چگونه با مشکلات زندگی مشترک برخورد کنیم؟

این چای دم کردنت به در خودت می خوره . این چای که یخه!

چای صبحونه رو بعد از ظهر واسه من می بیاری؟

و بعد از این صدای فریاد که با طنین و بم ادا می شه، صدایی نازک و زنونه همراه با جیغ جواب میده: توئم اخلاقت به درد خودت می خوره. این اخلاق افتضاح. وقتی جلوی همه می گی زنم بی سلیقه س اینم از سرت زیاده.

مشکلات زناشویی رو چیجوری حل کنیم

بله حالا همسایه ها هم دیگه می دونن که دلیل این صدای گرومب تلافی بدگوییای آقا، جلوی فک و فامیل بوده نه بمب و خمپاره. پس نفسی از سر آسایش می کشن و دوباره سر جاهایشان برمی گردن.

هر کسی به محرکا به شکلی جواب میده، اما در زندگی زناشویی جواب به مسائل خیلی مهمه و مهم تر از اون چگونگی درست پاسخگوییه.

مخالفت و اختلاف در هر زندگی زناشویی هست، اما این مخالفتا درجات مختلفی داره و به راه متفاوتی بروز می کنه.

وقتی همسرتون در مقابل جمع مسائلی رو مطرح می کنه که شما دوست ندارین، ممکنه چند جور عکس العمل از خود بروز بدین. خودخوری یا نگاه عتاب آمیز، دو مورد از این عکس العمل هاست که مخالفت آرومی رو نشون میده.

روش دیگه مخالفت اینه که با صدای بلند ایشون رو از گفتن موضوع منع کنین و آخرین راهی که پیش رو دارین اینه که اصلا به روی خود نیارین.

شاید خیلی از ما به خاطر کسب وجهه در مقابل بقیه و خوب تر جلوه کردن هیچ مخالفتی از خود بروز نمی بدیم در حالی که حرفایی واسه گفتن داریم. بعضی وقتا هم این مسائل رو پشت پرده طوری دیگه مطرح می کنیم.

مشاوران خونواده فکر می کنن، اگه مخالفتای کوچیک خود رو نگید و با در نظر گرفتن تعداد موارد پیش اومده از خیر مطرح کردن اونا بگذرید، این مخالفتای کوچیک جمع شده و کم کم به علامت هشداردهنده بعدی یعنی ناراحتی و عصبانیت تبدیل می شه.

می تونین اختلافات هفته گذشته خود رو بررسی و فکر کنین که طرز برخورد شما با این اختلافات چیجوری بوده؟ چگونگی برخورد شما با این مخالفتا در مرحله اول شاخص خوبی واسه سلامت ازدواج شماس.

اگه نتونین با این مشکلات و اختلافات به چگونگی درست مواجه شید، کم کم بی سر و صدا کوهی از یخ وسط روابط عاطفی شما و همسرتون سبز می شه و بزودی می ببینن که از سر راه برداشتن اون کار سختی شده.

یه کوه آتشفشون

این کوه یخ از موارد استثناییه که بعضی وقتا فوران هم می کنه و تبدیل به یه کوه آتشفشون می شه. مثل همون صدای گرومبی که اول مطلب خوندین و بر اثر انباشته شدن مخالفتا به وجود اومده بود.

عصبانیت و ناراحتی، نوع شدیدتر مخالفت هاییه که روی هم جمع شدن و به صورت احساس تنفری موقتی بیان می شه. در این مرحله شما فرد مقابل رو سرزنش و سرزنش می کنین و فرد مقابل هم عکس العمل نشون میده و شما رو مورد حمله قرار میده. خیلی مواقع که سر موضوع کوچیک و بی ربطی دعوای بزرگی راه میفته، دلیل اونو باید در جای دیگه و موضوع دیگه ای جستجو کنین.

روان شناسا فکر می کنن ناراحتی و عصبانیت می تونه به جدایی عاطفی موقت منجر شه. عصبانیت با فشار روحی زیادی همراه س و انرژی خیلی از شما میگیره.

اگه ناراحتی و عصبانیت، همیشه تکرار شه شما در مقام باز دارنده اون، با به درون ریختن این عصبانیت و ناراحتی و جمع شدن انرژی منفی بسیار در درونتون به پرتگاه دیگری می افتین.

زندگی روی کوه یخ

این یه مرحله قبل از اون هستش که ناامیدی عاطفی سراسر وجود و زندگی تون رو فرا بگیره. بعد از یه دعوای مفصل خونه رو ترک می کنین. اگه خانوم باشین به منزل مادرتون می رید و اگه آقا باشین در رو به هم می کوبین و بیشتر تلاش می کنین با چرخ زدن در خیابون و سیگار کشیدن مشکلات خود رو از یاد ببرین. از دعواهای پشت سر هم خسته اید و به دنبال آرامش می گردید.

بعضی افراد در این مرحله تصمیم مهمی می گیرن؛ رفتن پیش مشاور یا پا درمیانی بزرگ ترا و فکر کردن به طلاق. اما بعضی افراد درست در این مرحله می لغزند و آرامش رو در جای دیگری جستجو می کنن. زنان دیگه، غرق شدن در کار‏، اعتیاد و مستی و پناه آوردن به عشقی دیگه از اون جمله س. شما می خواین از واقعیت زندگی و همسر خود فرار کنین.

این مرحله ممکنه به صورت دیگه و در درون منزل اتفاق بیفته. شما در منزل و زیر یه سقف هستین ولی به همدیگه بی توجهی می کنین و همدیگه رو مورد بی توجهی قرار می دین. به باور روان شناسا بیشتر جداییا و طلاقا در این مرحله اتفاق میفته. این دوره بحرانی ترین دوره اختلافات و واقعا زمان به زانو در اومدن آخرین تلاشای عاطفی دو طرف واسه باقی موندن زندگی مشترکشانه.

در این مرحله اونقدر فشار روحی و تنش زیاد می شه که فرد واسه خود فضایی تازه و آروم می خواد و این جور از زندگی زناشویی خود عقب نشینی کرده و میدون مقابله رو ترک می کنه در حالی که پیوندهای عاطفی اش آخرین نفسا رو میکشه.

اما رانده و نبود پذیرش هم می تونه حل نشدنی بمونه و با تکرار و جمع شدن در طول یه دوره وقتی، شما رو به آخرین مرحله گسست عاطفی تون بفرسته.

همه چی آرومه

وقتی همه چیز از دست میره، رد یکی از مراحلیه که اونو میگذرونیم. شکست و مرگ عاطفی هم همین مرحله رو به دنبال داره. شما ناباورانه همه چیز رو رد می کنین.

وقتی دوستان و آشنایان رو می ببینن که دارن زندگی خوشی رو ادامه میدن، تموم لحظات شیرین زندگی زناشویی خود و نظرات خونواده و فامیل درباره زندگی تون رو از خاطر عبور می دین و به حرفای اونا بعد از جدایی خود فکر می کنین. یهو همه چیز مرتب می شه و کدورتا از وجودتون رخت می بندن.

اینجاس که شما در دام سرکوب افتادین شما دیگه احساسات منفی خود رو حس نمی کنین. اما در مقابل قیمت بزرگی می پردازید و دیگه احساسات مثبت خود رو هم لمس و درک نمی کنین.

شما از نظر عاطفی فلج شدین و تا آخر عمر، یکنواخت و بی احساس به نمایش مریضی آور زندگی خود ادامه می دین. در این مرحله خود فرد هم احساس می کنه که خوشبخته و زندگی خوبی داره، غافل از این که خیلی از قسمتای وجودش در حالت نیمه خاموش هست و خیلی از استعدادهای خود رو از یاد برده.

رو راست باشین

شما باید یاد بگیرین که صادق و منطقی مخالفتای خود رو بگید. واسه این کار هر روز یا هر دو روز یه بار یه جلسه نیم ساعته گفتگو بذارین و هر کدوم از شما ۱۵ دقیقه در مورد احساسات مثبت یا منفی که بر اثر رفتارای دیگری در شما بروز کرده حرف بزنین. به حرفای هم احترام بذارین و تلاش نکنین دلیل تراشی کنین.

تمرین مهارتای حل موضوع و گفتگوی معطوف به نتیجه عینی و موثر هم باید در دستور کار قرار گیرد. قدم به قدم از مرگ عاطفی خود فاصله بگیرین. مهم ترین قدم، پذیرش واقعیت وجود اشکال در زندگی تونه.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *