راهکارهای عملی تهذیب نفس در قرآن و نهج البلاغ- قسمت ۳

تزکیه

 

 

تزکیه مصدر ثلاثی مزید از باب تفعیل و از ریشه‌ی لغوی «زکا»، «یزکو»، «زکاء» می­باشد. و به معنای رشد و نمو دادن، پاکیزه و اصلاح کردن است و «زکوه» نیز در اصل به معنی رشد و نمو است.[۳] این واژه به معنی تطهیر و پاک کردن نیز آمده، شاید به این مناسبت باشد که پاک سازی از آلودگی ها سبب رشد و نمو می باشد.[۴]
تزکیه و تزکی به معنای لغوی عبارت است از پاک نمودن خود و یا پاک شدن از آن­چه که باید از آن پاک شد.[۵] می‌توان‌ تزکیه‌ را پالایش‌ نفس‌ از رذایل‌ اخلاقی‌ و آراستگی‌ به‌ فضایل‌ اخلاقی‌ دانست‌. ‌عالمان علم اخلاق می‌گویند براى خودسازى ابتدا باید رذایل اخلاقى و اخلاق بد را از خود دور کرد، سپس‌درخت پاکى نشاند. بدیهى است با وجود صفاتى مانند حسد وکبر و خودپسندی و خودخواهى و شهوت­رانی،‌ دسترسى به صفات پسندیده و انجام اعمال خیر بسیار مشکل خواهد بود.[۶]
از مهم­ترین اهداف پیامبران الهی تزکیه نفوس، یعنی پاک کردن مردم از زشتی­ها و پلیدی­ها و اخلاق زشت است. کمال روح انسان، فقط در تزکیه است؛ همچنان که قرآن کریم می­فرماید:
(قَدْ أَفْلَحَ مَن زَکَّئهَا – وَ قَدْ خَابَ مَن دَسَّاهَا)[۷]
«هر کس نفس خود را پاک و تزکیه کرده، رستگار شده؛ – و آن کس که نفس خویش را با معصیت و گناه آلوده ساخته، نومید و محروم گشته است!»
آری رستگاری از آن کسی است که نفس خویش را تربیت کند و رشد و نمو دهد و از آلودگی به خلق و خوی شیطانی و گناه و عصیان و کفر پاک سازد و در حقیقت مساله اصلی زندگی انسان نیز همین تزکیه است که اگر باشد سعادتمند و الا بدبخت و بینوا است.[۸]
در حدیثی از امام باقر (ع) و امام صادق (ع) در تفسیر آیه نقل شده است که فرمودند:
«قَدْ أَفْلَحَ‏ من‏ أطاع‏ وَ قَدْ خابَ‏ من عصى‏»[۹]
(رستگار شد کسی که اطاعت کرد و نومید و محروم گشت کسی که عصیان نمود.)
انسان به عنوان مقدمه ای برای تزکیه، ابتدا باید حقیقت خود را شناخته و بداند از کجا آمده و در کجاست؟ به چه مقصود آمده؟ و به کجا می­­رود؟ او باید بداند که چه موانعی بر سر راه اوست و چه زشتی‌هایی روی چهره اصلی او را گرفته است و سپس به مجاهده و تلاش پرداخته و روحش را از آلودگی­ها پاک کند.
تزکیه نفس تلاشی برای دستیابی به سیمایی است که به پاکی نفس می­انجامد و این دارای دو قسم است:

 

 

 

 

    1. با عمل صالح که این طریقه پسندیده است.

 

 

 

    1. با گفتار و ستایش که اگر نسبت به خویشتن باشد مذموم است.[۱۰]

 

 

 

 

 

تفاوت تهذیب و تزکیه نفس

 

 

برخی گفته­اند تفاوت تزکیه با تهذیب در این است که در تهذیب دستیابى به «طهارت» در برابر «رجس» است و در تزکیه کنار زدن آنچه باید کنار گذاشته شود و در تهذیب، حاصل شدن صلاح و خلوص، مورد نظر است.[۱۱] البته به گفته برخى تزکیه مبالغه در تهذیب است[۱۲] و عده‌اى هم گفته‌اند: تهذیب پیراستن و تزکیه آراستن است و به عبارت دیگر تهذیب بیرون راندن آلودگی­ها و پاک کردن شىء است تا آماده رشد و نمو گردد و تزکیه رشد دادن و به شکوفایى رساندن آن است.[۱۳]

 

 

اخلاق عملی و اخلاق نظری

 

 

با ظهور اسلام مضامین بلند و رفیع و دستورات اخلاقى به اوج خود رسیده است و دعوت گسترده دین الهى به تهذیب نفس و حفظ و پاسدارى از حرمت و کرامت انسان­ها و حجم بسیار زیادى از آموزه‏هاى اخلاقى در قرآن کریم، به‏طورى که وجود بیش از ۲۰۰۰- ۳۰۰۰ آیه در زمینه اخلاق‏ و مسائل اخلاقى است، در حالى که حدود ۶۰۰ آیه در زمینه احکام وجود دارد. قرآن در تبیین هدف از بعثت انبیا بارها تزکیه را پیش از تعلیم کتاب آورده است. تجارب تاریخى بشر نیز گویاى این است که هر جامعه‏اى که از ارزش­هاى اخلاقى فاصله بگیرد و به پاسداشت نظرى‏ و عملى‏ آن نپردازد، متحمّل خسارت­هاى جبران‏ناپذیر شده، شاهد فاجعه اسفبار انسانى بوده و راه انحطاط خواهد پیمود.[۱۴]
قرآن کریم در کنار این مسئله مهم عملى‏، یک مسئله دیگرى را با طبیعت نظرى‏ مورد توجّه خاص قرار داده است، تا این‏که از دیدگاه ما یک اندیشه دقیقى از راه و روشى فراهم آورد که شایستگى آن را داشته باشد تا بدان وسیله معناى اخلاق‏ را تصوّر کنیم که قاعده اخلاقى از کجا مى‏آید، و با چه شرایطى این قواعد خود را فرض مى‏گرداند، و چه نتایجى را موضع‏گیرى ما نسبت به قوانین اخلاقى در پى دارد، و سرچشمه و اصلى که باید الهام‏بخش رفتار و سلوک ما باشد چیست و … و با چه وسیله به فضیلت مى‏رسند.
پاى‏بندى، مسئولیّت، پاداش، نیّت و تلاش، اینها ارکان اصلى هر نظریّه اخلاقى مورد توجّه هواداران آن است.[۱۵]
البتّه که ما اساس این بحث را در قرآن، به بررسى این اجزاى ساختارى نظریّه اخلاقى اختصاص دادیم. بنابراین؛ هم‏اکنون یک نگاه گذرا مى‏کنیم، به امید این که برخى از علایم مشخصه‏اى براى این اخلاق را خواهیم دید که در نظر ما متجلّى خواهد شد.
تفاوتی که بین اخلاق عملی و نظری وجود دارد به شرح زیر است: اخلاق عملی در اصطلاح علم اخلاق‏ یعنى نیروى بر مواظبت کارهاى پسندیده براى تحصیل اخلاق فاضله و ملکات عادله و عادات پسندیده و عقل نظری کسب اطلاعات در این موارد می­باشد. شخص ممکن اسن داراى فضیلتى باشد، بدون این‏که تعریف آن فضیلت را بداند. پس در این صورت ما نیازمندیم تا بدانیم که فضیلت بسى بالاتر از نیاز ما به تعریف آن است.
چه باید بکنیم؟ … این بزرگ‏ترین پرسش‏ها و دشوارترین آن­هاست؛ زیراکه غذاى روزانه براى روح انسانى است. و البتّه این عمل ما ناقص است با نقصى آشکار، اگرچه در قرآن از اساس نظرى و از اصول عامه اخلاق پرده برداشته است، از مشاهده آثار بزرگ و شگفت‏انگیز اخلاق تطبیقى رو برتافته است که قرآن کریم آن را به ما پیشنهاد داده است. به این ترتیب بیان اخلاق عملى این است. در اخلاق عملى خواهیم دید که چگونه فعّالیت ما در تمام عرصه‏هاى زندگى‏ راه مشخّص خودش را پیدا مى‏کند.[۱۶]
از این رو در پژوهش حاضر به راهکارهای عملی پرداخته شده است.

 

 

تهذیب و تزکیه نفس در قرآن

 

 

آیاتى که در قرآن به تهذیب‏ نفس‏ و خودسازى مربوط مى‏شود موضوع علم اخلاق شده است.[۱۷]
خداوند متعال در قرآن کریم وقتی می خواهد مسئله تزکیه و تهذیب نفس را مطرح کند، ابتدا قسم‌ها­ی متعدد می­خورد. سپس به آن مسئله می ­پردازد. البته در بعضی موضوعات دیگر نیز چنین است. اما در این مسئله حدود یازده بار قسم می خورد. نکته مهم در این مسئله این است که آن چه را که خداوند به آن قسم می­خورد، چیزهایی هستند که جایگاه مهمی در نظام هستی دارند، به طوری که بستری را برای رشد و تکامل فراهم می کنند، همانند قسم به خورشید، ماه، شب، روز، آسمان و … و این اهمیت تزکیه را می رساند.[۱۸]
(وَ الشَّمْسِ وَ ضحَُئهَا – وَ الْقَمَرِ إِذَا تَلَئهَا – وَ النهََّارِ إِذَا جَلَّئهَا – وَ الَّیْلِ إِذَا یَغْشَئهَا)[۱۹]
«به خورشید و گسترش نور آن سوگند – و به ماه هنگامى که بعد از آن درآید – و به روز هنگامى که صفحه زمین را روشن سازد – و به شب آن هنگام که زمین را بپوشاند»
همچنین قرآن کریم تزکیه نفس را برجسته ترین هدف رسالت عامه دانسته است:

 

 

 

 

    1. (هُوَ الَّذی بَعَثَ فِی الْأُمِّیِّینَ رَسُولاً مِنْهُمْ یَتْلُوا عَلَیْهِمْ آیاتِهِ وَ یُزَکِّیهِمْ‏ وَ یُعَلِّمُهُمُ الْکِتابَ وَ الْحِکْمَه…) [۲۰]

 

 

 

 

انبیا کوشیده­اند که با سنت و سیره خود مسئله تهذیب نفس را ارائه دهند. کمتر آیه­ای در قرآن تلاوت می شود که در صدر یا وسط یا ذیل آن مسئله تقوا و اخلاق بازگو نشود. اولین نقش سازنده تهذیب نفس این است که توان تشکیل مدینه فاضله را دارد و این مدینه فاضله را فقط انسان مهذب می­سازد. از این رو انبیا قبل از طرح هر گونه مسائلی به تهذیب نفس اشاره کرده ­اند.[۲۱]
پیامبر اکرم (ص) در حدیثی که خطوط اصلی زندگی انسان مهذب را ترسیم می­ کند، می­فرماید:
«أَرْبَعٌ مَنْ کُنَّ فِیهِ أَوْجَبَ اللَّهُ لَهُ الْجَنَّهَ مَنْ کَانَتْ‏ عِصْمَتُهُ‏ شَهَادَهَ أَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ وَ مَنْ إِذَا أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَیْهِ بِنِعْمَهٍ قَالَ الْحَمْدُ لِلَّهِ وَ مَنْ إِذَا أَصَابَ ذَنْباً قَالَ أَسْتَغْفِرُ اللَّهَ وَ مَنْ إِذَا أَصَابَتْهُ‏ مُصِیبَهٌ قَالَ- إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَیْهِ راجِعُونَ‏»[۲۲]
(چهار رکن وجود دارد که اگر در یک انسان وارسته راه یابد خداوند بهشت را بر او واجب می کند.
(۱- نگهدارنده‏اش از مهالک قیامت شهادت بر لا اله الّا اللَّه‏ و این‌که من محمّد رسول خدا هستم باشد. ۲- هرگاه خداوند به او نعمت می دهد، سپاسگزار او باشد. ۳- استغفار کردن هنگام اشتباهات. ۴- کلمه استرجاع را بر زبان آوردن به هنگام رویدادهای ناگوار.)
در این حدیث مشخص می شود که برای رسیدن به تهذیب نفس انسان باید چهار رکن اساسی را در
زندگی خود مراعات کند و این چهار رکن پایه و اساس تهذیب نفس انسان را تشکیل می­دهند.[۲۳]

 

 

دلایل اهمیت تهذیب نفس

 

 

۱- خودسازی بزرگ‌ترین هدف پیامبران بوده است قرآن مجید می‌فرماید:
(هُوَ الَّذی بَعَثَ فِی الْأُمِّیِّینَ رَسُولاً مِنْهُمْ یَتْلُوا عَلَیْهِمْ آیاتِهِ وَ یُزَکِّیهِمْ‏ وَ یُعَلِّمُهُمُ الْکِتابَ وَ الْحِکْمَه…)[۲۴] (اوست خدایی که به میان مردم اُمّی، پیامبری از خودشان مبعوث داشت تا آیاتش را برای آنها بخواند و ایشان را تزکیه کند و کتاب و حکمتشان بیاموزد…)

 

 

 

 

    1. از برخی آیات قرآنی می­توان استفاده کرد که تهذیب نفس تأمین کننده‌ی سعادت و زمینه­ ساز رسیدن انسان به هدف نهایی خلقت خویش و مایه‌ی رستگاری است؛ همچنان­که خداوند در قرآن کریم می‌فرماید:

 

 

 

 

(قَدْ أَفْلَحَ‏ مَنْ زَکَّاها)[۲۵]
(هرکس به تزکیه‌ی نفس روی آورد رستگار شد.)

 

 

 

 

    1. خودسازی و نبرد با وسوسه­های نفس، تمام ابعاد شخصیت انسان را تحت تأثیر خود قرار می­دهد و با ایجاد تعادل در قوای باطنی انسان، باعث رشد اخلاقی و دست­یابی به شخصیّتی والا و برتر می­گردد و لذا علاوه بر منظر دین، از منظر اخلاق نیز تهذیب نفس دارای جایگاه ویژه­ای است و کسی که بخواهد شخصیت متعالی داشته باشد باید به خودسازی روی آورد.

 

 

 

    1. علاوه بر ساحت اخلاق، تهذیب نفس زمینه­ ساز رشد عقلانی و پرورش و زایش اندیشه است. اگر تهذیب نفس سبک شمرده شود و امیال نفسانی طغیان ‌کند، کانون عقل به تسخیر کانون دل در خواهد آمد و قوای اندیشه انسان به خمودی خواهد گرایید. از همین روست که در کلامی از حضرت علی (ع) مسئله تهذیب نفس و اطاعت از عقل در کنار هم آمده و آن دو ملازم یکدیگر دانسته شده است. ایشان می­فرمایند: (خوشا به حال آن کس که با فرعون هوای نفس خود مبارزه کند و از موسای عقل و تقوای خود اطاعت کند.)

 

 

 

 

 

زمان آغاز تهذیب نفس

 

 

خودسازی به عنوان یک فریضه‌ی عقلی در همه‌ی ادوار زندگی واجب است و در هیچ لحظه‌ای از عمر نباید آن را ترک کرد؛ زیرا وعید خداوند وحشتناک و وعده‌های نعیم او بسیار بزرگ است. سهولت خودسازی، در همه دوران­های زندگی به یک اندازه نیست، کسی که دوران جوانی را سپری کرده و در میانسالی به فکر دوری از گناه افتاده، به دشواری می‌تواند کام خود را از لذات حرام، محروم سازد. البته این مسئله پس از انتباه و خارج شدن از خواب غفلت است که خود خروج از غفلت نیز کار آسانی نیست. گواهی عقل به دشوار بودن خودسازی پس از دوره‌ی جوانی و سهل بودن آن در دوره‌ی نوجوانی و جوانی، از آن روست که خودسازی متوقف بر شناخت، ایمان و عمل است. آموختن در سنین پایین­تر، زمینه و بستر بیشتری دارد. ضمن این­که ایمان در قلب سالم وارد می‌شود و قلب نوجوان و جوان سالم­­تر و به فطرت اوّلیه خود نزدیک­تر است، عمل نیز برای تبدیل شدن به ملکه­ای نفسانی و عادتی صحیح، نیازمند تکرار و تمرین است و یافتن مهارت عملی در دوران بعد از جوانی به آسانی تحصیل نمی‌شود.[۲۶]
امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) در نامه­ای خطاب به فرزند خود می‌فرماید:
«…إِنَّمَا قَلْبُ الْحَدَثِ کَالْأَرْضِ الْخَالِیَهِ مَا أُلْقِیَ فِیهَا مِنْ شَیْ‏ءٍ قَبِلَتْهُ فَبَادَرْتُکَ بِالْأَدَبِ قَبْلَ أَنْ یَقْسُوَ قَلْبُکَ وَ یَشْتَغِلَ لُبُّکَ لِتَسْتَقْبِلَ بِجِدِّ رَأْیِکَ‏ مِنَ الْأَمْرِ مَا قَدْ کَفَاکَ أَهْلُ التَّجَارِبِ بُغْیَتَهُ‏ وَ تَجْرِبَتَهُ فَتَکُونَ قَدْ کُفِیتَ مَئُونَهَ الطَّلَبِ…»
(… قلب نوجوان چونان زمین کاشته نشده، آماده پذیرش هر بذرى است که در آن پاشیده شود. پس در تربیت تو شتاب کردم، پیش از آن که دل تو سخت شود، و عقل تو به چیز دیگرى مشغول گردد، تا به استقبال کارهایى بروى که صاحبان تجربه، زحمت آزمون آن را کشیده‏اند، و تو را از تلاش و یافتن بى‏نیاز ساخته‏اند…)[۲۷]
امام علی (ع) در این نامه پذیرندگی و صفایی دل جوان و آمادگی عقل او را مورد توجّه قرار داده و اقدام به تربیت را در این سنین مؤثر می‌داند.

 

 

مراحل تهذیب نفس

 

 

برای پیمودن هر یک از مراحل خودسازی پیش از هر چیز آگاهی و زایل شدن غفلت لازم است. تنها انسان بیدار می‌تواند در مبدأ و معاد خویش اندیشه کند و نواقص عمل خویش را در مقایسه با مقصدش دریابد، پس هرکسی باید در ابتدا بیاندیشد و اعمال خود را مورد ارزیابی قرار دهد و آن­گاه باید تصمیم به حرکت گرفته و سمت و سوی حرکتش را به سوی مقصد حقیقی متوجه سازد. برای آن­که اقدام او مؤثر باشد و با توفیق قرین گردد، نخست باید با خود بنای مشارطه بگذارد و شرط کند اعمال نادرست گذشته را ترک کند و اعمال خود را با فرمان خداوند منطبق سازد و بکوشد نیّت خود را خالص نماید. او باید این شرط را در یاد خود نگاه دارد و با هر عملی که در روز انجام می‌دهد این شرط را در درون خود متذکر گردد و مراقب باشد از شرط خود تجاوز نکند. مراقبت او از وفاداری به شرط، از آن روست که خود را در مقابل مقامی مسئول و متعهّد می­داند که رقیب و شاهد اعمال است و تخلف از عهد و شرط را نمی­پسندد. از این رو برای آن­که از این رقیب همیشه حاضر حیا کند و از شرط خود تخطی ننماید، همواره شرط خود را به یاد می‌آورد و از فکر زیرپا گذاشتن شرط و تعهّد خود خارج می­ شود. او باید پس از مراقبت کافی، در پایان هر روز به محاسبه بپردازد و عمل خود را با شرط‌هایش مقایسه کند، محاسبه موجب شناخت کاستی­های گذشته می‌شود و خود منشأ تحکیم عزم و قرار دادن شرط تازه خواهد شد. به هنگام محاسبه باید بر هر توفیقی شکرگزاری کرده و به خاطر هر خطایی استغفار کند و برای آنکه نتیجه محاسبه، دستاویز شیطان برای فریفتن وی نگردد، باید از یأس و ناامیدی پرهیز کرده و با محاسبه هر چه دقیق‌تر راه را بر عجب و غرور ببندد.[۲۸] محاسبه‌ی دقیق وقتی ممکن می‌شود که به یاد محاسبه‌ی دقیق قیامت باشیم و به یاد این آیه شریفه باشیم:
(یَوْمَ یَبْعَثُهُمُ اللَّهُ جَمیعاً فَیُنَبِّئُهُمْ بِما عَمِلُوا أَحْصاهُ‏ اللَّهُ وَ نَسُوهُ وَ اللَّهُ عَلى‏ کُلِّ شَیْ‏ءٍ شَهیدٌ)[۲۹]
«در آن روز که خداوند همه آنها را برمى‏انگیزد و از اعمالى که انجام دادند با خبر مى‏سازد، اعمالى که خداوند حساب آن را نگه داشته و آنها فراموشش کردند؛ و خداوند بر هر چیز شاهد و ناظر است!»
در مورد هر یک از این مراحل در قسمت ­های بعدی توضیح داده خواهد شد.
آدمى آنگاه که براى نخستین بار، رفتار زشتى را انجام دهد، سخت پشیمان مى‏گردد. ولى اگر چنین رفتارى بارها از او سر زند، اندک اندک ترس او کم مى‏شود و آن گونه که در نخستین بار پشیمان مى‏شد، پشیمان نمى‏گردد و چه بسا تکرار آن رفتار زشت، آنرا براى فرد به صورت عادت درآورد و آدمى با گذشت زمان، زشتى آن را احساس نکند. بنابراین، آنکه در راه کمال و تهذیب‏ نفس‏ خویش گام برمى‏دارد، باید از نخست، درهاى گناه را به روى خود ببندد، چه دورى از هر کارى ناپسند، در ابتدا آسان است ولى با تکرار کردار زشت و گذشت زمان پرهیز از چنین رفتار زشتى بسیار دشوار مى‏گردد. و چه بسا بدانجا کشد که آدمى زشتى آن را نبیند، یا آن را گناهى زشت به حساب نیاورد.[۳۰]
برای‌ رسیدن‌ به‌ تهذیب بعضی‌ از بزرگان‌ دو مرحله‌ پیشنهاد کرده‌اند:
۱ ـ تهذیب‌ نفس‌ از بدی‌ها یعنی‌ تصفیه‌ دل‌ از اخلاق‌ زشت‌ و دوری‌ از گناه‌. این‌ عمل‌ را تصفیه‌ و تخلیه‌ هم‌ می‌نامند.
۲ ـ پرورش‌ و تکمیل‌ نفس‌ به‌ وسیله‌ تحصیل‌ علوم‌ و معارف‌ حقه‌ و فضایل‌ و مکارم‌ اخلاق‌ و انجام‌ عمل‌ صالح‌. این‌ عمل‌ را تحلیه‌ هم‌ می‌گویند، یعنی‌ پرورش‌ و تکمیل‌ و آرایش‌ دادن‌.[۳۱]
برای خود سازی باید مراحلی طی کرد که این مراحل دارای ترتیب­اند و بدون پیمودن مرحله قبل نمی­توان وارد مرحله بعدی شد. این مراحل به شرح زیر می باشند:

 

 

۱-۷-۱- خودشناسی

 

 

اولین راه برای تهذیب نفس، خودشناسی است. یعنی انسان باید بداند کیست، و چه جایگاهی در این عالم و بین موجودات دیگر دارد. بداند چگونه و برای چه به این دنیا آمده است و نهایت کارش چیست؟ پس آغاز راه تهذیب، خودشناسی است. وقتی انسان بفهمد که کامل­ترین موجود است و محبوب­ترین آن­ها نزد خدا است. در یک کلام وقتی به جایگاه ممتازش در این عالم هستی پی ببرد برای بازگشت به خوبی­ها و برای رفع آفات و خدایی شدن، بهترین انگیزه را خواهد داشت.
از آن­جایی که هر مکتب یا هر حکیمی بخواهد انسان را به سمت مکارم اخلاقی و تزکیه و تهذیب نفس هدایت کند و درباره مفاسد اخلاقی و درد­ها و ناگواری­های انواع امراض روحی بیندیشد راهی جز این ندارد که نخست خود را پیدا کند و انسان و ابعاد وجودیش و اصول قوا و نیروهایش آشنا سازد. و آن­گاه است که می ­تواند انسان را با گام­هایی استوار و در صراط مستقیم به سوی مکارم اخلاقی و کمالت معنوی سوق دهد.
انسانی که به خویشتن خویش جاهل است نه تنها از مفهوم عالی انسانی به دور است بلکه از احساس این که او هم موجودی دینی است برخوردار نمی ­باشد.
از این رو نخستین گام در راه خودسازی و تهذیب نفس خودشناسی است.[۳۲]

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *