چگونه با انگیزه کار کنیم؟

find-meaning-at-work

وقتی که سر کار خود می گذرونین واسه شما معنی داره – یا اینکه پوچ و توخالیه؟

به گزارش آلامتو به نقل از هافینگتن پست؛ وقتی که ما واسه شغل خود می ذاریم، شاید از وقتی که در کنار بچه های خود هستیم هم بیشتره. مثلا، مشخص شده که در آمریکا، مردم به صورت میانگین ۳۵ تا ۴۰ ساعت از هفتۀ خود رو در سر کار می گذرونن. اما شغل شما به جز حقوق چی براتون داره؟ سوالای کمی هستن که اینجور اهمیتی داشته باشن.

این خیلی ناراحت کننده س که تموم طول زندگی تون، شغل شما تو خالی، وحشتناک و خسته کننده باشه – که شغل شما فقط از بدن و روح شما انرژی بگیره. و بدیش اینه، بیشتر کارکنان واقعا اینجور احساسی دارن، دلیل اثبات این موضوع هم مطالعه ایه که نشون داده تنها ۳۱ درصد از کارکنان با کار خود احساس درگیری می کنن.

البته، آدمای جور واجور به دنبال معناهای مختلفی هستن – و هم اینکه، محیطای کاری جور واجور معناای مختلفی ارائه میدن.

عبارت “معنا در سر کار” به این اشاره داره که شغل به فرد تجربۀ معناداری رو ارائه دهد – چیزی که واسه ایشون ارزش داشته باشه. این موضوع با “کار با معنی” فرق می کنه.

عبارت دوم در مورد خود شغله و کاری که باید انجام داد، اما در اولی منظور تمام محیط کاری و رویکردیه که نسبت به اون داریم.

یعنی حتی اگه کار واسه شما خسته کننده و یکنواخت باشه، می تونه با انجام فعالیتای جانبی و تغییر محیط کار از اون لذت بیشتری ببرین. مثلا اگه می تونین از حولوحوش دیگه کار مثل دوست شدن با همکاران لذت ببرین.

ما اینجا لیستی از روشی جمع آوری کردیم که به شما کمک می کنه تجربه معنادارتری در محیط کاری خود داشته باشین. این لیست براساس تحقیقات ما در زمینۀ رفتار و روانشناسی اون در محیطای کاری به دست آمده.

هدف

  1. مشارکت فرای وظیفه و نیاز فردی.

اینکه بخواین به بقیه کمک کنین زندگی بهتری داشته باشن کاری از طرف شماس که فرای نیاز شخصی خودتون میره. مثلا کسائی که در شرکت Kiva کار می کنن به افراد فقیر وام ناچیزی میدن تا بتونن تجارت خود رو راه بندازن و زندگی خود رو بهبود بخشن.

حتما شغل اونا هدف بزرگتری رو دنبال می کنه – کمک به آدمایی که نیازمند هستن. ولی، مشکل اینجاس که بیشتر کارا اینجور هدف والایی ندارن، یا بخاطر اینکه نفس کار یکنواخته یا اینکه شرکت دلخواه هدفی اجتماعی رو دنبال نمی کنه.

تحققِ شخصی

  1. یادگیری.

کار به شما این فرصت رو ارائه میده که چیزای جدید بیاموزید، افق دید خود رو گسترش بدید و خود رو بهتر بشناسین. این جوری از رشد شخصی می تونه به کار شما معنا بخشه.

  1. نتیجه کار.

محل کار جاییه که کارا رو به نتیجه برسونین و واسه این شما رو تشویق می کنن تا باعث رضایت، و ارزش شخصی شه. در مستندی به نام “رویاهای جیرو از سوشی”، ما بزرگترین سرآشپز سوشی ژاپن رو می بینیم که زندگی خود رو وقف ساختن سوشی کامل کرده.

شاید بعضیا بگن که در این مثال، یه هدف اجتماعی دنبال نمی شه، اما در فیلم می بینیم که چیجوری این تلاش واسه رسیدن به کمال – که همیشه سوشیای بهتری درست کنه – به زندگی اون یه معنی عمیق میده.

البته در مورد جیرو، خود کار هم یه احساس رضایت عمیق و ذاتی به اون میده.

قدر و منزلت

  1. موقعیت اجتماعی.

واسه بعضیا، اون لحظه که می گن دکتر هستن و موقعیت والایی تو ذهن مخاطب پیدا می کنن به تموم شبای شیفت می ارزه. یه شرکت مهم می تونه به کارمندان خود احساس احترام، شناخته شدن و ارزش داشتن بده که باعث می شه کار اونا معنی بیشتری پیدا کنه.

  1. قدرت.

واسه کسائی که به دنبال قدرت هستن، محل کار جاییه که می تونن قدرت بدست آورده و ازش استفاده کنن. شاید شما یکی از این افراد نباشین، اما اگه بودین، کار واسه شما با معنی هستش چون که به دنبال داشتن و به کار گیری قدرت هستین.

جنب و جوش داشتن

معنا بخشیدن به شغل و کار با انگیزه بیشتر

اجتماع

  1. تعلق داشتن به یه مجموعه.

شرکتایی هستن که واقعا تلاش می کنن به کارکنان خود احساس تعلق داشتن رو بدن. مردم به دنبال جایی هستن که بتونن دوستیایی رو بسازن و عضوی از مجموعه بودن رو تجربه کنن.

این حس مجموعه بودن می تونه به کارکنان احساس با معنی بودن کار رو بده.

  1. تاثیرگذاری.

وقتی که کار اعضا واقعا واسه یه شرکت اهمیت داره، اونا احساس معنا می کنن – وقتی که به ایدهاشون گوش داده می شه و وقتی که می بینن که کار اونا بر تمام کار شرکت تاثیر میذاره. این احساس که واقعا درگیر با کار هستن به مردم معنا میده.

  1. استقلال.

داشتن استقلال یه انگیزه ذاتی و بزرگ واسه آدما هستش. بعضی از مردم به سمت کارایی کشیده می شن که مقدار خیلی از استقلال رو به اونا ارائه میده – نبود افراد دیگری که قرار باشه به شما بگن چیکار بکنین و آزادی در اینکه کار رو به سلیقه خود انجام بدین و با تلاش فردی بر اون تسلط یابید.

مثلا، موسسان و سرمایه گذاران معمولا به تنهایی یه تجارت راه میندازن تا بتونن رئیس خود باشن. این جور از آزادی در تصمیم می تونه به کار معنا دهد.

شکی نیس که روشای دیگری هم واسه گرفتن معنا در محیط کار وجود دارن، اما تحقیقات نشون میده که این هشت مورد از اهمیت بالایی بهره مند هستن.

به این موضوع دقت لازم رو به عمل بیارین که موضوع مهم کیفیت استفاده هر کدوم از این روش ها هستش و کمیت خیلی اهمیتی نداره. این یعنی تجربۀ عمیق هر کدوم از این موارد می تونه واسه معنادادن به کار شما کافی باشه.

حال اگه که شما وجود هیچ کدوم از این موارد رو در محیط کاری خود احساس نمی کنین، شاید بهتر باشه همین الان یکی از اونا رو انتخاب کرده و تلاش کنین با کمک همکاران و رئیس خود در جهت ایجاد اون حرکت کنین.

چیجوری سلامت روحی خود رو افزایش بدیم؟

چیجوری بر ذهن خود مسلط شیم؟

اختصاصی افزایش انگیزه هافینگتن پست چیجوری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *