چرا راندمان کاری در محیط اداری کم است؟ راه‌حل چیست؟

بازاریابی اینترنتی

به چه دلیل بهره وری کاری در محیط اداری کمه؟ راه حل چیه؟

۱۸ دی ۱۳۹۵

بیشتر شرکتا از کارمندان خود میخوان تا ساعات مشخصی رو در دفتر کار حضور داشته باشن و به عنوان یه تیم به فعالیت بپردازند. پیش خود هم فکر می کنن که اینطوری بازدهی کارمندان بیشتر می شه، چون که فقط بروی کار تمرکز دارن و چیزی مزاحمشان نمیشه. اما آقای فراید نظری متفاوت داره. اون فکر می کنه که حضور در محیط کاری، نه فقط باعث نمی شه بازدهی ما زیاد شه، که مزاحمتای بسیار جدی تر واسه ما بوجود می آورد و بهره وری کاری ما رو تا حد زیادی کم می کنه.

جیسون فراید کیست؟

jason-friedاون کسیه که شرکت ۳۷Signals رو تاسیس کرده و تا حالا چندین برنامه محبوب واسه کار تیمی و همکاری بین اعضای یه پروژه طراحی کرده که مطرح ترین اونا Basecampه. اون باور داره که ما وقتی سر کار میریم، در واقع "یه روز کاری رو از دست می دیم و در ازایش، لحظه های کاری گیرمون میاد." البته، اون فقط به وضعیت موجود انتقاد نمی کنه و راهکارهای واسه بهبود بهره وری کاری در شرکتا هم ارائه میده.

سخنرانی جیسون فراید در تد تاک

دیگه وقتشه که به سراغ سخنرانی اون در تد تاک بریم و پای حرف هاش بشینیم. اون درزمان سخنرانی خود عوامل کاهش بهره وری در محیطای کاری و راهکارهای جالبی واسه رفع این عوامل رو به ما ارائه میده. در ادامه مطلب هم می تونین نکات ارائه شده در این سخنرانی رو به صورت خلاصه بخونین. هم اینکه یادتون نره تا نظر خود در مورد حرفای اونو با ما در میان بذارین.

نکته: الان، زیرنویس ویدیو فقط داخل سایت خود آپارات میشه دید و در این صفحه نشون داده نمیشه. حالا حدود ۱ ماهه که از تیم آپارات درخواست کردیم این موضوع رو رسیدگی کنن و بدیش اینه، جز چند خط توضیح نامربوط، هیچ جوابی دریافت نکردیم. پس عزممونو جزم کردیم واسه حل موقتی مشکل، از شما درخواست کنیم در صفحه خود آپارات، ویدیو کامل رو تماشا کنین.

نمایش نسخه متنی

، من می خوام امروز درباره کار صحبت کنم، مخصوصا درباره اینکه به چه دلیل مردم سر کارشون کار نمیکنن؟

که این مشکل هممون انگار هست.

ولی بذارین از اول شروع کنیم.

ما شرکتها یا موسسه های غیر انتفاعی، یا موسسه های جمع آوری اعانه و چیزایی مثل این داریم

که هریک کارمندانی یا داوطلبانی دارن که واسه اونها کار می کنن.

اونها البته توقع دارن آدمایی که براشون کار می کنن، عالی کار کنن– البته امیدوارم اینطور باشه.

دست کم یه کار خوب، و بیشترین اندازه یه کار عالی .

و بعد میان واسه اینکه این افراد کار انجام بدن یه جایی رو میسازن که اونها گرد هم بیان و اون کار رو انجام بدن.

یه شرکت یا یه موسسه غیر انتفاعی، یا موسسه جمع آوری اعانه و چیزایی مثل این

به طور خودکار– به استثنای کسائی که خوش شانساند و باید برن آفریقا واسه کارشون–

همه افراد اونا باید برن به یه اداره که کار ارائه بدن.

پس این شرکتها اومدن و ادارات رو ساختن.

می رن یه ساختمون رو میخرن یا اجاره میکنن و پر از چیز میز میکنن.

پرش می کنن از میز و صندلی و کامپیوتر و نرم افزار و اینترنت

یا بعضی مواقع یخچال، یا چیزایی مثل این، با این امید که کارمندهاشون هر روز بیان اونجا و کار عالی ارائه بدن.

مثل اینکه واقعا اینجور درخواستی منطقیه.

هرچند اگه از مردم یا حتا از خودتون سوال کنین واقعا کجا رو ترجیح میدید وقتی میخواید کاری رو از پیش ببرین؟

می بینین که اونها نمیپرسند بستگی داره، چه شغلی باشه.

اگه از مردم سوال کنین: واقعا چه جای رو ترجیح میدید، وقتی نیاز دارین که کاری رو انجام بدین؟

شما ۳ نوع جواب جور واجور دریافت می کنین.

یکی یه جور جا، یا مکان یا اتاق هست، دیگری اشیای متحرک، و سومی زمونه.

اینم چند تا مثال.

وقتی من از مردم می پرسم –۱۰ساله که این کار رو می کنم–

ازشون می پرسم، "شما وقتی میخواید کاری رو انجام بدین کجا میرید؟"

جوابهایی میشنوم مثل تراس خونه، یا آشپزخانه.

چیزایی میشنوم مثل یه اتاق اضافی تو یه خونه، در زیرزمین، کافی شاپ یا کتابخونه.

و یا شاید جاهایی مثل قطار، هواپیما، ماشین یا در مسافرت.

باز در جایی دیگه از مردم میشنوی،

"، زیاد مهم نیس که کجا هستم، فقط خیلی زود یا خیلی دیر یا آخر هفته نباشه."

ولی تقریبا هیچ کسی نمیگه که توی اداره میرم.

ولی شرکتها میان کلی روی یه مکانی که اسمشو میذارن اداره، و افراد رو مجبور می کنن که به اونجا برن،

هرچند افراد کار رو در اداره انجام نمیدن.

این یعنی چی ؟ به چه دلیل این اتفاق میافته؟

و اگه یه کم عمیق تر وارد موضوع بشین می ببینن که افراد می رن سر کار،

و بجای یه "روز" کاری اونها "لحظات" کاری رو پشت سر میذارن.

کار تو یه اداره به این صورت پیش میره. در اونجا شما روز کاری ندارین بلکه لحظات کاری دارین.

درب اداره یه جورای مثل ماشین سبزی خورد کنی میمونه، شما واردش میشین و بدون این دست اون دست کردن روز شما به قطعات کوچکتر تقسیم میشه.

درب اداره یه جورای مثل ماشین سبزی خرد کنی میمونه، شما واردش میشین و بدون این دست اون دست کردن روز شما به قطعات کوچکتر تقسیم میشه.

چون شما ۱۵ دقیقه اینجایید، نیم ساعت اونجا،

و بعد یه اتفاق جدید میفته و شما از کارتون جدا میشین و باید کار دیگه ای بکنین، بعد وقت نهار میشه.

بعد چیز دیگه ای پیش میاد که باید انجام بدین، اینم میشه ۱۵ دقیقه، بعد یکی شما رو کنار میکشه و یه سوال میپرسه.

و قبل اینکه شما جواب رو بدونین میشه ۵عصر،

و شما یه نگاهی به کار اون روزتون میندازید و می ببینن که شما کارهاتون رو تموم نکردین.

ما همه این شرایط رو گذروندیم. شاید دیروز یا پریروز یا یه روز قبل تر.

عصر که میشه یه نگاه به عقب میندازید و با خود میگید امروز هیچ کاری رو از پیش جنگ م.

من سر کارم بودم.

سر میز کارم بودم، کنار کامپیوتر گرون قیمتم. نرم افزارایی که بهم گفته بودن رو استفاده کردم.

رفتم سر جلسه هایی که بهم گفته شده بود برم. کنفرانس تلفنی داشتم. ولی در واقع هیچ کاری رو انجام ندادم.

فقط تکالیفم رو انجام دادم.

ولی کاری رو به پایان نرسوندم.

و باز چیزی که مخصوصا در مورد افراد خلاق و روش کارشون می ببینن–

طراحا، برنامه نویسا، نویسندگان، مهندسان، متفکران —

اینه که اونها همه به زمان طولانی و بی -معطلی نیاز دارن که بتونن کارشون رو به پایان برسونند.

نمیشه از کسی بخوای که در عرض ۱۵دقیقه یه چیزی رو بوجود بیاره و به مشکلی به طور واقعی فکر کنه.

شاید یه ایده سریع به ذهن برسه، ولی واسه پرداختن عمقی به موضوع به زمان طولانیتر و بدون مزاحمت نیازه.

با اینکه یه روز کاری ۸ساعته، ولی چند نفر از شما تا حالا ۸ ساعت بی -معطلی تو یه روز کار کردین؟

۷ ساعت چیجوری؟ ۶؟ ۵؟ ۴؟

آخرین باری که ۳ ساعت رو در اداره بی -معطلی داشتین کی بوده؟ دو ساعت؟ یا شاید یه ساعت.

در واقع افراد خیلی خیلی کمی زمان بدون معطلی واسه کار دارن.

و به این خاطره که بعضیا بهتر می دونن کار رو در خونه انجام بدن.

و به این خاطره که بعضیا بهتر می دونن کار رو در خونه انجام بدن،

یا شاید به اداره برن ولی صبح خیلی زود، یا غروب که کسی مزاحمشون نشه،

یا وقتی همه رفتن کار رو تازه شروع می کنن، یا آخر هفته میان سر کار،

یا توی هواپیما کارشون رو انجام میدن، یا در ماشین یا قطار، چراکه اونجا حواس پرتی ندارن.

حالا اینا نوعای جورواجور حواس پرتی بودن، ولی هنوز بدترینش نبودن، بدترینش رو من تا یه دقیقه دیگه میگم.

این نوع مواردی که آدم باید تو یه زمان کوتاه کاری رو بکنه،

منو یاد یه چیز دیگه که وقتی آدم مزاحمتی داره درنتیجه نمیتونه اونو بکنه، میندازه، یعنی خوابیدن.

من فکر می کنم خواب و کار خیلی به هم مربوطند.

و نتنها می تونین وقتی که خوابیدید کار انجام بدین، بلکه وقتی که کار انجام میدید هم می تونین بخوابین.

منظور من البته این نیس، بلکه می خوام بگم خواب و کار دو بحث ان که براساس فازای جور واجور ترسیم شدن.

وقتی از خواب حرف میزنی ، درباره فازای خواب حرف می زنیم — بعضی به فازای جور واجور میگن چیزای جور واجور.

۵تا فاز جور واجور واسه خواب هست

و واسه اینکه به خواب عمیق بریم باید به اون فاز اولی برسیم.

و اگه خواب شما در اون حالت به هم بخوره، مثلا کسی توی تختخواب شما رو از خواب بپرونه،

یا هر صدای دیگه ای، اگه از اون فاز بیرون بیایید و بیدار شید،

نمیتونین بعدش دوباره از همون فاز ادامه خواب بدین، بلکه باید از اول شروع کنین.

و شاید روزای زیادی مثل این رو داشته باشین، که ساعت ۸ یا ۷صبح از خواب بیدار میشین،

و میگید دیشب واقعا خوب نخوابیدم.

هرچند من کارای خوابم رو قبلش انجام دادم، رفتم به رخت خواب، دراز کشیدم، ولی خواب خوبی نکردم.

عموماً می گن "به خواب میری" درصورتی که آدم به خواب نمیره، بلکه به سمت خواب میره.

خوابیدن زمان میبره، باید از تموم مراحل و فازای اون رد بشین.

و اگه مزاحمتی ایجاد بشه، شما خوب نمیخوابید.

ما چه توقع داریم — کسی اینجا هست که فکر کنه با وجود مزاحمت میشه خوب خوابید؟

فکر نمیکنم کسی اینجا بگه بله.

به چه دلیل ما توقع داریم که افراد خوب کار کنن، وقتی که تموم روز در اداره تمرکزشون به هم میخوره؟

چیجوری ما توقع داریم که افراد خوب کار کنن، وقتی که می رن به اداره که واسه اینکه همیشه توسط بقیه تمرکزشون رو از دست بدن؟

البته این زیاد واسه من معنی نداره.

این به نظر من زیاد با معنی نمیاد. این مزاحمتا چی ان که فقط سر کار اتفاق میفتن؟

جاهای دیگه مزاحمتهای مثل تلویزیون، یا به پیاده روی رفتن، یا یه یخچال،.. داری،

یا در کل هر اون چیزی که خودت میخوای دور و برت داشته باشی .

اگه بری پیش رئیست، اون بهت میگه نمیخواد خونه کارت رو انجام بدی، بخاطر همین چیزا.

هم اینکه ممکن بگن، وقتی من کارمندم رو نمیبینم چیجوری مطمئن شم که داره کار میکنه؟

که مسخره س، ولی این یکی از دلایلیه که مدیران بیان میکنن.

من میفهمم، میدونم چیجوری میشه. ما باید خودمون رو در این باره اصلاح کنیم. ولی بیشتر اونها به مزاحمت اشاره می کنن.

"من نمیتونم اجازه بدم کسی در خونه کار کنه، اونا می رن تلویزیون دیدن، این کار و اون کار کردن. "

بعد کاشف به عمل میاد که اینا واقعا مزاحمت نیستن، چون آدم اونا رو شخصاً انتخاب میکنه.

شما شخصاً انتخاب می کنین که کی میخواید مزاحمت تلویزیونی داشته باشین.

شما شخصاً انتخاب می کنین که کی چیزی رو روشن کنین.

شما خودتون تصمیم میگیرید که کی برین پایین، یا پیاده روی.

در اداره ولی برعکس هر نوع مزاحمتی به صورت ناخواسته س.

بیاین حالا یه سری از اونها رو با هم مرور کنیم.

از طرف دیگه مدیرا تلاش می کنن به شما بگن بزرگترین مزاحمتا سر کار

سایتای فیسبوک یا تویتر یا یو تیوب هستن.

و بعضیا تا این حد پیش می رن که این سایتا رو هم سر کار قفل می کنن.

بعضی از شما حتما تو یه هم چین جاهائی کار می کنین.

میگم که اینجا هم شده چین؟ به کجا داریم میریم ما؟

سر کار نمیتونی وارد سایت بشی . و مشکل همینه، که کارا اونجور که باید پیش نمیره،

چون سر کار وارد فیسبوک و تویتر میشین؟

این یه جورایی مسخره س، این یه جور دامه.

و البته میشه گفت فیسبوک و تویتر جانشین مدرنی واسه زمان سیگار کشیدن هستن،

قبلان کسی نگران این زمان ۱۵ دقیقه ای سیگار کشیدن نبود، ده سال پیش.

پس به چه دلیل الان یه دفعه رفتن به سایت فسبوک یا تویتر یا .. اینقدر مهم شده؟

این مطلب را هم بخوانید :
چگالی یا تراکم کلمات کلیدی چیست؟

مشکلات واقعی در شرکتا اینا نیستن. مشکلات اساسی چیزایی هستن که من اسمشونو m&m میزارم.

یعنی مدیران و ملاقاتای اداری.

اینا مشکلات واقعی در دنیای مدرن امروزی هستن.

و به این خاطر هست که سر کار، کار انجام نمیشه.

به خاطر همین m&m هست. حالا باحال اینجاس که

اگه توجه کنین، همه جاهائی که مردم واسه کار کردن بهتر می دونن،

مثل خونه، ماشین، هواپیما، یا دیر وقت یا خیلی زود، اونجا خبری از مدیرا و ملاقاتای اداری نیس.

مزاحمتای دیگه هست ولی مدیر یا جلسه ملاقات اداری نیس.

اینا چیزایی ان که جای دیگه، جز اداره، پیداشون نمیکنی.

اصلا مدیران کسائی هستن که شغل اونها اینه که مزاحم بقیه بشند.

این دقیقا فایده مدیران هست، ایجاد مزاحمت واسه بقیه.

اونها که خودشون واقعا کاری نمیکنن، به خاطر همین باید مطمئن شن که بقیه دارن کار رو پیش میبرن، بخاطر این ایجاد مزاحمت میکنن.

و توی دنیا الان مدیران زیادی هستن. آدمهای زیادی هم وجود دارن.

و همزمان در دنیا مشکلات زیادی وجود دارن بخاطر این مدیران.

باید بیان چک کنن و سوال کنن، "هی ، چه خبر؟ بگو بینم چیجوری پیش میری؟" و سوالهای مثل این.

و اونا بازم بی موقع مزاحمت ایجاد می کنن.

و اونا بازم بی موقع مزاحمت ایجاد می کنن، درست وقتی که پول گرفتی که کارت رو انجام بدی، اونا مزاحمت میشن.

این یه جورایی بده.

ولی حتا بدتر از اون، کاریه که مدیران انجامش میدن و اون چیزی نیس جز برگزاری جلسات.

این جلسات چیزی سمّی و خطرناکی واسه زمان کار هستن.

ما همه میدونیم که این درسته، معمولاً دیده نمیشه که کارمندان یه جلسه رو برگزار کنن؛ انگار این راهش نیس.

راهش اینه که مدیر درخواست واسه جلسه بده، و کارمندا رو دعوت کنه،

که این خود نفاق افکنه، که بگی ، "هی ، ببینین، ما می خوایم شما ۱۰ نفر رو گرد هم بیاریم، و جلسه بذاریم.

برام مهم نیس شما داری الان چیکار می کنی. هر کاری دستته الان بذار زمین و بیا توی جلسه."

واقعا احتمال این که هر ۱۰ نفر وقت داشته باشن چقدره؟ اگه دارن درباره کار مهمی فکر می کنن چی ؟

اگه دارن کار مهمی می کنن چی ؟

انگار یه دفعه داری به اونا میگی هر کاری دارین بذارین کنار و کار دیگه ای بکنین.

پس اونا می رن به اتاق جلسات و با هم در باره موضوعاتی صحبت می کنن که زیاد شاید مهم نباشه.

چونکه جلسات، جزو کار کردن به حساب نمیاد.

جلسات جایی هستن که در اون به تو میگن چه کارایی رو باید بعدا انجام بدی.

و جلسات کلا خود سازی دارن، یعنی که یه جلسه به جلسه بعدی و بعد تری ختم می شه.

بیشتر افراد زیادی در جلسات هستن که واسه شرکت کلی هزینه میبره.

شرکتها بیشتر درباره جلسات ۱ ساعته حرف میزنن، که این غلطه مگه اینکه فقط ۱آدم در اون جلسه باشه.

اگه ۱۰نفر باشن این میشه یه جلسه ۱۰ ساعته که شرکت داره هزینه میکنه.

این نابود کردن ۱۰ ساعت تولید مفیده که واسه داشتن این جلسه ۱ساعته هست،

که شاید چند نفر دیگه هم در سازماندهی اون شریک بودن، فقط در آخر واسه چند دقیقه حرف زدن.

بجای همه اینا یه جلسه طولانی داریم،

چون نرم افزارای مربوط به جلسات این جوری طراحی شده که نیم تا یه ساعت زمان میبره.

شما با برنامه outlook یه جلسه ۸ ساعته رو برنامه ریزی نمیکنید.

نمیشه، فکر نمیکنم اصلا ممکن باشه. ۱۵ یا ۳۰ یا ۴۵ دقیقه در آخرً باشه.

ما تلاش می کنیم توی این ساعت همه چیز رو خلاصه کنیم، در حد کم زمان ممکن.

پس جلسات و مدیران مشکلات اصلی در بیزنس هستن، مخصوصا در ادارات.

این چیزها خارج از اداره اتفاق نمیافته.

ولی من یه دستور العمل دارم که با این مشکل برخورد میکنه.

مدیرا چه کاری میتونند بکنن که ادارات رو یه جای مناسب واسه کار بکنن؟

که در آخر اداره جایگاه آخر نباشه، بلکه جایگاه اول واسه انجام کار باشه.

که مردم بگن، "وقتی کاری رو میخوام انجام بدم میرم به اداره".

چون ادارات خوب تجهیز شدن و همه چیز واسه انجام کار مهیاست، ولی کسی نمیخواد بره اونجا، پس تکلیف چیه؟

من ۳ راه حل دارم که با شما در میان میزارم. ۳ دقیقه هم وقت دارم که حسابی با هم جور در میاد.

در مورد جمعه زیاد شنیدیم، نمی دونم مردم هنوز اون کارا رو می کنن. نظرتون درباره ۵شنبه سکوت چیه؟

یا حد کم یه ۵شنبه از هر ماه رو در نظر بگیرین، و نصف اون ۵شنبه رو ۵شنبه سکوت بنامید.

پس یعنی فقط نصف یه روز پنجشنبه در هر ماه.

اولین ۵شنبه هر ماه، نصف یه روز، هیچکی در این نصف روز حق نداره با هم صحبت کنه.

فقط سکوت، همین.

و نتیجه ش این میشه که کلی از کارا انجام میشه، وقتی کسی با کسی حق صحبت نداشته باشه.

این وقتیه که کار انجام میشه، بدون دخالت و مزاحمت بقیه.

اگه به کسی ۴ساعت بدون مزاحمت رو بدی، این بهترین هدیه ای هستش که سر کار به اون میتونی بدی.

این بهتر از یه کامپیوتر براش هستش.

یا بهتر از یه نمایشگر یا نرم افزار، یا هرچیزی مثل این.

۴ ساعت رو به کارمندا هدیه دادن میتونه بهترین هدیه باشه.

و اگه امتحانش کنین مطمئنم با من موافق هستین.

و یا حتا بیشتر از فقط ۴ ساعت رو میتونی در نظر بگیری.

یه بار در هفته، یا دو هفته یه بار، کسی نمیتونه با کسی دیگه حرف بزنه.

این چیزیه که اگه امتحان کنین می ببینن که واقعا کار میکنه.

راه بعدی اینه که به جای جلسات مستقیم و روبرو و مواجه شدن مستقیم با همدیگه،

بیام این کار رو غیر مستقیم انجام بدیم، با ابزاری مثل ایمیل یا پیام گذاشتن یا چیزایی مثل این.

بعضیا ممکنه بگن ایمیل واقعا وقت گیره. و هم اینکه پیام گذاشتن.

درسته اینا واقعا وقت گیرند ولی وقتی که بخوای میتونی بری سراغشون. اما در باره رئیس اینطور نیس.

میشه از پیاما تو یه زمان چشپوشی کرد. ولی از مدیرت نمیتونی چشپوشی کنی .

حسن این چیزا اینه که میتونی بگزاریشون کنار و میتونی انتخاب کنی کی میتونی وقتت رو بهشون اختصاص بدی.

چون کار درست مثل خواب دارای فازای جور واجور هست.

انگار یه وقتی بالاترین درجه میگیری در انجام کارت و یه موقع میای دوباره پایین.

و این اون وقتیه که میای و به ایمیل یا پیامهایت میرسی .

و واقعا چیزای خیلی خیلی کمی هستن که باید درست همون لحظه انجام بشند.

پس اگه شما مدیر هستین، تلاش کنین افرادتون رو تشویق کنین بیشتر از ابزاری مثل ایمیل و پیام گیر استفاده کنن،

و اجازه بده که طبق برنامه وقتی خودشون به شما مراجعه کنن.

آخرین پیشنهاد من اینه که اگه یه جلسه داری که نمیتونی بری، و اگه توانش رو داری اونو کنسل کن.

امروز جمعه هست و معمولا افراد دوشنبه ها جلسه دارن، میتونی فقط به جلسه نری،

نه اینکه اونو به وقت دیگری موکول کنی ، نه. فقط نرو..

و خواهی دید که همه چیز به طور کامل عادی هستش. همه تصمیماتی که فکر میکردی تو باید بگیری

درست همین دوشنبه ساعت ۹، همه رو فراموش کن، هیچ اشکالی پیش نمیاد.

صبح بهتری رو شروع خواهی کرد، و خواهی دید همه کارایی که فکر میکردی باید انجام بدی، همچین واجب هم نبوده.

خوب این ۳ پیشنهادی بود که من می خواستم شما بهش فکر کنین.

و امیدوارم دست کم روی مدیران، رئیسا، و همه آدمایی که با آدمهای دیگه کار میکنن، تاثیر گذاشته باشه،

که یه کم به افردشون بیشتر زمان بدن که بتونن کارشون رو انجام بدن.

و عقیده دارم در آخر هم این به نفع شما هستش.

ممنون واسه این که گوش دادین.(تشویق)

دو دلیلی که بهره وری کاری رو در محیط کاری کم می کنن

معطلی ایجاد شدن در کار می تونه باعث شه که ما بهره وری کاری ما کاهش پیدا کنه. درست مثل خواب. در خواب هم، ما باید چند مرحله رو طی کنیم تا واقعا استراحت کرده باشیم و اگه در این مراحل معطلی ایجاد شه، مثلاً به دلیلی از خواب بپریم، تموم این مراحل باید از اول طی شه. این دقیقاً همون دلیلیه که بعضی وقتا احساس می کنین خواب راحتی نداشتید.

همونطور که جیسون فراید توضیح میده، دو عامل هست که می تونن در کار ما معطلی بسازن و بازدهی ما در محیط کار رو کم کنه:

  1. مدیران: کار مدیریت شامل کنترل داشتن بر کارمندان و نوع فعالیت اوناس. اما از اونجایی که مدیره ها دائم در کار کارمندان خود معطلی ایجاد می کنن تا وظایف اونا رو مشخص کنن و در مورد مسائل جور واجور با اونا صحبت کنن، در آخر بهره وری کار پایین میاد.
  2. جلسات: اینکه کارمندان باید در جلسه ای حضور پیدا کنن که واقعاً اونقدر هم بازدهی نداره و در آخر چند نفر بیشتر در اون صحبت نمی کنن، نه فقط فایده نداره، که به ضرر شرکت هم هست و همه چیز رو یواش تر می کنه.

واقعاً دورکاری به ضرر یه کسب و کاره؟

خیلی از مدیران بر این عقیده ان که وقتی کارمندان به صورت دورکاری فعالیت می کنن، داشتن کنترل بروی اونا خیلی کار راحتی نیس و نمیشه مطمئن بود که اونا کارا رو به درستی بکنن. دلیلش هم ساده س!: حتی اگه اونا واقعاً به کار معتقد باشن، بازم عوامل مزاحم بسیاری وجود دارن که اجازه این کار رو به اونا نمی دن. از جمله اونا میشه به تلویزیون، خونواده، گوشی موبایل، شبکه های اجتماعی و … اشاره کرد. اما جیسون فراید به ما توضیح میده که به چه دلیل واقعاً اینطور نیس: در محیطای دیگه، عوامل مزاحم رو میشه انتخاب کرد. یعنی ما می تونیم انتخاب کنیم که تلویزیون تماشا کنیم یا کارمون رو ادامه بدیم. اما در محیط کار، عواملی که معطلی ایجاد می کنن، انگار اجباری هستن. پس دورکاری حتماً چیز بدی نیس و بهره وری کاری رو کم نمی کنه.

سه راه حل واسه افزایش بازده در محیط کاری

اما در هر صورت، ما که قصد نداریم کار رو کلا به صورت دورکاری انجام بدیم. پس باید راهکارهایی پیدا کنیم که مسائل رو در محیط کار کمی آسون کردن بخشیم. در ادامه سه راه حل فراید رو واسه شما میاریم:

  1. چه هارشنبه ها صحبت ممنوع: روزهایی انتخاب کنین که در اونا کسی حق حرف زدن نداشته باشین. مطمئناً خود شمام از اندازه بالا رفتن بهره وری کار حیرت زده میشین.
  2. به کار گیری وسایل ارتباطی: صحبت روبرو رو تا جای ممکن کم کنین و به جاش از وسایل ارتباطی مثل CRM، ایمیل یا حتی نرم افزارهای آنلاین کار تیمی واسه حفظ رابطه اعضای خود استفاده کنین. درسته که این نوع رابطه هم بازم وقت کارمندان رو میگیره، اما دیگه معطلی به صورت اجباری نیس و کارمندان می تونن در زمان آزاد خود این پیاما رو بررسی کنن.
  3. ملاقاتا رو لغو کنین: اگه شمائید که تصمیم گیرنده یه جلسه هستین، به کل اونو لفو کنین. در آخر تصمیم پایانی به روشی گرفته می شه. اما ً بهتره از راه یه جلسه نباشه.

سخن پایانی

همونطور که دیدید، آقای فراید واقعاً نظرات جالبی در مورد افزایش بهره وری کاری در محیط کار داشت که مطمئن هستیم می تونه به هر کار و کاسبی ای در این مورد کمک کنه. در مطالب بعدی خود، تلاش می کنیم سیستمای مناسبی واسه رابطه بین اعضای تیم (هم سیستمای CRM و هم وسایل آنلاین کار گروهی) رو به شما معرفی کنیم که تا جای ممکن می تونه از صحبتای روبرو جلوگیری کنه و روند کارا رو بسیار روان تر کنه.

منتظر نظرات شما در مورد صحبتای فراید و نظارت اون در مورد بهره وری کاری شرکتا هستیم.

موضوعات در رابطه بازاریابی اینترنتیتد تاک

در بحث دور و بر این مقاله شرکت کنین! ارسال دیدگاه

نیاز به مشاوره بیشتر دارین؟ واسه صحبت با کارشناسان نوین تماس بگیرین.

۰۲۱-۶۳۴۰۴ ۵ دقیقه رایگان

سعید رهبری

سعید رهبری هستم. یه جدیدی که با معنی فعلی بازاریابی در ایران موافق نیس و فکر می کنه کسب و کارا باید با بازاریابی داخلی درست و کیفیت خدمات خود در راه جذب و حفظ مشتری قدم بردارن.
پیشنهاد میکنیم این مقالات رو هم بخونین

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *