دسته بندی علمی – پژوهشی : طراحی مدل مدیریت استراتژیک برند باشگاه های لیگ برتر فوتبال ایراناهمّیّت بازتاب …

برفت او و این نامه ناگفته مـا نـــــد چنان بخــــــت بیدار او خفته مانـــد
(فردوسی،۱۳۷۸،ج۱: ۳۴)
بخت خواب آلود ما بیدار خواهد شد مگر زان که زد بر دیده آبی، روی رخشان شما
(حافظ،۱۳۸۴: ۱۰)
نیست در شهر نگاری که دل ما ببرد بختـــــم ار یار شود رختم از این جـا ببرد
(همان، ۱۰۰)
دراین بیت حافظ میگوید: هیچ منجُم نمیداند، که درموقع تولّدم کدام ستاره از اُفق طلوع کرده بود. تا طبق آن اشکال نجومی سرنوشت وبخت من پیشگویی شود .خدایا مادرروزگار مرا با چه طالع و بختی به دنیا آورده است .تولّد من باطلوع کدام ستاره مقارن بوده وازآن اثرپذیرفته است.
کوکب بخت مرا هیچ منجّم نشناخت یــــارب ازمـــادر گیتی به چه طالـــع زادم
(حافظ،۱۳۸۴: ۲۴۵)
کَرمِ بخت، بخت واقبالی که خدابه من داده دربارۀ من جوانمردی و بزرگواری کردۀ که آن معشوق سخت دل دوباره با من برسر مهرآمده است.
مردمی کرد و کرمِ بخت، خداداده به من کان بت سنگدل ازراه وفـــــا بـــاز آمــد
(همان،۱۳۲)
صبح آخر دیدهٔ بختم چنان شد پرده در صبح اول دیدهٔ عمرم چنان شد کــم بقــــا
(خاقانی، ۱۳۷۴: ۲)
قلم بخــت من شکسته ســر است مـــــوی در ســـر ز طالـــع هنـــر است
بخــت نیــک، آرزو رسان دل است کــــــــه قلــــم نقش بــند هر صور است
نقش امید چون تــــوانـــد بسـت قلمـــــی کـــــز دلـــــم شکسته‌تر است
دیده دارد سپید بخـــت سیـــــاه این سپید آفــــت سیــــاه ســــــر است
بخــــت را در گلیم بـــــایــستی این سپیدی بـــرص که در بصـــــر است
چشـــم زاغ است بر سیاهی بـــال گر سپیدی به چشـــــــــم زاغ در اســت
(همان،۶۳)
عید آمد و عید آمد وآن بخت سعید آمد برگیر و دُهل می‌زن کان ماه پدید آمــــد
عیدآمد، ای مجنون، غلغل شنو از گردون کان معتمدسدره ازعرش مجیــــدآمــــد
(مولانا،۱۳۶۶: ۲۶۸)
زبخت نارسا نگرفت دستم گردن مینا مگر مژگان دماند، اشک و گیرد دامن مینا
( بیدل دهلوی ، ۱۳۷۱ : ۷۸)
ای جنون برخیز تا مینای گردون بشکنم طالع برگشته تا کی گردش ساغر بـــــود
( همان، ۶۷۷)
بـــــــاد یـــارب مبــارک و میمون برتــــــو فرخنــده بخت فـــرخ فــــال ( همان، ۱۷۰)
۴-۵- مُروا ومُرغوا دراشعار
مُروا به معنی فالگرفتن در اثر احساس نیاز امدادی و شنیدن صدایی خاموش و غیبی است. در زبان فارسی به فالخوش، مُروا و به فال بد و ناخوش، مُرغوا و صداهای زاغ، کلاغ و جغد را به فال بد میگرفتند. اهور،۱۳۷۲،ج۳: ۱۷۴۶)
مُروا در اشعار:
دردیوان رودکی تنها واژهایی که به معنی فال نیک آمده «مُروا» است.
روزه به پایان رسید و آمـــــد نوعید هـــرروز بــــرآسمانت بــــادا مُــروا
( رودکی، ۱۳۷۸ :۵۳)
لب بختِ پیــــروز را خنـــده ای مـــــرا نیز مُـــــروایِ فرخنـــده ای
( همان، ۹۸)
ناصر خسرو در دیوان اشعارش یک بار از واژه « مُروا » استفاده کرده است :
آسمان و تن از ایشان در جهان پیدا شود تا نجوم فضل را می مرکز مُروا شود
( ناصرخسرو،۱۳۶۳: ۱۳۳)