پایان نامه فرمت ورد : شرط اتحاد دین

فقها در شرط اتحاد دین اختلاف کرده‌اند. به عقیده مالکیه و شافعیه، اتحاد دین در وجوب نفقه شرط نیست بلکه مسلمان  می‌تواند به کافر انفاق کند و کافر به مسلم، ولی حنفیه این شرط را فقط برای اصول (پدران و اجداد) و فروع (فرزندان و فرزندان فرزندان) می‌دانند و برای غیر ایشان، این شرط را لازم می‌دانند اما حنابله معتقدند اگر در دین اختلاف دارند، نفقه دادن واجب نمی‌شود.[۱]

اهل سنت  نفقه دادن به فرزندان را واجب دانسته‌اند و به آن اتفاق دارند و می‌گویند بر اساس قول حق تعالی در آیه ۲۳۳ سوره مبارکه بقره «وَعَلَى الْمَوْلُودِ لَهُ رِزْقُهُنَّ وَکِسْوَتُهُنَّ بِالْمَعْرُوفِ» نفقه به اولاد واجب می‌باشد و بر پدرِ مولود واجب است که نفقه فرزند خود را بپردازد همان طور که نفقه زن بر او واجب است به سبب ولادت حدیثی از هند آورده‌اند که می‌گویند « خذی ما یکفیک و ولدک بالمعروف» یا نفقه فرزند و زوجه بر پدر واجب است. فرزندانی که نفقه آنان واجب است به رأی جمهور، فرزندان و فرزندانِ فرزندان هر چه قدر پایین روند و بر جد، نفقه نوه‌هایش واجب است، اما نزد مالکیه فقط نفقه‌ فرزندان خود شخص واجب است و نفقه فرزندانِ فرزندان واجب نیست[۲] به دلیل ظاهر آیه شریفه «وَعَلَى الْمَوْلُودِ».

۳ـ۲ـ۵ شرایط وجوب نفقه بر فرزندان

۳ـ۲ـ۵ـ۱ شرایط نزد حنفیه

 نفقه فرزندان واجب است، اگر فرزند پسر باشد به سه شرط نفقه او بر عهده پدرش است:

۱ـ فقیر باشد و هیچ مالی نداشته باشند. ۲ـ  بالغ نشده باشد؛ اگر به بلوغ برسد باید کار کند و خود نفقه خود را بدهد. و اگر مشکلی از لحاط جسمی یا عقلی داشت نفقه بر عهده پدر باقی می‌ماند و هرگاه به سنی برسد که بتواند کار کند یا پدر او را نزد خود به کار بگمارد  که در این صورت نفقه از کسب و کار او پرداخت می‌شود ولی اگر طالب علم باشد نفقه بر عهده پدر باقی می ماند. ۳ـ پسر آزاد باشد؛ پس اگر مملوک باشد، نفقه بر عهده مالک است.

ولی اگر فرزند دختر باشد ـ چه صغیره باشد چه کبیره ـ نفقه اش بر عهده  پدر می‌باشد به دو شرط :

۱ـ  فقیر باشد؛  اگر مالی داشته باشد،  نفقه‌اش از مال خواهد بود. همچنین بر پدر جایز نیست که دخترش را به کار کردن مجبور کند باید او را نزد زنی بفرستد که به او خیاطی  و گلدوزی  و نساجی یاد بدهد و اگر از این حرفه‌ها مالی به دست بیاورد  و برای او درآمدی حاصل شد، دیگر نفقه بر عهده پدر نمی‌باشد. ۲ـ آزاد باشد؛ اگر مملوک باشد نفقه بر عهده مالک می باشد.

پایان نامه حقوق کودکان ناشی از ازدواج موقت و ازدواج های نوظهور از نگاه مذاهب فقهی

در کل اگر پدر موسر باشد و بتواند نفقه فرزندان خود را بدهد ولی از دادن نفقه امتناع کند، پدر زندانی می‌شود. پدر فقط برای دینِ نفقه حبس می‌شود. ولی اگر معسر باشد نفقه  بر عهده  اقارب است که اقرب آنان مادر است، البته به شرطی که موسر باشد و نفقه‌ای که مادر می‌پردازد بر ذمه پدر باقی می‌ماند. ولی اگر مادر هم معسر باشد نفقه بر عهده  جد است اگر موسر باشد و این نفقه بر پدر به صورت دین باقی می‌ماند؛ به همان ترتیب اقرب به اقرب و اگر کسی نباشد از بیت المال پرداخت می‌شود. [۳]

۳ـ۲ـ۵ـ۲ شرایط نزد مالکیه

۱ـ  فقیر باشند و مالی نداشته باشند یا نتوانند کسب و کار کنند یا اگر مالی داشته باشند و قبل از رسیدن به سن بلوغ تمام شود، نفقه بر عهده پدر واجب می‌شود. ۲ـ  پدر باید عاقل بالغ و قدر بر کسب باشد ولی اگر مجنون یا عاجز باشد، نفقه از پدر ساقط می‌شود. همچنین اگر فرزند به صورت مجنون و یا عاجز بالغ شود نفقه همچنان بر پدر باقی می‌ماند. ۳ـ فرزند مملوک نباشد. ۴ـ پدر موسر باشد. همچنین پدر مجبور نیست بر فرزند انفاق کند.

اما دختر باید آزاد باشد  که در این حالت نفقه بر عهده  پدرش است تا زمانی که زوج بر او دخول کند. سپس بر عهده شوهر می‌شود. ولی اگر دختر زمنه یا فقیر باشد و زمن او استمرار داشته باشد، سپس شوهر او را طلاق دهد یا بمیرد، نفقه دختر به پدر بر می‌گردد؛حتی اگر بکر و صغیره برگردد. ولی اگر بیوه بالغ صحیحه برگردد نفقه بر عهده پدر بر نمی‌گردد. همچنین مالکیه معتقدند که بر مادر واجب نیست نفقه فرزندش را بدهد حتی اگر موسر باشد. [۴] مقاله - متن کامل - پایان نامه

۳ـ۲ـ۵ـ۳ شرایط نزد شافعیه

نفقه دادن به فرزند واجب است به سه شرط زیر: ۱ـ صغیر باشد و قادر به کار کردن باشد زمن نباشد. ۲ـ فقیر نباشد پس اگر صغیر غنی یا زمن غنی باشد، نفقه بر عهده پدر نمی‌باشد و ازمال طفل پرداخت می‌شود. ۳ـ آزاد باشد.

اما نفقه دختر بر عهده پدر است تا زمانی که ازدواج کند. ولی اگر بتواند ازدواج کند اما امتناع کند نفقه او از عهده پدر ساقط می‌شود. و بر پسر لازم است کار کند اگر قادر به کسب و کار باشد و نفقه دادن بر مادر واجب نیست و فقط باید مدت کمی از هنگام تولد فرزندش به او شیر دهد زیرا فرزند به خوردن شیر مادر برای اولین بار نیاز دارد همچنین مادر را برای رضاع مجبور نمی‌کنند.[۵]

۳ـ۲ـ۵ـ۴ شرایط نزد حنابله

نفقه بر پدر به شرط‌های زیر واجب  می‌شود:

۱ـ  فقیر نباشد؛ یعنی موسر باشد.  موسر به معنای اینکه مال داشته باشند یا توانایی بر کسب وکار باشند. ۲ـ پدر یا کسی که عهده دار انفاق است، باید مال داشته باشند که از نفقه خود همسر و خادم زائد بماند تا بتواند انفاق کند.۳ـ پدر و فرزند هردو آزاد باشند. و اگر هردو مملوک باشند نفقه بر عهده هیچ کدام از آنان نمی‌باشند.

می‌توان به طور خلاصه که در کتاب الوجیز آمده است، شرایط وجوب نفقه بر فرزند را به این شکل بیان کرد:

۱ـ پدر بتواند به آسانی نفقه را بپردازد یا قدرت و توانایی کسب را داشته باشد به رأی جمهور، ولی مالکیه این شرط را لازم برای انفاق پدر بر فرزندان خود نمی‌دانند. به  مالکیه، نفقه بر فرزند واجب نیست وقتی که  قادر به کسب یا مال داشته باشد. حنفیه و شافعیه طلبه علم را مستثنی کرده‌اند و بیان می‌کنند که نفقه بر آنان واجب می‌شود حتی وقتی که بتوانند کسب کنند. زیرا کسب علم نیاز به فراغت دارد. همچنین حنفیه ابناء الکرام (یعنی: کسانی که کار کردن را برای خود زشت می‌دانند) را مستثنی کرده‌اند، فرزند باید فقیر باشد و توانایی و قدرت کسب و کار ندارد.

۲ـ در دین با هم اختلاف نداشته باشند، به نظر حنابله ، ولی جمهور فقها این شرط را لازم نمی‌دانند به ظاهر آیه‌ «وَعَلَى الْمَوْلُودِ لَهُ رِزْقُهُنَّ وَکِسْوَتُهُنَّ بِالْمَعْرُوفِ». [۶]

۳ـ۲ـ۶ استقلال پدر در نفقه دادن بر فرزندان خودش

هیچ ‌کس در نفقه دادن بر فرزندان با پدر شریک نمی‌شود زیرا که فرزندان  جزئی از پدر می‌باشند و احیای آنان مانند احیای  نفس بر او واجب است بر اساس قول حق تعالی «وَعَلَى الْمَوْلُودِ لَهُ رِزْقُهُنَّ وَکِسْوَتُهُنَّ بِالْمَعْرُوفِ».

فقها اتفاق نظر دارند  که اگر پدر موجود باشد و موسر و توانایی بر کسب و کار داشته باشد، نفقه فرزندان بر عهده اوست و هیچ کس با او در نفقه دادن شریک نیست. براساس «وَعَلَى الْمَوْلُودِ لَهُ» که اینجا پدر حصر شده است. ولی در مذهب مالکیه، حتی اگر پدر توانایی کسب را داشته باشد نفقه بر او واجب نیست و اما نزد حنفیه، اگر پدرْ  فقیر باشد یا عاجز و مریض باشد یا بمیرد، در این حالات نفقه بر اصول مانند: جد و جده (مذکر باشند یا مؤنث) واجب می‌شود به شرط آنکه توانایی پرداخت نفقه را داشته باشند.

ولی مالکیه نفقه را فقط بر پدر محدود کرده‌اند و دلیلشان این است که پیامبر (صلی الله و آله) نفقه را به ترتیب بر نفس، سپس اهل عیال، سپس خادم محدود کرده است. ولی شافعیه نفقه را بر مادر واجب کرده است اگر پدر عاجز باشد یا موجود نباشد زیرا  خداوند متعال در آیه ۲۳۳ سوره مبارکه بقره می فرماید: «َلا تُضَارَّ وَالِدَهٌ بِوَلَدِهَا وَلَا مَوْلُودٌ لَهُ بِوَلَدِهِ» ولی حنابله نفقه را بر همه وراث به قدر میراث لازم دانسته‌اند به دلیل  «وَعَلَى الْمَوْلُودِ لَهُ» و «وَعَلَى الْوَارِثِ مِثْلُ ذَلِک» بر پدر نفقه رضاع واجب می‌باشد، سپس وارث را به آن مقدور کرده است. [۷]

 

۳ـ۲ـ۷ مقدار نفقه

مقدار نفقه فرزندان نزد اهل سنت مقدار کافی از خوراک و پوشاک و مسکن و رضاع است اگر رضیع باشد. نفقه به قدر مال منفق و عادت‌های همان شهر و بلاد است. و این نفقه اصلاً به صورت دین در ذمه قرار داده نمی‌شود بر خلاف زوجات، ولی نزد شافعیه دین در ذمه پدر قرار داده می‌شود. و این نفقه در نزد فقها با مرور زمان ساقط می‌شود زیرا بدون قبض یا دین قرار دادن آن زیرا مرتبط با نیاز فرزند می‌باشد و مرور زمان قرینه بر زوال نیاز است.[۸]

پس می‌توان نتیجه گرفت که اکثر اهل سنت به نفقه دادن به فرزندان اتفاق دارند و آن را واجب دانسته‌اند.

حال باید دید فرزندانی که از ازدواج‌های نو ظهور به دنیا آمده‌اند، نفقه آنان بر عهده چه کسی یا کسانی است. در قبل بیان شد که حکم شرعی ازدواج‌های نوظهور از منظر اهل سنت چیست. اگر این ازدواج ها صحیح قلمداد شوند حکم فرزندان ناشی ازاین ازدواجها همانند ازدواج صحیح می‌باشد و این فرزندان مستحق نفقه هستند که اکثر اهل سنت بیشتر این ازدواج ها را ازدواج صحیح فاسد یا باطل دانسته‌اند؛ پس با توجه به حکم آنها می‌توان نتیجه گرفت که نفقه این کودکان به چه صورت است.

۳ـ۳ حق حضانت کودک

یکی از بحث های مهم مربوط به حقوق کودکان، حق حضانت آنان است که آیا حضانت حق برای آنهاست؟ و آیا پدر و مادر مجبور به حضانت طفل خود هستند؟ شرایط حضانت چیست؟ این مسائل در این قسمت  از نگاه اهل سنت بیان می‌شود.

اهل سنت بیان می‌کنند که از بدو تولد سه ولایت بر طفل ثابت می‌شود: ولایت تربیت، ولایت بر نفس، ولایت بر مال اگر مالی داشته باشد.

در ولایت اولی که همان ولایت تربیت است،  نقش اول را در آن، زنان ایفا می‌کنند که حضانت نام‌گذاری شده است.

۳ـ۳ـ۱ معنای حضانت

حضانت از «حضن» گرفته شده است؛ به معنی الجنب یعنی کنار و بغل. و شرعاً به معنی تربیت طفل به دست کسی که حق حضانت در دست اوست یا تربیت و حفظ کسی که در امور شخصی خود نمی‌تواند مستقل باشد و نمی‌تواند در مورد چیزهایی که او را آزار دهند از خود محافظت کند؛ مانند:  طفل و مجنون.

همچنین در تعریفی دیگر آمده است که حضانت همان رعایت شئون و امور طفل و تدبیر کارهای او، از جمله: اطعام و پوشش و خواب و تمیز نگه داشتن وی تا سن معین است.[۹] همچنین حضانت هیچ ارتباطی با ولایت در ازدواج طفل و احوال طفل ندارد.[۱۰] حضانت همان تربیت  فرزند تا مدتی است که طفل نمی‌تواند از زنان یا کسی که حقْ در تربیت او دارد مستغنی شود و یا در برهه‌ای از زندگی است که محتاج نگهداری می‌باشد و آن حق برای مادر و سپس برای محارم طفل از زنان می‌باشد و وجوب آن حقْ  بر آنان ثابت شده است. و همچنین آثار صحیحه‌ای بر اینکه زنان احق در حضانت هستند وارد شده است. کاسانی بیان می‌کند که حضانت فقط برای زنی است که با طفل محرم باشد.[۱۱]

از تعاریفی که بیان شد می‌توان این چنین گفت که حضانت همان تربیت و نگهداری طفل در دورانی است که نمی‌تواند از خود محافظت کند و احق در نگهداری طفل  مادر اوست که بهتر می‌تواند از طفل خود نگهداری و مراقب کند. اما آیا حق حضانت واجب است؟ آیا بر پدر و مادر واجب است که از کودک خود نگهداری کنند؟

به نظر اهل سنت، حق حضانت برای حفظ طفل از هلاکت واجب است. به نظر حنفیه و مالکیه و غیره، صاحب حق حاضن می باشد . در واقع سه حق به حضانت تعلق می‌گیرد: حق حاضنه، حق محضون و حق پدر یا کسی که در مقام او باشد و اگر این حقوق در تعارض قرار بگیرند، حق محضون مقدم می‌شود.[۱۲]

پس می‌توان نتیجه گرفت که حضانت همان حقظ و نگهداری طفل در دورانی است که نیاز به مادر دارد و بر او واجب است تا طفل خود را حفظ و نگهداری کند تا طفل هلاک نشود و مادر احق در حضانت کودک خود است اما اگر مادر نباشد، برعهده دیگر محارم طفل خواهد بود. اما اهل سنت بیان کرده‌اند که  حاضنه یا حاضن  باید دارای شروطی باشند تا بتوانند از طفل نگهداری کنند.

۳ـ۳ـ۲ شروط استحقاق حضانت

سه نوع شرط وجود دارد،: شروط عامه در زنان و مردان، شروط خاص در زنان و شروط خاص مردان.

۳ـ۳ـ۲ـ۱ شروط عامه در مردان و زنان

الف و ب) بلوغ و عقل؛ پس حضانت به صغیر غیر ممیز و مجنون و المعتوه نمی‌رسد.

ج) توانایی بر تربیت محضون و آن هم توانایی نگهداری صغیر در خُلق و صحت او؛ پس حضانت دادن به عاجز، مسن، مریض یا کسی که بیرون از خانه کار می‌کند، مانند زنی که کار کند و کار او مانع رسیدگی در تربیت فرزند می‌شود، نمی‌رسد.

د) امانت در اخلاق؛ حضانت ندادن به کسی که تربیت طفل و تقویم اخلاق طفل برای او مهم نباشد، مانند: زن یا مرد فاسق.

ه) اسلام؛ و آن شرطی نزد شافعیه و حنابله است که حضانت دادن به غیر مسلم جایز نیست زیرا کافر ولایتی بر مسلمان ندارد و شاید فتنه بر دین شود.اما مالکیه و حنفیه آن را شرط ندانسته‌اند. [۱۳]

۳ـ۳ـ۲ـ۲ شرایط خاص در زنان

۱ـ با اجنبی یا با قریب غیر محرم به صغیر ازدواج نکرده باشد؛ اهل سنت بر این شرط بر اساس حدیث المتقدم «انت احق بما لم تنکحی» اتفاق نظر دارند.

۲ـ باید از ذات رحم محرم با صغیر باشد؛ مانند: مادر، خواهر یا مادر بزرگ. اما برای دختر عمو یا عمه یا دختران خاله و دایی بر پسران، بر اساس عدم محرمیت، حضانت نیست.

۳ـ  از حضانت کردن امتناع نکرده باشد و پدر معسر باشد و نتواند اجرت را بپردازد.

۴ـ حاضنه در خانه‌ای که صغیر آن را دوست نداشته باشد مقیم نشود، زیرا باعث آزار و گمراهی او می‌شود.

۳ـ۳ـ۲ـ۳ شروط خاص مردان

الف) به نظر حنابله و حنفیه، اگر محضون دختر بچه باشد و دختر بچه بالغ هفت ساله باشد ـ به خاطر حذر کردن از خلوت کردن با آن ـ حاضن باید محرم محضون باشد.

ب) باید نزد حاضن کسی مثل زن، مادر، خاله یا عمه باشد که بتواند بچه را نگهداری کند زیرا که مردان قدرت و صبر نگهداری از طفل را مانند زنان ندارند.

ج)  حاضن با محضون به سفری که مسافت آن ۱۳۳ کیلو‌متر باشد، نرود. [۱۴]

به طور کلی می‌توان این چنین بیان کرد: در شروط حضانت اتفاق شد که در حضانت باید زن یا مادر عاقل، امین و عفیف باشد و فاجره یا رقاصه نباشد و مشروب نخورد و در نگهداری طفل خود اهمال نکند و منظور از دارا بودن این صفات، حفاظت طفل از لحاظ صحت و سلامت جسمی و خُلقی اوست. همچنین این شروط در حاضن مرد هم لحاظ می‌شوند.

در این مسئله که آیا اسلام شرط در حضانت است یا خیر، شافعیه آن را شرط دانسته‌اند اما بقیه مذاهب آن را شرط ندانسته‌اند جز در حنفیه که ارتداد حاضن یا حاضنه  را  سقوط حضانت می‌دانند. امامیه بیان می‌کنند که حاضن باید عاری از امراض مُسری باشد. همچنین حنابله بیان کرده‌اند که حاضنه باید بیماری‌هایی مانند جذام و برص نداشته باشد، زیرا مهم این است که به طفل ضرر نرساند. همچنین مذاهب اربعه بیان کردند که اگر مادر طلاق بگیرد و با یک مرد اجنبی (غریبه) ازدواج کند، حضانتش ساقط می‌شود ولی اگر با یک مرد رحم (فامیل طفل) مانند عموی طفل ازدواج کند، حضانتش باقی می‌ماند. شافعیه و حنابله، بر خلاف مالکیه، بیان کرده‌اند که اگر مادر از زوج دوم خود طلاق بگیرد، مانع حضانت رفع می‌شود و حضانت طفل به او بر می‌گردد.[۱۵]

پس حاضنان با دارا بودن این شرایط می‌توانند از طفل خود حضانت کنند. اما این حضانت حق کدام یک از پدر و مادر می‌باشد؟ آیا حق مادر به تنهایی است یا حق پدر؟

[۱] . همان.

[۲] . همان،ص ۲۵۵٫

[۳] . جزیری، الفقه علی مذاهب الاربعه ، ص ۶۹۶ ،ج ۴٫

[۴] . همان، ص ۶۹۶و.۶۹۷٫

[۵] .همان، ص ۶۹۷٫

[۶] . زحیلی، الوجیز، ص ۲۴۳و۲۵۵ ،ج ۳٫

[۷] . همان، ص ۲۵۶٫

[۸] . همان، ص۲۵۶ و ۲۵۷؛ همچنین رجوع شود به: جزیری ،الفقه علی مذاهب الاربعه ،شرح ص ۶۹۷، ج ۴٫

[۹] . زحیلی، الوجیز، ص ۲۲۳ ، ج ۳٫

[۱۰] . مغنیه، جواد، الفقه علی مذاهب خمسه، ص ۳۷۷،ج ۲.

[۱۱] . ابوزهره ،احوال شخصیه، ص ۴۰۶٫

.[۱۲] زحیلی،الوجیز، ص ۲۲۳، ج ۳٫

[۱۳] . همان، ص۲۲۶٫

[۱۴] . همان ،ص۲۲۷٫

[۱۵] . مغنیه ،جواد، الفقه علی مذاهب خمسه، ص۳۷۸ و۳۷۹، ج۲؛ همچنین رجوع شود به: ابوزهره، احوال شخصیه، ص ۴۰۷و ۴۰۸٫

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *