معناشناسی واژه حکمت به روش ایزوتسو در نهج البلاغه- قسمت ۱۳

  • ۴٫قضاء (قضاء وحکمه)
  • «أَمْرُهُ، قَضَاءٌ وَحِکْمَهٌ، وَرِضَاهُ أَمَانٌ وَرَحْمَهٌ، یَقْضِی بِعِلْمٍ، وَیَعْفُو بحِلْمٍ؛
    فرمان خدا قضاى حتمى و حکمت، و خشنودى او مایه امنیّت و رحمت است، از روى علم، حکم مى‏کند و با حلم و بردبارى مى‏بخشاید.»[۲۹۹]

    1. ۴٫ نور ـ (ونوّره بالحکمه)

    «أَحْیِ قَلْبَکَ بِالْمَوْعِظَهِ، وَأَمِتْهُ بِالزَّهَادَهِ، وَقَوِّهِ بِالْیَقِینِ، وَنَوِّرْهُ بِالْحِکْمَهِ، وَذَلِّلْهُ بِذِکْرِ الْمَوْتِ؛
    (پسرم …) دلت را با یاد خدا زنده کنى، و به ریسمان او چنگ زنى، چه وسیله‏اى مطمئن‏تر از رابطه تو با خداست اگر سر رشته آن را در دست گیرى. دلت را با اندرز نیکو زنده کن، هواى نفس را با بى اعتنایى به حرام بمیران، جان را با یقین نیرومند کن، و با نور حکمت روشنائى بخش.»[۳۰۰]

    1. ۴٫ خذ (گرفتن) در (خذ الحکمه)[۳۰۱]

    «وَ قَالَ ع خُذِ الْحِکْمَهَ أَنَّى کَانَتْ ـ فَإِنَّ الْحِکْمَهَ تَکُونُ فِی صَدْرِ الْمُنَافِقِ فَتَلَجْلَجُ فِی صَدْرِهِ ـ حَتَّى تَخْرُجَ فَتَسْکُنَ إِلَى صَوَاحِبِهَا فِی صَدْرِ الْمُؤْمِنِ؛
    درود خدا بر او، فرمود: حکمت گمشده مؤمن است، حکمت را فراگیر هر چند از منافقان باشد.»

    1. ۴٫ ضاله المومن (الحکمه ضاله المومن)

    «وَ قَالَ ع الْحِکْمَهُ ضَالَّهُ الْمُؤْمِنِ ـ فَخُذِ الْحِکْمَهَ وَ لَوْ مِنْ أَهْلِ النِّفَاقِ؛
    و درود خدا بر او، فرمود: حکمت گمشده مؤمن است، حکمت را فراگیر هر چند از منافقان باشد.»[۳۰۲]

    1. ۴٫ مواد (مواد من الحکمه)[۳۰۳]

    وجود خود حکمت در قلب و دل انسان، در ضمن شگفتی‌های آفرینش انسان که در ضمن خلقت ظاهری قلب گوشتی انسان و درورای آن می‌باشد.
    «وذلک القلب، و ذلِکَ اَنَّ لَهُ موادّ مِنَ الحِکمَهِ واضداد مِنْ خِلافَها …؛[۳۰۴]
    و درود خدا بر او، فرمود: به رگ‏هاى درونى انسان پاره گوشتى آویخته که شگرف‏ترین اعضاى درونى اوست، و آن قلب است، که چیزهایى از حکمت، و چیزهایى متفاوت با آن، در او وجود دارد … .»
    در نتیجه: بهترین راه برای اثبات حکمت الهی تدبر در نظام هستی و شگفتی‌ها و زیبایی‌های آن می‌باشد. اگر انسان در خلقت آسمان و زمین و موجودات عالم نیک بنگرد، می‌یابد که این همه نظم و هماهنگی و استواری و خلل‌ناپذیری دلالت بر علم و حکمت و عدل الهی دارد، به عنوان مثال: جوی که از گازهای نگهبان بر سطح زمین تشکیل شده است، آن اندازه ضخامت (در حدود ۸۰۰ کیلومتر) و غلظت دارد که بتواند همچون زرهی زمین را از نشر مجموعه مرگبار بیست میلیون سنگهای آسمانی در روز که با سرعتی در حدود ۱۵۰ کیلومتر در ثانیه به آن برخورد می‌کند، در امان نگاه دارد. و لذا قرآن کریم می‌فرماید:﴿الذی خلق سبع سموات طباقاً ما تری فی خلق الرحمن من تفاوت»﴾[۳۰۵]؛ آفریدگاری که آسمانهای هفتگانه را بر بالای یکدیگر آفرید، هیچ گونه ناهماهنگی در آن نمی‌بینی پس بار دیگر نگاه کن آیا خللی می‌بینی، پس به طور مکرر بنگر ولی بدان که هیچ بی‌نظمی و ناهماهنگی را نخواهی یافت. و یا آنجا که حضرت امیر المؤمنین ـ علیه السّلام ـ در نهج البلاغه می‌فرماید: «و ارنا ملکوته قدرته و ما نطقت به آثار حکمته»[۳۰۶] در آنچه خداوند آفریده نشانه‌های حکمت پدیدار است که هر یک از پدیده‌ها حجت و برهانی بر وجود او می‌باشند، گرچه برخی مخلوقات به ظاهر ساکت‌اند ولی بر تدبیر خداوند گویا و نشانه‌های روشنی بر قدرت و حکمت اویند.[۳۰۷]
    همچنین این واژه ها هم نشین حکمت در این کتاب فصیح است:

    1. ۴٫ منزلت ( ذالک بمنزله الحکمه)[۳۰۸]

    «وَاعْلَمُوا أَنَّهُ لَیْسَ مِنْ شَیْءٍ إِلاَّ وَیَکَادُ صَاحِبُهُ یَشْبَعُ مِنْهُ وَیَمَلُّهُ، إِلاَّ الْحَیَاهَ فَإِنَّهُ لاَ یَجِدُ لَهُ فِی الْمَوْتِ رَاحَهً. وَإِنَمَا ذلِکَ بِمَنْزِلَهِ الْحِکْمَهِ؛
    حیات و زندگى چونان حکمت و دانش است که حیات دل مرده، و بینایى چشم‏هاى نابیناست و مایه شنوایى براى گوش‏هاى کر و آبى گوارا براى تشنگان مى‏باشد که همه در آن سالم و بى‏نیازند.»

    1. ۴٫ لباس (قد لبس للحکمه)[۳۰۹]

    در وصف امام آخرالزمان (عجل الله تعالی فرجه) می‌فرمایند:
    «قَدْ لَبِسَ لِلْحِکْمَهِ جُنَّتَهَا، وَأَخَذَهَا بِجَمِیعِ أَدَبِهَا، مِنَ الْإِقْبَالِ عَلَیهَا، وَالْمَعْرِفِهِ بهَا، وَالتَّفَرُّغِ لَهَا، فَهِیَ عِنْدَ نَفْسِهِ ضَالَّتُهُ الَّتِی یَطْلُبُهَا …؛
    زره دانش بر تن دارد، و با تمامى آداب، و با توجّه و معرفت کامل آن ، و نیاز اوست که در به دست آوردنش مى‏پرسد. در را فرا گرفته است، حکمت گمشده اوست که همواره در جستجوى آن مى‏باشد.»

    1. ۴٫ تأوِّل ( وتأوّلٍ الحکمه) یعنی (دانش عمیق وبه حقیقت رسیده)

    دانلود کامل پایان نامه در سایت pifo.ir موجود است.