ضرورت تغییر برخی نگرش‌ها جهت از بین بردن سقف شیشه‌ای در ایران

طبق چیزی که، گفته شد لازمه در جستجوی مفاهیم تازه تری از قدرت باشیم. که هرچند در پذیرش اونا با همدیگه متفقیم، در عمل راه زیادی واسه اجرا و به کار بستن اونا داریم. از جمله معانی قدرت، قدرتیه که در رابطه با بزرگ ترین توفیقات دینی، فلسفیف هنری و تجارب علمی به دست میاد. از دیگر معانی قدرت، قدرت اخلاقی و پیروی از سرمشق هاییه که از تفوق اخلاقی زیادی نسبت به بقیه بهره مند هستن، وسیله ای قطعی در تجهیز و بسیج نیروهای بیکران تلاش آدم ها در میدون های اجتماعی و فردی.

اینطوری قدرت اولیای امور نه واسه حکومت، تفوق و ترتب و تفیذ اراده ی ایشون که در جهت جلب پشتیبانی و اعتماد مردمون و از راه مشاوره های آزاد و روشن و تا حد امکان گسترده و همه جانبه اعمال می شه. اینجور جامعه ای بی دودلی از اعمال زور و بی عدالتی علیه هر کدوم از اعضایش (از جمله زنان)دوری می کنه. مهم تر اینکه اینجور تعابیری از قدرت نمی تونه بدون حضور نگاه های زنونه که بر اساس محبت و مشارکت و رشد دادنه، در جامعه نهادینه شه.

محبت

ب) تغییر نگاه نسبت به کار: نظام اشتغال امروز هدفی بسیار نازل رو دنبال می کنه که به درستی یعنی « به دست آوردن امکانات هر چی بیشتر واسه مصرف کاراهایی که عرضه می شه». مشاغل کاذب، اختلاس، بی انصافی و بی میلی نسبت به اجرای دوستانه ی وظایف شغلی از جمله عواقب اینجور نگرشی به کاره. بنابر این در می یابیم که در اشتغال و کار نیازمند ارزش های اخلاقی جدیدی هستیم که کار رو از سطح دعوا باقی موندن، به خدمت به همنوع و عمران زمین که محل زندگی نوع بشره، مبدل می سازه. اینجور معنایی از اشتغال نیاز به قدرت مداری که همیشه زنان رو فرودست نگاه داشته، نخواد داشت بلکه بر استعدادهای ذاتی نوع آدم در خدمت و محبت و تعهد دوستانه در اجرای وظایف اقتصادی متکیه که در زنان فت و فراوون یافت می شه و البته مردان هم از اون بهره مندند.

اقتصادی

ج) روابط انسانی و نقش های خانوادگی: اگه جامعه امروز جهانی، جامعه ای مترقی و بالغه و اگه داعیه عدالت اجتماعی و حقوق بشر واسه تأمین بیشترین حد بهره مندی اعضای جامعه از امکانات رفاهی و خوشبختی حقیقی رو داره، لازمه وسعت عدالت اجتماعی و درک از مصادیق بشر و حقوق بشر رو از دایره مردان خارج سازه و تا بخش زنان گسترش بده. بی شک بشریتی که میتونه حقوق حیوانات و گیاهان و کوه ها و دریاها و آسمون رو از راه قوانین حفظ محیط زیست رعایت کنه، ضعیف نیس از اینکه بر اعاده ی حقوق نصف جمعیت خود همت گمارد و روابط انسانی رو بر مبانی جدیدی طراحی و تعریف کنه. تنها اینجور عدالت واقعاً گسترده ای قادر میشه، نقش زنان در جمیع میدون های اجتماعی رو به راه مؤثری بهتر کنه و هم در روابط خانوادگی، هم در روابط کاری اونا رو در عرض مردان و برابر با اونا بذاره.

محیط زیست

د) هویت زنونه: ارزش آدم به روح انسانه و جسم و روح انسانی بدون جنسیته. جنسیت از یه جنبه، چیزی زیست شناختی و جسمانیه و از جنبه ای دیگه ساخته ی اجتماعیه که براساس انتظارات فرهنگی، نقش های زنونه و مردونه رو تفکیک و تعریف می کنه. از این رو هویت انسانی و الهی ما جداگونه از جنسیت می تونه رشد و پیشرفت یابد. پس هویت زنونه و مردونه دلیل تفوق و برتری نمی تونه باشه. هر دوی این هویت ها مادام که به هویت واقعی انسانی تقرب جویند، می تونن مکمل همدیگه واسه خوشبختی و رفاه و رستگاری نوع بشر باشن. بی فکر پرنده با یه بال، هر چقدر قوی باشه، قادر به پرواز نخواد بود (مهرگانی، ۱۳۸۶).

۲-۸ نگاهی به وضعیت زنان در ایران

بررسی وضعیت تحصیلی زنان شاغل نشون می دهد که سهم اشتغال زنائی که دارای تحصیلات عالی هستن بالاتر از سهم اشتغال زنانیه که تحصیلات کم دارن. واسه نمونه، در سال ۱۹۸۶ میلادی ۶/۸ درصد از کل شاغلان ایران رو زنان تشکیل می داده ان که این وسط سهم زنان بیسواد ۹/۳ درصده. سهم زنائی که تحصیلات متوسطه دارن ۱۷ درصد و سهم زنائی که تحصیلات عالی دراند ۲/۲۴ درصده. از این رو، به آسونی می توان نتیجه گیری کرد که هرچه تحصیلات زنان زیاد شه، بخت و احتمال اشتغال اونا هم افزایش پیدا می کنه. نگفته پیدا هستش که با افزایش تحصیلات زنان، کیفیت اشتغال و نوع اشتغال اونا هم بهبود می یابد.

البته باید به این نکته توجه کرد که زنان بیشترً وضعیت اشتغال خود رو در آمارگیری ها اعلام نمی کنن که این نشون دهنده ی اینه که خیلی از زنان در ایران در بخش های غیررسمی اقتصاد مشغول به کاراند، یا به دلیل مشکلات و تعصب های فرهنگی و اجتماعی از واگویی وضعیت اشتغال خود ترس دارن. اشتغال زنان در بخش های غیررسمی اقتصاد نشون دهنده ی ضعف ساختار اقتصادی کشوره.
اقتصاد

در اینجور بخش هایی زنان در شرایط نامساعد کاری قرار می گیرند و بیشترً هم دستمزد بسیار پایینی دریافت می کنن. از اون جا که زنان بی سواد و زنائی که تحصیلات اکتفا ندارن نمی تونن خیلی راحت وارد بازار کار شن، ناگزیراند واسه تأمین معاش خود و کاهش شدت و اثرات فقر اقتصادی وارد بازارهای غیررسمی کار شن. اینجور شرایط هم چیزی جز بهره کشی نیروی کار زنان نخواد بود. جدول ۱ فرق فاحشی بین درآمد زنان و مردان رو در کشورای جور واجور نشون می دهد که بیان کننده بهره کشی نیروی کار زنان در بخش های غیررسمی اقتصاده.

جدول ۲-۱ مقایسه ی درآمد اکتسابی زنان و مردان در کشورای جور واجور

کشور برآورد درآمد اکتسابی(دلار، برحسب شاخص (PPP)
زن مرد
نروژ ۳۵۶’۳۱ ۳۴۰’۴۲
سوئد ۷۸۱’۲۳ ۷۰۰’۲۸
استرالیا ۶۴۳’۲۳ ۲۵۹’۳۳
کانادا ۹۶۴’۲۲ ۲۹۹’۳۶
کویت ۱۱۶’۷ ۹۷۹’۲۰
ایران ۸۵۳’۲ ۹۴۶’۹
اندونزی ۱۳۸’۲ ۱۶۱’۴
هند ۴۴۲’۱ ۸۲۰’۳
پاکستان ۹۱۵ ۷۸۹’۲

منبع: (گزارش پیشرفت ی انسانی، ۲۰۰۴: ۲۱۵ـ۲۲۰)

