چگونه با رئیس اعصاب خورد کن رفتار کنیم؟

horrible-bosses

اگه می خواید با رئیس تون رفتار مناسبی داشته باشین همینکه خودتون باشین ممکنه کافی باشه اما این موضوع در مورد رئیسی که اخلاق بدی داشته باشه صدق نمی کنه!

به گزارش آلامتو و به نقل از بیزینس ترن؛ داشتن یه رئیس بد، مشکلی بالاتر از اون مشکلاتیه که در موردشون یه غرغر ساده به دوستان یا پیش خدمت رستوران بکنین و خلاص . یه رئیس بد می تونه با در میان نگذاشتن بازخورد و راهنمایی هایی مربوط به کارتون و یا دادن امتیاز منفی به کارکرد شما، زندگی حرفه ای تون رو تحت الشعاع بذاره.

اگه با انصاف باشیم، باید بگیم بیشتر رئیس های بد در واقع آدم های بدی نیستن – بلکه آدم هایی خوب در نقش هایی اشتباه ان. ولی خبر خوب این که معمولا اینجور وضعیتی قابل مدیریت، در اختیار گرفتن و پس فرستاده شدن به نفع شما هستش.

رئیستان چه آمار بگیر باشه و چه بدجنس، می تونید با این روش ها کنترلش کنین و سلامت عقلتون رو حفظ کنین.

۱. رئیس با دقت و جزئی نگر

رئیستان می خواهد تک تک ایمیل هاتون رو بخونه. نه اینکه فقط بخواد رونوشتی از تموم ایمیل هاتون براش بفرستین، نه، بلکه می خواهد بالای سرتون بایستد و تک تک کلمات رو به شما دیکته کنه. حتی واسه شسته شدن لیوان ها هم برنامه می چیند. استانداردهای مخصوص خودشو واسه تعویض جوهر دستگاه کپی داره. داره دیوونه تون می کنه.

روش هدف دار

شمام مثل اون جزئی نگر شید تا کنترل شرایط دست خودتون باشه. در تقویم روزانه تون زمان کارا رو هم مشخص کنین، حتی اگه شده واسه هر روز. سر جلسات اول صبح، ریز کارای اون روزتون رو مشخص کنین. از اون سوال کنین دوست داره چیجوری کارا پیش برن. سوال کنین دوست داره نتیجه پایانی رو ببینه یا خیر. سوال کنین ترتیب کارا برابر میلش هست یا نه. سوال کنین باید هنگام تایپ از چه فونتی استفاده شه. سوال کنین لازمه جلسه ی دیگری هم بعد از ناهار برگزار کنین یا خیر. هر چی می گوید یادداشت کنین و انجام بدین.

خلاصه اینکه، چیزی که می خواهد در اختیارش بذارین و بعد کلی هم از خودتون اضافه کنین. نتیجه کار می تونه یکی از موارد زیر باشه (که همه پیشرفت به حساب می آیند):

  • عاشق کارتون می شه! هر چند که هنوزم رئیس جزئی نگری دارین، اما دست کم الان از شما راضیه.
  • اون قدر ریز می شید که دیگه اعصاب رئیستان هم خرد می شه و می گوید «خودت انجامش بده.» موفقیت!
  • شاید کم کم، در چند هفته و یا چند ماه اعتمادش رو جلب کنین. حالا اون از همه ایراد می گیرد – به جز شما.

۲. رئیس دست و پا چلفتی

رئیستان هیچ ایده ای از مدیریت کردن و اینکه شما چه کاره اید نداره. و وقتی سراغتون میاد و می گوید دارین کارتون رو اشتباه انجام می دید… ، مسلمه که نه، اشتباه انجام نمی بدید. اون تموم کارکنان و مشتریان رو از خود می راند. بلد نیس رونوشت گمنام (BCC) بنویسه و توانایی مدیریت جلسات رو نداره. جملاتی مثل «بیایید در توییتر ایمیلش کنیم.» رو به کار می برد. کلا آبروبره دیگه!

روش هدف دار

اول، باید اون کسی شید که به رئیستان حس ریاست می دهد. خوشش میاد، نه؟ وقتی مهلت کارا رو فراموش می کنه، به اون بگید: «خیلی از راه مدیریتتان خوشم میاد قربان. این که جایی کار می کنیم که خودمون مسئول کارهاییم بسیار لذت بخشه.»

بعد، خودتون وارد گود شده و رهبری کنین. تموم گیج بازی ها و نظرات احمقانه رو به نفع خودتون استفاده کنین. خرده کاری و جمع کردن گندکاری های بقیه بسه. اسم خودتون رو در پروژه ها وارد کنین. داوطلب برگزاری جلسات شید. با خستگی ناپذیری، همیشه خودتون رو جاهایی نشون بدید که افراد با جایگاه بالاتر ببینن چیجوری دارین با آرامش کار شرکت رو پیش می برید. در عین حال، با رئیس ناتوانتان هم مهربون باشین و بزرگوارانه به خاطر کارایی که همه می دانند کار اون نبوده از اون تشکر کنین. حالا که صحبتش شد، اگه بهتر از اون لباس بپوشید هم بد نیس!

در آخر، مطمئنا رئیستان در همه ی کارا هم بد نیس – در آخر، تونسته استخدام که شه، نه؟ شاید اصلا در مصاحبه استعداد داره. شاید هم خیلی خوش صحبته. هر چی که بوده، اون یکم هست که ناتوانی کلی اش رو پوشش داده. متواضع باشین و از اون یاد بگیرین. شاید مهارتش در آینده به کارتون بیاد.

۳. رئیس حواس پرت

رئیستان هیچ ایده ای در مورد کارمندانش و گزارش هاشون نداره. اگه از اون سوالی ریز در مورد کار یا وظیفه الان تون سوال کنین، با پاسخی مبهم و یا نظری بی ربط رو به رو میشین. اصلا می دونه این شرکت چیکار می کنه؟ معلوم نیس.

روش هدف دار

به روشی که وجهه اش اون هم حفظ شه، در جریان کارا قرارش بدید. همون طور که خیلی از مدیرعامل ها در کارخانه ها و دفاتر قدم میزنن، از رئیستان سوال کنین چه وقتی واسه پیش نمایشی از محصولی که رویش کار می کنین، بازرسی دپارتمان طراحی گرافیک و یا گپ و گفتی با مشتریان مناسب تره.

تلاش کنین نسبت به اون شناخت پیدا کنین. اگه منزویه و ترجیح می دهد در دفترش پناه بگیره و از مکالمات روزمره دوری کنه، در سطحی بالاتر و عالمانه تر با اون رابطه برقرار کنین. باحال نیس که در اوقات فراغتتون مجلات مدیریت می خونید؟ مثلا مقاله ای خوندین و به نظرتون رئیستان هم از اون خوشش میاد! یا شاید هم واقعا این شغل رو دوست نداره – شاید واسه شغل دیگری در شرکت داوطلب بوده ولی عوضش به این شغل «بی هدف» گماشته شده. تلاش کنین چیزای مهم در نظرش رو پیدا کرده و روی همون ها تاکید کنین.

اگه به تنهایی در دفترش ادامه داد، دیگه وقت مدیریت کردن شرایط خودتونه. واسه خودتون برنامه ای تنظیم کنین. اولویت های سه ماهه تون این هاست. این ها مهلت های تحویله. ذی نفعان این ها هستن و اهداف هم این هاست. از رئیس بخواین امضاش کنه. اگه رئیستان به پستی رسید که دوستش داره، رئیس جدید با مدرک می بینه که اینجا کسی هست که کارش رو بلد باشه.

۴. رئیس خیالی

مدیرعامل ایده های فوق العاده ای داره و رئیستان هم گفته تیمش می تونن تا هفته ی بعد از پس کار بر بیان. ضمن این که بقیه پروژه ها رو هم به اتمام می رسونن. فقط باید با شرایط کنار بیایید و ناهارهایتان رو سر میز خودتون بخورین و همه چیز خوب هستش.

روش هدف دار

نذارین رئیس هایی که با واقعیات کنار نمی آیند وظایف غیرممکنی به گردنتون بندازن. با اعداد و ارقام و نمودار و فهرست ها، تصمیمات و اولویت های واقع گرایانه ی خود رو به کرسی بشونین – بدون این که احتیاجی هم به اعتراض به حجم کاری تون داشته باشین.

از جملاتی مثل «خوش بینی تون رو دوست دارم!» استفاده کرده و بعد تقویمتان رو رو کنین. مثلا، روزای یه هفته رو نشون داده و جا واسه اختصاص یه کار واسه هر ساعت خالی بذارین. بعد از رئیستان بخواین واسه تقسیم کارا در تموم ساعات شبونه روز کمکتون کنه!

تکنیکی در رابطه: وقتی رئیستان پروژه ای بزرگ رو که باید تا دیروز به اتمام می رسید رو به شما محول می کنه، وقتی رو با اون صرف بررسی همه ی قدم ها کنین. یه نمودار گانت چارت تنظیم کنین. یا اصلا فهرستی با جزئیات دقیق تدوین کنین. دقیق و روشن توضیح بدید که کاری که از نظر رئیستان یه کاره، در واقع ۲۵ قسمت داره. سوالاتی مثل «چیجوری می تونیم با تقسیم وظایف کار رو در مهلت مشخص تحویل بدیم؟» سوال کنین.

از ریاضیات استفاده کنین. مدت واقعی کار رو محاسبه کنین. «تیم شش نفره ی ما هفته ای ۲۴۰ ساعت کار می کنه. حدود ۹۰ ساعت به انجام کارای روتینمان میگذره. می خواهید از اونا کم کنیم؟ نه؟ ، از ۳۵۰ ساعت باقی مونده، علی و سعید کامل درگیر پروژه ی شرکت الف هستن پس می موند…»

۵. رئیس بدجنس

آخرین باری که سر کار اشتباهی ازتون سر زد رو به خاطر دارین؟ بله، هر کسی باشه به خاطر داره – چون که رئیس اعصاب خردکنتان به همه گزارش داده. از شدت استرس زخم معده گرفته اید و موهاتون ریزش پیدا کرده. از ترفیع هم که خبری نیس. در واقع شده اید یکی از بازیگران فیلم دختران بدجنس نسخه ی بزرگسالان.

روش هدف دار

مستقیما به موضوع رسیدگی کنین. نشینین و به تعریف و تشکرای سطحی و بی معنی راضی نشید.

به خودتون بیایید و سوال کنین «به نظرم شما عکس العمل خیلی مثبتی به ایده های من سر جلسه ی این هفته نداشتید. اگه توضیحی درباره ی آینده ی مدنظرتان واسه پروژه داشته باشیم، ایده های بهتر و در رابطه تری میدم.»

تا حدی مسئولیت کار رو گردن بگیرین («بازخورد مثبتی از شما دریافت نکرده ام») اما کوتاه هم نیایید. مخصوصا اگه تا الان کوتاه می اومدید. روشنه که این روش به درد نمی خورد و بی فرقی تون شاید بیشتر و بیشتر رئیستان رو عصبانی کنه.

بعضی از رئیس ها دوست دارن با آدمایی کار کنن که با اون ها همتا و مساوی هستن، آدمایی که مورد احترامشان و پذیرای انتقاد هستن. به خاطر همین شاید سر خم کردن های شما واسه بهتر کردن شرایط اتفاقا شرایط رو بدتر هم کرده باشه. با تموم این ها، اگه رئیستان شایعه پراکنی کرده و این طرف و اون طرف آبروی شما رو می برد، شاید بد نباشه سری هم به منابع انسانی شرکتتون بزنین!

۶. رئیس صمیمی

ای بابا، رئیستان زیادی مهربانه! با اینجور داستانی هیچکی دلش واسه شما نمی سوزد. اما این موضوع مشکلاتی هم داره. همکارانتون دیر سر کار می آیند و مهلت انجام کارا رو جدی نمی گیرند. خبری از بازخورد مورد نظر شمام نخواد بود. شاید هم وقتی کل سال رو واسه ترفیع گرفتن زحمت کشیده اید، یهو ببینین رئیستان خیلی هم از کارتون راضی نبوده و فقط با شما خوب برخورد می کرده.

روش هدف دار

به طور دائمی وضعیت رو آزمایش کنین. فضا رو شما دیکته کنین. نذارین حواستون با گپ زدن های دوستانه پرت شه – روراست بگید «می خواهم نظرتون رو درباره کارم بدونم تا بفهمم در راه درستی قرار دارم یا نه.» انتظارات رئیستان رو یادداشت کنین. از رفتار دوستانه و پراحترام رئیستان تشکر کنین اما تاکید کنین که بازخوردی رو راست می خواهید.

هم اینکه می تونید به شکلی سنجیده به مشکلاتی رو که این صمیمیت زیادتر از اندازه رئیستان بوجود می آورد اشاره کنین. مثلا: یه از زیر کار در رو پروژه هاش رو نصفه و نیمه تحویل می دهد و بقیه باید درستش کنن. وقتی رئیس با این آدم مهربانه، مشکل ادامه می یابد و جو کلی رو خراب می کنه. شاید رئیستان وقتی ببینه همه اون رو «مهربون» می دانند کوتاه بیاد.

اینو هم به این موضوع دقت لازم رو به عمل بیارین، اگه رئیستان در فیس بوک خیلی دوستانه به شما پیشنهاد دوستی داد، وانمود کنین درخواستش رو ندیده اید و خیلی سریع تنظیمات اکانتتان رو چک کنین. بعد با دعوتنامه ای خوشحال و صمیمی در لینکدین بگید «از رابطه با شما خوشحال و راضی می شم. این روزا بیشتر در لینکدین فعال هستم. این مقاله به چشمم خورد و گفتم شاید خوشتون بیاد.»

چیجوری سلامت روحی خود رو افزایش بدیم؟

چیجوری با انگیزه کار کنیم؟

بیزینس ترن

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *