چگونه برای فرزندخوانده ها والدین خوبی باشیم؟

به گزارش آلامتو و به نقل از سپیده دانایی؛ واسه آدمایی که کودکی رو به فرزندخواندگی قبول می کنن، روند پرورش بچه درعین حالا که ممکنه لذت بخش باشه، همراه با سختیا و گرفتاریای خاص خود هم هست. در این شرایط ممکنه از منابع جور واجور، پیشنهادای مختلفی دریافت کنن، اما در آخر ندونن که باید دقیقاً چه طور رفتار کنن.

نویسندهٔ این مقاله، چند سال در سازمان بهزیستی به صورت مستقیم با کودکانی که به فرزندخواندگی پذیرفته می شن، کار کرده؛ پس این مقاله می تونه به شما کمک کنه تا با رقابتای فرزندخواندگی آشنا شید و راهکارهایی رو هم واسه برخورد مناسب با این رقابتا پیدا کنین.

خیلیا فکر می کنن، کودکانی که به فرزندخواندگی پذیرفته می شن، حال از هر طریقی، بچه اقوام یا از طرف سازمان بهزیستی یا…، بسیار متفاوت از بقیه کودکان هستن؛ اما واقعیت اینه که شباهتای این کودکان با بقیه کودکان بیشتر از فرق هاشونه.

اونا مانند هر کودکی نیازمند کسائی هستن که با عشق و محبت اونا رو می پذیرن و مراقب اونا هستن، در عین حال با انضباط و قدرت مناسب، اونا رو هدایت می کنن؛ البته این کودکان با یه واقعیت هم رو به رو هستن: این که والدین الان شون، پدر و مادر اصلی شون نیستن! راهکارهای زیر به شما کمک می کنه تا با رقابتای خاص روند فرزندخواندگی بیشتر آشنا شید و راحت تر با اونا کنار بیایید.

باورهای غلط و کلیشه ها رو رها کنین

خیلی از مردم و حتی شاید خود شما، ممکنه باورهای غلط و تکراری دربارهٔ کودکانی داشته باشین که به فرزندخواندگی پذیرفته می شن. این باورها باید شناسایی و تغییر داده شن و این اولین قدمه، چون باورهای غلط در رابطه شما و کودک مثل یه سدّ عمل میکنن و البته فشار روانی زیادی رو هم به خودتون وارد می کنن.

بعضی از این باورها عبارت ان از:

  1. کودکِ فرزندخوانده، مانند والدینش می شه؛
  2. فرزندخوانده ها مشکلات بیشتری دارن؛
  3. کودکانِ فرزندخوانده، چون به فرزندخواندگی قبول شدن همیشه خوشحال هستن؛
  4. فقط افراد پولدار باید کودکی رو به فرزندخواندگی قبول کنن؛
  5. والدین اصلی بعدا بچه خود رو پس می گیرن؛و… .

باورهای درست اینا هستن:

  1. کودکان هرچند از نظر ظاهری ممکنه مثل والدین تنی شون شن، ولی به طور کاملً مثل والدین تنی شون نمی شن و عوامل تربیتی نقش مهمی در تشکیل شخصیتشون دارن؛
  2. تحقیقات بسیاری نشون میده که خیلی فرقی از نظر اندازه مشکلات بین کودکانِ فرزندخوانده و بقیه کودکان نیس و اگه هم فرقی مشاهده می شه، به وجود اومده توسط عکس العملای متفاوت نسبت به این کودکانه؛
  3. پذیرش از طرف بقیه واسه فرزندخوانده ها بسیار مسرّت بخشه؛ اما نمی تونه دلیل کاملی واسه شادبودن اونا مانند هر کودکی دیگه باشه؛
  4. مراقبت از بچه فقطً نیاز به پول نداره و والدین باید تواناییا و صلاحیتای دیگری هم داشته باشن؛
  5. همیشه این احتمال هست که والدین واسه بازپس گیری بچه خود دست به کار شن، اما این اقدام بسیار نادره؛و… .

واسه بعضی لحظات سخت آماده باشین

در راهی که تصمیم گرفتید قدم وردارین، لحظات سختی منتظرتان هستش. ممکنه فرزندی که به فرزندخواندگی قبول کردین، شما رو متهم به خودخواهی و نامهربانی کنه؛ ممکنه شما از تصمیمی که گرفتید، پشیمون شید؛ ممکنه بچتون بعضی وقتا اون طور که دلتون می خواد، رفتار نکنه؛ ممکنه بقیه بعضی وقتا شما رو به خاطر تصمیم تون سرزنش کنن؛ ممکنه نگران شید که نکنه با ورود والدین اصلی، این بچه رو هم از دست بدین و… .

یادتون باشه این لحظات بسیار طبیعیه و ممکنه واسه هر والدی اتفاق بیفته. مهم اینه که دیدگاه و نگاه شما در اون لحظه چه گونه هستش. این اتفاقات و لحظات رو طبیعی و عادی میدونین و از اونا سریع عبور می کنین یا دچار نشخوار فکری میشین و واسه خودتون استرس زیادتر از اندازه وارد می کنین؟ یه پیشنهاد در این لحظات اینه که مسلط بودن بر وضعیت هیجانی خود و دوری از عکس العملای هیجانی به شما کمک می کنه تا بهتر شرایط رو مدیریت کنین.

مراقب خطاهای پرورش بچه در روند فرزندخواندگی باشین

والدینی که کودکی رو به فرزندخواندگی قبول می کنن، ممکنه به خاطر شرایط خاص این کودکان دچار خطاهایی شن، البته همهٔ والدین ممکنه خطا کنن و این طبیعیه؛ اما اگه شما می خواین از تشکیل و شدید شدن مشکلات رفتاری این کودکان پیشگیری کنین، بهتره مراقب این خطاها باشین.

این خطاها عبارت ان از:

  1. محبت افراطی به خاطر دلسوزی نسبت به شرایط خاص این کودکان یا به خاطر این که بعد چند سال صاحب بچه شدید که در آخرً منتهی به تربیت کودکی لوس می شه؛
  2. رعایت نکردن مرز و حریم شخصی به خاطر نگرانی نسبت به احساس مسئولیت افراطی یا دلبستگی شدید به کودک؛
  3. مخفی کردن واقعیت فرزندخواندگی از کودک یا بقیه به خاطر ترس از عکس العملای احتمالی یا ترسِ ازدست دادن کودک.

واسه پیشگیری از این خطاها به این مسائل دقت کنین:

  1. از راه وضع قوانین و ایجاد محدودیتای سالم و منطقی متناسب با سن کودک، در کنار بیان محبت و دوست داشتنِ به اندازه، واسه اون امنیت بسازین؛
  2. باید در جایگاه والد واسه خود حریم خصوصی داشته باشین و زمانایی واسه پرداختن به فعالیتای مورد علاقهٔ خود و همسرتون صرف کنین؛
  3. کودک این حق طبیعی رو داره که در زمان مناسب و به شکل مناسب از موضوع فرزندخواندگی اش خبردار شه.

تربیتی قاطع و اصولی داشته باشین

اصول تربیت بچه درباره کودکانی که به فرزندی پذیرفته می شن مانند بقیه کودکانه. تربیت بچه در این دوران خیلی سخت تر و رقابت برانگیزتر از دوران قبلیه و شما به عنوان والدین جدید این کودک مانند هر والد دیگری باید با به کار گیری منابع جور واجور از جمله شرکت در کلاسای پرورش بچه، مطالعهٔ کتابای به درد بخور و حضور در جلسات مشاوره، ضمن یاد گرفتن اصول درست پرورش بچه، این اصول رو در روابط خود و بچتون تمرین کنین. با آگاهی نسبت به این روش ها و البته عمل به اونا، خیلی از نگرانی هاتون در مورد آیندهٔ این کودک، برطرف می شه.

با کودک خود درباره فرزندخواندگی صحبت کنین

بیان واقعیت فرزندخواندگی، دشوارترین رقابت والدینه. واسه بسیاری این سؤال مطرحه که در چه سنی باید این واقعیت رو گفت؟ تحقیقات نشون میده که موضوع فرزندخواندگی رو بهتره با نمایش انیمیشنای در رابطه یا خوندن داستانایی در این مورد، از سنین پایین یعنی قبل از مدرسه شروع کنین تا ذهن کودک آماده شه و در حدود هفت تا ده سالگی این مسئله رو کامل بگید.

هرچه سن زیاد شه، سؤالات کودکان سخت تر و سازگاری اونا سخت تر می شه. بهتره موضوع رو خود شما بگید نه بقیه. یادتون باشه که فرزندخواندگی چیزی نیس که شما یا بچتون به خاطرش شرمنده یا خجالت زده باشین. مثلاً به بچتون بگید: «فرزندخواندگی یعنی این که پدرومادرها بعضی وقتا نمی تونن مسئولیت بزرگ کردن بچه خود رو بکنن و از پدرومادر دیگری میخوان که این کار رو بردوش بگیرن و این اتفاق واسه تو پیش اومده.»

خودتون رو واسه سؤالات احتمالی آماده کنین و همیشه یادتون باشه که بهتره حقیقت رو بگید، البته نه تموم حقیقت رو، اونم دربارهٔ مسائلی مانند تجاوز و… . هم اینکه متناسب با سن کودک حرف بزنین. جا و زمان مناسبی انتخاب کنین و اگه جواب سؤالی رو نمی دونین راحت به اون بگه که فعلاً نمی دونین چه بگید، اما بعدا جواب میدید.

مانع دیدار کودک با والدین اصلی نشید

ممکنه کودک از شما بخواد تا والدین اصلی اش رو ببینه، چون شاید فکر می کنه که والدینش دلواپس اون هستن یا از سر کنجکاوی این درخواست رو داشته باشه. اگه کودک از شما خواست که والد اولیش رو ملاقات کنه و شما اونا رو نمی شناسید، حقیقت رو بگید.

یادتون باشه کودک می تونه مثل هر بالغ دیگری والدینش رو ببینه و میشه در این مورد به اون کمک کرد؛ البته احتمال این درخواست خیلی کمه. در این مواقع براش توضیح بدین که وقتی بزرگ شه به اون کمک می کنین والدینش رو پیدا کنه؛ هرچند احتمال موفقیتش کمه. این که به اون بگید به اون کمک می کنین، اطمینان بخشه؛ ولی ممکنه انتظارکشیدن براش ناراحت کننده باشه.

رقابت خواهران و برادران رو مدیریت کنین

تعامل و رقابت خواهروبرادرها همیشه یکی از نگرانیای والدین بوده و هست. شمام اگه مانند بقیه والدین نگران برخوردهای احتمالی بچه تنی با فرزندخوانده هستین. باید واسه هر دو کودک توضیح بدین که چه قدر از بودنِ هر دوی اونا خوشحال هستین و ورود بچه دیگه به معنی نپذیرفتن اونا نیس.

تلاش کنین اوقات اختصاصی واسه هر کدوم از فرزندان داشته باشین. در دعواهای اونا دخالت نکنین و اجازه بدین خودشون اختلافشان رو مدیریت کنن و با این وجود وقتی که اوقات خوشی با هم دارن رو تشویق کنین. یادتون باشه، اگه در بین دعوا کودک شما، فرزندخوانده تون رو سرزنش کرد، این رفتار اون از روی عصبانیته و نگران کننده نیس.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *