترده‌ای از بی‌سرپناه‌ها و خیابان خواب‌ها تا آلونک نشینان را در بر می‌گرفت. نگران کننده‌تر اینکه این نسبت و تعداد برای کشورهای “جنوب”[۲۴] در حال افزایش بوده به طوریکه در منطقه با رونق اقتصادی آسیا- اقیانوسیه حدود ۶۰ درصد جمعیت شهری در سال ۲۰۰۰ طبق برآورد اسکاپ (ESCAP) بدین‌گونه مسکن گزیده اند.[۲۵] و در آخرین گزارش مرکز اسکان بشر ملل متحد برآورده شده است که بین یک سوم تا یک چهارم جمعیت شهری جهان در فقر مطلق به سر می‌برند و امروزه در آسیا تعداد فقرای شهری بیش از نیمه دهه ۹۰ میلادی است. [۲۶] در همین ارتباط کمیسیون جهانی آینده شهرها در قرن بیست ویکم میلادی نیز هشدار داده است که به موازات رشد آبرشهرها(Mega Cities) فقر شهری در کشورهای “جنوب” افزایش یافته و بخش عمده‌ای از رشد شهرنشینی بر پایه اقتصاد غیررسمی و همراه با گسترش سکونتگاه‌های غیررسمی صورت خواهد گرفت و این گرایش را “غیررسمی شدن شهرنشینی” (In formalized Urbanization) نامیده است.[۲۷] از این رو اسکان غیررسمی، مساله‌ای گذرا و با ابعاد محدودنبوده و توافقی بر بقاء، باز تولید و بسط آن وجود دارد که حاکی از عدم کفایت راه حل‌ها و سیاست‌های شهری متداول است و رهیافت‌ها و اقدامات نوینی را می‌طلبد.[۲۸]
این پدیده مختص منطقه یا ناحیه شهر خاصی نبوده و بسیاری از شهرهای کشورهای در حال توسعه و توسعه نیافته و حتی معدودی از شهرهای کشورهای توسعه‌ای دست به گریبان آن هستند این پدیده در اشکال و به دلیل مختلف در شهرها خصوصاً شهرهای بزرگ رخ می کند گاهی به دلیل بیکاری و فشار ناشی از آن بر زندگی به جهت دستیابی به کار حتی شغلی غیررسمی به سمت شهرها رو آورده و اولین مشکل نداشتن سرپناهی برای خود خانواده است، گاهی به دنبال و توصیه اقوام، خویشان، نزدیکان و طایفه خود به حاشیه شهری رو آورده و در آنجا با حمایت یکدیگر سرپناهی برای خود ایجاد می‌کنند و دلایل دیگر که در مباحث بعدی به آن پرداخته خواهد شد.
برای میلیون‌ها فقیر ساکن در کشورهای در حال توسعه، مناطق شهری همواره وسیله‌ای برای بهبود کیفیت زندگی و محیط می‌باشد. این موضوع همراه با بدتر شدن شرایط زندگی در مناطق روستایی، جریان قابل ملاحظه‌ای از مهاجرت از روستا به شهر را به ویژه در سه دهه گذشته به وجود آورده است. مسائل و مشکلاتی که مهاجران شهری با آن روبه‌رو هستند، در زمان‌ها و شرایط مختلف متفاوت است. ولی اولین و پیچیده‌ترین مشکلی که از بدو ورود به شهر و تا مدت زمان طولانی با آن مواجه هستند، دسترسی به مسکن مناسب می‌باشد. تا قبل از دهه ۱۹۶۰ سرمایه‌گذاری‌های دولتی در بخش مسکن از اهمیت زیادی برخوردار نبوده و غیر اقتصادی تلقی می‌شد. اغلب سرمایه‌گذاری‌های دولتی در دیگر بخش‌های اقتصادی و اجتماعی متمرکز گردیده و انتظار می‌رفت مساله مسکن اقشار فقیر شهری به خودی خود و با بهبود وضعیت همه و از طریق بازار حل گردد. از دهه ۱۹۶۰، رشد بی‌سابقه شهرنشینی و افزایش فقر و تشدید مساله مسکن در اغلب شهرهای کشورهای جهان سوم، توجه به ویژه سازمان‌های دولتی و غیردولتی را به این مساله و مشکل شهری معطوف نمود. فقر کاملاً بر توسعه بین‌المللی قرن بیست و یکم تاثیر گذاشته و بیشتر مناطق شهرنشین جهان را متاثر کرده و با بی‌تفاوتی سازمان‌های مختلف دولتی پیچیده‌تر خواهد شد. آنها عقیده دارند که هجوم گروه‌های مهاجر روستایی و سکونت غیرمجاز در اراضی شهری یک زبان اجتماعی است و بایستی آنها را از بین برد و ریشه کن کرد. چنین اشتباهی و عکس العمل شدیدی در مورد این سکونتگاه‌های شهری به سئوال اصلی یعنی مسکن مناسب برای همه پاسخی نداده است.
تعاریف، ویژگی‌ها، اصطلاحات، کیفیت و نمونه‌های سکونتگاه‌های محروم شهری بسیار گوناگون می‌باشد. اما تلاشی لازم است تا شاخص‌های کلیدی که در چنین مناطقی مشترک هستند شناسایی شده و آنها را از یکدیگر متمایز گرداند.[۲۹]
از عوامل تعیین کننده ساختاری در رشد شهرنشینی که رشد سریع آن در کشورهای جهان سوم ناهنجاری‌های را به وجود می‌آورد در کتاب حاشیه‌نشینی و راهکارهای ساماندهی آن در جهان با ترجمه و تدوین خانم مریم‌هادی‌زاده بدین گونه بیان شده است.
“از دهه ۱۹۶۰ شهرهای جهان با رشد بی‌سابقه‌ای روبه رو شدند. این مساله در آمار زیر کاملاً مشهود است در سال ۱۸۰۰ میلادی تنها ۵۰ میلیون نفر در سراسر جهان در مناطق کوچک و بزرگ شهری زندگی می‌کردند. این میزان در سال ۱۹۷۵ به ۵/۱ میلیارد نفر و در سال ۲۰۰۰ به ۳ میلیارد نفر افزایش یافته که این جمعیت از کل جمعیت کره زمین در سال ۱۹۶۰ نیز بیشتر است. در حال حاضر ۳ میلیارد نفر در شهرها ساکن هستند. امروزه سیاره ما دارای:

 

دانلود متن کامل پایان نامه در سایت fumi.ir

 

 

    • ۱۹ شهر ۱۰ میلیونی و بیشتر

 

    • ۲۲ شهر ۵ تا ۱۰ میلیونی

 

    • ۳۷۰ شهر ۱ تا ۵ میلیونی

 

  • ۴۳۳ شهر ۵/۰ تا ۱ میلیون نفر می‌باشد.

 

با توجه به رشد کنونی جمعیت شهری، تخمین زده می‌شود که تاپایان سال ۲۰۳۰ بیش از ۶۰ درصد جمعیت جهان در شهرها ساکن گردند. در این زمینه شهرهای کشوری‌های توسعه یافته به سرعت از فهرست بزرگترین شهرهای دنیا خارج خواهند شد. بین سال‌های ۱۹۸۰-۲۰۰۰، شهرهایی چون لاگوس، داکا، قاهره، تیان چین، حیدرآباد و لاهور در فهرست ۳۰ شهر بزرگ جهان بوده‌اند. تا پایان سال ۲۰۱۰ شهر لاگوس پایتخت نیجریه سومین شهر بزرگ دنیا خواهد بود. شهرهایی چون توکیو، بمبئی، میلان و لندن از فهرست ۳۰ شهر بزرگ دنیا خارج شده و شهرهای نیویورک، اوزاکا و پاریس، تا سال ۲۰۱۰ به انتهای این فهرست خواهند رسید. آهنگ فعلی رشد شهرنشینی در دنیا حدود ۸/۰ می‌باشد که بین ۶/۱ درصد برای کشورهای آفریقایی تا ۳ درصد برای کشورهای صنعتی پیشرفته متغیر است.
شهرنشینی و رشد سریع آن در کشورهای جهان سوم، ریشه در اکولوژی انسانی و مسائل اقتصاد سیاسی دارد: در این زمینه مطالعات انجام شده بر روی اکولوژی انسانی، فلاکت‌ها و بدبختی‌های روستایی را عامل عمده رشد شهری جهان سوم ذکر می‌کند و مطالعات انجام شده درباره اقتصاد سیاسی تاکید بر وابستگی اقتصادی دارد. فایرباف با بهره گرفتن از اطلاعات به دست آمده از ۲۷ کشور آمریکای لاتین و آسیا در دوره آماری ۱۹۶۰-۱۹۷۰ خاطر نشان می‌سازد که شرایط بد روستا (تراکم کشاورزی) بر روی شهر نشینی اثر می‌گذارد. به عبارت دیگر علت‌های ساختاری شهرنشینی در جهان سوم به تنگناهای روستایی و جذابیت‌های شهری مربوط می‌گردد.
کنتر با بهره گرفتن از اطلاعات به دست آمده از ۳۷ کشور، عوامل مدرنیزه را توضیح مناسبی برای تعیین رشد شهری در سال‌های ۱۹۶۰-۱۹۷۰ ذکر می‌کند. تیمبرلیک با استفاده اطلاعات به دست آمده در دهه ۱۹۶۰-۱۹۷۰ فرضیه وابستگی اقتصادی و تشدید شهرنشینی را تایید می‌کند.
رشد سریع شهرنشینی در کشورهای جهان سوم باعث افزایش فقر شهری شده و این پدیده در حال رشد، مشکلات فراوانی را برای این کشورها به وجود آورده است. از سوی دیگر وضعیت و شرایط مسکن قشر فقیر در جهان رو به وخامت می‌رود. ۳/۱ میلیارد نفر در دنیا دسترسی به آب سالم ندارند و با درآمد کمتر از یک دلار در روز زندگی می‌کنند. ۶/۲ میلیارد نفر فاقد خدمات اولیه بهداشتی بوده و ۵ میلیون نفر هر ساله بر اثر بیماری‌های ناشی از نبود بهداشت (اسهال) جان خود را از دست می‌دهند. بیشتر از ۴۰ درصد جمعیت شهری کشورهای جهان سوم به طور غیرقانونی از زمین‌های مناسب شهری برای سکونت استفاده می‌کنند. مساکن فقیر شهری و مالکیت زمین در سکونتگاه‌های غیررسمی همواره مشکلاتی را برای دولتمردان مطرح نموده و ساکنان سکونتگاه‌های فوق همواره در آرزوی اصلاح و بهبود مساکن و تثبیت و انسجام خود در شهر بوده‌اند.”
در کشورهای مختلف قاره آسیا واژه‌های مختلفی برای اصطلاح حاشیه به کار می‌رود و نشانگر حالت‌های مختلف، نابسامان قشر فقیر جامعه، شرایط بد زندگی در سکونت‌گاه‌های آنها و تفاوت‌های فرهنگی و حقوقی ساکنان این مناطق است. این واژه‌های مختلف بیانگر وضعیت زندگی خانواده‌های فقیر در جامعه شهری و مشکلاتی که آنها با آن مواجه هستند، می‌باشند. در زیر به بعضی از این اصطلاحات اشاره می‌شود:
در کشور کامبوج قدیمی‌ترین کلمه به کار رفته برای سکونت‌گاه‌های فقیر نشین جامعه، ساهاخوم[۳۰] می‌باشد. افرادی که در این سکونت‌گاه‌ها زندکی می‌کنند نئارکریکرور تیکرونگ [۳۱] (قشر فقیر شهری) نامیده می‌شوند. پس از چهل سال جنگ، نسل کشی، آشوب و فقر در کامبوج، یک وضعیت جدید و در عین حال وحشتناک به وجود آمد و سکونتگاه‌های جدیدی تحت عنوان سامنونگ آناپتاتایی[۳۲] شکل گرفت. این کلمه به معنای مساکن یا سکونتگاه‌های به هم ریختهء غیرقانونی و بدون نظم بوده و برای توضیح وضعیت سکونتگاه‌های عدوانی و ساکنان آنها به کار برده می‌شود. اتحادیه قشر فقیر شهری کامبوج SUPF[33] برای ساکنان سکونتگاه‌های عدوانی اصطلاح رایج Squatter را برگزیده است.
زبان‌های متنوع و گوناگونی در هندوستان، کشوری که مملو از حاشیه و زاغه است، رایج می‌باشد. لذا بدیهی است که صدها اصطلاح نیز برای کلمه حاشیه وجود داشته باشد. برای نمونه در زبان ماراتی [۳۴] که در غرب هند صحبت می‌شود از کلمه گالیچاواستی[۳۵] (به معنای سکونتگاه کثیف) به جای کلمه زاغه (Slum) استفاده می‌گردد. ولی ساکنان این محلات کلمه ی گلیچا را از آن حذف کرده و به جای آن آمچی واستی [۳۶] را که به معنای “سکونتگاه‌ها” می‌باشد، استفاده می‌کنند.
هاتمنت[۳۷] نیز کلمه‌ای است که فقط در زبان انگلیسی هندی به کار برده می‌شود. کلمه واستی[۳۸] نیز به محلات فقیر و کثیف شهر اطلاق می‌شود که شرایط زندگی آن بسیار پایین و ساکنان آن را افراد فقیر تشکیل می‌دهند. همچنین اصطلاحات دیگری مانند باستی و جوگی جامپری[۳۹] برای سکونتگاه‌های فقیر نشین رایج است.
اصطلاح رسمی سکونتگاه‌های غیر رسمی یا غیر قانونی در ژاپن واژه هوهوسنگ کیو[۴۰] (تصرف غیرقانونی) می‌باشد.
اصطلاح فنی که طراحان شهری برای سکونتگاه‌های غیرقانونی استفاده می‌کنند تحت عنوان هین مین کوتسو[۴۱] است. در این سکونتگاه‌ها که در آن گروه‌هایی از افراد فقیر زندگی می‌کنند جرم و جنایت و بی‌قانونی حاکم است. کلمه دامبو مورو [۴۲] (دهکده مقوایی) نام مخصوصی است که برای سکونتگاه‌های کارتنی که در پیاده رو‌های زیر زمینی ایستگاه متروی توکیو وجود دارند، استفاده می‌شود، کلمه تنتومورو[۴۳] (دهکده چادری) عنوانی است که برای خانه‌های موقتی به کار می‌رود. این خانه‌ها توسط کارگران ساختمانی بی‌خانمان در امتداد رودخانه سومیدا [۴۴] ساخته‌شده‌اند.
در زبان اردو از کلمه کاتچی [۴۵] زیاد استفاده می‌گردد. این واژه معانی مختلفی چون تمام نشده، خشن، ساده، غیراداری، موقتی، خام و پخته نشده و رشد نکرده را داراست. واژه “کاتچی آبادی” به صورت یک اصطلاح رسمی و معمول برای سکونتگاه‌های غیررسمی رایج گردیده و محل سکونت قریب به نیمی از جمعیت شهر کراچی می‌باشد.
در کشور کره موهوگاچونگ چاک جی[۴۶] یک اصطلاح محلی قانونی و فنی است که برنامه‌ریزان شهری برای سکونتگاه‌های عدوانی استفاده می‌کنند.
زبان باهاسای[۴۷] اندونزی شباهت بسیار زیادی به زبان باهاسای مالزی دارد. لذا برای کلمه حاشیه‌نشینی در این دو کشور کلمات مشابه و مترادفی وجود دارد. در هردو زبان، کامپونگ[۴۸] کلمه ای‌ است که برای روستا، محله یا سکونتگاه‌ و کلمه روماه [۴۹] برای خانه و مسکن استفاده می‌گردد. کلمه کامپونگ کوماه[۵۰] به سکونتگاهی اطلاق می‌گردد که ساکنان دارای حق مالکیت قانونی بوده و شرایط زندگی در آن بسیار نامناسب است. کلمه کامپونگ لیار[۵۱] نیز به سکونتگاه‌ غیر قانونی اطلاق می‌شود.
کلمه انگلیسی Shack (محل زندگی سیاه پوستان) از زمان استعمار انگلیس به جای مانده است. این واژه برای ویلاها و خانه‌های یک طبقه‌ای به کار می‌رفته که در باغ‌ها و زمین‌های سفیدپوستان قرار داشته‌اند. اما زبان انگلیسی زبان رایج تنها ۹% از جمعیت ۳۸ میلیونی آفریقای جنوبی است. علاوه بر زبان آفریکانز [۵۲] که از دوران استعمار به جای مانده است، دست کم ده زبان دیگر در میان سیاه پوستان این کشور رایج است. در زبان زولو [۵۳] واژه اوم خوکو[۵۴] به معنی قفس مرغ یا مرغ‌دانی معمولاً برای توصیف Shach و ساکنان آنها استفاده می‌شود. اصطلاح مناسبتری که در این زمان برای Shack به کار می‌رود اوم جون دلو [۵۵] است به معنای افراد بی‌خانمان. در آفریقای جنوبی نیز فدراسیون افراد بی‌خانمان به وجود آمده است.
در زبان‌سریلانکایی اصطلاح معمول و رسمی برای سکونتگاه‌های حاشیه‌ای پالپاس[۵۶] می‌باشد. در اوایل دهه ۱۹۶۰، اولین حاشیه‌ها (پالپاسی‌ها) در شهر کلمبو پایتخت این کشور و در امتداد کانالها تشکیل گردیدند. این کلمه اشاره به محلات غیرقانونی و موقتی دارد که هیچ کس تمایل ندارد در چنین سکونتگاه‌های غیررسمی زندگی کند.
حدود ۵۰ سال پیش، شهر بانکوک نیز همانند سایر شهرها و قسمت‌های دیگر کشور پرباران تایلند، دارای خانه‌های چوبی، به هم ریخته، بی‌قواره با پیاده‌روهای فرسوده و خراب بود. برای جبران این گذشته اسفناک و وضعیت نامطلوب شهرنشینی، دولت تایلند به تخریب و نوسازی ساختمان‌های چوبی و محلات قدیمی اقدام نمود. کلمه چومچن[۵۷] معنی لغوی این گونه اجتماعات می‌باشد.
البته معنای آن اندکی مبهم است و الزاماً مفهوم فقیر، بی‌اعتبار و غیرقانونی را ندارد. کلمه چومچن بوکروک[۵۸] به معنای اجتماع غیرقانونی است. این واژه قدیمی بوده و توسط کارکنان دولتی برای سکونتگاه‌های تصرفی غیرقانونی به کار می‌رود. چومچن بوکبرک[۵۹] به معنای اجتماع اولیه و ابتدایی، واژه‌ای است که مردم آن را ترجیح می‌دهند، چون کلمه ای مناسب و زیبا برای اسکان غیررسمی می‌باشد.
کلمه نا آآچوت وخونااچوت[۶۰] اصطلاحی است که در زمان جنگ ویتنام با امریکا رایج گردید. این واژه به معنای خانه و مسکن افراد فقیر بوده و معنای لغوی آن خانه موشها می‌باشد. کلمه ناآتامبو[۶۱] به معنای خانه موقتی و کلمه ناآلوپ گزوپ[۶۲] شکل قانونی و رسمی حاشیه‌ها در ویتنام بوده است. واژه ناآون سونگ[۶۳] اصطلاحی است که برای خانه‌هایی که در امتداد و کناره رودخانه بنا شده‌اند. واژه ناآون کین راچ [۶۴] اصطلاحی است برای خانه‌هایی که در امتداد کانال بنا شده‌اند.
در بنگلادش اصطلاح سوم کوم باشی[۶۵] برای ساکنان غیرمجاز و افراد بی‌سر پناه به کار می‌رود و اصطلاح سوم کوم باشی باستی [۶۶] برای سکونتگاه‌های افراد بی‌خانمان به کار می‌رود.
در کشور نپال اصطلاح چاپرو [۶۷] مترادف با واژه Shack در زبان انگلیسی است و به معنای خانه و مسکن با کیفیت نامطلوب می‌باشد. بیشتر سکونتگاه‌ها فقیر نشین در شهر کاتماندو پایتخت این کشور، توسط اعضای مختلف مشاغل مختلف تصرف شده است و لذا این محلات به نام این مشاغل سنتی و قدیمی معروف شده‌اند؛ مانند محله رفتگرها، محله قصاب‌ها و غیره در سیستم اداری و دولتی کشور نپال از کلمات انگلیسی Slum وSettlement Squatter استفاده می‌شود. با بهره گرفتن از این واژه‌ها، تفاوت میان سکونتگاه‌های غیرقانونی با سکونتگاه‌های نابسامان و مستهلک ولی دارای حق مالکیت، به طور واضح‌تری تشخیص داده می‌شود.
در کشور فیلیپین نیز از واژه‌های بین‌المللی Slum(زاغه)، Settlement Squatter(سکونتگاه‌های عدوانی) Squatter (ساکنان سکونتگاه‌های عدوانی) و Informal Community (محلات غیررسمی) استفاده می‌شود.
بعضی نام‌های محلی دیگر که در سایر کشورها برای چنین سکونتگاه‌هایی به کار می‌روند عبارتند از :

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

رفتن به نوارابزار

بیرون رفتن

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *