معناشناسی واژه حکمت به روش ایزوتسو در نهج البلاغه- قسمت ۱۷

  1. ۱٫ ۵٫ بردن نیاز و حاجت نزدغیر کریم و حکیم

کسی که حاجت خود را نزدغیرکریم یا غیر حکیم میبرد اصلا حکیم (واقعی)نیست:
«لیس بحکیمٍ من قصد بحاجته غیر حکیم (کریم).»[۳۴۹]
«لیس بحکیم من ِابتذلَ بانبساطه الی غیر حمیم.»
حکیم نیست کسی که از شوخی و خوش و بش کردن با غیر خویشاوند و دوست پرهیز نکند.[۳۵۰]

  1. ۱٫ ۵٫ خشنودی از مدح و ثنای نادان

«لیس بعاقلٍِ من انزعج من قول ِالزور فیه، ولا بحکیم من رضی بثناءِالجاهل علیه؛
خردمند نیست کسی که از سخن ناحق در باره خود ناراحت نمی‌شودو حکیم نیست کسی که از مدح وثنای نادان از خود خرسند گردد.»[۳۵۱]

  1. ۱٫ ۵٫ پرخوری و شکمبارگی

حضرت می‌فرمایند:
«التّخمهتفسد الحکمه،البطنهُ تحجب الفطنهَ؛ پرخوری حکم را تباه می‌کند؛
شکمبارگی هوش و ذکاوت را می‌برد.»[۳۵۲]
و این تفسیری است از سخن رسول الله که:
«هرکس غذایی را از روی هوس بخورد ، حکمت را بردل او حرام گرداند؛[۳۵۳]
و آنگاه که معده خالی باشد، دل حکمت را می‌پذیرد؛ زمانی که معده پر باشد دل حکمت رابیرون می‌افکند.»[۳۵۴]

  1. ۱٫ ۵٫ لهو و لغو و بیهودگی

متکلمان اسلامی در غایتمندی خلقت الهی وحکیم بوده اورابا این دلیل عقلی را ذکر کرده اند:
«اگر غرضى در افعال او نباشد لازم آید که فعل عبث کند، زیرا فعلى که از روى غرض نباشد عبث و لغو است و فعل عبث قبیح است و صدور آن از حکیم محال است، و چون خداى تعالى حکیم است پس محال است که بى‏غرض فعلى از او صادر شود.»[۳۵۵]
علامه طباطبایی نیز مینویسد[۳۵۶]:
«آفرینش انسان و جهان کار خداست و خدا منزه است از این که کار بیهوده و بى‏هدف انجام دهد و دائما بیافریند و روزى دهد و بمیراند و باز بیافریند و روزى دهد و بمیراند و همچنین درست کند و به هم زند بدون این که در این آفرینش، غایت ثابتى را بخواهد و غرض پابرجایى را تعقیب کند. پس ناچار براى آفرینش جهان و انسان هدف و غرض ثابت در کار است و البته سود و فایده آن به خداى بى‏نیاز نخواهند برگشت و هر چه باشد به سوى آفریده‏ها عاید خواهد شد.پس باید گفت که جهان و انسان به سوى یک آفرینش ثابت و وجود کاملترى متوجهند که فنا و زوال نپذیرد.»[۳۵۷]

  1. ۱٫ ۵٫ غفلت

غفلت: حضرت علی ـ علیه السّلام ـ :
«هر کس غفلت کند، نادان ماند».«آنکه مغلوب غفلت شود دلش می‌میرد.»[۳۵۸]
وَ قَالَ [علیه السلام] و درود خدا بر او، فرمود:
«أَهْلُ الدُّنْیَا اهل دنیاکَرَکْبٍ یُسَارُ بِهِمْ وَ هُمْ نِیَامٌ؛
سوارانى در خواب مانده اند که آنان را مى رانند.»[۳۵۹]

  1. ۱٫ ۵٫ جدال و مراء

حضرت علی ـ علیه السّلام ـ :
«آن که مجادله به باطلش زیاد شود کوری‌اش از حقیقت ماندگار شود.»[۳۶۰]