سایت مقالات فارسی – طراحی مدل مدیریت استراتژیک برند باشگاه های لیگ برتر فوتبال ایراناهمّیّت بازتاب قَداسَت فال و استخاره …

تـــا سعد خداوند بمن بنده نپیوست نگسست زمن دهـــرو نرستم ز وبـــالش
امــروز کـزو طالع مسعود شد ستم از دهــــــــر چـه اندیشم و زبیم زوالش
هرکـــو سرش از طاعت آن شیر بتابد گر شیرنراست او بخورد مــــاده شِگالش
ور طالعِ فــالش بمثل مشتری آیـــد مریّخ نهد داغی بــــر طلعتِ فــــــالش
همان، ۱۳۷۲: ۲۳۲)
خاقانی در شعر به «اخترشناسی زایچهایی» اشاره نموده است :
زایجهٔ طـــــالعت مطالعـــه کـــردم سلطنت از مــــوضع السهام بـــرآمــــــد
( خاقانی،۱۳۷۵ : ۱۴۷)
وی نقش زیـــــاد طــــالــــع من در زایجــــــهٔ فنـــــــات جــــــویــــم
( همان ،۳۰۵)
دراین ابیّات واژههای طالع، هیلاج ( واژۀ یونانی است. و به معنی چشمۀ زندگانی و مجازاً به معنی زایچۀ مولود)، اختر سعد، قران انجم، برج میزان و کیوان واژههای تخصصی برای طالع بینی هستند .
امیـــد به طالــع است کــز عمر هیـلاج بقــا چنـــان ببینــــــم
کــان درسنهٔ ثـــون اختــر سعد در طـالـــع کامـــران ببینـــــم
شش سال دگـــــر قـران انـجم درآذر و مهــــــرگـــان ببینـــــم
هـر هفت رسد به بــــرج میزان تا بیست و یکش قــــران ببینــم
کیـــوان به کنــاره بینم ار چه هر هفـــــت به یک مکان ببینـــم
(همان،۲۶۷)
نظامی، در هفت پیکر، به نقش ستاره شناسان در طالع بینی و فال زدن با ستارگان اشاره کردهاست. وی به «صد ستارهشناس» اشاره کردهاست، گویا برای اثبات وصحّت طالع بینی از چند ستاره شناس استفاده می شده است. ابیات:
طالــع تخت و پـــادشـــاهی او فرخ آمـــد زنیک خواهــــــــی او
پیش از آن را صد ستاره شنــاس از پی بخت بود داشتــــــه پـــاس
اسدی بود کرده طــــالـع تخــت طـــالعی پایدار و ثـــابت و سخت
آفتابی در اوج خــویش بلنـــــد در قــــران با عطــــاردش پیونـد
زهره در ثور و مشتری در قــوس خــانه از هردو گشته چون فردوس
در دهم ماه و در ششم بهــــرام مجلس آراسته به تیغ وبه جــــام
دست کیـــوان شده ترازوسنـــج سخته از خاک تا به کیــوان گنـج
چون بدین طـالع مبارک فــــال رفت بر تخت شاه خوب خصــــال
( همان، ۶۶۹)
ستارۀ زهره سعدو مبارک است.
میگشتی ومیگفتی ای زُهره بمن بنگر سرمستم و آزادم زاد بـــارک و اقبالک
( مولانا،۱۳۶۶: ۵۱۲)
سال سال ماست و طالع طالع زهر ‌ست و ماه ای دل این عیش و طرب حدی ندارد تن بـزن
(همان،۷۳۷)
نشنوم پند کسی پندم مده جان پدر من پدر یافته‌ام سوی پدر مـی نـــــروم
شمس تبریز مرا طالع زهره داده‌ست تا چو زهره همه شب جز به بطر می نروم
(همان،۶۲۶)
جز طالع مبارک از مشتری چه یابی جز نقدهای روشن از کان زر چـه آیـــد
( همان،۳۴۵)
زُحل(کیوان) ستارهای درآسمان هفتم و ستارۀ نحس است. از دوری و بلندی که نسبت به زمین دارد زُحل نام گرفته و مظهر فهم و شعور است.
برهفت فلــــک بگذر افسون زُحل مشنو بگذار مُنجّـــم را در اختــــر و درفـــــالک
دی منجّم گفت دیدم طالعی داری تو سعد گفتمش آری و لیک از ماه روز افزون خویش

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت  jemo.ir  مراجعه نمایید.