و آسیب پذیر اجتماع روستایی است. فرآیندی که با بهره گیری از سازو کارهایی چون برنامه ریزی، سازماندهی، تقویت خوداتکایی فردی و جمعی و ایجاد دگرگونی مناسب در ساختارهای ذهنی و اجتماعی روستاییان تلاش می نماید که در آنها قدرت، توان و اختیار بهره گیری از قابلیت ها و منابع در اختیارشان تقویت نماید تا بواسطه آن بتوانند وضعیت موجودشان را به وضعیت مناسب و مطلوب تر تغییر اساسی در ساختار اجتماعی و ویژگی های شخصیتی روستاییان می شود برآیند و پیامد آن باید با پاسخگویی به نیازهای اساسی روستاییان، ارتقاء کیفیت زندگی و تقویت اتکاء به نفس و آزادی انتخاب و عاملیت روستاییان باشد(ازکیا، 1384، ص37)

2-6-1 اهداف توسعه روستایی
اهداف توسعه روستایی را می توان به چهار دسته کلی تقسیم کرد: اهداف اقتصادی، اجتماعی، سیاسی، طبیعی.
1- اهداف اقتصادی عبارتند از درآمد ثابت و دائمی، امنیت شغلی، تعادل شغلی (ترکیبی شامل بخش های کشاورزی، تجارت و صنعت)، امکان کسب یک زندگی آزاد، تقسیم توانایی پاسخگویی منابع، توزیع و مصرف برای مدت طولانی.
2- اهداف اجتماعی عبارتند از حفظ سلامتی که اساس ادامه حیات جامعه است و نیز دسترسی، تهیه و توزیع آن در سطح جامعه، توسعه آموزش که عامل هدایت توسعه و ایجاد یک زندگی سالم است، رسیدن به خودکفایی براساس ارزش های فرهنگی، حفظ محیط طبیعی جهت سلامتی جامعه.
3- اهداف سیاسی که در جوامع مختلف می تواند متفاوت باشد، ولی اصول کلی آن همراه ساختن جامعه روستایی با سیاست های دولت و به دنبال آن استفاده از روستا به عنوان منبع قدرتی پایدار است.
4- اهداف طبیعی عبارتند از حفظ محیط طبیعی به نحوی که قابل تحمل باشد، تغییر در نوع زندگی به گونه‎ای که نیازمند انواع مواد غذایی و میزان متفاوتی از تولیدات باشد، تکمیل استانداردهای محیط طبیعی و اعمال آن در همه واقعیات زندگی اجتماعی، احساس مسئولیت بین المللی با وجود جدایی انسان ها در داخل فضای جهانی.
دستیابی به اهداف مطرح شده به خودی خود امکان پذیر نیست و باید زمینه بستر مساعد را فراهم کرد. در این میان چهار مسئله شایان توجه است: ” 1) چهارچوب تئوری توسعه روستایی؛ 2) اهداف عملی که در آن موضوع بگنجد؛ 3) مدیریت ساختار زمانی که باید برمبنای آن، متخصصان فنی و منابع انسانی مورد نیاز برای توسعه مناسب با اهداف عملی آن تعیین شود؛ 4) اجرای هماهنگ و مؤثر برنامه های عملی برای تحقق اهداف مذکور”. (پاپلی یزدی و ابراهیمی، 1386،ص53)

2-7 توسعه اقتصادی
2-7-1 مفهوم توسعه اقتصادی
توسعه اقتصادی عبارت است از افزایش پی در پی ظرفیت های تولیدی در یک جامعه که براساس تکنولوژی های درونی و دلالت بر تحول در چگونگی تولید و تجدیدنظر در تخصیص منابع و نیروی کار در رشته های مختلف دارد (پاپلی یزدی، ابراهیمی، 1381، ص 44)
در بسیاری متون اقتصادی، توسعه اقتصادی را افزایش مداوم و مستمر تولید ناخالص ملی یک کشور تعریف کرده اند. اصطلاح توسعه اقتصادی به طور نسبی تازه است. تا دهه 1950 اغلب اقتصاددانان توسعه اقتصادی را به عنوان رشد مشخص درآمد سرانه واقعی در کشورهای توسعه نیافته تعبیر می کردند؛ لیکن از آن زمان به بعد بسیاری از اقتصاددانان تأکید می کنند که توسعه اقتصادی به معنای رشد به اضافه تعبیر ارزش ها و نهادهاست.
پرفسور جرالدمی یر معتقد است ارائه تعریفی دقیق و جامع از توسعه اقتصادی بسیار مشکل است. بنابراین وی توسعه اقتصادی را چنین تعریف می کند:
“فرآیندی که موجب آن درآمد واقعی سرانه در یک کشور در دورانی طولانی افزایش یابد”. منظور از فرآیند روابط علت و معلولی و بهم پیوسته، عمل نیروهای معینی در طول زمان است.
می یر معتقد است که افزایش درآمد ملی واقعی سرانه به تنهایی شرط کافی برای توسعه نمی باشد زیرا توسعه اقتصادی باید همراه با افزایش رفاه اقتصادی باشد و افزایش درآمد ملی سرانه تنها یکی از عوامل مهم رفاه اقتصادی است و نه همه آن. زیرا افزایش رفاه اقتصادی علاوه بر افزایش درآمد واقعی سرانه به توزیع مناسب و مطلوب درآمد بستگی دارد. چرا که ممکن است درآمد ملی افزایش یابد ولی توزیع مناسب آن منجر به تجمع درآمد در دست عده ای خاص شود که این به معنای توسعه و افزایش رفاه اقتصادی نیست.
در تعریف توسعه اقتصادی جاناتان لمکو بیان می دارد: توسعه اقتصادی اصطلاحی است عام که در مورد شماری از مطالب گوناگون بکار می رود. این مطالب گسترش دامنه کاربرد سرمایه را در بر می گیرد. توسعه اقتصادی مستلزم تحولات ساختاری به گونه ای است که تولید کالا و خدمات به صورت انبوه افزایش یابد. البته لمکو در برداشت خود از توسعه اقتصادی تنها افزایش تولید را هدف قرار داده است، در حالی که در بسیاری از کشورهای در حال توسعه افزایش تولید و کاربرد ماشین آلات منجر به افزایش بیکاری و کاهش میزان اشتغال شده است. بنابراین در توسعه اقتصادی نه تنها تولید بلکه عوامل جانبی آن مانند اشتغال، درآمد سرانه، رفاه کارگران و کارکنان و همچنین محیط زیست مطرح می شود، یعنی توسعه اقتصادی جنبه کیفی نیز داشته و بر سایر مسائل جامعه احاطه دارد. توسعه اقتصادی در حقیقت اهدافی را برای تأمین رفاه و آسایش همگانی در نظر دارد. برای اینکه توسعه اقتصادی برای هر کشوری مفید واقع شود باید روش های سنتی تولید را به روش‎های مدرن تغییر داد و چنین تغییری لازمه اش بکارگیری و استفاده از علم و دانش نوین در تولید، بهبود، کیفیت، مدیریت تولید و تغییرات سازمانی مرب
وطه و همچنین تغییر در روش های فنی تولید می‎باشد(ازکیا، 1384، ص57).

مطلب مرتبط :   تستوسترون، اضافه وزن

2-7-2 عوامل مؤثر در توسعه اقتصادی
در توسعه اقتصادی هر کشور و جامعه ای عوامل گوناگون دخیل هستند که آن جامعه را به پیشرفت اقتصادی می رسانند از جمله این عوامل می توان به عوامل زیر اشاره کرد:
عامل سیاسی و معنوی:
مالتوس از عوامل سیاسی و معنوی به عنوان عوامل مؤثر در توسعه اقتصادی و ازدیاد ثروت نام می‎برد. از نظر وی این عوامل عبارتند از: امنیت دارایی و مال، وجود قوانین و اصول اخلاقی، رواج درستکاری، رفتار مناسب مردم که نقش فراوانی در توسعه اقتصادی هر ملّتی دارد.
عامل تمرکز سرمایه:
مالتوس عقیده دارد که زمین داران تمایل به صرفه جویی دارند، با صرفه جویی کردن از خرید کالاهای لوکس و رفاهی سعی در پس انداز بیشتر داشته تا سرمایه و سودشان را افزایش دهند. بنابراین زمانی تراکم سرمایه می تواند مثمر برای توسعه اقتصادی و ازدیاد ثروت باشد که وضعیت تقاضا برای کالاها در شرایط مناسبی باشد.
عامل دانستن زمین های حاصلخیز:
زمین حاصلخیز یک عامل طبیعی بالقوه است که در صورت استفاده مناسب از آن می تواند در توسعه اقتصادی هر کشور و جامعه ای مفید و مؤثر باشد ولی در بعضی از جوامع به علت محدود بودن زمین های حاصلخیز و قابل کشت اشتغال افراد نیز بر روی آنها محدود است.
عامل اختراعات و نوآوری در جهت صرفه جویی در نیروی انسانی و کار:
اختراعات و نوآوری ثمره ذکاوت و تیزهوشی بشر است و بطور کلی می تواند در افزایش قدرت تولیدی زمین که دارای بازدهی نزولی است، مؤثر واقع شود. اثر مهم اختراع این است که با گسترش تقاضا و قابلیت خرید کالاها سبب افزایش ارزشی کل کالاهای تولیدی ماشینی گردیده و اشتغال بیشتری در مصنوعات حاصل می شود و این در صورتی اتفاق می افتد که کالاهای تولیدی پرکشش باشند(پاپلی یزدی، ابراهیمی، 1381،ص 65).

توسعه اجتماعی
مفهوم توسعه اجتماعی بسیار جامع تر از توسعه اقتصادی است و ایده ها و اهداف گسترده تری را دنبال میکند. اما این اهداف و ایده ها و نیز مفهوم توسعه اجتماعی به طور دقیق تعریف نشده است. ابعاد گوناگون این مفهوم مورد بحث و محل اختلافات است و بعضی از شاخص های آن در حال شکل گیری و فرموله شدن است. توسعه اجتماعی بیانگر پدیده بهزیستی کلیه افراد جامعه است و بهزیستی کمی و قابل اندازه‎گیری نیست. بعضی از شاخص های کمّی وجود دارند که تا حدی بهزیستی جامعه را نشان میدهند. بعضی از متغیرهای کیفی نیز با روشهای آماری و ریاضی قابلیت تبدیل به متغیرهای کمّی را دارند.
2- توسعه اجتماعی : توسعه اجتماعی یکی از ابعاد اصلی پروسه توسعه و بیانگر کیفیت سیستم اجتماعی در راستای دستیابی به عدالت اجتماعی، ایجاد یکپارچگی و انسجام اجتماعی، افزایش کیفیت زندگی و ارتقاء کیفیت انسانها می باشد.(کلانتری211:1377).

شاخص های توسعه اجتماعی
در برابر هر یک از ویژگیهای مشترک کشورهای در حال گذر می توان یکی از شاخص های توسعه اجتماعی را معرفی نمود.
1- سطح بالای زندگی
در مقابل ویژگی اول، می توان سطح بالای زندگی از نظر کمی و کیفی را که به صورت درآمدهای بالا (برای تمام طبقات اجتماعی)، مسکن مناسب، بهبود وضعیت بهداشتی، فراهم بودن آموزش و پرورش برای همه، نرخ بسیار پایین مرگ و میر، بالا بودن امید به زندگی در بدو تولد، و بالا بودن بازدهی نیروی کار نمود می‌یابد به عنوان نخستین شاخص توسعه اجتماعی ذکر نمود.
2- سطح بالای بهره وری
چنانچه با تغییر یکی از عوامل اصلی سرمایه گذاری مانند پس انداز، عوامل مکمل تولید مانند سرمایه افزایش یابد بهره وری نیروی کار بالا می رود و در یک دوره بعد درآمد نیز که حاصل از بهره وری است افزایش می‌یابد، با افزایش درآمد؛ پس انداز، سرمایه گذاری و نهایتاً تولید اجتماعی افزایش مییابد.
3- نرخ پایین رشد جمعیت و بار تکفل
کاهش نرخ رشد جمعیت و بار تکفل سبب می شود که درآمد حاصل از رشد بین جمعیت کمتری توزیع گردد. در نتیجه، جمعیت کمتر از رفاه بیشتر برخوردار خواهد شد. همچنین پایین بودن نرخ رشد جمعیت فرصت کافی در اختیار برنامه ریزان قرار خواهد داد تا امکانات رفاهی را برای تمام جمعیت فراهم نمایند.
4- سطح بالای اشتغال و نبود انواع بیکاری
مشکل اصلی کشورهای در حال گذر بیکاری و عدم اشتغال بخشی از نیروی فعال است. برنامه ریزیهای آموزشی، اقتصادی و اجتماعی باید به گونه ای باشند که تعداد فرصتهای شغلی جدید حداقل برابر با تعداد افراد آماده به کار باشد. رشته های تحصیلی باید به گونهای طراحی شوند که افراد تحصیلکرده بتوانند در کمترین زمان ممکن شغل مناسبی در شأن خود پیدا کنند سطح بالای اشتغال موجب افزایش درآمد افراد و در نتیجه درآمد ملی و نهایتاً درآمد سرانه کشور میگردد. درآمد سرانه یکی از شاخص های توسعه اجتماعی است.
5- استقلال و تأثیرگذاری در روابط بین المللی
کشورهای در حال گذر می توانند با متشکل کردن نیروهای خو از نظر اقتصادی به نوعی خود اتکایی دسته‌جمعی دست یابند. چنین همکاری میتواند قدرت چانه زنی مشترک کشورهای در حال گذر را تقویت کند و آنها را در روابط اقتصادی بین المللی تأثیر گذار سازد(کلانتری ، 1377، ص262).

مطلب مرتبط :   دانلود پایان نامه درموردمدل مفهومی

شاخص های توسعه اجتماعی کمی و کیفی
شاخص های توسعه اجتماعی بصورت کمی و کیفی می باشند . که هریک بطور جداگانه مورد بحث قرار می گیرد:
عمده ترین شاخص های کمی توسعه اجتماعی عبارتند از : 1- سطح زندگی، 2- سطح بهره وری ، 3 – نرخ رشد جم
عیت ، 4 – نرخ بار تکفل ، 5- امید به زندگی در بدو تولد ،
– نرخ باسوادی، 7 – نرخ مرگ و میر کودکان، 8 – توزیع درآمد، 9- مشارکت در فعالیتهای اجتماعی،10- نرخ پوشش انواع بیمه،11- منابع اجتماعی تولید کالا یا خدمت،12 – نوآوری و خلاقیت.
عمده ترین شاخصهای کمّی توسعه اجتماعی که قابل اندازه گیری می باشند از این قرارند:
1- اشتغال کامل
منظور از اشتغال کامل وضعی است که در آن هرکس قادر و مایل باشد بتواند شغل مناسبی برای خود به دست آورد و نرخ بیکاری کمتر یا مساوی حداقل سطح مطلوب مثلاً 2 درصد باشد. البته یادآور میشود که در شرایط اشتغال کامل هر کس باید در شغل تخصصی خود کار کند و در تولید اجتماعی، متناسب با تجربه و تخصص خود مؤثر باشد. به عبارت دیگر، در اشتغال کامل نرخ بیکاری پنهان نیز بسیار پایین است.
2 – تولید (درآمد ) سرانه
از تقسیم کل تولید (درآمد) ناخالص ملی بر کل جمعیت، تولید (درآ‎مد) سرانه به دست میآید. از درآمد سرانه اغلب به عنوان شاخص سطح زندگی و توسعه استفاده میشود. البته این شاخص کاملاً رسا نیست. زیرا نمایانگر چگونگی توزیع درآمد و مالکیت داراییها که بخشی از آن ایجاد درآمد می‎کند، نیست.
3 – نوآوری و خلاقیت
کاربرد اختراعات و روشهای جدید تولید در فعالیتهای مربوط به تولید و همچنین معرفی محصولات جدید از دیگر شاخصهای توسعه اجتماعی است. گذشته از آن نوآوریها شامل معرفی روشهای جدید اجتماعی و نهادی برای سازماندهی و مدیریت متناسب با راههای جدید انجام فعالیتهای اقتصادی اجتماعی هم می‎شود.
4 – سطح بالای زندگی
اگر افراد تنها قادر به تأمین حداقل مواد غذایی، مسکن و پوشاک خود باشند گفته میشود که سطح زندگی آنان بسیار پایین است. از طرف دیگر اگر آنان از تنوع بیشتری در غذا، مسکن، پوشاک و خدمات دیگر، نظیر بهداشت خوب، ‌آموزش، فراغت و غیره برخوردار باشند به طور نسبی از سطح زندگی بالاتری برخوردارند.
5 – امید به زندگی در بدو تولد
منظور از امید زندگی در بدو تولد تعداد سالهایی است که انتظار می رود کودک بعد از تولد زندگی کند، با توجه به خطرهای مرگ و میر که برای گروههای مختلف سنی جمعیت اتفاق میافتد. بدیهی است هر چه امید به زندگی در بدو تولد بیشتر باشد رفاه اجتماعی و به دنبال آن توسعه اجتماعی بیشتر خواهد بود.
6- نرخ با سوادی
نرخ باسوادی عبارت است از درصد افراد 5 سال و بالاتری که قادر به خواندن و نوشتن هستند. هر چه جمعیت باسواد بیشتر باشد رفاه جامعه و سطح توسعه اجتماعی بیشتر خواهد بود.
7- وجود کالاهای ضروری برای همه
کالاهای ضروری کالاهایی هستند که ادامه زندگی شایسته بدون آنها ممکن نیست مانند غذا، پوشاک، مسکن، حمایت و مراقبتهای پزشکی. این کالاها اقلامی هستند که برای یک زندگی خوب لازم است دسترسی همه افراد جامعه به این گروه از کالاها یکی دیگر از شاخص های توسعه اجتماعی محسوب می‌شود.
8- نرخ پایین رشد جمعیت
هر چه نرخ رشد جمعیت کمتر باشد، ‌کیفیت نیروی انسانی بالاتر میرود، ‌محصول تولید شده و درآمد حاصل از رشد به شکل عادلانه تری بین جمعیت توزیع میگردد. بدین ترتیب رفاه افراد جامعه بالاتر میرود.
9- نرخ پایین مرگ و میر کودکان
هر چه میزان مرگ و میر کودکان 0 تا 4 سال کمتر باشد رفاه اجتماعی افزایش مییابد چون یکی از دلایل اصلی تولید مثل زیاد عدم اطمینان از زنده ماندن تمام کودکان تولد یافته است.
10- هزینه های بهداشت و درمان
هر چه هزینه های بهداشت یعنی طب پیشگیری برای مصون سازی در


دیدگاهتان را بنویسید