تحقیق دانشگاهی – همجنس گرایی در دین و روانشناسی ۹۳- قسمت ۹

عادت به همجنس گرایی که بر اساس تکرار و عدم تقوای الهی حاصل می شود. نوع نگرش فرد به لواط را تغییر داده و قبح این گرایش جنسی را در نزد وی می شکند و فرد با خیالی آسوده و بدون عذاب وجدان به رفتار جنسی خلاف طبیعت خود ادامه می دهد. که در احادیث فروانی که از اهل بیت : رسیده است، به این نکته به صراحت اشاره شده است که این افراد از عذاب حتمی الهی در امان نیستند و به آن دچار خواهند شد. به طوری که امام صادق۷ در تفسیر آیه ۸۲ سوره مبارکه هود[۳۷۱] می فرمایند:
«مَنْ مَاتَ مُصِرّاً عَلَى اللِّوَاطِ لَمْ یَمُتْ حَتَّى یَرْمِیَهُ اللَّهُ بِحَجَرٍ مِنْ تِلْکَ الْحِجَارَهِ تَکُونُ فِیهِ مَنِیَّتُهُ وَ لَا یَرَاهُ أَحَدٌ؛ کسی که تا به هنگام مرگ، بر انجام دادن عمل لواط، اصرار داشته باشد، نمی میرد مگر آن که سنگی همانند سنگی که بر قوم لوط فرود آمد، بر او نیز فرود می آید و به این وسیله می میرد؛ ولی هیچ کس آن سنگ را نمی بیند.»[۳۷۲]
و نیز آن حضرت در تفسیر آیه فوق فرمودند:
«مَا مِنْ عَبْدٍ یَخْرُجُ مِنَ الدُّنْیَا یَسْتَحِلُّ عَمَلَ قَوْمِ لُوطٍ إِلَّا رَمَى اللَّهُ کَبِدَهُ مِنْ تِلْکَ الْحِجَارَهِ یَکُونُ مَنِیَّتُهُ فِیهَا وَ لَکِنَّ الْخَلْقَ لَا یَرَوْنَهُ؛ هیچ فردی که عمل لوط را حلال بداند، از دنیا نمی رود مگر آن که خداوند، مرگش را در همان نوع سنگ عذاب وارد شده بر قوم لوط، قرار می دهد، ولی مردم آن را نمی بینند.»[۳۷۳]
و همچنین پیامبر اعظم۶ می فرمایند:
« لَا تَقُوُمُ السَّاعَهُ حَتَّی یُرضِحَ اللهُ رُؤوسَ أَقوامٍ بِکَوَاکِبٍ مِنَ السَّمَاء یَرمِیهِمُ بِهَا، بِاستحَلالِهِم عَمَلَ قَومِ لُوطٍ؛ قیامت برپا نخواهد شد مگر آن که آنهایی که کار قوم لوط را حلال دانسته اند، به واسطه سنگ ریزه های آسمانی ای که بر سر آنها زده می شود، بمیرند.»[۳۷۴]
با توجه به آیات و روایات گفته شده در باب همجنس گرایی، دیدگاه اسلام به صورت صریح و شفاف بیان شد و به این نتیجه رسیدیم که همجنس گرایی از دیدگاه اسلام، نوعی گرایش جنسی است که با طبیعت و فطرت انسانی منافات داشته و عملی است که در احکام دینی به عنوان گناه کبیره و از شدیدترین گناهان محسوب می شود که علاوه بر مجازات دنیوی، عذاب سخت الهی در هنگام مرگ و پس از مرگ در انتظار این گونه افراد خواهد بود. و کسانی که همجنس گرایی را در روابط جنسی خود اصل قرار داده اند، به هیچ عنوان بوی بهشت را استشمام نخواهند کرد و در بهشت الهی جایگاهی نخواهند داشت. و اینان مست شدگان جنسی هستند که از روابط جنسی خود مست شده و به عقل و فطرت خود توجه نکرده و هوا و هوس را ملاک و میزان کارهای خود قرار می دهند. به طوری که امام صادق۷ در این باره می فرمایند:
«حَرَّمَ اللَّهُ عَلَى کُلِّ ذِی دُبُرٍ مُسْتَنْکَحٍ الْجُلُوسَ عَلَى إِسْتَبْرَقِ الْجَنَّه؛ خدا برای هر مردی که حاضر می شود دیگری با او آمیزش کند، اقامت در بهشت زرّین را ممنوع ساخته است.»[۳۷۵]
و همچنین امام باقر۷ در این باره می فرمایند:
«أَقْسَمَ اللَّهُ عَلَى نَفْسِهِ أَنْ لَا یَقْعُدَ عَلَى نَمَارِقِ الْجَنَّهِ مَنْ یُؤْتَى فِی دُبُرِهِ …؛ خداوند به خودش قسم یاد کرده است، فردی را که حاضر می شود در مقعدش آمیزش کنند، هرگز نگذارد بر سریرهای بهشتی تکیه بزند.»[۳۷۶]
۲٫۴٫۳٫۲٫ همجنس گرایی از نوع مساحقه
یکی دیگر از نابهنجاری های همجنس گرایانه، همجنس گرایی از نوع مساحقه می باشد و آن عبارت است از این که زنها فروج خود را به یکدیگر می مالند و از این طریق، به ارضای خود می پردازند.[۳۷۷] در روایات رسیده از اهل بیت عصمت و طهارت: این گرایش جنسی نیز مانند گرایش جنسی لواط از گناهان کبیره محسوب شده و جایگاه ان در پیش زنان، به مثابه لواط در بین مردان می باشد. به طوری که برای این افراد نیز مانند مردان لواط کار مجازات ها و برخوردهای تعیین شده است که به عنوان مثال به چند نمونه از احادیث رسیده از اهل بیت: اشاره می کنیم. از رسول الله۶ حدیثی درباره جایگاه مساحقه بیان شده است که در آن حدیث ایشان می فرمایند:
«السَّحْقُ فِی النِّسَاءِ بِمَنْزِلَهِ اللِّوَاطِ فِی الرِّجَال‏؛ مساحقه در زنان، به منزله لواط در میان مردان است.»[۳۷۸]
و همچنین از امام صادق۷ درباره زنی که با زنی دیگر به مساحقه می پردازد سوال شد، که ایشان با بیان عدم تفاوت در فاعلیت و مفعولیت مساحقه کنندگان، همجنس گرایی میان دو زن را با تعبیر زنای بزرگ تر بیان کرده و می فرمایند:
«مَلْعُونَهٌ الرَّاکِبَهُ وَ الْمَرْکُوبَهُ وَ مَلْعُونَهٌ حَتَّى تَخْرُجَ مِنْ أَثْوَابِهَا الرَّاکِبَهُ وَ الْمَرْکُوبَهُ فَإِنَّ اللَّهَ تَبَارَکَ وَ تَعَالَى وَ الْمَلَائِکَهَ وَ أَوْلِیَاءَهُ یَلْعَنُونَهُمَا وَ أَنَا وَ مَنْ بَقِیَ فِی أَصْلَابِ الرِّجَالِ وَ أَرْحَامِ النِّسَاءِ فَهُوَ وَ اللَّهِ الزِّنَا الْأَکْبَرُ وَ لَا وَ اللَّهِ مَا لَهُنَّ تَوْبَهٌ قَاتَلَ اللَّهُ لَاقِیسَ بِنْتَ إِبْلِیسَ مَا ذَا جَاءَتْ بِهِ فَقَالَ الرَّجُلُ هَذَا مَا جَاءَ بِهِ أَهْلُ الْعِرَاقِ فَقَالَ وَ اللَّهِ لَقَدْ کَانَ عَلَى عَهْدِ رَسُولِ اللَّهِ ص قَبْلَ أَنْ یَکُونَ الْعِرَاقُ وَ فِیهِنَّ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص لَعَنَ اللَّهُ الْمُتَشَبِّهَاتِ بِالرِّجَالِ مِنَ النِّسَاءِ وَ لَعَنَ اللَّهُ الْمُتَشَبِّهِینَ مِنَ الرِّجَالِ بِالنِّسَاءِ؛ فاعل و مفعول، هر دو مورد لعن خداوند متعال اند. این لعن ادامه دارد تا از آن وضعیت بیرون بروند. خدا و ملائکه و اولیای الهی، همه، آن دو را لعنت می کنند. آنها سزاوار لعن من و همه مردان و زنانی که می آیند هستند. به خدا قسم که این زنا، زنای بزرگ تر است و توبه آنها قبول نمی شود. خدا بکشد اقیس دختر شیطان را که این رفتار جنسی را باب کرد …به خدا قسم در زمان رسول الله۶ پیش از این که زنانی از اهل عراق گرفتار این رفتار شوند، زنانی این چنین وجود داشتند. که رسول خدا فرمود: خدا زنان متشابه به مردان و مردان متشابه به زنان را لعنت کرده است.»[۳۷۹]
و همچنین روزی دو زن در مورد میزان حد و عاقبت زنان همجنس گرا از امام صادق۷ سوال کردند که ایشان علاوه بر انذار آنها از آتش جهنم و عذاب های سخت الهی، علت گرایش زنان در زمان حضرت لوط۷ را نیز بیان می کنند و می فرمایند:
« حَدُّ الزِّنَا إِنَّهُ إِذَا کَانَ یَوْمُ الْقِیَامَهِ یُؤْتَى بِهِنَّ قَدْ أُلْبِسْنَ مُقَطَّعَاتٍ مِنْ نَارٍ وَ قُنِّعْنَ بِمَقَانِعَ مِنْ نَارٍ وَ سُرْوِلْنَ مِنَ النَّارِ وَ أُدْخِلَ فِی أَجْوَافِهِنَّ إِلَى رُءُوسِهِنَّ أَعْمِدَهٌ مِنْ نَارٍ وَ قُذِفَ بِهِنَّ فِی النَّارِ أَیَّتُهَا الْمَرْأَهُ إِنَّ أَوَّلَ مَنْ عَمِلَ هَذَا الْعَمَلَ قَوْمُ لُوطٍ فَاسْتَغْنَى الرِّجَالُ بِالرِّجَالِ فَبَقِیَ النِّسَاءُ بِغَیْرِ رِجَالٍ فَفَعَلْنَ کَمَا فَعَلَ رِجَالُهُنَّ؛ حد آن– به مقدار- حد زنا می باشد. وقتی قیامت می شود، مساحقه کننده ها را می آورند و لباس ها، مقنعه ها و شلوارهایی از آتش بر آنان می پوشانند و با میله های آتشین- که بر آنها فرو می کنند- آنها را به جهنم می اندازند. ای زن– منظور زن سوال کننده از امام صادق۷ می باشد- اولین باری که این عمل انجام گرفت، از سوی قوم لوط بود که مردان نیاز خود را با مردان بر طرف می کردند. زنان زنان چون بدون مرد ماندند، آنها هم همان کار مردان را با خود انجام دادند.»[۳۸۰]
لذا با توجه به احادیث گفته شده، گناه بودن و غیر فطری و غیرطبیعی بودن مساحقه در میان زنان، به همان اندازه می باشد که لواط در میان مردان مطرح می شود. و این گرایش جنسی همجنس گرایانه در میان زنان علاوه بر مجازات ها و برخوردهای دنیوی، عذاب و کیفر اخروی نیز دارد که به صورت صریح در روایت فوق بیان شد.
۲٫۴٫۴٫ عوامل همجنس گرایی در دین اسلام
غریزه جنسی از مهمترین غرایز وجودی انسان به حساب می آید. این غریزه جنسی در فهرست نیازهای اولیه زیستی انسان مانند تشنگی و گرسنگی به حساب نمی آید؛ اما تأثیر قابل توجهی بر رفتار انسانی می گذارد. انسان در رفتار جنسی خود، به حکم غریزه جنسی می خواهد از ارضای جنسی به لذتی برسد و به حکم فطرت و عقل خواهان، ارضای این غریزه جنسی با محوریت عفاف و پاکدامنی مطرح می شود تا علاوه بر لذت مادی از این روابط، به لذایذ دیگری همچون لذت معنوی نیز برسند. که رسیدن به این لذایذ نیازمند کنترل و رهبری غرایز و احساسات انسانی می باشد. لذا در صورت عدم کنترل و رهبری غرایز و احساسات انسانی، مسائلی همچون همجنس گرایی و سایر انحرافات جنسی به وقوع خواهد پیوست. که عوامل مختلفی به صورت ناقص نه تام، دست بر دست هم داده و انسان را از مسیر فطری و اصلی ارضای غریزه جنسی خود دور کرده و به انحرافاتی همچون همجنس گرایی دچار می کند.
در آموزه های اسلامی علاوه بر توجه به غریزه جنسی و تربیت و آموزش آن جهت ارضای صحیح غریزه جنسی، عوامل انحراف و دوری از روش طبیعی ارضای جنسی نیز بیان شده است. به طوری که آنچه درباره عوامل گرایش انسان به همجنس گرایی در آموزه های اسلامی دیده می شود، می توان به موارد زیر اشاره کرد. لازم به ذکر است که عوامل بیان شده در این قسمت را باید جزء عوامل ناقص به حساب آورد و نمی توان گفت که تنها با یک عامل، فرد به همجنس گرایی کشیده می شود. و همچنین برخی از این عوامل دارای شمولیت در گرایش انسان به تمام انحرافات جنسی را داشته و برخی نیز از عوامل منحصر به گرایش انسان به همجنس گرایی می باشد.[۳۸۱]
۲٫۴٫۴٫۱٫ ضعف یا عدم وجود عفت ورزی و خود مهارگری[۳۸۲]
یکی از مهم ترین علل انحرافات جنسی همچون همجنس گرایی در انسان، عدم برخورداری فرد از صفات شخصیتی «خود مهارگری» و «تسلط بر خویشتن»[۳۸۳] می باشد که در اصطلاح دینی به آن تقوا و عفت گفته می شود. اگر این صفات در انسان پایدار و ملکه نگردد، نمی توان از لغزش ها مصون بوده و برخواسته های نفسانی و تمایلات جنسی خود غلبه داشته باشد و در نتیجه دچار انحراف و آسیب می شود. به طوری که امیرالمومنین علی۷ در این باره می فرمایند:
«ثَمَرَه العِفَّه الصِّیَانَه … مَا زِنَا عَفیفُ ؛ نتیجه عفت، مصونیت است … و فرد عفیف زنا نمی کند.»[۳۸۴]
اسلام همانگونه که گفته شد، این دو صفت را با عنوان «تقوا»– به طور کلی- و با عنوان «عفت»– در مسایل جنسی- یاد می کنند. تقوا، حالت، ملکه و صفت ثابتی است که آدمی را از کمین گاه های شیطان و نفس اماره می رهاند و از آلودگی به گناهان، رذایل اخلاقی و افسار گسیختگی باز می دارد.[۳۸۵] در واقع تقوی برای انسان مانند حصاری است که از حملات وسوه های شیطانی و کشش ها و تمایلات نفسانی در امان می دارد. و همچنین می توان چنین گفت که وقتی که کشاننده های جنسی و نیروهای شهوانی و غریزی از افسار گسیختگی، به کنترل انسان در می آید و آدمی با استفاده از عقل و شرع و نیروهای فطری و الهی از حد افراط و تفریط و از تصرف شیطان و نفس اماره خارج می شود، یک حالت سکونت، آرامش و طمأنینه و یک ملکه اعتدال و میانه روی در او پدیدار می شود، که آن نیرو و قوه ای را که رنگ و بوی عقلی و الهی پیدا می کند، «عفت» می گویند.[۳۸۶] از این روست که امام علی۷ می فرمایند:
«بِالتَقوی قُرِنَتِ العِصمَه؛ عصمت- مصونیت- همراه با تقوا و پرهیزگاری است.»[۳۸۷]
و همچنین ایشان در جای دیگر می فرمایند:
«رَأس التَقوَی تَرکُ الشَهوَه؛ اساس پرهیزکاری، ترک کردن شهوت است.»[۳۸۸]
لذا یکی از مهمترین عوامل گرایش افراد به انحرافات جنسی همچون همجنس گرایی، مسئله عدم تقوا و پرهیزکاری می باشد که اگر بخواهد در رفتار انسان منعکس پیدا کند، باید با یکی از عناوین «عفّت» و «حیا» مطرح شود که در باب مسائل جنسی با عنوان «عفّت» و اگر تقوا به دلیل وجود شاهدی حاظر و ناظر تحقق یابد با عنوان «حیا» یاد می شود. که امیر المومنین علی۷ در این باره می فرمایند:
«فَاتَّقُوا اللَّهَ الَّذِی أَنْتُمْ بِعَیْنِه‏؛ تقوای الهی شما یعنی اینکه شما تحت نظارت او هستید.»[۳۸۹]
و زمانی که نیروی جنسی و تمایلات شهوانی انسان تحریک می شود، همچون آتشفشانی می ماند که در حال طغیان و زبانه کشیدن است و اگر راه های ارتباطی و زمینه های تحریک جنسی خویش را کنترل نکند و پرهیزکاری را سرلوحه خویش قرار ندهد، توان بازدارندگی فرد به شدت کاهش یافته و مقابله با آن بسیار دشوار خواهد شد و در خیلی از موارد فرد را به تباهی می کشاند. و دیگر به زیان ها و صدمات ناشی از آن توجه نکرده و همچون تعبیر قرآن درباره قوم شهر سدوم که با عبارت مست شدگان به توصیف آنها پرداخته بود، دیگر فرد به عاقبت کار خویش توجه نکرده و به استمرار انحراف خویش می پردازد. از این روست که امیرالمومنین علی۷ می فرمایند:
«إِذَا أَبصَرَتِ العَینُ الشَّهوَهَ عَمِى القَلبُ عَنِ العَاقِبَهِ؛ زمانی که چشم شهوت را ببیند، قلب از عاقبت اندیشی آن کور می شود.»[۳۹۰]؛ « ذَهَابُ العَقلِ بَینَ الهَوَى وَ الشَّهوَهِ؛ از بین رفتن عقل بین هوس رانی و شهوت رانی است.»[۳۹۱]
غریزه جنسی به خودی خود حد و مرزی نمی شناسد و صاحبش ارضای مطلق و بی چون و چرا را طلب می کند؛ بنابراین اگر فرد خود را در برابر محرکات جنسی از راه تقوا که با عنوان عفّت و حیا یاد می شود، مصون نگه ندارد، مبتلا به انحراف جنسی مانند همجنس گرایی شده و خود و جامعه خویش را به انحطاط و نابودی خواهد کشاند. به طوری که اگر فرد در روابط جنسی خود عفیف نباشد به مرور زمان از مسیر اصلی ارضای جنسی خود خارج شده و موجب می شود که اگر دارای همسری نیز باشد، همشرش نیز به بی عفتی و روابط نامشروع جنسی نیز کشیده شود همان گونه که علت اصلی ابتلای زنان شهر سدوم به مساحقه، همجنس بازی مردان آن شهر و عدم ارضای جنسی همسرانشان بود. از این روست که امام صادق۷ در این باره می فرمایند:
«تَعِفَّ نِسَاؤُکُم‏ إِنَّ بنی فُلان زَنُوا فَزَنتُ نِساؤهُم؛ عفت پیشه کنید تا همسرانتان نیز عفیف باشند، همانا فرزندان فلانی زنا کردند بنابراین دامان همسرانشان به زنا الوده شد»[۳۹۲]
بنابراین یکی از مهمترین عوامل گرایش انسان به همجنس گرایی، بی عفتی و بی حیایی اوست. زیرا انسان فطرتاً عفیف و با حیا است و فحشا و بی حیایی را بر خلاف فطرت خویش می پندارد، حتی در نهاد انسان عشق به عفت و حیا وجود دارد و به طور فطری از فحشا و بی حیایی تنفر دارد.[۳۹۳] پس با توجه به احادیث گفته شده می توان ضعف و یا عدم عفت ورزی و خودمهارگری را از عومل گرایش به همجنس گرایی دانست. و می توان با حفظ پاکدامنی، صبر و تاخیراندازی در پاسخ به نیاز های جنسی و کسب مهارتهای خودمهارگری و همچنین با کنترل هیجانهای جنسی و استمرار در کسب لذایذ معنوی و تثبیت عفت به عنوان صفت شخصیتی، خود را از انحرافاتی همچون همجنس گرایی دور کرده و با پاکدامنب در محضر الهی حاضر شویم. زیرا کسانی که پاکدامنی را معیار رفتار جنسی خود قرار دهند، شامل لطف و فضل خدا خواهند شد.
« وَ لْیَسْتَعْفِفِ الَّذینَ لا یَجِدُونَ نِکاحاً حَتَّى یُغْنِیَهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ؛ و کسانى که امکانى براى ازدواج نمى‏یابند، باید پاکدامنى پیشه کنند تا خداوند از فضل خود آنان را بى‏نیاز گرداند.»[۳۹۴]
۲٫۴٫۴٫۲ .ازدواج نکردن و یا عدم ارضای صحیح جنسی در قالب ازدواج
از دیگر عوامل گرایش انسان به همجنس گرایی، عدم ازدواج و یا دیر ازدواج کردن فرد می باشد. از نظر آموزه های اسلامی، یکی از راههای مصون سازی رفتار جنسی انسانها ازدواج و ارضای طبیعی غریزه جنسی از طریق روابط جنسی در قالب ازدواج می باشد. وجود غریزه جنسی در انسان و گاه زبانه کشیدن شعله های شهوت، نیاز به ارضا شدن را در انسان بر می افروزد و از آنجا که اسلام سرکوب و ارضای ناصحیح غریزه جنسی را به هر نوع ممکن– مانند رهبانیت، شهوت رانی، خودارضای و همجنس گرایی و سایر روشهای ناصحیح دیگر- قبول ندارد، تنها روش صحیح و مورد قبول خویش، یعنی ازدواج را مطرح می کند و عدم ازدواج یا ازدواج دیر هنگام را از عوامل مهم گرایش انسان به انحرافات جنسی همچون همجنس گرایی می داند.
تاخیر در ازدواج و تحت تاثیر قرار گرفتن انسان به خاطر عدم ارضای به موقع و صحیح، ربطی به جنسیت افراد ندارد و هر دو جنسیت یعنی زن و مرد را در بر می گیرد. و باید گفت که تاخیر در ازدواج را نمی توان انحصاراً از عوامل گرایش به همجنس گرایی در نظر گرفت، بلکه با توجه به سفارش اسلام به ارضای صحیح در قالب ازدواج، تاخیر در ازدواج را می توان از عوامل مشترک در گرایش انسان به انحرافات جنسی، همچون همجنس گرایی دانست. از این روست که امام صادق۷ سفارش می فرمایند که وقتی فرد به سن بلوغ و درک جنسی مناسب رسید باید همسری مناسب برای او در نظر گرفت تا از انحرافات جنسی در امان باشد:
« إِنَّ الْأَبْکَارَ بِمَنْزِلَهِ الثَّمَرِ عَلَى الشَّجَرِ إِذَا أَدْرَکَ ثَمَرُهُ فَلَمْ یُجْتَنَى أَفْسَدَتْهُ الشَّمْسُ وَ نَثَرَتْهُ الرِّیَاح – و- الْأَبْکَارُ إِذَا أَدْرَکْنَ مَا یُدْرِکُ النِّسَاءُ فَلَیْسَ لَهُنَّ دَوَاءٌ إِلَّا الْبُعُولَهُ وَ إِلَّا لَمْ یُؤْمَنْ عَلَیْهِنَّ الْفَسَاد؛ دختران به منزله میوه درخت هستند، پس زمانی که میوه برسد، چاره ای جز چیدن آن نیست و گرنه خورشید آن را فاسد می کند و وزش بادها آن را تغییر می دهد همانا وقتی دختران از نظر ادراک جنسی مانند زنان شدند، چاره ای جز شوهر دادن آنها نیست و گرنه از فساد در ایمن نیستند.»[۳۹۵]
لذا با توجه به طبیعت انسان مبنی بر ارضای صحیح غریزه جنسی، اگر امر ازدواج به تاخیر افتد و یا اینکه از امر ازدواج امتناع گردد، بدون استثناء به انواع انحرافات جنسی مانند همجنس گرایی دچار خواهد شد، زیرا کسی که نیازهای جنسی خویش را در قالب ازدواج به صورت صحیح برطرف می کند، دیگر نیازی به انحرافات جنسی خارج از قالب روابط زناشویی را ندارد. از این روست که پیامبر اسلام ۶ برّنده ترین سلاح شیطان را ترک ازدواج معرفی می کند و در دیداری که مردی با ایشان داشتند، پرسیدند که: «آیا ازدواج کردی؟» که در جواب ایشان، آن مرد گفت: «نه» دوباره پرسیدند که: «آیا از نظر جسمی سالم هستی؟» مرد گفت: «بله» که پیامبر۶ در جواب آن مرد گفتند:
«فإنَّکَ إِذاً مِن إِخوَانِ الشَّیَاطِینِ، إِنَّ مِن سُنَّتُنَا النِکاح شِرَایِرکُم عُزَّابِکُم وَأَرَاذِلُ شغُ فِی مُوتَاکُم عُزَّابِکُم‏. إِنَّ المُتَزشوَّجِینَ هُمُ المُبَرَّؤُنَ مِنَ الخشنَّاسِ وَالَّذِی نَفسِی بِیَدِهِ مَا لِلشَّیطَانِ سِلاحٌ أَبلغُ فِی العَلَمِینَ مِنش الرِّجَالِ وَ النِّساءِ مشن تَرَکَ النِّساءَ؛ تو از برادران شیطان هستی، همانا نکاح و ازدواج از سنت ما می باشد. بدترین شما مجردها هستند و بدترین مردگان شما نیز مجردها هستند. به درستی که متاهلان همان هایی هستند که از خنّاس در امان اند. قسم به آن که جانم در دست اوست، شیطان در دنیا، سلاحی برای مردان و زنان، برنده تر از ترک ازدواج ندارد.»[۳۹۶]

دانلود متن کامل این پایان نامه در سایت abisho.ir