پایان نامه تعریف هنجاری از فرهنگ

اصطلاح کلی برای راه و رسم های همگانی و پذیرفته شده اندیشه و عمل فرهنگ می باشد این اصطلاح تمامی راه و روش های قومی را که مردم در زندگی گروهی پرورانده اند ، شامل می شود . افزون بر این فرهنگ از گذشته به ما می رسد .

لینتون ۱۹۴۵

فرهنگ یک جامعه راه و رسم زندگی اعضاء آن است همچنین گمان ها و عاداتی است که می آموزند و در آنها با یکدیگر شریکند و از نسلی به نسلی منتقل می شود .

کلاکن ۱۹۵۱

یک فرهنگ اشاراتی است به راه و روش مشخص یک گروه از انسانها ، یا طرح کامل زندگی آنان .
آدرس سایت برای متن کامل پایان نامه ها

سوروکین ۱۹۴۹

جنبه فرهنگی جهان سوپر ارگانیک شامل معناها ، ارزشها ، هنجارهاست که واکنش ها و روابط شان ، گروه ها همبسته و ناهمبسته ای است که در رفتارهای آشکار و دیگر امور آشکارگری در جهان فرهنگی اجتماعی پدیدار عینیت می یابد .

فورد

فرهنگ عبارت از راه های ارتباطی برای حل مسائل است و ترکیبی است از پاسخ های پذیرفته شده ای که درست از کار در آمده اند . فرهنگ عبارت از راه حل های آموخته است .

استیو وارد ۱۹۵۰

فرهنگ در کل به معنای شیوه های آموخته رفتار است که به صورت اجتماعی از نسلی به نسلی دیگر در درون جامعه ای خاص شکل می گیرد .

یانگ ۱۹۳۴

صورت رفتار عادی مشترک در یک گروه یا جامعه فرهنگ است که از عوامل مادی و معنوی ساخته شده است

اسکود

فرهنگ عبارت است از همه ایده های آفریده آدمیان که از طریق جامعه به ذهن فرد وارد شده و او از آن آگاه است .

فورد ۱۹۴۲

فرهنگ شامل همه شیوه های اندیشه و رفتار است ، که از طریق کنش و واکنش های ارتباطی و به شکل نمادین نه وراثتی است دست به دست به نسلهای بعدی می رسد .

کلیفورد گیرتز

انسان موجودی است که در تورهایی از جنس معنا که خود می بافد گرفتار می شود . فرهنگ یکی از این تورهاست ، لذا نباید آن را به عنوان یک علم تجربی که به دنبال قوانین است تجزیه و تحلیل کرد ، بلکه باید به دنبال تبیین معنا و مفهوم آن بود .

ساختمان فرهنگی

مردم شناسان امریکایی معتقدند که ساختمان فرهنگی یک جامعه، بر سه پایه استوار است

  1. پرورش نخستین(دوران کودکی)
  2. رایط اجتماعی و اقتصادی
  3. ترکیب جمعیت

این سه پایه روی هم زیربنای «شخصیت اساسی» یا «فرهنگ یک جامعه» را می سازند و روبنای این ساختمان را: آرمانشناسی(ایدئولوژی)، افسانه ها یا میث ها و نهادهای اجتماعی تشکیل می دهند که شخصیت اساسی بین روبنا و زیر بنا قرار گرفته است.

ایدئولوژی و فرهنگ

با اینکه ایدئولوژی از عوامل روبناست برخی آن را اساسی ترین عامل فرهنگ دانسته اند و آن را چنین تعریف کرده اند:« ایدئولوژی عبارتست از نظام عقاید سازمان یافته ای که از نظام ارزش ها تاثیر می پذیرد و به تفسیر و توجیه یک گروه پرداخته است و برای سیر تاریخی آن گروه جهت مشخص معین می کند.» و می گویند هر جامعه ای در ایدئولوژی خود خلاصه و تعریف می شود.

فرهنگسرای موسیقی

و فرهنگ تمدنیست است خاص یک مردم یا یک ملت که هیچ مردم و ملت دیگری در آن شرکت ندارد. مهر این ملت به روشی پاک نشدنی به روی این فرهنگ خورده است. و می توان گفت فرهنگ بسوی ویژگی میل می کند و تمدن بسوی کلیت.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *