دانلود پایان نامه

همانگونه که میدانیم اختبار و آزمودن برای اثبات رشد در فقه امامیه به دلایل مختلف از جمله اصل، اجماع، اخبار و کتاب پذیرفته شده است.
به هر حال آزمودن و اختبار برای رشد بنا به ادله مختلف لازم و ضروری است. (مرحوم محقق ثانی در جامعالمقاصد میفرماید: “ولا یکفیالمره لابد منالتکرار مکرراً تحصل بلا غبطهالظن کما نص علیه فیالتذکره اذالملکه لا یعرف حصولها مره”.) این نکته را شیخ در مبسوط ذکر نکرده بود ولی محقق ثانی و صاحب تذکره معتقدند که انجام کار به شیوه عقلایی باید برای شخص ملکه باشد و یکبار انجام دادن برای اثبات رشد کافی نیست بلکه باید آنقدر تکرار شود که ظن غالب ایجاد گردد که شخصی رشید و اعمال او عقلایی است.
مرحوم سیدعلی طباطبائی در ریاضالمسائل معتقد است که رشد مفهومی است عرفی و رشید کسی است که صلاح و خیر اموال خود را بداند و این مسئله برای او ملکه نفسانی شده باشد که اقتضای اصلاح و امتناع از افساد آن را بنماید، بطوریکه در غیر راههای عقلایی مصرف نکند، نه مطلق اصلاح چون در این صورت با سفه که مقابل رشد است جمع خواهد شد، با این وجود که به مجرد عدم رشد صدق نمیکند. به هر حال اختبار و آزمودن به نظر وی چنین است: “یعلم رشدالصبی باختبار بما یلائمه منالتصرفات والاعمال لیظهر اتصافه بالملکه”.
1) احراز رشد
برای اینکه رشد شخص احراز گردد، باید از وی تحقیق و آزمایش به عمل آورد. آزمایش شخص شیوه خاصی ندارد، بلکه باید از موازین عرفی بهره جست، ضمن اینکه برخی از فقیهان نیز برخی از روشهای اختبار و آزمایش را ذکر کردهاند از جمله در مورد مذکر برخی از امور که مناسب حال اوست باید در مدت زمان متفاوت به او تنویض کرد مانند بیع، شراء، اجاره … امور دیگر مانند مباشرت به انفاق و … اگر در امور محوله مانند افراد متعارف عمل کرد، رشد او نیز احراز میگردد و گر نه غیر رشید تلقی میشود، و در مورد اناث نیز اموری از قبیل اداره برخی از امور منزل و یا خیاطی و امثال ذلک اگر در آنان امارات و قرائنی باشد که نشانگر رشد و آگاهی آنهاست، میتوان آنها را رشید دانست.1
البته کار سفیه را نباید با عمل سفیها یکی دانست، ممکن است خردمندی نیز گاهی عمل حقوقی سفیهانهای انجام دهد در حالیکه سفیه نمیباشد.2
فقها برای اثبات رشد دو راه تقرین نمودهاند: 1) اختبار 2) شهادت
2) اختبار

– دلایل ثبوت رشد به وسیله اختبار
گاهی برای ضرورت اختبار جمعی برای شناخت رشد به کتاب و اجماع تمسک جستهاند.
1-1 وابتلوالیتامی حتی اذا بلغوالنکاح فان آنسته عنهم رشداً فادفعوا الیهم سمعو الیهم.
1-2 لیبوکم ایکم احسن عقلاً مراد از ابتلاء امتحان است.
– کیفیت اختبار
فقهاء حد و اندازهای و کیفیت خاصی برای اختبار صبی ذکر نکردهاند چه در مذکر و چه در مونث بلکه امر را موکول کردهاند به اقتضای طبیعی و اجتماعی طفل به عنوان مثال تجار فرزندانشان آزموده میشوند به بیع و شراء …. و دختران نیز به امور خانهداری اگر متعارف معمول افراد انجام دادند رشد ایشان احراز میشود.
– زمان اختبار از رشد
چه زمانی عملیات امتحان شروع میشود قبل از رسیدن به سن مقرر از تمام شدن پانزده سالگی برای ذکور و نه سالگی برای مونث یا بعد از بلوغ؟
برخی از شافعیه معتقدند که عملیات امتحان بعد از بلوغ آغاز میشود.
برخی از شافعیه معتقدند که تجار در تجارت آزمایش نمیشوند مگر بعد از بلوغ زیرا قبل از بلوغ تصرفاتشان صحیح نیست.

دانلود پایان نامه

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوندبرای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  40y.ir  مراجعه نمایید.

رشته حقوق همه گرایش ها : عمومی ، جزا و جرم شناسی ، بین الملل،خصوصی…

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

مذاهب دیگر و امامیه زمان اختبار را قبل از بلوغ ارجاع دادهاند به جهت عمل به ظاهر آید «وابتلوالیتامی…» در تحریرالوسیله آمده با این فرق که در لمعه اختبار از رشد در بخش صغیر آمده است و در تحریر در بخش احراز رشد سفیه.
همچنین در تحریرالوسیله زمان اختبار از رشد را به شکل واضحتری بیان کرده است.
«اگر احتمال حصول رشد طفل قبل از بلوغ وی بود، واجب است قبل از فرا رسیدن بلوغ طفل از وی اختبار شود تا به مجرد رسیدن بلوغ اموالش را به وی تسلیم کنند. در غیر این صورت در هر زمانی که احتمال رشد در هنگام بلوغ و یا بعد از آن وجود داشت میباید رشد او اختبار کرد.
گفتار دوم) بلوغ و رشد بعد از تصویب جلد دوم قانون مدنی
در 6 بهمن 1313 تا 21 اسفند جلد دوم قانون مدنی، از کتاب اول اشخاص تا قسمتی از کتاب هفتم در مورد نکاح تصویب شد که از جمله مواد آن، مواد 1041 و 1042 و 1043 بوده است. و در سال 1314 از کتاب هفتم به بعد که در بر گیرنده کتاب دهم حجر و قیومیت است به تصویب رسیده.
بند الف) ماده 1041 سابق و بعد از اصلاح سال 61
1) ماده 1041 قانون مدنی سابق «نکاح اناث قبل از رسیدن به سن 15 سال تمام و نکاح ذکور قبل از رسیدن به 18 سال تمام ممنوع است. معذلک در مواردی که مصالحی اقتضا کند با پیشنهاد مدعی العموم و تصویب محکمه ممکن است استثناء معافیت از شرط اعطاء شود ولی در هر حال این معافیت نمی تواند به اناثی داده شود که کمتر از 13 سال تمام و به ذکوری شامل گردد که کمتر از 15 سال تمام دارند»
ماده 1041 قانون مدنی در بهمن و اسفند 1313 و قبل از تصویب ماده 1209 و 1210 تصویب شده است.
ماده 1041 قانون مدنی مصوب 1313 نکاح اناث قبل از رسیدن به سن 15 سال تصویب شده است.
نکات قابل توجه ماده
1- حداقل سن لازم نکاح برای ذکور 18 و اناث 15 سال در نظر گرفته شده است.
2- معافیت از سن، طبق شرایطی پیشبینی شده است.
1- سن لازم برای ازدواج: پسر باید 18 سال و دختر 15 سال داشته باشد.
در مورد ازدواج از سن مذکور، به سن ازدواج تعبیر میشود ولی آیا این سن بلوغ است؟ یکی از شرایط لازم برای اهلیت بلوغ است که در نکاح نیز لازم میباشد و در ماده 1064 قانون مدنی نیز آمده که عاقد باید عاقل و بالغ و قاصد باشد. از بلوغ سخن به میان آورده ولی در مبحث شرایط نکاح که بلوغ یکی از شرایط اساسی آن است، از ذکر کلمه بلوغ خوداری و تحت عنوان قابلیت صحی برای نکاح آمده است.
– قابلیت صحی برای نکاح
منظور از قابلیت صحی برای نکاح این است که زن و مرد، استعداد جسمانی لازم را برای ازدواج داشته تا آینده دچار عواقب ناگواری نشوند و این منوط به سن خاصی نبوده، و در هر سنی حاصل شود مجوز نکاح است در واقع منظور از تصویب ماده 1041 این بوده که اولاً: سنی برای ازدواج در نظر گرفته شود که نه آنقدر پایین بوده که وضعیت جسمی و سلامت فرد را به خطر اندازد، چرا که ازدواج در خردسالی زیان هایی به بار آورده چونکه دختر و پسر ازدواج را درک نکرده و از عهده وظایف زناشوئی به خوبی بر نیامده و یکی از مهمترین علل طلاق و داشتن فرزند ضعیف از نظر جسمی و ذهنی، ازدواج در سن کم میباشد و این سن نه چندان بالا باشد که عادات و رسوم و سنن جامعه ما را نادیده بگیرد. و می دانیم که علمای روان شناس و علوم طبیعی بارداری سنین بالاتر از 18 سالگی به ویژه سنین 28-23 سالگی را مطلوبترین سن برای بارداری زن پیشنهاد کردهاند. ثانیاً به این سن عنوانی غیر از سن بلوغ بدهند تا هم خلاف واقعیت نبوده چرا که افراد در سن معین به بلوغ نرسیده و عوامل مختلف محیطی، نژادی، مذهبی، بهداشتی در آن دخیل بوده است و هم خلاف سن بلوغ مشهور فقها نبوده باشد.
لذا به خاطر توجه به سلامت روحی و جسمی فرد و امکان انجام وظایف زناشویی و جلوگیری از بیماری های روحی و جسمی به جای سن، قابلیت صحی برای ازدواج آمده که منطقی به نظر می رسد و هر چند ممکن است از سن بلوغ طبیعی بالاتر باشد ولی علاوه بر توانائی جنسی به توانائی جسمی هم توجه شده و از طرفی شرط معافیت از این سن پیشبینی شده که سن حداقل پیشبینی شده در معافیت به بلوغ طبیعی نزدیک است. دکتر حائری شاهباغ در خصوص وضع ماده 1041 میگوید، پس آنچه به عنوان سن در ماده 1041 قانون مدنی آمده است، سن بلوغ نبوده بلکه چیزی بالاتر از سن بلوغ جنسی میباشد و می‏گذارد در به کار بردن اصطلاح قابلیت صحی برای نکاح، به جای سن بلوغ نکاح، برخی ملاحظات را در نظر داشته است و دکتر ناصر کاتوزیان در این زمینه میگوید: «…. علت اینکه سن بلوغ نیامده و تحت عنوان قابلیت صحی برای نکاح آمده است این بوده که از طرفی قانونگذار میخواسته سن بلوغ مورد نظر در فقه (9 سال برای دختر و 15 سال برای پسر) را در اینجا بیاورد و از طرف دیگر نمیخواسته با عنوان کردن سن بلوغ (18 سالگی و 15 سالگی) برای ازدواج ذهنیت بدعت در دین و فی لغت با آن را بیاورد لذا تحت عنوان قابلیت صحی برای نکاح آمده است. و در اینجا بلوغ قانونی رابطه خود را با بلوغ جسمی حفظ کرده است…»
واقعیت این است که نباید به تکلف افتاده و سن مورد نظر در ماده 1041 را سن بلوغ نکاح بدانیم. درست است که این سن طبق این ماده سن نکاح تلقی شده ولی میشود آن را سن بلوغ دانست چرا که هر چند سن بلوغ مورد نظر مشهور با واقعیتهای روز همگونی ندارد و باید سن بالاتری به عنوان سن بلوغ در نظر گرفته شود ولی نمیشود فاصله را تا حد 15 سال برای دختر و 18 سال برای پسر دانست. هر چند سن معافیت پیشبینی شده تقریباً همان سن بلوغ است، مگر اینکه قائل شویم که ماده 1041 بلوغ جنسی و جسمی لازم برای ازدواج و آن هم با رعایت احتیاطات و مصالح زوجین از نظر بهداشت، سلامت، وضعیت فرزندان … را مورد لحاظ قرار داده است که معمولاً بعد از بلوغ طبیعی، مدتی تاخیر نیاز دارد. البته در فقه هم در مورد نکاح علاوه بر بلوغ جنسی، بلوغ جسمی را هم شرط برای نکاح دانستهاند هر چند سن مشهور فقهاء در اغلب موارد نمیتوان بلوغ جسمی را به همراه داشته باشد.
در هر صورت ماده 1041 قانون مدنی مصوب 1313: چند دلیل نقطه مثبتی در قانون گذاری بوده است:
1- بعد از تصویب ماده واحده راجع به رشد متعاملین و استثناء نکاح و طلاق از شمول اماره رشد وضعیت در مورد نکاح و طلاق روشن نبوده. 2- سن مورد نظر در ماده 1041 در خصوص نکاح صحیح بین سن نکاح شرعی و مشهور فقهاء عرفی بوده است. چرا که نظر مشهود فقهاء بر این بوده که بلوغ جنسی که آنهم در 9 سالگی برای دختر و 15 سالگی برای پسر حاصل میشود مجوز نکاح است.
ولی عرفاً ازدواج در این سنین واقع نمیشد چرا که اساساً توانایی حس و روحی لازم برای ازدواج در این سنین فراهم نمیشود هر چند در عرف هم موقعی که از بلوغ سخن به میان میآمد سن 9 سال و 15 سال به ذهن متبادر میشود.ولی ماده 1041 قانون مدنی بر خلاف قانون گذاریهای خارجی ، سن بلوغ را خیلی بالا نبرده تا با شرع و عرف همخوانی نداشته باشد بلکه سن تعادلی را پیشبینی کرد. 3- با وجود اینکه سن 15 و 18 سال سن متعادل و مطلوبی بود ولی این اجازه را داده بود که در مواردی که اقضاء کند در سن کمتر حداقل 13 سال برای دختر و 15 سال برای پسر ازدواج انجام گیرد.

مطلب مرتبط :   دانلود پایان نامه رشته حقوق با موضوع: توسعه اقتصادی

1) معافیت از شرط سن
در ماده 1041 قانون مدنی مصوب 1313، بعد از بیان اصل کلی در نکاح و این که حداقل سن برای نکاح (15 سال و 18 سال) در نظر گرفته شده است به عنوان استثناء بر آن، معافیت از شرط سن پیشبینی شده است. البته این معافیت مطلق نبوده بلکه حداقل سن برای آن در نظر گرفته شده و تابع شرائطی می باشد.

ماده 1041 قانون مدنی مصوب 1313، بعد از بیان اصل کلی در نکاح و اینکه حداقل سن برای نکاح 15 سال و 18 سال در نظر گرفته شده است به عنوان استثناء بر آن، معافیت از شرط سن پیشبینی شده است. البته این معافیت مطلق نبوده بلکه حداقل سنی برای آن در نظر گرفته شده تابع شرایط میباشد.
2) مصلحت دختر ایجاب کند
در ماده 1041 قانون مدنی سابق «معذالک»
باید دید چه مصالحی مد نظر بوده و سبب معافیت سن میشود؟ مصالح، واحد و ثابت نبوده، بلکه موارد متعددی ممکن است باشد، از جمله اینکه ممکن بود مرد و زنی را برای ازدواج برباید. بند ب و بند ماده 209 قانون مدنی که اگر منجی علیها

دسته بندی : پایان نامه حقوق

دیدگاهتان را بنویسید