چگونه باورهایمان را تغییر دهیم؟

باورهای منفی negativ-belief

باورهای منفی و اشتباه یکی از بزرگترین دشمنان شما در راه زندگی ان که باید هرچه زودتر واسه تغییر اونا دست به کار شین.

هممون یک یا چند باور اصلی داریم که در طول زندگی مون بارها ظاهر می شن. این باورها در ترسای عمیق و ابرازنشده ما ریشه دارن. باورهای اصلی، برحسب نگاه شما، مشکلات مختلفی رو ممکنه براتون بسازن و یا فرصتای زیادی واسه پیشرفت در زندگی در اختیارتون بذارن.

اگه به اون به چشم یه فرصت نگاه کنین، احتمال اینکه بتونین ترس هاتون رو به وسایل یادگیری تبدیل کنین که باعث بهتر شدن زندگی تون می شه، بیشتره. در زیر به اصلی ترین این مشکلات، ترسا و باورهای در رابطه به اون و پیشنهادایی واسه کنار اومدن و شکست دادن اونا می پردازیم.

نمونه هایی از رقابتای عادی و ترسا و باورهای مربوط به اونا

– رهاشدگی ـ هیچکی به فکر من نیس. من تنها مونده ام. واسه هیچکی مهم نیستم. نمی تونم به کسی اعتماد کنم.

– غرور ـ من از همتون بهترم. من خیلی خوبم. حق با منه و با شما نیس.

– مشکل ـ من اشکال دارم. من شکست خورده ام. من مشکل دارم.

– پستی ـ من به اندازه کافی خوب نیستم. من احمقم. من بی ارزشم. من خسته کننده ام. من هیچ امیدی ندارم.

– طردشدگی ـ هیچکی منو نمی خواد. هیچکی نمی خواد با من وقت بگذراند.

– شرم ـ من بدم. من منفورم. من یه دیوم. من چندش آورم.

این باورهای مشکل ساز از خاطرات کودکی فرد سرچشمه میگیره. اونا ممکنه پیامای منفی باشه که در طول زمان بارها از والدین یا افراد مهم دیگه در زندگی مون شنیده ایم. یا تو یه تجربه وحشتناک در عمق وجودمون نقش بسته باشه.

توجه کنین که خیلی از افراد جبران کننده های افراطی هستن. اگه شمام جزء این دسته از افراد هستین، ممکنه به طور ناخودآگاه هر کاری از دستتون برمیاد رو واسه اینکه ثابت کنین همون باور داخلی تون هستین، انجام بدین. مثلا، کسی که دچار باور داخلی حقارته، به ظاهر تلاش می کنه سلطه گر رفتار کنه.

بااینحال در عمق وجودش، این کار رو واسه پوش,ندن حس پستی خود انجام میده. کسی که با باور شرم دست به گریبانه، ممکنه زیادتر از اندازه ضرورت مهربون و بخشنده شه تا بتونه روی باور بد بودن خود سرپوش بزاره. اگه می خواین بدونین شمام یکی از این باورهای مشکل ساز رو دارین، بد نیس به یه رفتار مخالف اون در خودتون توجه کنین.

نمونه هایی از رفتار جبران کننده های افراطی

– رهاشدگی ـ واسه دوری از احساسات داخلی شون، همیشه باید در هر جمعی شرکت کنن.

– غرور ـ واسه پوش,ندن این باور خود که بهتر از بقیه هستن، همیشه بسیار متواضعانه رفتار می کنن.

– مشکل ـ همیشه خود رو عالی نشون میدن و از مشکلات خود حرف نمی زنن.

– پستی ـ رفتاری سلطه گر داشته و میخوان ثابت کنن بهتر از دیگرانند.

– طردشدگی ـ خودشون رو بسیار دوست داشتنی نشون میدن و از طرفی بقیه رو خیلی راحت رانده می کنن.

– شرم ـ بیشتر از اندازه مهربون و بخشنده ان. زیادتر از اندازه توانشان.

چه حزء این دسته از افراد باشین چه نباشین، با بررسی باورهای داخلی پشت ترس هاتون، می تونین زندگی تون رو بهتر کنین. بااینکه ممکنه فهمیده باشین که دچار بیشتر از یکی از این مشکلات هستین، شایدً یکی از اونا در شما غالب تره. پیشنهاد ما اینه که اول مشکل غالب داخلی تون رو پیدا کنین و بعد واسه شکست دادن اون هدفایی واسه تغییر کم کم اونا طراحی کنین.

این مطلب را هم بخوانید :  چگونه بفهمیم یک تبلیغ در حال گفتن حقایق است؟

اهداف پیشنهادی واسه تبدیل و تغییر ترسا و باورهای داخلی

– رهاشدگی ـ من ارزش دوست داشته شدن دارم. میتونم راه هایی واسه تقسیم خودم با بقیه پیدا کنم.

– غرور ـ من میتونم از اطرافیانم چیزای زیادی یاد بگیرم. همه آدما خوبیایی دارن.

– مشکل ـ من همونطور که هستم کاملم. میتونم انتخاب کنم که خودمو همونطور که هستم دوست داشته باشم.

– پستی ـ من فردی خوب و باارزشم. میتونم کمکای زیادی به دنیا بکنم.

– طردشدگی ـ من فردی جذاب و جالبم. آدمها از شناختن من لذت میبرن.

– شرم ـ میتونم با خودم آروم و مهربون باشم. میتونم بهترینا رو واسه خودم بخوام.

در ریشه همه این باورهای داخلی، از دست دادن پذیرش و یه حس قوی نبود ارتباطه. این نبود رابطه می تونه از خودمون، با بقیه، ذات الهی مون یا ترکیبی از اینا باشه. اینا دو هدف قوی واسه تغییر این باورهای اصلی هستن: باید بتونم خودم و دنیای دور و برم رو عمیق تر قبول کنم. باید بتونم ارتباطم رو با خودم و دنیای دور و برم عمیق تر کنم.

این اهداف فقط پیشنهاداتی هستن که می تونین انجامشون بدین یا ندین. با طرح جملاتی که بیشتر با شما و تجربیات شخصی تون سازگاره، می تونین ترس هاتون رو در سطحی عمیق تر تغییر بدین. واسه بررسی این مشکلات وقت بذارین. هر زمان که دیدید جمله ای براتون بهتره، جمله الان تون رو تغییر بدین.

حتی می تونین از خونواده و دوستانتون هم بخواین که کمکتون کنن. پیشنهاد می کنیم هدف هاتون رو روی کاغذ بیارین. می تونین یه سری از اهداف زندگی واسه خودتون داشته باشین و هر چند وقت یه بار اونا رو بررسی کنین تا همیشه در راه درست حرکت کنین.

بعد از اینکه هدف هاتون رو تنظیم کردین، باید بفهمین که این باورهای داخلی چه زمان تحریک می شن. ببینین کی به خودتون همون داستان قدیمی رو می گین. هر بار که این اتفاق میفته، هدفتون رو به خودتون یادآور شید و به استقبال تغییر از تصویر قدیمی و ضعیف از خودتون به تصویری روشن تر و کامل تر برید. اگه ترس رو دعوتی واسه رشد و پیشرفت ببینین، همیشه می تونین تغییر کنین.

تلاش کنین هیچوقت ترس هاتون رو سرکوب نکرده و از اونا دوری نکنین. تلاش واسه قبول کردن و درک همه قسمتای وجودتون، ازجمله مشکلات داخلی تون، در تغییر رو به روتون باز می کنه و به شما این امکان رو میده که به ذات زیبای خودتون دست پیدا کنین. این درمقابل کمکتون می کنه زندگی پربارتر و غنی تر داشته باشین. واسه جبران کننده های افراطی که همیشه میلی شدید به دوری از ترس هاشون رو دارن، این مسئله اهمیت بیشتری داره.

متعجب نشید اگه بعد از یه پیشرفت غیرمنتظره در تغییر ترس هاتون، دوباره روی بیریخت همون مشکل رو به شکلی متفاوت در زندگی تون ببینین. بعضی فکر می کنن که تغییر ترسا از راه کار کردن روی باورهای داخلی مثل پوست کندن لایه های جور واجور پیازه. پیشرفتی عالی دارین اما در آخر می ببینن که همون باور قدیمی به شکلی متفاوت ظاهر می شه. بااینحال هر لایه ای رو که پوست می کنین، می ببینن که زندگی تون پربارتر، معنادارتر و لذت بخش تر از قبل شده.

با تشخیص و انتخاب هدف واسه تغییر باورهای مشکل ساز داخلی، می تونیم عمیق ترین ترس هامون رو از بین برده، خوشحال تر زندگی کنیم و ارتباطی عمیق تر با خودمون و دنیای دور و برمون برقرار کنیم. این بعدا تشویقمان می کنه که تلاش کنیم آینده ای روشن تر واسه دنیا بسازیم.

هدف از زندگی چیه و واسه چه هدفی باید زندگی کنین؟

چیجوری ترس از نا امید کردن بقیه رو از بین ببریم؟

مردمون چیجوری

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *