دانلود پایان نامه

فصل یکم
مقدمه پژوهش

مقدمه

ازدواج به عنوان مهمترین و عالیترین رسم اجتماعی برای دستیابی به نیازهای عاطفی افراد همواره مورد تایید بوده‌است. رابطه زناشویی می‌تواند دستمایه و در غیر این صورت منبع تالم باشد.

پایان نامهاینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوند.

برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  77u.ir  مراجعه نمایید

رشته روانشناسی و علوم تربیتی همه موضوعات و گرایش ها :روانشناسی بالینی ، تربیتی ، صنعتی سازمانی ،آموزش‌ و پرورش‌، کودکاناستثنائی‌،روانسنجی، تکنولوژی آموزشی ، مدیریت آموزشی ، برنامه ریزی درسی ، زیست روانشناسی ، روانشناسی رشد

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

مشکلات مربوط به صمیمیت، اغلب دلیل اصلی روابط شکست خورده به شمار می‌روند. در بسیاری از موارد ممکن است مشکل اصلی مراجعان اشتغال ذهنی با صمیمیت باشد که فرد مساله خود را به صورت مشکل در روابط نزدیک یا تعهد در روابط بیان می کند.
اگرچه برخی از زوج‌ها ممکن است اختصاصا صمیمیت را به عنوان آماج درمان ذکر نکنند، اما وقتی همین زوج‌ها ابزارهای سنجش مربوط به کیفیت، رضایت یا سازگاری زناشویی را تکمیل کنند، اغلب یک یا چند مولفه از نیاز به صمیمیت را برای خودشان مشکل‌زا تشخیص می‌دهند(باگاروزی ، 2001).
صمیمیت در ازدواج باارزش است، زیرا تعهد زوجین نسبت به ثبات ارتباط را محکم می‌کند و به طور مثبتی با سازگاری و رضایت زناشویی همراه است(هلر و وود ، 1998).
مطالعات و تجارب بالینی نشان می‌دهدکه در جامعه معاصر، زوج‌ها مشکلات شدیدی را در هنگام برقراری و حفظ روابط صمیمانه و ارضا انتظارات و نیازهای یکدیگر تجربه می‌کنند(باگازوری، 2001).
از طرفی امروزه عوامل شناختی از مهمترین عوامل در فهم پویایی‌های زندگی زناشویی و تفسیر روابط زناشویی به شمار می‌روند(باوکم و اپشتاین ، 1996).
برنشتاین(1986)، تاکید می‌کند، شواهد بسیاری نشانگر این واقعیت است که مکانیسم‌های شناختی بر سازگاری و رضایت زناشویی اثرگذارند و به همین دلیل معتقد است که زندگی زناشویی از گزند تفکرات غیر منطقی در امان نمی‌باشد.
تحریفات شناختی از برجسته‌ترین عواملی هستند که در پردازش فرآیندهای شناختی همچون انتظارات، برداشت‌ها، قالب‌ها و الگوهای ذهنی که هر فرد از همسر خود دارد، تاثیرگذار است. این تحریف شناختی باعث می‌شود افراد حساسیت ویژه‌ای نسبت به تغییر الگوهای کهنه ذهنی خود داشته‌باشند و هر حادثه‌ای را مساوی حادثه‌ای دیگر بدانند.
همچنین، الیس(1997) معتقد است که تفکرات غیر منطقی و انعطاف پذیری تفکر، عامل اصلی اختلافات در روابط اجتماعی و بخصوص در روابط همسران می‌باشد. ایجاد و حفظ روابط صمیمانه و ارضا نیازهای عاطفی و روانی در جریان ازدواج، یک مهارت و هنر است که علاوه بر داشتن سلامت روانی و تجارب سالم اولیه، نیازمند داشتن نگرش‌های منطقی و کسب مهارت‌ها و انجام وظایف خاصی است(باگازوری، 2001 ترجمه نظری، 1384).
افزایش طلاق و نارضایتی زناشویی از یک سو و تقاضای همسران برای بهبود روابط زناشویی و افزایش صمیمیت از سوی دیگر نشان دهنده نیاز همسران به مداخلات و آموزش‌های تخصصی در حوزه صمیمیت زناشویی می‌باشد. جهت مداخلات درمانی در روابط همسران رویکردهای متعددی همچون ارتباط درمانی، واقعیت درمانی، هیجان‌مدار، روان تحلیلی، روان آموزشی، شناختی-رفتاری و … وجود دارند، که هر یک بر اساس پایه‌های نظری خود روش‌ها و الگوهای درمانی خاصی را ارائه داده‌اند. از این بین زوج درمانی شناختی- رفتاری (CBCT) رویکردهای درمانی شناختی و رفتاری را با هم ترکیب می‌کند. در CBCT در مانگر استراتژی‌های تغییر رفتاری از قبیل آموزش مهارت‌های ارتباط را با بازسازی شناختی ترکیب می‌کند و هدف، اصلاح تعامل‌های رفتاری همسران و ارزیابی شناختی آنها است(هالفورد، 2001 ترجمه مصطفی تبریزی و همکاران 1384).
با توجه به اهمیت وجود رضایت زناشویی در بین همسران و پربارسازی روابط زناشویی و تاثیر مداخلات شناختی-رفتاری بر این متغیرها در این پژوهش سعی بر آن است تا اثربخشی زوج درمانی گروهی به شیوه شناختی- رفتاری بر پربارسازی روابط زناشویی بررسی می‌شود.

2-1- بیان مساله
گلاسر حفظ یک رابطه زناشویی موفق را سخت‌ترین نوع حفظ یک رابطه می‌داند و معتقد است تقریبا بیش از نیمی از افراد ازدواج‌کرده، می‌توانند زندگی مشترک خود را برای یک عمر حفظ نمایند ولی از این میان افراد بسیار کمی یافت می‌شوند که دفتر زندگی مشترک خود را به خوبی و خوشی ببندند(گلاسر،2001 ترجمه برازنده و خوش نیکو 1384).
تعارض در ازدواج و سایر روابط طولانی مدت اجتناب ناپذیر است. رابطه زناشویی به صورت خاص مستعد تعارض است، زیرا زوج‌ها مقدار زیادی صمیمیت و وابستگی متقابل را پرورش می‌دهند و این مسأله، زوج‌ها را در برابر هم بیشتر آسیب پذیر می‌سازد(هالفورد، 2004 ترجمه نظری، 1387).

کیس و والری در مطالعه‌ای از 160 درمانگر خواستند، مشکل‌ترین حوزه‌های اختلاف زوج‌ها را درجه‌بندی کنند. آنها به ترتیب، ارتباطات، انتظارات غیر واقعی از ازدواج و همسر، فقدان صمیمیت و نشان ندادن علاقه را به عنوان مهمترین جنبه‌های مشکلات زناشویی معرفی کردند(نظری، 1383).
همچنین زیمن(1999)، عنوان کرد که صمیمیت و گفتگو برای انواع روبط از مهمترین ارکان محسوب می شود و عمق صمیمیتی که دو نفر در رابطه خود ایجاد می‌کنند به توانایی آنان در انتقال روشن، صحیح و موثر افکار و احساسات، نیازها و خواسته هایشان بستگی دارد. یادگیری ارتباط کارآمد یک گام مهم در فرآیند ایجاد و افزایش صمیمیت و به دنبال آن ایجاد رضایت‌مندی در روابط زوج‌ها می‌باشد(نظری، 1383).
در بررسی‌های متعددی که به منظور ارتباط به اجزا مثلث عشق استرنبرگ و رضایتمندی زناشویی انجام گرفته‌است، مشخص شده که از میان سه جز این مثلث یعنی صمیمیت ، شور و شهوت و تعهد ، مولفه صمیمیت بالاترین همبستگی را با رضایت‌مندی زناشویی زوج‌ها را دارا می‌باشد(طرقبه، 1385).
بدین ترتیب یکی از شاخص‌های مهم آشفتگی در رابطه، کمبود صمیمیت است و این عامل موجب تعامل بین زوج‌ها گردید و به احساس نزدیکی، عشق و توجه در میان آنها می‌انجامد که در نهایت رضایت از ربطه زناشویی را فراهم می‌آورد.
برای گروهی از افراد رابطه صمیمانه زمانی به حد خود می‌رسد که احساسات نهانی خود را نسبت به یکدیگر افشا کنند و برای گروهی دیگر وجود تجارب مثبت مشترک معرف این مساله است و در عده‌ای دیگر این رابطه به داشتن رابطه جنسی گرم و ارضاکننده معنی می‌شود(هالفورد، 2004 ترجمه نظری، 1387).
روابط صمیمانه مستلزم تبادل احساسات عمیق و افکار خصوصی شخصی است. زوج‌ها در این شرایط در کنار یکدیگر احساس امنیت می‌کنند(هندرکیس و هالت، 1384). در مقابل زوجین آشفته به طور روزمره خیلی کم به یکدیگر ابراز نزدیکی و محبت می‌کنند(هالفورد، 2001 ترجمه تبریزی و همکاران، 1384).
شناخت‌گراها عقیده دارند وجود باورهای غیرمنطقی و خطاهای شناختی باعث ناسازگاری رفتاری و تعارض زناشویی می‌گردد(شفیع‌آبادی، 1375).
روانشناسان به ویژه معتقدان به شناخت درمانی بیشتر از همه تحریفات شناختی را در دریافت و ادراک ما از واقعیت خارجی موثر می‌دانند. این تحریفات نه تنها در افکار بلکه در تصورات نیز مداخله‌گرند(یونسی، 1378)، به گونه‌ای که تا حدی ما را ازواقعیت دور می‌سازند.
اپشتاین (به نقل از برنشتاین ، 1384) دریافت که میزان باورهای غیر منطقی و غیر واقع‌بینانه درباره رابطه زناشویی، پیش بینی ‌کننده نیرومندی برای پریشانی زندگی زناشویی و انتظارهای منفی از درمان است. در نتیجه پیشنهاد می‌کند که برنامه‌های درمانی برای رفع ناکارآمدی رابطه باید مبنی بر بازسازی شناختی همسران باشد.
از دهه 1970 به بعد، تلاش هماهنگی در کاربرد نظریه‌ روش‌های شناختی-رفتاری برای زوج‌ها صورت گرفته‌است(گلدنبرگ ، 1998 ترجمه ارجمند، 1382).
رویکرد شناختی- رفتاری ترکیبی از نظریات رفتاری، شناختی و الگوی تبادل اجتماعی است که مشکلات زناشویی از جمله صمیمیت را نتیجه مهارت‌های ناکارآمد همسران در برقراری ارتباط و ناتوانی در حل موثر مشکلات و تعارضات، انتظارات و باورهای غیر منطقی و تبادلات منفی رفتاری می‌داند(اعتمادی، 1384).
در زوج درمانی رفتاری، درمانگر هدف ویژه‌ای را تعیین می‌کند، الگوهای زمان حال را ارزیابی می‌کند و الگوهای تازه را مانند مهارت ارتباطی، حل مساله، تبادل افکار، تعیین قواعد و نقش‌ها و نحوه برخورد با تعارض/ آموزش می‌دهد. درمانگران شناختی غیر از فنون خاصی برای به چالش کشیدن عقاید غیر منطقی زوج و سایر اعضای خانواده استفاده می‌کنند و آنان را به سمت هدف خاصی که مورد نظر درمانگر است، هدایت می‌کنند(لانگ و یانگ ، 2006).
از آنجا که زوج‌درمانی شناختی-رفتاری، تمرکز درمان را روی شناخت رفتارهای هر یک از همسران قرار می‌دهد و همچنین یکی از موثرترین، مطرح‌ترین الگوهای درمانی می‌باشد(دان و شویل، 1995).
محقق رویکرد مداخله‌ای خود را مبتنی بر زوج درمانی شناختی-رفتاری به صورت گروهی قرار داده‌است.
در واقع زوج‌درمانی گروهی یا زوج درمانی چندگانه یکی از اشکال زوج‌درمانی است که معمولا به صورت گروه‌های متشکل از سه تا پنج زوج اداره می‌شود(فریمو، 1992).
به طور کلی اصل بنیادین در کارگروه درمانی آن است که گروه کوچکی می‌تواند در حکم عامل تغییر عمل کند و بر کسانی که عضویت آن را می‌پذیرند، تاثیر قوی داشته‌باشد. گروه درمانی همانند یک واحد معنادار و حقیقی است، چیزی بیش از مجموعه‌ای از افراد غریبه به شمار می‌آید و فراتر از مجموع اعضای آن است. به بیان دیگر گروه مجموعه‌ای از دیدگاه‌ها و بینش‌هاست و نه افراد(بک، 1974 نقل از بارکر 1382).
با توجه به خلا پژوهش در حیطه کاربرد رویکرد شناختی-رفتاری در بهبود روابط زناشویی، این پژوهش در پی بررسی این مسأله است که زوج‌درمانی گروهی به شیوه شناختی رفتاری می‌تواند در پربارسازی روابط زناشویی همسران موثر باشد.
3-1 اهمیت و ضرورت تحقیق
تمدن جدید که در پرتو تمام تلاش های بشری و دستاوردهای علوم تجربی حاصل شده‌است چهره زندگی بشر را تغییر داد و دستاوردهای مدنی و صنعتی فراوان را درپی داشته‌است. اما همین تمدن جدید، نه تنها در درمان آلام و مصائب روحی بشر، توان لازم را نشان نداد، بلکه رنج‌های جدیدی بر دردهای پیشین افراد که غالب آنها از تاثیر زندگی صنعتی و مدرنیسم نشات گرفته، بر او تحمیل نموده‌است. خانواده چیزی بیشتر از مجموعه افرادی است که در یک فضای فیزیکی و روان‌شناختی با هم مشارکت دارند.
خانواده سیستم ارتباطی منحصر به فردی است که از روابط دوستی و کاری مجزاست. در جوامع مختلف روابط زوجی ارزش زیادی دارند به طوری که بیش از 80% از افراد طلاق گرفته دوباره ازدواج می‌کنند(گلدنبرگ، 2000).
بعضی از مطالعات نشان داده‌اند که در زندگی زوجین انواع تعارض‌هایی وجود دارد که زندگی آنها را تحت تاثیر قرار می‌دهد و به دیگر جنبه‌های زندگی نیز سرایت می‌کند.
از دیدگاه زوج درمانی شناختی- رفتاری، علل اکثر مشکلات رفتاری و تعارض‌های بین فردی از جمله تعارض زناشویی، مربوط به باورهای غیرمنطقی فرد است(شفیع‌آبادی، 1375؛ فلانگان و فلانگان، 2004). آلیس(2004) و بک(1983) معتقد می‌باشندکه تحریفات شناختی از جمله عواملی هستند که بیشتر از همه در دریافت و ادراک و تدبیر از واقعیت خارجی موثرند. این تحریفات ارتباط زیادی با نوسانات خلقی، هیجانات منفی و تعارضات میان فردی دارد(مومنی،1386).
با توجه به سهم چشمگیر تحریفات شناختی در ایجاد تعارض‌ها در بین همسران و رضایتمندی زناشویی(زارعی، 1385؛ یونسی، عسگری و بهرامی، 1387) و با توجه به اینکه یکی از وجوه ممیزه مهم بین زوج‌های مراجعه‌کننده به دادگاه خانواده و زوج‌های دارای رضایت‌مندی زناشویی، وجود تحریف‌های شناختی می‌باشد، پرداخت به این امر مهم و ضروری است که به اتکای آن می‌توان به تحکیم خانواده و کاهش نرخ طلاق و افزایش سلامت روان همسران بیانجامد.
یکی ضروریات انتخاب متغیر وابسته رضایت زناشویی علاوه بر اینکه مطابق تحقیقات ذکرشده از متغیرهای بسیار مهم در تعاملات زناشویی به شمار می‌رود، نو و جدید بودن این حوزه‌ها و کمبود تحقیقات مکفی در این زمینه است. برای درمان مشکلات ناشی از این مولفه در روابط زناشویی، شیوه‌های مداخله‌ای متعددی از درمان‌های فردی و گروهی تا آموزش مدل‌های مختلف به کار گرفته‌می‌شود. زوج‌درمانی به شیوه‌ شناختی-رفتاری، راهی برای توانمندسازی زوج‌ها در جهت افزایش تعاملات صمیمانه و کاهش افکار غیر منطقی در روابط زناشویی است که دیدی مثبت‌نگر دارد و هدفش تغییر شناخت‌های معیوب و الگوهای کهنه ذهنی و آموزش مهارت‌های ارتباطی و حل مساله است که می‌تواند به صورت فردی و گروهی اجرا شود. از آنجا که درمان‌های گروهی باصرفه‌تر و موثرتر از درمان‌های فردی به شمار می‌آیند(برگ ، 2006؛ فریمن و استوارت ، 2007؛ فری ، 1384؛ ثنایی، 1383). تحقیقاتی که اثربخشی این نوع درمان را مد نظر قرار می‌دهند، می‌توانند سبب کاهش هزینه‌های درمان هم برای درمانجویان و هم برای مراکز ارائه‌دهنده این خدمات شوند. همچنین مطالعه اثربخشی این روش درمانی در مورد تعاملات همسران، می‌تواند راهنمای مشاوران و زوج درمانگرانی باشد که انواع روش‌های زوج‌درمانی را به کار می‌برند، تا با مقایسه روش خود با رویکرد CBCT در صورت کارآمدی کیمی و کیفی بیشتر آن، از این روش جهت کمک به همسران و خانواده‌ها استفاده نمایند.
نتایج حاصل از این پژوهش توجه مشاوران خانواده را به اهمیت دو مولفه مهم رضایت زناشویی و تحریفات شناختی جلب نموده و زمینه را برای بررسی آنها در روابط با همسران مهیا می‌سازد.
مدل درمانی به کار رفته در این پژوهش، اصول و نحوه مداخله در حوزه رضایت‌مندی روابط زناشویی را به مشاوران می‌آموزاند و به ارتقا روابط همسران و پربارسازی آن کمک می کند.
پیام حاصل از این پژوهش، می‌تواند اهمیت بررسی نیازهای همسران جهت ایجاد رضایت‌مندی از روابط زناشویی و اهمیت هماهنگ بودنشان در حیطه شناختی را، در مشاوره‌های قبل از ازدواج بارز سازد.
از این پژوهش می‌توان در کارگاه‌های آموزشی که برای مشاوران و یا خانواده‌ها برگزار می‌شود، استفاده کرد و همچنین یافته‌های این پژوهش می‌تواند تاکیدی بر ضرورت آموزش دانشجویان رشته‌های مشاوره و روان‌شناختی در حیطه درمان و پربارسازی روابط زناشویی باشد.
4-1 اهداف پژوهش
الف) هدف کلی پژوهش
هدف کلی پژوهش حاضر بررسی اثربخشی زوج درمانی شناختی- رفتاری گروهی بر پربارسازی روابط زناشویی است.
ب) اهداف اختصاصی:
– تعیین اثربخشی CBCT بر ارتباط زوج‌ها
– تعیین اثربخشی CBCT بر حل تعارض بین زوج‌ها
تعیین اثربخشی CBCT بر کاهش مشکلات زوج‌ها در مسایل مالی
5-1 فرضیه‌های پژوهش
زوج‌درمانی شناختی- رفتاری، میزان رضایت‌مندی از روابط زناشویی همسران را افزایش می‌دهد.
زوج‌درمانی شناختی-رفتاری، بر ارتباط زوج‌ها موثر است.
زوج‌درمانی شناختی- رفتاری،بر تعارض‌ زناشویی اثرگذار است.
زوج‌درمانی شناختی-رفتاری بر کاهش مشکلات زوج‌ها در مسایل مالی موثر است.

مطلب مرتبط :   پایان نامه درمورد روزنامه ایران-فروش پایان نامه

‌زوج‌درمانی شناختی-رفتاری
تعریف مفهومی: رویکرد زوج‌درمانی شناختی-رفتاری، تلفیقی از رویکرد درمانی شناختی و رویکرد درمانی رفتاری و دربردارنده تمامی مبانی نظری این دو رویکرد است. درمانگر استراتژی‌های تغییر رفتاری از قبیل آموزش مهارت‌های برقراری ارتباط را با بازسازی شناختی ترکیب می‌کند. در این شیوه به مراجع کمک می‌شود تا الگوهای تفکر مخرب و رفتار ناکارآمد خود را تشخیص دهد و سپس برای کسب توانایی تغییر آنها از بحث‌های منظم و تکالیف رفتاری سازمان‌یافته‌ای استفاده نماید(باکوم و اپشتاین، 2002).
تعریف عملیاتی: مجموعه فنون اصلاح شناختی و رفتاری برگرفته از تئوری شناختی-رفتاری که توسط مشاوره در جلسات زوج‌درمانی اجرا می‌شود. این دوره زوج درمانی گروهی، شامل 10 جلسه و هر جلسه به مدت 3 ساعت و هفته‌ای یک جلسه می‌باشد. مجموعه درمانی ارائه‌شده، پس از تبادل نظر با استاد راهنما و مطالعه کتب و مقالات و پژوهش‌های مرتبط(که به طور کامل در فهرست منابع ذکر شده‌اند)، تدوین‌شده‌است.
شرح کامل بسته درمانی و نحوه مداخله در فصل سوم آمده‌است.
رضایت زناشویی
تعریف مفهومی: احساس عینی از خشنودی، رضایت، لذت تجربه‌شده توسط زن یا


دیدگاهتان را بنویسید