زنان در ایران از نظر فعالیت های اقتصادی در سطح مطلوبی به سر نمی برند. بررسی آمارها نشون می دهد که نسبت درآمد زنان به مردان در ایران ۵/۲۸ درصده در حالی که این نسبت در کشوری مانند نروژ ۱/۷۴ درصد می باشه. هر چند درکشور نروژنیز زنان فاصله ی خیلی از مردان دارن، ولی این شکاف درآمدی، که براساس شاخص برابری قدرت خرید برآورده شده، در کشور ایران بسیار شدیدتر و حادتره. از طرف دیگه مقایسه ی درآمد زنان و مردان ایران با درآمد زنان و مردان نروژ (به عنوان رتبه ی اول شاخص های پیشرفت) نشون می دهد که از ابعادی دیگه هم شکاف میان درآمد زنان و مردان در ایران بیشتر و عمیق تره. هم اون طور که در جدول ۳ دیده می شه، درآمد زنان ایرونی ۹ درصد درآمد زنان نروژیه، در حالی که درآمد مردان ایرونی ۵/۲۳ درصد درآمد مردان نروژی می باشه.

جدول۲-۲ مقایسه ی نسبت های مربوط به شاخص های درآمدی ایران و نروژ

کشور درآمد(دلار، برحسب شاخص PPP) نسبت درآمدزنان به مردان
زن مرد
نروژ ۳۵۶’۳۱ ۳۴۰’۴۲ ۱/۷۴%
ایران ۸۳۵’۲ ۹۴۶’۹ ۵/۲۸%
نسبت درآمدایران به نروژ ۰/۹% ۵/۲۳%

منبع: (برآورد براساس داده های گزارش پیشرفت ی انسانی، ۲۰۰۴)

هم اینکه یه بررسی تجربی روی ۱۰۰۳ زن و مرد شاغل تو تهران، نشون داد که نسبت دستمزد زنان به مردان ۸۰ درصده (سفیری، ۱۳۷۷: ۶۷). البته، با در نظر گرفتن این که در این بررسی تجربی تنها زنان و مردان شاغل بررسی شده ان از این رو انتظار می رود که این نسبت به عدد یه نزدیک تر شه، اما وقتی که زنان و مردان غیرشاغل هم در محاسبه ی این نسبت نگریسته شن، این شاخص بسیار کاهش می یابد که بیان کننده بالا بودن اندازه بیکاری در میان زنونه.

بررسی معیارهای توانمندسازی زنان در ایران هم نشون می دهد که حضور زنان در مشاغل کلیدی مدیریتی و هم پست های سیاسی نسبت به کشورای پیشرفته کمه. جدول ۴ این آمارها رو نشون می دهد.

 

 

جدول ۲-۳ حضور زنان در پست های سیاسی و مدیریتی

 

کشور شاخص GEM    نسبت درآمد زنان به مردان
رتبه ارزش کرسی هایپارلمانی پست های مدیریتی مشاغل حرفه ای
نروژ ۱ ۹۰۸/۰ ۴/۳۶% ۲۸% ۴۹% ۷۴/۰
سوئد ۲ ۸۵۴/۰ ۳/۴۵% ۳۱% ۵۰% ۸۳/۰
استرالیا ۸ ۸۰۶/۰ ۵/۲۶% ۳۵% ۵۵% ۷۱/۰
کانادا ۱۰ ۷۸۷/۰ ۶/۲۳% ۳۴% ۵۴% ۶۳/۰
ایران ۷۲ ۳۱۳/۰ ۱/۴% ۱۳% ۳۳% ۲۹/۰
پاکستان ۶۴ ۴۱۶/۰ ۸/۲۰% ۶% ۲۶% ۳۳/۰
ترکیه ۷۳ ۲۹۰/۰ ۴/۴% ۷% ۳۱% ۶۰/۰
پاراگوئه ۶۳ ۴۱۷/۰ ۸/۸% ۲۳% ۵۴% ۳۳/۰

منبع: (گزارش پیشرفت ی انسانی، ۲۰۰۴: ۲۲۱ـ۲۲۴)

بازم که دیده می شه در ایران زنان تنها ۱/۴ درصد از کرسی های پارلمانی رو در اختیار دارن، در حالی که این اندازه در نروژ ۴/۳۶ درصد و در پاکستان۸/۲۰ درصده. از طرف دیگه درصد حضور زنان در پست های مدیریتی و مشاغل حرفه ای و فنی در ایران به ترتیب ۹ و ۲۶ درصد و در نروژ به ترتیب ۲۸ و ۴۹ درصد می باشه، علاوه بر این که حضور زنان در پست های سیاسی و مدیریتی خیلی زیاد نیس و فاصله ی زیادی با کشورای پیشرفته داره. براساس ی بررسی مؤسسه ی تحقیق های اقتصادی وزارت کشاورزی، سهم زنان دهاتی در تصمیم گیری ها و اداره ی کارای خونه ۳۷ درصد، درکارهای قبل از تولید ۲۸ درصد، در فرآوری محضولات ۵۴ درصد و در بازاریابی فرآورده ها ۲۸ درصده، که روی هم، میانگین ۷۵/۳۶ درصدی سهم زنان دهاتی در پروسه تصمیم گیری ها، هنوز ۱۲ درصد با شرایط وضعیت مطلوب فاصله داره (صحرائیان، ۱۳۷۸: ۳۶۲ـ۳۶۳).

پایین بودن سهم زنان در مشاغل مدیریتی و هم اینکه کرسی های مجلس شورای اسلامی نشون دهنده اینه که زنان در پروسه تصمیم گیری سیاسی و تعیین هدف دولتی دخالت و نفوذ چندانی ندارن. در سطوح میانی مدیریت اجرایی کشور (استانداری، معاونت وزارت، معاونت نه هاده ها و سازمان ها) هم زنان ً حضور ندارن. نبود حضور زنان در رده های مدیریت کلان و میانی کشور موجب شده تا در دره های بعدی مدیریت های اجرایی هم زنان نتونن به کرسی های تصمیم گیری برسن و سهم خود رو در تصمیم گیری های سیاسی ـ اجرایی کشور از ۲ درصد به بیشتر زیاد کنن (همون:۳۶۶).

در بخش گذشته گفته شد که تحصیلات زنان با کیفیت اشتغال اونا رابطه داره. بررسی اندازه سواد زنان در ایران نشون می دهد که زنان از نظر آموزش هم فرق زیادی با کشورای پیشرفته دارن، به گونه ای که اندازه سواد زنان در ایران ۴/۷۰ درصد و در کشورای در حال پیشرفت ۹/۷۵ درصده که نشون می دهد که اندازه سواد زان در ایران حتی از متوسط اندازه سواد در کشورای در حال پیشرفت هم پایین تره (جدول ۵). پس می توان یکی از دلیلای عقب موندن زنان ایرونی رو از قافله ی مدیریت در کمبود مهارت های فنی و آموزش اونا جستجو کرد.

البته بررسی مشارکت زنان در فعالیت های اقتصادی نشون می دهد که از سال ۱۹۹۰ میلای تا الان در ایران پیشرفت های زیادی به دست آمده، به گونه ای که شاخص اندازه فعالیت های اقتصادی زنان در ایران ۱۳۹ می باشه که ندرت طی یه ونیم دهه گذشته رشد ۳۹ درصدی داشته، هرچند هنوز فاصله ی زنان تا وضع مطلوب خیلی زیاده. متوسط این شاخص در جهان ۱۰۲ و در کشورای پیشرفته ۱۰۶ اشت (گزارش پیشرفت انسانی، ۲۰۰۲ ـ۲۲۹ـ۲۳۲).

 

 

جدول ۲-۴ مقایسه ی اندازه سواد زنان در کشورای جور واجور

شاخص سواد بزرگسالان
زنان نسبت زنان به مردان
کشورای در حال پیشرفت ۹/۷۵% ۸۸%
کشورای کمتر پیشرفته ۳/۴۳% ۷۰%
کشورای عربی ۸/۵۱% ۷۰%
شرق آسیا و پاسفیک ۲/۸۶% ۹۱%
آمریکای لاتین و کارائیب ۷/۸۷% ۹۸%
جنوب آسیا ۸/۴۰% ۶۷%
صحرای آفریقا ۹/۵۵% ۷۹%
اروپای مرکزی و شرقی ۱/۹۹% ۱۰۰%
سنگاپور ۶/۸۸% ۹۲%
بحرین ۲/۸۴% ۹۲%
کویت ۰/۸۱% ۹۶%
قطر ۳/۸۲% ۹۷%
ایران ۴/۷۰% ۸۴%
پاکستان ۵/۲۸% ۵۳%

منبع: (گزارش پیشرفت ی انسانی ۲۰۰۴: ۲۲۵ـ۲۲۸)

 

رفع مشکلات و محدودیت های اشتغال زنان نقش بسیار مؤثری در بهبود شرایط اقتصادی کشور و افزایش توان اقتصادی اون داره. بررسی شاخص های پیشرفت جنسیتی در ایران نشون می دهد که زنان در بخش های زیر با مشکلات زیادی روبه رو هستن که نیازمند برنامه ریزی واسه رفع اونا و ارتقای جایگاه ایران در گزارش های پیشرفت انسانیه:

ـ زنان مهارت های لازم رو واسه ورود به بخش صنعت ندارن.

ـ ارزش افزوده کار زنان در بخش صنایع دستی به درستی برآورد نمی شه.

ـ زنان در بخش خدمات تنوع شغلی ندارن.

البته عوامل دیگری هم هست که باعث می شه زنان نتونن در محیط کاری حضور خیره کننده داشته باشن. بررسی ها انجام شده نشون می دهد که زنان شاغل در محیط کاری اینجور مشکلاتی دارن.

ـ فرق در پرداخت دستمزد بین زنان و مردان در شرایط مساوی (صائمیان، ۱۳۷۶: ۴۶).

ـ بی عدالتی کارفرمایان در مورد زنان و مردان در شرایط مساوی کاری.

ـ نبود هدف جدی در مورد احقاق حقوق زنان.

ـ جبهه گیری مردان در برابر زنان موفق و کارشکنی اونا.

ـ نبود تنوع شغلی واسه زنان و محدودیت فرهنگی واسه اشتغال زنان.

ـ گذاشته شدن خلاقیت و نوآوری های زنان به حساب کارفرمایان یا رؤسای اونا.

ـ وجود قوانین مخالف با روحیه زنان.

ـ ایجاد مشکلاتی واسه افزایش رتبه کاری زنان.

ـ دوری زنان از زدوبند واسه دسترسی به منابع قدرت و پول و پله و سرمایه.

ـ کمتر بودن سهم زنان از مردان در فعالیت های اقتصادی.

ـ مشارکت محدود و ناچیز زنان در تصمیم گیری های سیاسی و کلان کشور.

ـ پیشرفت کم زنان در پست های مدیریتی در چند دهه گذشته.

با در نظر گرفتن جایگاه زنان و ضرورت برنامه ریزی واسه توانمندسازی مدیریتی اونا، دولت در برنامه ی چهارم پیشرفت به این بحث توجه کرده. بر سااس ماده ی ۱۸۰ این برنامه، دولت موظفه با هدف تقویت نقش تدوین، تصویب و اجرای برنامه کامل پیشرفت مشارکت زنان شامل:

زنان در جامعه و پیشرفت فرصت ها و گسترش سطح مشارکت اونا در کشور اقدام های زیر رو عادی داره:

۱ـ بازنگری قوانین و مقررات، تقویت مهارت های زنان متناسب با نیازای جامعه و تحولات فن بیاری، سرمایه گذاری در فرصت های اشتغال زا، توجه به ترکیب جنسیتی عرضه نیروی کار، ارتقای کیفیت زندگی زنان و هم افزایش باورهای عمومی نسبت به لیاقت اونا.

۲ـ تنظیم و ارائه پیشنهادات مربوط به تحکیم نهاد خونواده واسه تصویب در مراجع ذی صلاح.

۳ـ انجام اقدام های لازم واسه رفع خشونت علیه زنان.

۴ـ پشتیبانی از ایجاد و گسترش سازمان های غیردولتی، نهادهای مدنی و تشکل های زنان.