چگونه به درخواست جنسی نه بگوییم؟

مهارتیه که در زندگی هر فردی سرنوشت سازه یکی از کاربرده های این مهارت گرفتار نشدن در دام درخواست جنسی طرف مقابل است مخصوصاً واسه جوانان.

به گزارش آلامتو و به نقل از سپیده دانایی؛ تحقیقات نشون داده که خیلی از افراد، به این خاطر خویشتنداری رو از دست میدن که نمی تونن در برابر فشار روانی درخواست واسه رابطه جنسی از طرف مقابل مقاومت کنن و با جدیت و روشنی نه بگن.

سناریویی جهت آموزش به جوانان و نوجوانان که در اینجور موقعیتای چه باید بگن و چیجوری باید مقاومت کنن:

میگه: لمس کردن همدیگه باعث رشد آدماس.

بگو: تو باید رشد کنی و اطلاعاتت رو بیشتر کنی. من اونقدر پخته هستم که بدونم این کار، آرامش من و برنامه ام (واسه آینده) رو خراب میکنه.

میگه: رفتار تو مثل یه بچه کوچکه…

بگو: اتفاقاً رفتار من مثل آدمهای باتجربه س. به دور و برت نگاه کن ببین رابطه بدون مسئولیت پذیری و بدون برنامه چقدر جوانه ها رو بدبخت کرده.

میگه: تو کنجکاو نیستی. فکر میکنی به یه بار تجربه کردن نمیارزد.

بگو: من درباره خیلی چیزها کنجکاو هستم؛ اما معنیش این نیس که بخوام خودم قربونی بشم، یا موش آزمایشگاهی باشم. هرچه باشه، امکان آسیب دیدن من هست؛ پس نمیارزد.

میگه: همه این کار رو میکنن.

بگو: اول اینکهً خیلیها خویشتندار هستن، دوم اینکهً بیشتر کسائی که تو میگی، آخرسر سرشکسته و متأسف می شن و سوم اینکهً من همه نیستم و میدونم که چه کاری واسه من درسته.

میگه: واسه اینکه دوستت داشته باشن، باید بیشتر جلو بروی.

بگو: من نمی خوام واسه دوست داشته شدن، اجازه بدهم کسی ازم سوءاستفاده کنه.

میگه: ولی من دوستت دارم.

بگو: پس به تصمیم من احترام بگذار و احساسات منو پایمال نکن.

میگه: به من نشون بده که چقدر دوستم داری.

بگو: من با خویشتنداری و منتظر بودن تا روز ازدواج به تو نشون می دم که چقدر دوستت دارم.

میگه: مشکل تو چیه؟

بگو: من هیچ مشکلی ندارم؛ فقط در برنامه زندگیام، الان وقت ازدواج و مادر یا پدرشدنم نیس و اصلاً آمادگی ندارم که نگرانی حاملگی و یا مبتلاشدن به یه مریضی لاعلاج و یا شنیدن حرفه های انتقادآمیز بقیه رو هرروز با خودم داشته باشم؛ پس باید خویشتندار باشم و انتظار بکشم.

میگه: کسی که چیزی نمیفهمد.

بگو: خودم که این رو میفهمم.

میگه: تو منو هیجانزده کردهای و حالا نباید اینطور رهام کنی؛ وگرنه رفتارت در حق من بیانصافی و غیرانسانیه. چیجوری وجدانت اینجور اجازه های می ده؟

بگو: من مسئول تحریک شدن هیجانات تو نیستم و نمی تونم به قیمت راضی شدن تو، خودمو به عذاب وجدان و سرزنش بندازم. تو باید خودتو کنترل میکردی، هم اینکه تو ممکن بود با یه فیلم یا عکس یا دیدن یه عابر در خیابون هم تحریک بشی. پس به نفع خودته که یادبگیری خودتو کنترل کنی.

میگه: اگه قبول نکنی، دیگرانی هستن که با اشتیاق قبول میکنن.

بگو: برات متأسفم که منو به خاطر این چیزها دوستداشتی؛ خوشحال میشم که به سراغ بقیه بروی.

مهارتای ارتباطی واسه نه گفتن

چیجوری در نه گفتن مهارت به دست بیاریم؟

سپیده دانایی نه گفتن چیجوری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *