سايت مقالات فارسی – معناشناسی واژه حکمت به روش ایزوتسو در نهج البلاغه- قسمت ۱۲

«وعَجائب ما نَطَقَتْ بِهِ آثارِ حِکْمَتِه و اعتراف الحاجَهِ مِنَ الخلق الی اَنْ یقَیمَها بِمسّاکِ قُوَّته…»[۲۹۱]
ابن ابی الحدید ر شرح آن می نویسد:
«و شگفتى‏هاى آثار رحمت خود، که همه با زبان گویا به وجود پروردگار گواهى مى‏دهند را به ما نشان داده که بى اختیار ما را به شناخت پروردگار مى‏خوانند. در آنچه آفریده آثار صنعت و نشانه‏هاى حکمت او پدیدار است، که هر یک از پدیده‏ها حجّت و برهانى بر وجود او مى‏باشند، گرچه برخى مخلوقات، به ظاهر ساکت‏اند، ولى بر تدبیر خداوندى گویا، و نشانه‏هاى روشنى بر قدرت و حکمت اویند.»[۲۹۲]

  1. ۴٫ اعَلامُ حِکمته

﴿فَطرَتِ البَدائِعُ الّتی اَجْدثُتها آثارُ صَنْعته، واَعَلام حِکمته …؛[۲۹۳]
گرچه برخی مخلوقات به ظاهر ساکتند ولی بر تدابیر خداوندی گویا، و نشانه‌های روشنی بر قدرت و حکمت اویند.﴾
کسی که تدبیر حکیمانه خداوند را در لابلای پدیده‌ها نمی‌بیند و برای خدا شبیه می‌جوید در گمراهی آشکار است.
«فَاَشْهَدُ اَنَّ مَنْ شَبَّهَک تباینِ اَعْضاء خَلقِکَ وَ تلاحِمُ حِقاقِ مَفاصِلِهِمُ المُحْتَجَتُهِ لِتَدبیر حِکمَتُک لَمْ یعْقِدْ غَیبَ ضَمیره عَلی مَعْرِفَتِک، و لَمْ یباشِرْ قَلْبَهُ الیقینُ بِاَنّه لانِدَّ لَکَ و کانَّه یسْمَعْ تَبَر التابعینَ مِنَ‌ المَبتوعین اذیقولون تاللهِ اِنْ کُنّا لفی ضلالٍ مبین اذنُسوّیکُمْ بِرَبِّ العالمین؛[۲۹۴]
خداوندا! گواهی می‌دهم، آن کس که تو را به اعضای گوناگون پدیده‌ها و مفاصل به هم پیوسته که به فرمان حکیمانه تو، در لابلای عضلات پدید آمده تشبیه می‌کند، هرگز در ژرفای ضمیر خود تو را نشناخته، و قلب او با یقین انس نگرفته است، و نمی‌داند که هرگز برای تو همانندی نیست و گویا بیزاری پیروان گمراه، از رهبران فاسد خود را نشنیده‌اند که می‌گویند: و به خدا سوگند! ما در گمراهی آشکار بودیم که شما را با خدای جهانیان مساوی پنداشتیم.»
از دیگر واژه های هم‌نشین حکمت در نهج البلاغه عبارتند از:

  1. ۴٫ تدبیر در حکمت: (لتدبیر حکمته)[۲۹۵]

در همان جمله «المُحْتَجَتُهِ لِتَدبیر حِکمَتُک لَمْ یعْقِدْ غَیبَ ضَمیره عَلی مَعْرِفَتِک» که ترجمه و شرح ابی الحدید در ذیل اعلام حکمته ذکر شد.

  1. ۴٫ اضواء (باضواءالحکمه)

حضرت بعد ازذکر اینکه خداوند تعالی ، شجره انبیاء را از سرچشمه های حکمت برگزید ،در وصف بنی امیه ودر وصف علت سختی قلب و در شمار چهارپایان صحرایی بودن ایشان می فرمایند:
«لَمْ یَسْتَضِیئُوا بِأَضْوَاءِ الْحِکْمَهِ، وَلَمْ یَقْدَحُوا بِزِنَادِ الْعُلُومِ الثَّاقِبَهِ; فَهُمْ فِی ذلِکَ کَالْأَنْعَامِ السَّائِمَهِ، وَالصُّخُورِ الْقَاسِیَهِ …؛
بنى امیّه، با نور حکمت، جان و دل خود را روشن نساخته، و با شعله‏هاى فروزان دانش، قلب خود را نورانى نکرده‏اند، چونان چهارپایان صحرایى و سنگ‏هاى سخت و نفوذ ناپذیرند.»
به تحقیق رازهاى درون براى صاحبان آگاهى آشکار، و راه حق براى گمراهان نیز روشن است، و رستاخیز نقاب از چهره بر انداخت. و نشانه‏هاى خود را براى زیرکان و آنان که طالب حقّند نمایاند.

  1. ۴٫ کاس الحکمه (کاس الحکمه بعد الصبوح[۲۹۶])

حضرت در وصف یاران امام مهدی (عج) می فرمایند:
«لَیُشْحَذَنَّ فِیهَا قَوْمٌ شَحْذَ الْقَیْنِ النَّصْلَ تُجْلَی بِالتَّنْزِیلِ أَبْصَارُهُمْ، وَیُرْمَی بِالتَّفْسِیرِ فِی مَسَامِعِهمْ، وَیُغْبَقُونَ کَأْسَ الْحِکْمَهِ بَعْدَ الصَّبُوحِ !؛
حضرت مهدى (عجل الله تعالی فرجه) سال‏هاى طولانى در پنهانى از مردم به سر مى‏برد آن چنان که اثر شناسان، اثر قدمش را نمى‏شناسند، گر چه در یافتن اثر و نشانه‏ها تلاش فراوان کنند. سپس گروهى براى درهم کوبیدن فتنه‏ها آماده مى‏گردند، و چونان شمشیرها صیقل مى‏خورند، دیده‏هاشان با قرآن روشنایى گیرد، و در گوش‏هاشان تفسیر قرآن طنین افکند، و در صبحگاهان و شامگاهان جامهاى حکمت سر مى‏کشند.»

  1. ۴٫ینابیع الحکمه (سرچشمه حکمت)

«اخْتَارَهُ مِنْ شَجَرَهِ الْأَنْبِیَاءِ، وَمِشْکَاهِ الضِّیَاءِ، وَذُؤَابَهِ الْعَلْیَاءِ، وَسُرَّهِ الْبَطْحَاءِ، وَمَصَابِیحِ الظُّلْمَهِ، وَیَنَابِیعِ الْحِکْمَهِ. و منها: طَبِیبٌ دَوَّارٌ بِطِبِّهِ، قَدْ أَحْکَمَ مَرَاهِمَهُ، وَأحَمَی مَوَاسِمَهُ، یَضَعُ من ذلِکَ حَیْثُ الْحَاجَهُ إِلَیْهِ، مِنْ قُلُوبٍ عُمْیٍ، وَآذَانٍ صُمٍّ، وَأَلْسِنَهِ بُکْمٍ مُتَتَبِّعٌ بِدَوَائِهِ مَوَاضِعَ الْغَفْلَهِ، وَمَوَاطِنَ الْحَیْرَهِ؛
پیامبر (صلّى اللّه علیه وآله وسلّم) را از درخت تنومند پیامبران، از سرچشمه نور هدایت، از جایگاه بلند و بى‏همانند، از سرزمین بطحاء، از چراغ‏هاى بر افروخته در تاریکى‏ها، و از سر چشمه‏هاى حکمت برگزید. (پیامبر صلّى اللّه علیه وآله وسلّم) طبیبى است که براى درمان بیماران سیّار است. مرهم‏هاى شفا بخش او آماده، و ابزار داغ کردن زخم‏ها را گداخته. براى شفاى قلب‏هاى کور و گوش‏هاى ناشنوا و زبان‏هاى لال، آماده، و با داروى خود در پى یافتن بیماران فراموش شده و سرگردان است.»[۲۹۷]

  1. ۴٫ غوامض (من غوامض الحکمه)

در شگفتی خلقت وخفاش وحکمت خلقت خداوندی می فرماید
«مِنْ لَطَائِفِ صَنْعَتِهِ، وَعَجَائِبِ خِلْقَتِهِ، مَا أَرَانَا مِنْ غَوَامِضِ الْحِکْمَهِ فِی هذِهِ الْخَفَافِیشِ الَّتِی یَقْبِضُهَا الضِّیَاءُ الْبَاسِطُ لِکُلِّ شَیْءٍ، …؛
از زیبایى‏هاى صنعت پروردگارى، و شگفتى‏هاى آفرینش او، همان اسرار پیچیده حکیمانه در آفریدن خفّاشان است، روشنى روز که همه چیز را مى‏گشاید چشمانشان را مى‏بندد، و تاریکى شب که هر چیز را به خواب فرو مى‏برد، چشمان آنها را باز مى‏کند، چگونه چشمان خفّاش کم بین است که نتواند از نور آفتاب درخشنده روشنى گیرد نورى که با آن راه‏هاى زندگى خود را بیابد، و در پرتو آشکار خورشید خود را به جاهایى رساند که مى‏خواهد.»[۲۹۸]

    دانلود کامل پایان نامه در سایت pifo.ir موجود است.