چگونه بر روی اهداف بلند مدت تمرکز کنیم؟

keep-our-focus-for-long-term-goals

روی اهداف بلندمدت خود تمرکز دارین؟ لازمه رسیدن به موفقیت و رسیدن به اهداف دراز مدت چیه؟

به گزارش آلامتو و به نقل از سایت چیجوری؛ بعضی روزا که خیلی کِیف مون کوکه، یکهو یادمون میفته که انگار زندگیمون داره به پوچی می گذره. به چه دلیل تا هیکلمان از شدت چربی انباشته مثل خدابیامرز بارباپاپا نشده، نریم و در کلاس شنا ثبت نام نکنیم؟ اما کافیه ۱ روز بگذره تا انگیزه تون از دست بره. چیجوری می شه انگیزه رو واسه انجام کاری در دراز مدت نگهداشت؟

دل نگرانی ما از خودخواهی آدمیه که می خواد به چشم خود تماشاگر پیروزی باشه. پیروزی رویت می شه حتی اگه در کاسه چشمام و تو گیاه روئیده باشه.

جمله بالا دیالوگ نبود. پُتک کوبنده ای بود از اثر فراموش نشدنی علی حاتمی یعنی «سریال هزاردستان». ابوالفتح (علی نصیریان) که سردسته تروریست هاست، این حرفا رو در حالی به رضا خوشنویس (جمشید مشایخی) می زنه که از رسیدن به هدفش خیلی خیلی دوره. اما انگیزه بسیار بالایش داره از چشمانش بیرون می زنه.

من که هیچ وقت پیشنهاد نمی کنم واسه رسیدن به اهدافتون تروریست بشوید. اما اگه شُدید، واسه اینکه تا مقام سردستگی پیش برید و دست کم اسمی از شما به جا بمونه، باید تمرکزتون رو در دراز مدت حفظ کنین و واسه رسیدن به هدف پایانیِ دور دست، به خودتون و زیردستانتان انگیزه بدین.

آلبرت انیشتین می گوید: اگه می خواین زندگی خوبی داشته باشین، زندگی تون رو به هدفی گره بزنین، نه به آدم ها یا اشیا.

محققان و محققان شبونه روز، این روپوشای سفیدشان رو تنشون می کنن و جون می کَنند تا سر از اسرار هستی در بیارن و چیزایی رو کشف کنن تا نسل بشر بتونه هر روز قلمروهای بیشتری رو به تسلط خود در بیاره. اما این جور کارا شاید چندین سال، چندین دهه و یا حتی چندین نسل زمان ببره تا به نتیجه برسه. پیشرفتای علمی بیشتر انقدر کنه جلو می رن که تا بخوایم تماشاگر به ثمر نشستن شون باشیم، باید با مرده شورمان دیدار کنیم. تازه اگه به ثمر بشینن! چون هیچ جا موفقیت رو گارانتی نمی کنن.

به هر ترتیب، دانشمندن اونقدر معنی و انگیزه در کارشون یافته ان تا کار رو به جلو پیش ببرن. در اصل، به خاطر «تمرکز دراز مدتِ» محققان و محققان روی کارشونه که همین الان هم روی تخت مرده شور خونه ولو نشده ایم.

مثال از این بهتر؟ میانگین عمر آدما در زمان روم باستان بین ۲۰ تا ۳۰ سال بود و اگه کسی تا ۱۰ سالگی بلای خاصی بر سرش نمی اومد و مابعدش رو هم خیلی سرحال زندگی می کرد، در آخرً تا ۴۷ سالگی بیشتر دووم نمی آورد. به جلوتر که بیاییم، میانگین عمر آدمای معمولی در زمان خلافت اسلام در اسپانیا به بالای ۳۵ سال رسیده بود و بالاترین طول عمرهای اون زمان واسه قشر محققان بود که به خاطر سبک زندگیشون فرصت داشتن ۶۹ سالگی رو هم تجربه کنن. چند سال بعد از جنگ جهانی دوم میانگین عمر آدمای عادی به ۴۸ سال رسید و حالا که در اوایل هزاره سوم هستیم میانگین عمر بشر در کل دنیا به ۶۷ سال رسیده. این عددها خود به خود که بالا نرفته ان. کار و تلاش محققان، ما رو به اینجا رسونده. تولید آب نوشیدنی سالم، پیشرفت سطح بهداشت عمومی، کشف شکلای جور واجور واکسنا و درمانای آنتی بیوتیک، ساخت دستگاه سی تی اسکن و هزاران هزار پیشرفت دیگه، همه حاصل کار یه ریز و طولانی همین دانشمندانه. حالا کار به جایی رسیده که شرکت گوگل به فکر افتاده تا چند وقت بعد میانگین عمر همه رو به ۱۵۰ سال برسونه.

انقدر دور و بر جامعه پزشکان حرف و حدیثه که حقش بود کمی اینجا پاچه خواری شون رو بکنیم تا یه وقت قهر نکنن و برن و زبونم لال ما هم مثل ایام قدیم، زرتی با یه اسهال ناقابل بی افتیم و سقط شیم. اما قصد من از نوشتن این مقاله چیز دیگه ایه.

روشن و مبرهنه، کسائی که می تونن در دراز مدت تمرکزشون رو واسه رسیدن به اهدافشون حفظ کنن، به چیزایی دست پیدا می کنن که آدمای از این شاخه به اون شاخه بپر خوابش رو هم نمی بینن. سؤال بزرگ و هدف من از مشکی کردن این سطور اینه: با وجود اینهمه چیزی که حواس آدم رو پرت می کنن، چیجوری میشه تمرکز خود رو تا رسیدن به اهداف دراز مدت نگهداشت؟

اصلاً تمرکز چی هست؟

تمرکز یعنی لوله کردنِ تموم توجه و انرژی موجود و فرو کردنش تا خرتناق در حلقِ کاری مشخص، آنهم تو یه وقتی پایدار.

تمرکز کردن روی هدف کوتاه مدت، کار خیلی سختی نیس چون خیلی زود یافته های کارتون رو می ببینن و انگیزه می گیرین. اما اگه واسه رسیدن به هدفی باید چند ماه، چند سال یا چند دهه دائم کار کنین، اون وقت حق دارین که بگید تمرکز کردن روی این کار، خیلی سخته.

یکی از دلایل این سختی اینه که وسط کار یادتون میره به چه دلیل اصلاً از اول این کار رو شروع کردین. چون هدف اصلی تون انقدر دوره که منظره اش از یادتون رفته و این باعث شده تا انگیزه تون کم شه و هی سؤالای فلسفی سوال کنین.

واسه همینه که همه مردم دنیا آدمای موفقی نیستن و قادر نیستن چکای ۶ ماهه شون رو پر کنن. چون تمرکز دراز مدت، مهارتی کلیدی ایه که همه ندارندش. اما کسی که می خواد تیمی رو هدایت کنه (حالا یا تیم مشروطه خواهان وطن پرست تیفوسی آدمکش، و یا تیمی از اطباء یه کلنیک گوش و حلق و بینی) باید الهام بخش خود و همکارانش باشه تا همه اعضای تیم بتونن تمرکزشون رو واسه یه مدت طولانی حفظ کرده و به اون هدف دور دست برسن.

چیجوری تمرکز دراز مدت رو فعال کرده و اونو حفظ کنیم؟

از این روش هدف دارای پایین استفاده کنین تا واسه رسیدن به اهداف دراز مدت، به اندازه کافی پرانگیزه و کله شق بشوید:

۱. برید سراغ اهدافی که براتون معنی دارن

شاید سالها طول بکشه تا به هدف دراز مدت تون برسین. حاضرید کلی از وقت و انرژی تون رو پای چیزی بذارین که اشتیاق چندانی بهش ندارین؟

واسه همینه که همون اول کار، باید ارزشا و رویاهاتون رو تو یه کفه ترازو و هدف دراز مدت تون رو هم در کفه دیگش بذارین و هر وقت بین اینا توازن برقرار شد، کارتون رو شروع کنین.

اول از همه، چند تا هدف مشخص دراز مدت واسه قسمتای مهم زندگی خودتون، مثل شغل، خونواده، امور مالی و تحصیلات مشخص کنین. بعد نگاهی دوباره به این لیستی که درست کردین بندازین. با دیدنشون دچار وُود وُود میشین؟ خون تون به قُل قُل می افتد؟ اسید معده تون درباره این اهداف، به حدی ترشح شده که بخواین مثل یه گرگ گرسنه افسانه ای، ماه ها یا سالها تعقیبشان کنین؟ اصلاً با کارایی که مربوط به این اهداف می ‍شه حال می کنین یا پس فردا می خواین بگید “من بابام اینکاره بود یا ننه ام”؟

اگه جوابتون به این سؤالات منفیه که همین الان یا از لیست خطشان بزنین، یا جاهای ناجالب شون رو اصلاح کنین تا به اهداف باحالی تبدیل شن. داشتن اشتیاق و حس هدفمندی قوی واسه کسی که می خواد پا در راهی دور و دراز بزاره از نون شب هم واجب تره. پس اول بند کفشتون رو سفت ببندین و بعد راهی راه شید.

۲. اهدافتون رو بیارین روی کاغذ

هر وقت که مرحله اول غربالگری تون تموم شد، اهداف انتخابی رو طوری روی کاغذ بنویسین که باهاتان حرف بزنن. یعنی کلمه بندی شون رو جوری بنویسین که بفهمین به چه دلیل چیزای مهمی هستن. بعدش هم اونا رو جایی بچسبونین که دائم در برابر دیدتون باشن.

مثلاً روی کاغذ رنگی بنویسین و داخل کیف پولتون بذارین، یا پرینت شون کنین و کنار میز کارتون بچسبانیدشان. بعد هم در طول روز reminder گوشی تون رو فعال کنین تا هر چند دقیقه یه بار یادتون بندازه که به اهداف تون نگاه کنین و نوک تمرکزتون تیزتر شه.

راستی، می تونین واسه خودتون نقشه گنج هم درست کنین! نقشه ای که در اون راه طولانی راه تون به یه صندوق گنج می رسه و داخلش اهدافتون به صورت تصویری نشون داده شدن.

۳. توانایی خود-تنظیمی تون رو فعال کنین

توماس بیتمن و بروس بری، در جریان پژوهشی که در سال ۲۰۱۲ انجام دادن و نام “استادان فاصله طولانی” رو رویش گذاشتن، عنوان کردن که «خود-تنظیمی» (توانایی کنترل احساسات و تحریکا) مهمترین عامل رسیدن به اهداف بلند مدته. واسه فعال کردن خود-تنظیمی باید روی انضباط نفْس تمرین کنین. همون خصوصیتی که باعث می شه حتی در شرایطی که «حس و حالش رو ندارین» خیلی با جدیت و تلاش زیاد کار کنین و به جلو برید. در این راه طولانی زمانایی فرا می رسن که دنیا جلوی چشمون تون تیره و تار می شه و آماده اید تا پرچم سفید رو در هوا تکون بدین. انضباط نفسه که شما رو در برابر همه سختیا به جلو هل میده. پیش نیاز دیگه خود-تنظیمی، خود-کارآمدیه. یعنی همون اعتقادی که به خودتون دارین که حتماً به هدفتون می رسید. واسه پرورش دادن این اخلاق در خود، روی خودباوری کار کنین و تلاش کنین یه اتاق کنترل داخلی واسه خودتون بسازین. (آدمایی که اتاق کنترل داخلی دارن، به این باور می رسن که خودشون مسئول موفقیت خودشون ان.)

۴. واسه اهداف دراز مدت وقت اختصاص بدین

واسه رسیدن به اهداف دراز مدت و متمرکز موندن روی اونا، باید دائم براشون وقت بذارین و روشون کار کنین. اما وقت گذاشتن به این راحتی که من گفتم نیس. چیزی که این وسط کار رو سخت می کنه، اینه که چیجوری وقت رو تقسیم کنیم که هم به اهداف کوتاه مدت و وظایف فوری برسیم و هم مقداری از کارای اهداف دراز مدت رو پیش ببریم.

اول، بیایید از وسیله ماتریس فوریت/اهمیت استفاده کنین تا مشخص شه که چه کارایی رو باید بکنین و چه کارایی رو می تونین به تأخیر بندازین یا اصلاً انجام ندین. وقتی که کاراتون رو به این روش بررسی کردین، اون وقت وقت خالی پیدا می کنین تا به فعالیتایی اختصاص بدین که براتون در دراز مدت اهمیت دارن.

بعد، لیست منسجمی از اهداف کوتاه مدت و دراز مدت تون درست کنین تا بدونین که کار بعدی تون چیه.

بعد شروع کنین به ساختن زنجیره ای از عادتا که در محقق شدن هدف تون تاثیردارن. مثلاً تلاش کنین خودتون رو عادت بدین صبح کله سحر بیدار شید یا کتابای مربوط به کار و کاسبی بخونین و یا هر روز وقتی از کارتون رو به فعالیتایی اختصاص بدین که به اهدافتون مربوط می شن. شاید لازم باشه عادتهای بد رو از بین ببرین. کارایی مثل تماشای تلویزیون تا ساعت ۲ نصفه شب یا وبگردی بی هدف رو بذارین کنار.

اگه بازم کارای فوری و چیزای مزاحم شما رو از پرداختن به اهداف دراز مدت تون باز می دارن، تلاش کنین زمانایی که احتمال پرت شدن حواستون کمتره رو بذارین واسه کار کردن روی هدف تون. مثلاً، اگه می خواین در دراز مدت شکم شش تیکه بسازین اما در محل کارتون تنها جایی که می شه دلا و راست شد داخل پاگرد راه پله هاست که اونو هم سیگاریا تصرف کردن، صبحا یه ربع زودتر بیدار شید و ۱۰ تا شنا و ۱۰ تا درازنشست برید.

۵. پاکار باشین

چند دفعه شده که بشینین و با کلی قصد خوب واسه خودتون هدف بلند یه مدت مشخص کنین، اما چند هفته بعد به خودتون بیایید و ببینین که تمرکزتون بهم خورده و هدف جدیدی رو شروع کردین؟

واسه جلوگیری از این، هر ایده جدیدی که به ذهن تون می رسه رو جایی یادداشت کنین، اما واسه پیاده کردنشون عجله نکنین.

اول اهداف قبلی تون رو مورد بررسی قرار بدین و کلاهتان رو قاضی کنین که انجام دادن این هدف جدید، کمکی به هدفای دراز مدت ام می کنه یا نه؟ اگه می کنه که فبها؛ می شه هدف فرعی. اما اگه کمکی به اهداف دراز مدت نمی کنه، بذارین در همون حالت یادداشت شده باقی بمونن، تا موقعی که خواستین اهداف جدید مشخص کنین بتونین سر فرصت موشکافی شون کنین. با این کار دیگه به سرنوشت گنجشکک اشی مشی دچار نمی شین.

هم اینکه بد نیس مقداری هم پوست کلفتی و مثبت اندیشی رو در خودتون بپرورید تا هنگام برخورد با مشکلات، کلا از پیست خارج نشید.

۶. قدر پیشرفت رو بدونین

شاید چند دهه طول بکشه تا به هدف تون دست پیدا کنین. پس باید قدر هر پیشرفت کوچیکی رو هم بدونین و از رسیدن به اون خوشحال باشین. هر روز چند دقیقه رو به این اختصاص بدین که ببینین چقدر به هدف تون نزدیکتر شدین، بعد هم اونو ببوسید و بذارین وسط سفره.

واسه اهداف بزرگ تر، می تونین به هر مرحله ای که رسیدید، به خودتون پاداشی بدین تا یادتون باشه که کجای این مسابقه رالی حضور دارین. وقتی که قدر موفقیتای کوچیک رو بدونین، اون وقت تمرکز کردن روی هدف دراز مدت راحت تر می شه.

هم اینکه اگه به هدفتون به چشم فرصتی واسه یادگیری چیزای جدید نگاه کنین تا فقط علتی واسه انجام دادن کارا، اون گاه حفظ انگیزه هم آسون تر هستش. واسه اینکه این مزیت در بین پیشرفت به چشم تون بیاد، به این فکر نکنین که به چه چیزایی رسیدین، به این فکر کنین که چه چیزایی یاد گرفتین که قبلا بلد نبودین.

چیجوری سلامت روحی خود رو افزایش بدیم؟

چیجوری با انگیزه کار کنیم؟

چیجوری چیجوری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *