دانلود پایان نامه

وآیه «یا ایها الذین آمنوا لاتأکلوا اموالکم بینکم بالباطل الا ان تکون تجارهً عن تراضٍ منکم » توافقی است مشروع. در مورد ماهیت مهایات نیز نظرات متفاوتی ابراز شده است: پارهای از نویسندگان مهایات را نوعی معاوضه می‌دانند بدین ترتیب که هر یک از شرکا قبل از افراز در جزء جزء مال شریک بوده، ولی بعد از افراز هر یک از شرکا حصه خود را در مقابل حصه طرف دیگر از دست داده و این امر با مبادله حقوق و معاوضه محقق می شود. برخی نیز معتقدند که اگر چه در تقسیم و افراز مال مشاع نقل و انتقالات روی میدهد، ولی طرفین قصد مبادله و معاوضه ندارند و فقط میخواهند حالت اشاعه را از بین ببرند. بنابراین تقسیم مال مشترک نه عقد است و نه ایقاع، بلکه حکمی از احکام قانونگذار است. ایرادی که بر این نظر وارد نمودهاند، این است که اگرچه شرکا قصد از بین بردن اشاعه را دارند و قصد نقل و انتقال را ندارند، اما تراضی برای از بین بردن اشاعه ملازم و همراه با تراضی بر نقل و انتقال هم خواهد بود و طبعاً عنوان مبادله هم تحقق خواهد یافت. بر فرض که مبادله محقق نشود، تراضی که محقق شده و این تراضی عنوان صلح دارد، لیکن در جواب گفته شده است که ملاک در مفاهیم حقوقی، اکثراً عرف است.
در عرف نیز تقسیم مال مشترک، مبادله دو مال تلقی نمیشود و همچنین طرفین در واقع کیفیت سلطه مالکانه خود را تغییر میدهند و چنین عملی مبادله تلقی نمیشود. وانگهی از نظر فقهی دلیلی بر شناسایی مهایات به عنوان عقد متعارف مستقل وجود ندارد. حقوقدانانی نیز این تراضی را داخل در هیچ یک از عقود معین نمی‌دانند و معتقدند مستند به ماده 10 ق.م. است؛ در نتیجه الزامآور است. برخی از محققین در زمینه بیع زمانی برای اینکه اختلافات ذکر شده در مورد ماهیت مهایات پیش نیاید؛ معتقدند مهایات را باید به صورت شرط ضمن عقد آورد و الزام آور بودن آنرا قطعی و بی اشکال ساخت. برخی از نویسندگان بیع زمانی را بیع مشاعی میدانند که متضمن نوعی مشارکت با اغیار در انتفاع از مبیع است. در واقع این نویسندگان این نوع قرارداد را نوعی شرکت اختیاری میدانند. اما بین بیع زمانی و مهایات تفاوتهای اساسی وجود دارد:1ـ در مهایات توافق میان شرکاست ولی در بیع زمانی توافق یا قرارداد میان خریدار و فروشنده به وجود میآید.2ـ در مهایات مال مورد نظر مشاع است، در حالی که در قرارداد بیع زمانی، در مقطعِ زمانی خویش که در قرارداد تعیین شده شریک دیگری ندارد و مال مذکور مشاع نیست.3ـ در مهایات جوهر اساسی، «تقسیم منافع» براساس واحد زمان و توافق شرکا است، در حالی در قرارداد بیع زمانی عقد بیع میان فروشنده و تک تک خریداران واقع میشود که عین مال و منافع نیز به تبع عین به خریداران منتقل میشود.4ـ همان طور که اشاره شد برخی از حقوقدانان معتقدند که در مهایات منفعت هر شریک با شریک دیگر معاوضه میشود (اباحه منفعت معوض)، در حالیکه در بیع زمانی تملیک عین و منفعت تؤاماً رخ میدهد و اباحه منفعت معوض نداریم. 5ـ همانطور که بیان شد برخیها مهایات را عقدی جایز و قابل رجوع میدانند، در حالی که، قرارداد بیع زمانی عین موضوع قرارداد است و عقدی لازم است.6ـ در قرارداد بیع زمانی خریدار میتواند مال موضوع قرارداد یا منافع آنرا به شخص ثالث انتقال دهد، این در حالی است که در مهایات که منفعت تقسیم میشود، شریک نمی‌تواند منفعت را به دیگری انتقال یا اجاره دهد.7ـ در مهایات واژه ثمن وجود ندارد و به عبارت دیگر، این اصطلاح در مهایات جایگاهی ندارد، اما در قرارداد بیع زمانی یکی از عوضین، ثمن است. همچنین میتوان افزود که مهایات در مورد مالی است که، اولاً قابلیت تقسیم و افراز را نداشته باشد، مانند حیوان و خانه. ثانیاً امکان استفاده و انتفاع از آن مال در آنِ واحد برای کلیه شرکا وجود نداشته باشد. ثالثاً میان شرکا تمایلی برای فروش مال مشاع و تقسیم ثمن آن وجود نداشته باشد.
در حقوق انگلستان و آمریکا اگرچه با شنیدن تایم شرینگ واژه سهیم شدن به ذهن متبادر میشود، اما این سهیم شدن حالت اشاعه ندارد، چون مالکیت با قید زمان به افراد واگذار شده است و در این حالت هیچ یک از مالکان برای تصرف در سهم خود نیازی به اذن سایرین ندارد؛ با این توضیح که در حقوق انگلستان و آمریکا بیع زمانی (تایم شرینگ) بر دو مبنای مالکیت مشترک و مالکیت مشاع استوار است. مالکیت مشاع در حقوق این کشورها «نوعی از مالکیت است که در آن مالکان به عنوان شرکای ملک مشاع شناخته شده و هر کدام مالک کل مال میباشند و هیچ یک از آنان به طور انفرادی سهم مجزایی از مال را دارا نمیباشد.» این نوع مالکیت دارای شخصیت حقوقی نبوده و ممکن است مطابق قواعد انصاف یا مقررات موضوعه به وجود آید. برای اینکه مالکیت مشاع محقق شود به چهار رکن نیاز دارد:1ـ وحدت تصرف، بدین معنا که هر مالک مشاعی نسبت به تصرف کل مال مستحق میباشد.2ـ وحدت منفعت، به این معنا که مالکان باید منافعی هم اندازه و هم نوع داشته باشند. هم اندازه به این معنا که هر یک از آنان باید 3/1 یا 2/1 و… را دارا باشد و امکان ندارد یکی از آنان 3/1 و دیگری 3/2 را دارا باشد. هم نوع نیز به این معنا است که ماهیت منافع مالکان مشاع باید همانند و مشابه باشد. یعنی باید همه آنان برای مثال حق عمری نسبت به ملک داشته باشند. اگر یکی از آنان حق عمری نسبت به ملک و دیگری حق مالکیت مطلق نسبت به همان ملک داشته باشد، مالکیت مشاع محقق نمیگردد. 3ـ وحدت عنوان مالکیت، یعنی منافع مالکان در دارایی مشترک از عنوان قانونی مشابهی (عموماً از یک سند یا وصیتنامه) نشأت میگیرد. تأثیر این شرط زمانی آشکار میشود که سبب مالکیت تمامی مالکان، وصیتنامه باشد و یکی از مالکین سهم خود را به شخص ثالثی هبه کند؛ در این صورت سایر مالکین، مالکیت مشاعی خود را حفظ می‌کنند ولی سهم منتقل شده به متهب از نوع مالکیت مشاع محسوب
نمیگردد.4ـ وحدت زمان، یعنی مالکین مشاع به طور همزمان دارای حق مالکیت نسبت به مال مزبور باشند. به همین دلیل نمیتوانیم قراردادهای تایم شرینگی را که مالکان به طور دورهای و در فاصله زمانی معین، جداگانه مالک دارایی میباشند را بر این مبنا استوار سازیم.

مالکیت مشترک: «نوعی از مالکیت است که در آن هر کدام از مالکان به عنوان صاحب سهام منفرد و مجزا در مال در نظر گرفته میشوند.» این نوع حق مالکیت فقط بر اساس قواعد انصاف به وجود میآید و در سه حالت به وجود میآید:1ـ در جایی که یکی از چهار وحدت مذکور به استثنای وحدت تصرف، موجود نباشد.2ـ طرفین صراحتاً به تشکیل یک مالکیت مشترک اقدام و یا از اشارههای گفتاری یا لفظی نسبت به آن استفاده نمایند.3ـ قواعد انصاف بر اساس اوضاع و احوالی یک مالکیت مشترک را مفروض بداند. تنها چیزی که برای ایجاد یک مالکیت مشترک لازم است اتحاد تصرف مالکان در مال است، یعنی نسبت به تصرف در کل مال استحقاق داشته باشند. باتوجه به مطالب مذکورتفاوتهای میان مالکیت مشاع و مالکیت مشترک به شرح ذیل است:
1ـ در مالکیت مشاع هر یک از شرکا دارای حق مالکیت در کل مال میباشد، ولی مالکیت مشترک وقتی محقق میگردد که انتقال ملک به مالکان به گونهای صورت میگیرد که انتقال دهنده قصد داشته مالکین، دارای سهم جداگانه باشند اگر چه ملک از نظر فیزیکی تقسیم شده باشد.
2ـ وجود حق بازماندگی، اگر یکی از مالکین ملک مشاع فوت کند، سهم او به شرکایی که
زندهاند منتقل میشود. این حق به حق تحصیل بازماندگی یا حق تحصیل مالکیت مطلق با فوت شرکای مشاع مشهور است. در حالی که اگر یکی از مالکان در مالکیت مشترک فوت کند، سهم او به ورثه وی می‌رسد.
3ـ همان گونه که بیان شد سهام در یک مالکیت مشاع باید از لحاظ ماهیت و اندازه یکسان باشد، ولی در مالکیت مشترک میزان سهام بسته به تمایل طرفین دارد.
4ـ تعهدات طرفین در مالکیت مشاع تضامنی است اما در مالکیت مشترک مجزاست.

5ـ در مالکیت مشاعی باید تمامی وحدتهای چهارگانه وجود داشته باشد یعنی وحدت تصرف، وحدت منفعت، وحدت عنوان مالکیت و وحدت زمان؛ اما در مالکیت مشترک فقط وحدت تصرف میان مالکان لازم است.
مالکیت تایم شرینگ در انگلستان و آمریکا بر دو قسم است، قسم اول؛ دارا شدن عین و منفعت برای دوره یا مدت زمان معین؛ در این قسم اشاعهای در میان نیست. بنابراین هیچ یک از مالکان نیاز به اذن از سایر مالکان برای تصرفات خود ندارد و میتواند سهم اختصاصی خود را در مقطعِ زمانی خویش تصرف کند. در این نوع از تایم شرینگ مال مذکور پس از فوت صاحب آن به ورثهاش منتقل میشود. تعهدات هر یک از مالکان نیز مجزاست و مالک میتواند مال خود را به شخص ثالث منتقل کند. بنابراین مبنای قسم اول از داراییهای تایم شرینگ مالکیت مشترک است. اکثر قریب به اتفاق داراییهای تایم شرینگ بر این مبنا به افراد واگذار میشود. به عبارت دیگر، اگرچه با شنیدن تایم شرینگ (بیع زمانی)، واژه سهیم شدن به ذهن متبادر می‌شود، اما این سهیم شدن حالت اشاعه ندارد، چون مالکیت با قید زمان به افراد واگذار شده است و در این حالت هیچ یک از مالکان برای تصرف در سهم خود نیازی به اذن سایرین ندارد.
قسم دوم، دارا شدن منفعت برای دوره یا مدت زمان معین، همراه با دارا شدن عین، بدون محدودیت زمانی؛ در این نوع مالکیت هر یک از مالکان مالک کل مال هستند، ولی هیچ یک عنوان جدا و مجزایی را دارا نمیباشد. بنابراین، قسم مذکور بر مبنای مالکیت مشاع استوار است. برای انتفاع از مال نیز، مالکان باید با یکدیگر توافق کنند که هر کدام در مدت زمان مشخص از مال بهره برداری کند. تصرفات مادی نیاز به اذن سایر شرکا دارد، ولی تصرفات حقوقی نیاز به اذن سایر شرکا ندارد و هر یک از مالکین میتواند ملک خود را به شخص دیگر منتقل کند. حق بازماندگی در این نوع از تایم شرینگ اعمال میگردد. پس همان گونه که ملاحظه میشود در کشورهای انگلستان و آمریکا که از پیشگامان صنعت تایم شرینگ هستند، این قرارداد بر مبنای مالکیت مشترک منعقد میشود و بر مبنای مالکیت مشاع،کمتر قرارداد تایم شرینگی منعقد میگردد.

مطلب مرتبط :   منابع و ماخذ پایان نامه قراردادهای بین المللی

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوندبرای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  40y.ir  مراجعه نمایید.

رشته حقوق همه گرایش ها : عمومی ، جزا و جرم شناسی ، بین الملل،خصوصی…

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

3ـ عقد اجاره
ماده 466 ق.م. اجاره را چنین تعریف میکند «اجاره عقدی است که به موجب آن مستأجر مالک منافع عین مستأجره می شود…». ایرادی که حقوقدانان براین تعریف نمودهاند این است که به موقت بودن اجاره در این ماده اشاره نشده است، در حالی که موقت بودن این عقد، شرط صحت آن است. عقد اجاره‌ای که در آن مدت تعیین نشده است، در واقع اجاره نیست و به تعبیر برخی از حقوقدانان مصری اجاره مؤبد، بیع است. ماده 468 در این زمینه مقرر میدارد: «در اجاره اشیاء، مدت اجاره باید معین شود و الا اجاره باطل است». اما در خصوص انعقاد بیع زمانی در قالب عقد اجاره، میتوان گفت وجود تفاوتهایی مانع از این میشود که بیع زمانی در قالب عقد اجاره منعقد گردد. در عقد اجاره با انقضای مدت، مستأجر هیچ گونه حقی نسبت به عین مستأجره ندارد و باید عین مستأجره را تحویل موجر دهد، اما در بیع زمانی گرچه زمان انتفاع به پایان میرسد اما عقد همچنان پابرجاست و فقط زمان انتفاع و تصرف به پایان رسیده است و با فرا رسیدن زمان تصرف، ذی نفع مجدداً میتواند تصرف کند و از مال مورد نظر منتفع شود. تفاوت دیگر، این است که در عقد اجاره منافع به مستأجر تملیک میشود اما در بیع زمانی تملیک مال به صورت عین است. همچنین با انقضای عقد اجاره دیگر عقدی وجود ندارد که رابطه قراردادی بر آن مترتب باشد، اما در بیع زمانی اگر چه مالک در زمان مشخص حق تصرف و انتفاع را دارد و با انقضای آن دیگر حق تصرف و انتفاع را ندارد، ولی این به معنای پایان قرارداد نیست. البته برخی از محققین بدون توجه به تفاوتهای مذکور معتقدند که بیع زمانی را میتوان در قالب عقد اجاره منعقد کرد، اما همین محقق انعقاد چنین قراردادی را به صرفه نمیداند؛ به اعتقاد ایشان اگر قرارداد اجاره طویل المدت نیز باشد، مستأجرین هیچ گونه وابستگی به ویلا نخواهند داشت

دسته بندی : پایان نامه حقوق

دیدگاهتان را بنویسید