چگونه با فرزندان طلاق رفتار کنیم؟

Divorce and Children Relationships,کودکان طلاق

به گزارش آلامتو و به نقل از سپیده دانایی؛ درباره این موضوع که «رابطه خونواده با فرزندان طلاق گرفته چیجوری باید باشه»، می توان مطلب رو به دو دسته رفتار با فرزندان دختر و اثرات اون و رفتار با فرزندان پسر و اثرات اون، تقسیم بندی کرد.

در مورد رفتار با فرزندان پسر، پس از طلاق، تمایل شدید والدین به ازدواج مجدده و حتی پس از مدت زمان کوتاهی از جدایی، این درخواست از طرف والدین مطرح می شه؛ درحالیکه براساس تجربه و مطالب گفته شده در متون علمی، افراد پس از جدایی باید دست کم تا دوسال دست به ازدواج دوباره نزنن، چون که پس از جدایی از همسرشون، دچار خلأ عاطفی شده و تلاش می کنن واسه خودشون جانشین پیدا کنن.

به خاطر همین سریع عاشق شده و دچار معضلی تازه می شن. این مشکل باعث می شه که انتخاب اونا براساس عقل و منطق نباشه و به طور کاملً احساسی با قضیه برخورد شه و شکست دوم رقم بخوره و ضربهٔ به مراتب بدتری از شکست اول و ازدواج اول بر فرد وارد شه.

این جور ازدواج های هیجانی، نتیجه فشارهای زیاد خونواده بر فرد و دخالت های زیاد و نادرست اون ها بر زندگی شخصی و انتخاب هایشه. اون ها به فرد این موضوع رو می قبولونن که دلیل شکست در زندگی گذشته تو نبودِ نظارت ما بر اون بوده و در ازدواج دوم ما باید نظارت داشته باشیم تا بتونی انتخاب درستی داشته باشی؛ این یعنی محدودکردن استقلال فرد واسه ازدواج دوم.

در فرزندان دختر، موضوع فشارآوردن واسه ازدواج دوم کمتره؛ اما به جای اون، کنترل و فشار بر رفت وآمد بیشتر می شه و فرد واسه هر گونه ملاقاتی با افراد دیگه تحت فشار قرار داره. به اون دیگه اجازه هر گونه رفتار و رفت وآمدی داده نمی شه.

بعد از یه مدت خونواده دختر به خود این اجازه رو می دهد تا در تموم مسائل شخصی فرد دخالت کنه و حتی دیده می شه بعد از این مدت، آبجی و برادرهای فرد هم در امور شخصی ایشون دخالت می کنن و استقلال رو به معنی واقعی از ایشون می گیرند.

زیاده روی و کوتاهی

روش خونواده ها در ایران پس از طلاق به صورت زیاده روی و تفریطه. تو یه حالت فرد شدیدا تحتِ کنترل و نظارته، حتی در مسائلی مانند دوست یابی و رابطه برقرارکردن با افراد. حالت دیگه رهاکردن ایشون واسه انجام هر کاری و اتفاقا اسیرشدن تو یه عشق هیجانیه. در واقع در بعضی خونواده های ایرونی هیچ گونه تعادلی در برخورد با فرزندان طلاق گرفته و جداشده وجود نداره.

بعضی وقتا دیده می شه که خونواده دختر و پسر در ازدواج دوباره، تنها هدف خود رو برپایه انتقام گیری از همسر گذشته فرد استوار می کنن و به دنبال دختری بهتر یا پسری مناسب تر می گردند. ازدواج هایی که براساس حس انتقام جویی صورت می گیرد، در نمونه هایی با شکست بدتری مواجه می شه.

نکته قابل توجه، فرزندانِ این جور مردان و زنان جداشده هستن که پس از جدایی و طلاق دچار آزارواذیت ها و سرزنش ها و سرزنش هایی از طرف خونواده مادری یا بابایی خود می شن.

این موضوع در خونواده دختر و برخورد با فرزندان اون کرد بیشتری پیدا می کنه. اگه این وسط، خونواده دختر از شوهر دخترشون رضایت نداشته باشن، این دشمنی رو در حق بچه اون مرد هم بیان داشته و اون کودک و بچه مرتب هدف سرزنش و سرزنش های خونواده مادری خود قرار می گیرد.

واسه ایجاد فضای درستی بعد از طلاق، باید به وضعیت عاطفی دخترها و پسرها کمک کرد و باور درستی از طلاق تو ذهن داشت. بعضی وقتا زیاده روی در سرزنش طلاق و سرزنش فرد طلاق گرفته باعث ازدست دادن دوست ها و دور و بری ها فرد طلاق گرفته می شه. این جور آدما به دلیل باور نادرست مردم ایران درباره طلاق، کم کم دچار تنهایی می شن. نظر کثیری مردم ایران درباره افراد طلاق گرفته، بسیار منفیه.

فرهنگ اشتباه و ضرب المثل های نادرست درباره مردان و زنان طلاق گرفته باعث شده که سرزنش این جور افراد بیشتر باشه؛ در حالی که اگه این راه حل راه نادرستی بود، در دین بیان نمی شد. طلاق هرچند راه حل آخره، مطرح شده؛ پس نباید اون رو زیاده روی گونه سرزنش کرد. فرهنگ اشتباه ما درباره طلاق باعث ایجاد رفتارها و نگاه های منفی شده و این حد تعادل رو در روابط به هم می زند.

ایجاد یه رابطه متعادل میان بچه و خونواده اش و رفتار مناسب با اون پس از جدایی موجب ایجاد اعتماد و اطمینان می شه و به اون در انتخاب بعدی کمک بیشتری می کنه. اینجور ارتباطی کنترل والدین رو هم راحت تر می کنه. در واقع بستر تعامل و هم فکری با خونواده، واسه انتخاب فردی مناسب در آینده، ایجاد می شه. در اینجور شرایطی ازدواج ها کم خطرترند و از وضعیت مناسب تری بهره مند هستش.

اما باید این رو یادمون نره که باید به فرزندان این فرصت رو بدیم تا خودشون رو پیدا کنن و بر احساسات خود مسلط شن. حتی در طلاق هایی که با میل و تمایل دو طرف انجام می شه، طلاق تبعاتی به همراه می آورد. در وقتی که یکی از دو طرف رضایت نداشته باشن، فشار روحی و روانی بیشتری ایجاد می شه و به مدت زمان بیشتری نیاز هست.

بعضی وقتا افراد در ازدواج دوم بسیار موفق تر از ازدواج اولشون هستن؛ چون که ممکنه ازدواج اول بر اثر فشار، راهنمایی یا معرفی اشتباه انجام شده باشه. از طرف دیگه، فرد در ازدواج دوم با هم فکری و فرصت بیشتر، به انتخاب درست دست می زند و خوشبختی رو می چشد؛ پس همیشه طلاق چیزی زشت و شایستهٔ سرزنش نیس.

متأسفانه در جامعه ایرونی، تا وقتی که این کار چیزی بد باشه و تابوی طلاق نشکند در وضعیتی که خونواده ها حاضر به پذیرش اون نیستن و حتی اون رو مخفی و مخفی می کنن، وضعیت دختران و پسران پس از طلاق بسیار اسفبار هستش.

وقتی این تابو بشکنه و خونوادهٔ فرد این کار رو چیزی معمولی محسوب کنه، این احساس فشار واسه ازدواج دوباره در ایشون از بین می رود و احساس خجالت فرد به دلیل شکست در زندگی کم رنگ می شه. حتی اعتماد افراد دوباره جلب می شه و خونواده در وضعیت راحت تری به زندگی ادامه میده.

ایجاد این اعتماد و احترام بین بچه طلاق گرفته و خونوادهٔ اون، دلیل می شه تا آسیب ها به این جور افراد کم تر شه و بتونن زندگی رو به روال عادی تر بگذرونه و به فکر آینده ای روشن تر باشن.

بعد از طلاق چه کنم و چیجوری زندگی کنم؟

راه تحمل سختیای بعد از طلاق

سپیده دانایی طلاق چیجوری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *