دانلود پایان نامه

مورد عدالت‏، بخشی از ابعاد اندیشه رالز در باره عدالت است.(لسناف،1389: 339) رالز تلاش می کند که با احیای تفکّر کانتی روش جدیدی در مقابل نظریه اصالت فایده برای تبیین‏ عدالت ارائه کند به گونه‏ای که آزادی برابر افراد و خود آئینی آنان و اصل تقدّم حق بر خیر محفوظ بماند.از این دیدگاه جامعه سازمانی است که افراد دارای امیال و عقاید گوناگون برای تحصیل منافع‏ متقابل آن را تأسیس کرده‏اند،لذا قبل از هرچیز آنچه اهمیّت دارد این است که چارچوبی برای‏ تنظیم روابط درون این سازمان تعیین گردد.فرصتها و حقوق اوّلیه یا به تعبیر رالز کالاهای اوّلیه بطور مساوی میان افراد تقسیم شود و طرحی برای توزیع صحیح هزینه‏های این همکاری و نیز منافع حاصل‏ از آن پیش‏بینی و مورد توافق قرار گیرد.(بشیریه،1384: 115)
در راستای تبینن نظریه عدالت، رالز نظریّهء عدالت به معنای انصاف(fairness) را نیز پیش می‏آورد که مبتنی بر دو اصل است.اصل‏ اوّل که مبتنی بر تصدیق حقّ مساوی همه‏کس برای‏ برخورداری از آزادیهای اساسی مثل آزادیهای‏ سیاسی،آزادی بیان و وجدان و حفظ حیثیّت انسانی‏ است و اصل دوم مشعر بر این است که نابرابریهای‏ اجتماعی به شرطی که برای مصالح همگان و بخصوص کسانی که بهره و نصیب کمتری می‏برنددر صورت سازمان یافتگی،موجّه و قابل قبول اند.این‏ دو اصل بر یکدیگر تقدّم و تأخّر دارند و در عرض‏ هم قرار ندارند.(همان،117).
آزادی از دید رالز دربرگیرندهء مفاهیم برابری و عدالت نیز هست و عدالت از درون آزادی‏ سر برمی‏آورد.البتّه خود رالز واقف است که مبنا و دلیل تامّی برای صدق‏ نظریّه ی او در باب عدالت نیست،چون شاید اصول‏ دیگری وجود داشته باشد که پس از صورتبندی و تدوین بر اصول وی رججان یابد و از این مهمتر و بنیادی‏تر،از کجا معلوم که بهترین اصول همانهایی‏ باشد که مرود قبول عاقلان قرار گرفته است.در هرصورت و اجمالا،جان کلام و جوهر اندیشه ی رالز در باب عدالت، عدالت به منزله انصاف است.مزید آنکه، نظریه عدالت توزیعی ونیز عدالت استحقاقی، مآلاًدر دستگاه فکری وفلسفی او جایگاهی دارد.(همان،119)

2)انعکاس مفهوم عدالت در آبای فکری ایران واسلام
جدای از انعکاس مفهوم عدالت در سیر وتطور اندیشه آبای فکری مغرب زمین،مفهوم عدالت در اندیشه اصحاب فکر ونحله های اندیشه ایران واسلام نیزانعکاس قابل ملاحظه ای داشته است. در این راستا فارابی از فلاسفه ایران عصر اسلامی،ابن خلدون از آبای فکری علوم اجتماعی و خواجه نظام الملک از وزاری منتفذ بارگاه سلجوقیان و از اصحاب فکری اندیشه ایرانشهری،بیشترین مساهمت و مجاهدت فکری را در چگونگی قرائت این مفهوم به انجام رسانیده اند.
2-1- عدالت در اندیشۀ فارابی

دانلود پایان نامه

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوندبرای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  40y.ir  مراجعه نمایید.

رشته حقوق همه گرایش ها : عمومی ، جزا و جرم شناسی ، بین الملل،خصوصی…

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

عدالت در اندیشه ی سیاسی فارابی از مفاهیم کلیدی است و در محتوایی بسیار متنوع و گسترده طرح می شود. عدل در این مفهوم به معنای ایفای اهلیت هر شئ به آن است.افراد انسانی در نظر فارابی برابر نیستند، بلکه در سلسله مراتبی از توانایی ها و استعداد ها قرار می گیرند و این امر با نظام آفرینش مطابق است که بر شالوده ی سلسله مراتب و گوناگونی توانایی هاست.پس نظام اجتماعی و سیاسی از دید فارابی به گونه ی طبقاتی و مبتنی بر اهلیت و شایستگی و استحقاق است. در فلسفه ی سیاسی فارابی تفاوت شایستگی، سرچشمه ی سلسله مراتب اجتماعی است و رئیس مدینه چون اعدل و افضل است، بر سریر ریاست تکیه زده است و مقدم بر مدینه است. بنابراین فارابی برعکس دریافت فیلسوفان یونانی، با تقدم فرد بر مدینه، بحث اخلاقی و سعادت را مبنای سیاست می داند.
فارابی، عدالت در انسان را نوعی اخلاق فضیلت مدار می داند. وی حد وسط افعال را که دارای اعتدال می باشد،نوعی فضیلت می نامد. وی در بیان نظریۀ خود از نظریۀ حد وسط استفاده می کند که این مسأله پیروی وی از ارسطو را نشان می دهد. بنابراین از نظر ایشان، فضایل، حد وسط و اعتدال افعالند و رذایل به دو طرف آن، یعنی جانب افراط و تفریط اطلاق می شود. بر طبق این نظریه، مقصود از فضایل، ملکاتی هستند که متوسط بین دو طرف واقع شده اند که یک طرف آن زیاده و طرف دیگر آن نقص است؛ مانند فضیلت عفت که حد وسط است بین سرکشی و بی احساسی نسبت به لذت ها.(قادری،1380: 146)
چکیده وعصاره دیدگاه فارابی در باره عدالت،تقیسمی است که او برای عدالت قائل است.در این راستا فارابی عدالت را به اعم و اخص تقسیم می کند:
اعم: به کار بستن فضیلت در مناسبات اجتماعی و رفتار با دیگران؛ اگر رفتار فرد با دیگران در هر زمینه و موقعیتی، برخاسته از رعایت و توجه به فضیلتی از فضایل اخلاقی و انسانی باشد، آن عمل، مصداق عدالت است.

مطلب مرتبط :   پایان نامه حقوق در مورد :نمی‌خواهد

اخص: ناظر به حفظ حقوق فردی افراد. عدالت امری است نسبی در نزد مردم مدینه های فاضله، و عدالت این است که همه به سعادت و کمال افضل برسند؛ همه زندگی کنند، همه به زندگی خود ادامه دهند، هر عضوی وظیفه خود را انجام دهد. در نتیجه همۀ اعضا، سالم می مانند و به حیات و زندگی خود ادامه می دهند.( همان،172)

2-2- عدالت در اندیشۀ ابن خلدون
تحلیل مفهوم عدالت در اندیشه ی سیاسی و اجتماعی ابن خلدون دارای اهمیت فراوانی است. در این راستا دو رویکرد در باب مفهوم عدالت در دستگاه فکری او قابل ارزیابی است.در نخستین رویکرد به مفهوم عدالت، ابن خلدون در مقام یک اندیشمند سنتی دوره ی اسلامی است که با اقتدای به نظریه پردازان پیش از خود به تأمّل در سیاست می پردازد.
در این رویکرد او تحت تاثیر سنت فلسفی ابن رشد اندلسی است.ابن خلدون در این رویکرد،با توجه به مفهومی که از عدل ارائه می شود، سیاست را شرعی و عقلی تقسیم می کند. سیاست شرعی، چنانکه از ظاهر اصطلاح بر می آید، سیاستی مبتنی بر حکم شریعت و وحی الهی است.به باور ابن خلدون کاملترین عدل فقط می تواند به دنبال اجرای سیاست شرعی تحقق یابد و این امر فقط در آغاز حکومت شرعی و در کوتاه زمانی میسر می شود که وجه دوم علم عمران او(عمران خضری) هنوز تکامل نیافته بود.( قادری،1380: 182).
در دومین رویکرد ابن خلدون مدیون دستگاه فکری واجتماعی خود در باب عدالت است.در این راستا،یگانه موردی که ابن خلدون به تعریف عدالت می پردازد،موردی است که در آن با توجه به فساد و انحطاط علمای زمان به عدالتی اشاره دارد که از توابع قضا است.در این رویکرد او بر این باور است که عدالت آن وظیفه ای دینی است که از توابع داوری و قضا و مواردی عملی آن است، و حقیقت آن قیام به اذن قاضی است برای گواهی دادن در میان مردم در آن چه به سود و زیان ایشان می باشد.(همان) .

2-3- عدالت در اندیشۀ خواجه نظام‌الملک
عدالت یکی از ارکان اندیشه سیاسی ایرانشهری است که بیشتر از هر اندیشمندی در حوزه اندیشه های ایران شهری،در اندیشه خواجه نظام‌الملک نمود پیدا می‌کند. خواجه در مهمترین اثر خود(سیاستنامه) در باب عدل سخن بسیار گفته است، زیرا او عدالت را برای بسامان کردن ورفع نابسامانی‌های ایران‌زمین که با آمدن ترکان تشدید شده بود، موثر می‌دانست.خواجه در باب اهمیت مولفه عدل در فراگرد حیات سیاسی ایران زمین، از سر گذشت وفرجام کار پادشاهان ایران‌باستان، داستان‌ها و حکایت‌ها نقل می‌کند.با توجه به اینکه پادشاه مورد نظر خواجه برگزیده خداست و مشخصاً دارای قدرت مطلق است،یکی از ابزارهای کنترل قدرت نیز می باشد. مبرهن است که کنترل قدرت جز به مکانیسم و مولفه عدل و رعایت آن در گردش حیات سیاسی میسر نیست.نکته آن است که انعکاس مولفه عدالت در دستگاه فکری خواجه ریشه در سنت ایران باستان دارد.(طباطبایی،1385: 103) خواجه در این باره در فرازی از کتاب سیاست نامه آورده است که: «رسم ملکان عجم چنان بود که روز مهرگان و نوروز پادشاهی مرعامه را بار دادی و هیچکس را بازداشت نبودی” (نظام الملک:1364: 56)

انعکاس این واژه در افق اندیشه سیاسی فلاسفه مغرب زمین وایران واسلام نشان دهنده اهمیت موضوع است. همانگونه که مطرح گردید،مفهوم عدالت، اساسی‌ترین مفهوم در فلسفه اخلاق، سیاست و حقوق قلمداد می گردد. پرسش‌های گوناگونی که درباره عمل،رفتار و شیوه زندگی درست در سطح فردی، جمعی و سیاسی ودرستی اعمال افراد خصوصی و مقامات و کارگزاران عمومی و نیز درباره حقوق و تکالیف و تعهدات فرد و ماهیت سیاست‌های اقتصادی و اجتماعی دولت‌ها مطرح می‌شود، همگی در ذیل مفهوم کلی عدالت قرار می گیرند.همچنین ایجاد تعادل میان اهداف مختلف زندگی انسان مانند شادی، رفاه، فضیلت و معرفت و نیز ایجاد تعادل میان خواست‌ها و غایات خصوصی و عمومی و سرانجام بهره برداری متعادل از ثروت و شیوه توزیع آن جزئی از بحث عدالت به شمار می‌رود. با این حال می توان نتیجه گرفت که مبحث عدالت صرفاً نظری نیست، بلکه اساساً معطوف به عمل است و می‌توان گفت از این حیث موضوع اصلی آن تصمیم گیری برای تعیین ملاکی است که طبق آن اعمال آدمیان در سطوح و حوزه‌های گوناگون در رابطه با یکدیگر مورد داوری قرار‌گیرد. این نکته نیز در خور اهمیت است که مبحث عدالت در همین معنای عملی‌تر خود با مقولات و مفاهیم همسایه و خانواده‌ای چون برابری، اخلاق، قانون، انصاف و آزادی در می‌آمیزد. از سوی دیگر مفهوم عدالت در معنای گسترده آن با همه مفاهیم و ارزش‌هایی که برای انسان گرامی و ارجمندند، پیوندی ناگسستنی دارد. آدمیان در همه جوامع همواره در متن برداشتی از عدالت به سر می‌برند و در این متن است که به شیوه زندگی خود، ارزش‌ها، هنجارها، و روابط خویش معنا و سامان می‌بخشند.از این رو می‌توان گفت عدالت فضیلت اول و بنیادی است، به این معنی که ممکن است کسی در باب آزادی یا برابری و یا شادی تردید کند و از محدودیت آزادی یا از نابرابری بین انسان دفاع کند، در حالی که کمتر کسی از محدودیت عدالت یا بی عدالتی دفاع خواهد کرد. آنان که از محدودیت در آزادی یا برابری و یا ارزش‌های دیگر دفاع می‌کنند، باز هم دفاع خود را بر اساس برداشتی از عدالت استوار می‌سازند.از این رو عدالت اصل اول و مبنای دفاع از اصول دیگر است و دفاع از خود آن در همان مفهوم آن نهفته است..به هر تقدیر مسئله حائز اهمیت آن است که مفهوم عدالت در تاریخ تفکر اخلاقی و سیاسی پیشینه دارازی دارد. چنانچه از مباحث پراکنده مربوط به عدالت در تاریخ تفکر سیاسی بر می‌آید، مهمترین مساله در بحث عدالت قابل دفاع ساختن روابط نابرابر در جامعه است. نابرابری در ثروت، قدرت و شان اجتماعی، به رغم شباهت در استعدادهای افراد، واقعیت انکارناپذیر همه جوامع بوده است. گذشته از آن هیچ رابطه معناداری میان نابرابری در ثروت و قدرت و نابرابری در استعدادهای طبیعی وجود نداشته است.

مطلب مرتبط :   سازگاری اجتماعی

عدالت در فرهنگ اجتماعی:
بحث از عدالت و بررسی صور و ماهیت آن مبحثی است که دارای پیشینه بسیار طولانی می‌باشد. ریشه‌های این بحث را می‌توان در رجوع به دوران باستان و از اسطوره‌ها و شیوه عمل خدایان دریافت. در دوره باستان این خدایان هستند که از عدالت تعریف ارائه می‌دهند و از انسان می‌خواهند که طبق دستورات عمل نماید. به مرور خدایان متعدد جایگاه خود را به خدای واحد می‌دهند و انسان نقش اساسی می‌یابد. می‌توان طبق ادبیات موجود از قرن هشت پیش از میلاد در اسطوره‌ها و تا به امروز به بررسی مفهوم عدالت پرداخت.
عدالت و آزادی دو امری هستند که به گفته آیزا برلین انسان ناتوان در داشتن هر دو است و مجبور به انتخاب‌گری بین این دو. بسیاری عدالت را اصلی‌ترین فضیلت و منبع و ریشه همه فضایل می‌دانند. عدالت را در سویی و ارزش‌ها و فضیلت‌های دیگر را در سوی دیگر قرار می‌دهند. اما برخی مفهوم رقیب آن یعنی آزادی را برتری می‌دهند و موافق با دست‌اندازی به آزادی نیستند. به‌هرحال از آن رو که بحث عدالت در سرشت خود بحثی تجریدی، تحلیلی و نظری است، همیشه با تنوع دیدگاه‌ها و اختلاف نظرها همراه بوده است. این تنوع خصوصاً از آن بعد دیده می‌شود که عدالت در

دسته بندی : پایان نامه حقوق

دیدگاهتان را بنویسید